مانع تراشی برای رسانه ملی!
پژمان کریمی
15آذر،لایحه بودجه سال1394 بدست رئیس جمهور محترم، تقدیم مجلس شورای اسلامی شد.
در این لایحه ،آن چه تاسف برانگیز است ؛افزایش تنها شش درصدی بودجه یگانه رسانه "دیداری و شنیداری کشور" یعنی "صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران "است و آن چه شگفت آورتر می نماید،تاکید دولت بر اتکا بیشتر رسانه ملی به درآمد از محل اگهی های بازرگانی است.به عبارت روشنتر،رسانه ملی موکلف شده است در سال آتی ؛ از محل آگهیها ، 1200 میلیارد تومان ، درآمد بدست آورد!
چهارشنبه هفته گذشته مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی "محمد تقی سهرابی "در گفت وگویی خبری ،تاکید کرد؛" با میزان بودجه فعلی و بودجه اختصاص یافته برای سال آینده،صدا و سیما مجبور به آنتن فروشی است!"
حضرت امام خمینی (ره) شان صداو سیما را یک دانشگاه توصیف فرمودند.معنای این سخن،بدیهی است؛رسانه ملی باید منشاء صدور فرهنگ ملی و دینی به شمار آید و به تمامی؛ تبدیل به ابزار تصویر و تبیین گفتمان انقلاب اسلامی و تحقق سیاستهای فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران شود.
حال پرسش از دولتیان این است که ؛بهواقع آیا با اتکای بیشتر رسانه ملی به درآمد از محل آگهی های بازرگانی، می توان به ایفای نقش بایسته رسانه ملی دل بست و امیدوار بود؟
وقتی تنها رسانه شنیداری و دیداری کشور یا دقیقتربگوییم؛ تنها تریبون قدرتمند با مخاطبان گسترده کشور ونظام دینی،چشم به آگهی های بخش دولتی و خصوصی بچرخاند،می تواند:
یک:به سادگی انتقاد کند؟
دو: خط قرمزهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی وسیاسی و امنیتی را رعایت کند؟
سه : بی توجه به منافع کانون های سیاسی و اقتصادی قدرتمند ،به سادگی در مسیر استقلال و منافع نظام دینی حرکت کند؟
رهبر معظم انقلاب ،در23مهر1391با طرح سبک زندگی ایرانی و اسلامی ،فصل تازه ای را درافق آینده کشورمان گشودند.فصلی؛ برای بالندگی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی!
در میان رسانه ها،کدام رسانه بهتر و وسیع تر از صداو سیما توان و مجال دارد؛وارد میدان شود و شاخص ها و بایستگی ها و پیامدهای شگرف و مثبت سبک زندگی ایرانی واسلامی را تشریح و القا کند؟...کدام؟
رسانه ای که مجبور می شود برای حقوق کارکنان خود یا برای بودجه یک برنامه ساده خود،ناخواسته و به اجبار، آگهی هایی مغایر با سبک زندگی و سیاستهای خود پخش کند،می تواند منادی سبک زندگی شود؟!
تردید نکنید و شک نکنیم ؛ اغلب آگهی هایی که از رسانه ملی پخش میشود هدف تایید صاحبنظران و گردانندگان رسانه ملی نیست.اما چه باید کرد؟
در حال حاضر نزدیک به 140شبکه تلویزیونی علیه مردم ایران و نظام و انقلاب دینی مردم ایران، برنامه پخش می کنند!علیه مقاومت اسلامی فعالیت می کنند!
بی بی سی کارکنان بخش های مختلف خود را با هدف تعدیل هزینهها اخراج می کند جز کارکنان بخش فارسی!
در این هنگام،در ایران چه اتفاقی رخ می دهد؟دولت که باید به عنوان حامی و تقویت کننده رسانه ملی قد افراشته کند،رسانه ملی را رو به انفعال و بدتر از آن ؛رو به گذر ازنقش و وظایف و سیاستهایش هل می دهد و وادار می کند!
اتکا به درآمدهای بازرگانی یعنی وابستگی به سرمایه کسانی و مجموعههایی که اگر نگوییم همه اما، اغلب به "سود"خود فکر می کنند و نه چیزی به عنوان "فرهنگ "و گفتمان انقلاب " .مگر غیر از این است؟
چرا دولت ناخواسته مروج سرمایه داری ازمسیر رسانه ملی می شود؟
چه مهندس عزت الله ضرغامی در دوران ریاست خود و چه دکتر محمد سرافراز،به ضرورت کاهش میزان اتکا به درآمد اگهی های بازرگانی تاکید داشتند.دکتر سرافراز در نخستین روزهای تصدی ریاست رسانه ملی به ضرورت کاهش پخش آگهی های بازرگانی، هم به دلایل خط مشی رسانه ملی و هم خواست مخاطبان اشاره نمود؛مخاطبی که ازتماشای آگهی ها لذت نمی برد!اما میزان بودجه سال 94 سازمان و وادار کردن آن به آنتن فروشی، مجالی برای دکتر سرافرازبرای تغییر و تحول بجا نمی گذارد و اولین مانع جدی برای رسانه ملی در فصل جدید فعالیتش تلقی می شود!
در هرجای دنیا تولید "خبر"گران است.گسترش خبر و اطلاعات ،هزینه بر است!در هر جای دنیا تولید اثر سینمایی و تلویزیونی و رادیویی گران است!در هر جای دنیا دولت کمک می کند رسانه های قدرتمند کشورش، چابک تر و استوار تر فعالیت کنند.دولت رسانه ملی را در صدر می نشاند تا صدای حاکمیت و وحدت ملی بلندتر به گوش رسد و واضح تر دیده شود!تا فرهنگ بومی بهتر منتشر شود و سیاستهای کلان و استراتژیک فرهنگی مناسبتر دنبال شود!مانع تراشی برای رسانه ملی در مسیر انجام وظایف اش به کاهش تولیدات فاخر و با کیفیت منجر می شود و فاجعه ریزش مخاطب به بار میآید.اگر ما نتوانیم مخاطب مان را درگیر رسانه محرم و داخلی کنیم ،رسانههای اجنبی و معاند در کمین – نه نشسته – که ایستاده اند!
برخی یعنی این واقعیت را نمی دانند؟!