کد خبر: ۳۲۰۹۳
تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۲
نگاهی به فیلم «شهر موش ها2»

شهر بی‌هویت


 آرش فهیم
 فیلم «شهر موش ها2» یک فیلم عروسکی متوسط با داستان و ساختاری نه چندان بدیع و شگفت‌انگیز است که حتی توانایی زیادی هم در خلق لحظات مفرح و سرگرم‌کننده برای مخاطب خوردسال خود ندارد. واقعیت این است که «شهر موش ها2» موفقیت اقتصادی خود را بیش از هر چیزی مدیون سابقه و آوازه دیرین خودش است. برای بعضی از مردم، بازگشت دوباره «موش‌های انسان وار» در یک فیلم، آن هم پس از گذشت حدود 30 سال، وجهی خاطره‌انگیز دارد. همچنان که بزرگسالان، برای تماشای این فیلم از کودکان و نوجوانان علاقه بیشتری دارند. آنچه به «شهر موش ها2» لطمه وارد کرده است، بی‌هویتی این فیلم است. یعنی شهر بازسازی شده فیلم، هیچ شناسنامه و فرهنگ و آدابی ندارد. تنها چیزی که می‌بینیم، بازسازی یک شهر با برخی مناسبات روز جامعه امروز ماست. پدیده‌هایی مثل خودرو، خبرگزاری، شبکه تلویزیونی، روزنامه، پلیس و کافی شاپ، برخی از ساختارهای زندگی شهری آشنا برای مخاطب امروز است. اما درون این کالبد، هیچ روحی دمیده نشده است. نکته مهم این است که در دنیای امروز، فیلم‌ها و انیمیشن‌های کودکان و نوجوانان از مهم‌ترین ابزارهای ترویج و تقویت فرهنگ آمریکایی و سرمایه داری در جهان هستند. به طوری که به جرئت می‌توان گفت، کارتون‌هایی مثل «باب اسفنجی»، «داستان اسباب بازی‌ها»، «سفید برفی و هفت کوتوله»، «پری دریایی» و ... بیشتر از ابزار و ادوات نظامی به کمک سلطه طلبی آمریکایی‌ها آمده‌اند. به همین دلیل هم، هویتمندی یکی از اصلی‌ترین شاخصه‌های هر نوع کار فرهنگی و به ویژه تولید هنری و رسانه‌ای برای نونهالان است. یکی از دلائل ماندگاری فیلم «شهر موش‌های 1» شباهت زیاد زندگی و اخلاق و مرام موش‌ها با شرایط زمانه خودش بود. اما قسمت دوم، یک شهر بی‌هویت و بدون روح فرهنگی است. موش‌هایی که تنها وجه اشتراک آنها با ما، زبان فارسی آن هاست وگرنه هیچ نماد و نشانه دیگری که گویای ایرانی بودن آنها باشد را ندارند. در چنین حالتی، مقاومت موش‌ها در برابر گربه‌های مهاجم که می‌توان آنها را نمادی از ابرقدرت‌ها و دشمنان غربی کشورمان دانست، با دعوای موش و گربه معروف (تام و جری) تفاوت چندانی پیدا نمی‌کند.
«شهر موش ها2» نیز مثل خیلی دیگر از آثار سینمای ما فاقد فیلمنامه‌ای مستحکم و درست و درمان است و عجیب اینکه نگارش این فیلمنامه بر عهده نویسنده با تجربه‌ای به نام فرهاد توحیدی بوده. ماجرای فیلم در ادامه داستان قسمت اول آن شکل می‌گیرد؛ موش‌هایی که در «شهر موش ها» دیده بودیم، حالا همه بزرگ شده، خانواده تشکیل داده و مشغول بزرگ کردن بچه هایشان هستند. آنها شهری زیبا و آرام ساخته‌اند، اما شیطنت و بازیگوشی سه تا از بچه موش‌ها، شهر را با تهدید حمله گربه‌ها مواجه می‌کند. اما مقاومت موش‌ها باعث شکست گربه‌ها می‌شود. این خلاصه داستان نشان می‌دهد که فیلم، قابلیت تبدیل شدن به یک «فانتزی حماسی» را داشت. اما پرداخت ضعیف ماجراها در فیلمنامه سبب ابتر ماندن مضمون فیلم شده است.
فیلمنامه از همان ابتدا با مشکل مواجه است؛ در داستان عنوان می‌شود که موش‌ها بچه‌های خود را از خارج شدن از شهر بر حذر می‌دارند، چون ممکن است در دام گربه بیفتند. خب، چه چیزی باعث امنیت شهر شده است؟ آیا شهر موش‌ها مخفی است و یا حفاظ امنیتی و قدرتی دفاعی آن را از دستبرد دشمنان موش‌ها بازداشته است؟ آنچه در فیلم، به عنوان شهر امن موش‌ها نشان داده می‌شود، می‌تواند تفرجگاهی برای گربه‌های گرسنه باشد و امنیت آن با بیرون از شهر تفاوتی نمی‌کند. در ادامه، وقتی سه تا از بچه موش‌ها برای گردش و تماشای دنیای بیرون، از شهر خارج می‌شوند، بچه گربه‌ای را پیدا می‌کنند که توسط مادرش رها شده و در نامه‌ای، از یابنده فرزند خودش خواسته تا با او به مهربانی رفتار شود. اما معلوم نمی‌شود که آن گربه به چه دلیلی بچه تازه متولد شده اش را در آب رها کرده است؟ در ادامه فیلم، سه گربه سیاه خودشان را نشان می‌دهند که در پی بچه گربه هستند. این بار هم معلوم نمی‌شود که این سه گربه سیاه، با بچه گربه چه کاری دارند و چرا می‌خواهند آن را تصاحب کنند؟ همه این کمبودها، داستانی لق و فاقد ساختار را پدید آورده است.