کد خبر: ۳۱۷۲۴۹
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۵
جنگ سرد فرهنگی؛ سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر- ۱۵۴

فرمول‌ هالیوود پروژه آزادی نظامی

فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند

کمیته آمریکایی مک کارتی همچنین صلاح دید که ویتاکر چمبرز، مشهورترین خبرچین آمریکا را به عضویت هیئت اجرائی خود منصوب کند، کسی که شهادتش کار و پیشه اَلجِر هیس را به خاک سیاه نشانده شده بود. 
چمبرز، هنر جاسوسی را به قله‌های جدیدی رساند‌، تا جایی که یکی از همکاران ارشدش در تایم-لایف (جایی که او سردبیر بود) در حضور لوس به او گفت: «فکر می‌کنم فیلم مورد علاقه‌ات باید «خبرچین»1 باشد.» سول استاین با هیجان به چمبرز نوشت که انتصاب شما منجر به «چندین تماس ناشناس پس از نیمه‌های ‌شب شده که تهدید به «محو کردن (اعضای هیئت‌مدیره) از روی زمین» کرده‌اند.» و در پایان افزود: «خدایا، گویا این حماقت همیشه همراهمان خواهد 
بود.»
چمبرز در کتاب زندگینامه خود که تحت عنوان شاهد در سال ۱۹۵۲ منتشر شد، نوشت: «مسئله مورد بحث این بود که آیا این جامعه بیمار که ما آن را تمدن غرب می‌نامیم، می‌تواند در اوج شکوه و جلال خود2، مردی را پرورش دهد که ایمانش به این تمدن چنان قوی باشد تا برای دفاع از آن داوطلبانه از همه چیزهایی که برای انسان‌ها عزیزند، از جمله جان خویش، دست بکشد.» 
چمبرز که خود را مانند داوود معرفی می‌کرد، مبلغ ۷۵۰۰ دلار از هفته‌نامه سَتردِی ایوینینگ پست برای گرفتن فلاخنش به سمت کمونیست‌ها پول دریافت کرده بود. 
این مجله کتاب او را به در هشت شماره به صورت پاورقی منتشر کرد. 
آندره مالرو پس از خواندن «شاهد» به او گفت: «تو از آن دسته‌ افرادی هستی که با دست‌های خالی از جهنم بازنگشتی3.» 
در ‌هالیوود، جنگ صلیبی برای پاکسازی فرهنگ آمریکایی از ناخالصی بی‌دینی توسط هِدا هوپر و لولا پارسونز، دو ماشین شایعه‌سازی، کلید خورد. 
این دو بانو برای سلامت اخلاقی جامعه همان نقشی را ایفا می‌کردند که خانم بیتون4 برای نظافت آشپزخانه می‌کرد. 
این دو الهه انتقام و پلیس‌های نگهبان که حقوق‌های بالایی دریافت می‌کردند بر سر دروازه‌ها گمارده شده بودند تا مانع ورود گناهکاران، خائنان به وطن و هنجارشکنانی شوند که لیاقت استنشاق هوای پاک در کنار رسولان اخلاقی چون لویی بی. مه‌یر ‌(بنیانگذار و رئیس کمپانی فیلمسازی متروگلدوین مه‌یر)، هری کوهن‌(بنیانگذار و رئیس کمپانی کلمبیا)، جک وارنر ‌(از بنیانگذاران و رؤسای کمپانی برادران وارنر)، داریل زانوک (از تهیه‌کنندگان معروف ‌هالیوود)، سَم گلدوین (از بنیانگذاران متروگلدوین مه‌یر) و چند فرد انگشت‌شمار دیگر را نداشتند. 
خشونت این بانوان نسبت به کمونیسم، صرفاً تقلیدی از شیوه‌های خودِ آن بود و در واقع عیناً با آن برابری داشت.
هاپر و پارسونز، بی‌آنکه شاید خود بدانند، [بخشی از پروژه] «آزادی نظامی» Militant Liberty بودند، این عبارت به یک کارزار فوق سری اشاره داشت که از سوی پنتاگون، نیروی دریایی، شورای امنیت ملی و هیئت هماهنگی عملیات طراحی شده بود تا مفهوم «آزادی» را در فیلم‌های آمریکایی بگنجاند. 
در روز جمعه، ۱۶ دسامبر ۱۹۵۵، نشستی محرمانه توسط ستاد مشترک تشکیل شد تا در مورد چگونگی بهره‌گیری ‌هالیوود از ایده «آزادی نظامی» بحث شود. 
بر اساس یک گزارش فوق سری، پروژه «‌آزادی نظامی» برای سینما و‌ هالیوود با این هدف طراحی شده بود که: «اولا اصول و روش‌هایی که سبک زندگی آمریکایی براساس آن قرار می‌گیرد را توضیح و نشان دهد،
ثانیا مردم آزاد را نسبت به تهدید و مخاطره‌ای که ایدئولوژی‌های مخالف سبک زندگی آمریکایی دارند، آگاه سازد،
ثالثا انگیزه‌ای برای مقابله با این تهدید ایجاد نماید.»
کریستوفر سیمپسون، مورخ فرهنگی، در‌باره این فرمول ‌هالیوود توضیح داد: 
«ایده این بود که یک شعار سیاسی خلق شود، یک عبارت جذاب که اکثر مردم تصور کنند که خودجوش ظهور کرده، اما در واقع عمداً به فرهنگ تزریق شده بود. 
این یک عملیات تبلیغاتی بسیار پیچیده در زمان خود بود.»
پانوشت‌ها:
1- فیلمی ساخته جان فورد در سال 1935 که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد.
2- در بهترین حالت خود.
3- او از کسانی بود که از راه کمونیسم برگشته بود، یعنی دست خالی از جهنم کمونیسم برنگشتی و دامنی از افشاگری‌ها را با خود به همراه آوردی. ظاهرا کتاب شاهد چمبرز به افشاگری علیه کمونیست‌ها پرداخته.
4- کتاب خانم بیتون با عنوان «مدیریت خانه خانم بیتون» (Mrs Beeton›s Book of Household Management) که اولین بار در ۱۸۶۱ منتشر شد، به مدت بیش از ۱۵۰ سال مرجع اصلی زنان طبقه متوسط و بالای انگلیس برای امور خانه‌داری بود. همان‌گونه که خانم بیتون نماد نظم وسواس‌گونه در نظافت آشپزخانه بود،‌ هاپر و پارسونز هم نماد پاکسازی اخلاقیِ وسواس‌گونه در ‌هالیوود بودند.