اخبار ویژه
خیانت مکانیسم ماشه چگونه طراحی و اجرا شد؟
چه شد از وعده توخالی آقای روحانی درباره لغو یکجا و برگشتناپذیر تحریمهای مالی و اقتصادی و بانکی، به استفاده اروپا(پایمالکننده توافق) از مکانیسم ماشه علیه ایران رسیدیم؟!
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳، همزمان با انتشار برخی گزارشهای نگرانکننده از محتوای مذاکرات، گروهی از کارشناسان در نشستی با عنوان «دلواپسیم»، به نقد ابعاد مختلف روند مذاکرات پرداختند. اما دولت روحانی و حامیان آن، به جای استقبال از نقد صاحبنظران، واژه «دلواپسان» را تبدیل به حربهای برای توهین و تمسخر، ساکت نمودن کارشناسان، و دوقطبیسازی جامعه کردند!
روحانی در حالی که در کنار ظریف، سرگرم مغازله با طرف اروپایی بود و اروپاییها را نگران اشتغال جوانان ایرانی معرفی میکرد(!) منتقدان را مورد توهین قرار میداد؛ چنان که گفت: «یک عده به ظاهر شعار میدهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش میآید میگویند ما میلرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است. ما چکار کنیم؟»
کمیسیون ویژه بررسی برجام پس از ۴۴ روز بررسی، بیش از ۴۰ ایراد حقوقی، فنی، اقتصادی، امنیتی، اجرائی، تضمینی مهم را در متن توافق فهرست کرد که نشان میداد توافق به شکل فعلی، به زیان ایران پیش خواهد رفت. در گزارش کمیسیون از جمله آمده بود: «مکانیسمهای داوری مندرج در قطعنامه 2231 و بندهای 36 و 37 برجام به طور کاملاً واضح و عامدانه بر ضد ایران تنظیم شده و عملاً برای ایران غیرقابل مراجعه است. ایران در هیچ مراجعهای به این مکانیسمها برنده نخواهد بود و عملاً نمیتواند به هیچ نقض کلی یا جزئی از سوی 1+5 به نحوی واکنش نشان بدهد که منجر به برهم خوردن توافق نشود.... توافق برجام هیچگونه ضمانت اجرائی حقوقی و قانونی به جز قطعنامه غیرالزامآور 2231 شورای امنیت ندارد و هر یک از اطراف توافق در هر زمان که اراده کند میتواند اجرای آن را متوقف ساخته و تحریمها علیه ایران را بازگرداند. این معادله برای ایران مخاطرهآمیز ارزیابی میشود».
اما نمایندگان آن روز مجلس، تحت فشار فضاسازی سنگین دولت روحانی(و برخلاف هشدارهای کمیسیون ویژه خود در زمینه بررسی برجام)، رای به تصویب بیکم و کاست برجام دادند! اگر مرحوم علیاصغر زارعی، فرمانده و جانباز دفاع مقدس، در روز تصویب برجام فریاد زد و گریه کرد و کارش به اورژانس کشید، در مجلس بعدی، نمایندگانی بودند که با حرص و ولع، برای عکس یادگاری گرفتن با خانم موگرینی(مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا) سر و دست میشکستند!
دو سال طول کشید تا آقای ظریف تحت فشار افکار عمومی و پوچ درآمدن وعدههای همین خانم موگرینی بگوید: «اروپا شرافت خود را در برجام فروخت». ظریف همچنین با هفت سال تاخیر، اخیرا گفت: «اشتباه میکردیم که از اروپا توقع داشتيم اینستکس راه بیندازد». این در حالی بود که روحانی، زمان خروج آمریکا از برجام گفته بود: «شرّ مزاحم برجام کم شد»!
حتی پس از خروج آمریکا از توافق، حرفهای مهمل و فریبکارانه موگرینی، تیتر اصلی شیدایان و بزککنندگان برجام میشد، بیآنکه به بیشرافتی اروپا بپردازند: «در برجام میمانیم»، «اروپا کنار ایران»، «هر چه تهران بگوید» و «اروپا علیه آمریکا»!!
آقای روحانی، به تعبیر موگرینی تضمین داده بود که حتی در صورت خروج آمریکا، به شکل یکطرفه در توافق بماند. روحانی تازه با یک سال تاخیر گفت: «اینستکس (وعده پسا برجامی اروپا) به هیچ دردی نمیخورد» اما تا سه سال، انجام یکطرفه تعهدات را با وجود عهدشکنی و دغلبازی اروپا ادامه داد.
برجام، طوری تدوین شده بود که اگر هیچ سودی به ایران نمیرساند، ظرفیت همیشگی تهدید را در پوشش مکانیسم ماشه، با خود حمل کند. به همین علت، هر چند از روز اول از سوی طرفهای غربی نقض و پایمال(عملا ابطال) شد، اما این ظرفیت را در متن خود داشت که تحت عنوان مکانیسم ماشه، به تهدید ایران در بازگرداندن قطعنامههای تحریکی شورای امنیت بپردازد.
جریان غربگرا هر چند مدعی بود با مذاکره و توافق میخواهد تحریمها را لغو کند، اما واقعیت این بود که سختترین قطعنامه یعنی 1929 برای حمایت از فتنه(شکست خورده) سبز، یک سال از انتخابات 1388 بود.
درباره نقش منحصر به فرد برخی سران فتنه در اعمال تحریمهای سنگین علیه ایران، باید گزارش روزنامه لس آنجلس تایمز در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ را مورد توجه قرار داد، آنجا که جان هانا مقام آمریکایی گفته بود: «مطمئناً پیامی که از گردهمایی اخیر فعالان اپوزیسیون ایران- که در میان آنها بعضی شخصیتهای نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و باید هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم ضعیف و یا تدریجی، فقط به رژیم امکان میدهد که خودش را تطبیق دهد. آنها گفتند تحریم برای اینکه مؤثر باشد، باید به صورت شوک وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن».
این روزنامه همچنین، ۱۰ مهر ۱۳۸۸: «برخلاف غرور ملی ایرانیها، اپوزیسیون و جنبش سبز از فشار غرب راضی است. یکی از مخالفان میگوید افشای وجود یک نیروگاه هستهای جدید، بر فشارها خواهد افزود و همین موجبات رضایت جنبش سبز را فراهم میکند. اما اغلب ایرانیها مخالف سازش بر سر برنامه هستهای هستند؛ این یک حس ملی است که حتی قبل از انقلاب هم وجود داشته است.»
بورل: ایران به تعهدات پایبند بود اروپا به تعهداتش عمل نکرد
اتحادیه اروپا در حالی به بهانه نقض برجام از سوی ایران، اجرای مکانیسم ماشه را به شورای امنیت ارجاع داده، که رئیس قبلی سیاست خارجی این اتحادیه به عهدشکنی خودشان و پایبندی ایران به توافق اعتراف کرده است.
جوزپ بورل، 6 اسفند 1399 در اندیشکده «شورای آتلانتیک» تصریح کرد: ایران برای مدت طولانی به تعهداتش پایبند بود؛ و ما به تعهداتمان عمل نکردیم.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته بود: ایران تا زمانی که ترامپ به صورت یکجانبه از برجام خارج شد، به تعهداتش در برجام پایبند بود و این پایبندی را برای مدت طولانی ادامه داد. آنها الان دیگر این کار را انجام نمیدهند، اما در اینسو، ما تعهدات اقتصادیمان را اجرا نکردیم. این مسئله سادهای نیست.
او افزوده بود: ایران درباره محقق نشدن رفع تحریمها گلایه داشت. ما سعی کردیم از طریق اینستکس تجارت مشروع را برقرار کنیم اما نتیجه چندان بزرگی حاصل نشد. وی همچنین خواستار محدود شدن مذاکرات با ایران تنها در مسئله برجام شده و گفته بود: «شاید مسائل دیگری هست که باید مدنظر قرار بگیرند اما همهچیز را نباید به صورت با هم مطرح کرد، چون در این صورت، روند [گفتوگوها] مسدود
میشود.»
علایی: حرفی از رفع تحریمها در مذاکرات نبود
مدیرعامل یک صندوق دولتی میگوید: استراتژی مذاکراتی ما، قبل از جنگ به درستی تنظیم نشده بود. استراتژی مذاکراتی آمریکا «توافق یا بمباران» بود و ویتکاف برای وادار کردن ایران به پذیرش غنیسازی صفر، مذاکره میکرده است و حرفی از رفع تحریمها در مذاکرات زده نشده است.
حسین علایی، مدیرعامل صندوق فولاد (زیرمجموعه وزارت رفاه و کار و تعاون) در گفتوگو با جماران اظهار کرد: ایران به دنبال آن بود تا از طریق مذاکرات و گفتوگوها، سطح تنشها با ایالاتمتحده را کاهش دهد، ولی ترامپ با تشویق اسرائیل جهت شروع جنگ با ایران و نیز با بمباران تأسیسات هستهای ایران، سطح تنشها را به اوج رسانید و مردم ایران را نسبت به نیت و اهداف آمریکا بسیار بدبینتر کرد. آمریکا نشان داد که به جز بهرهگیری از زور عریان به چیز دیگری در روابط بین کشورها و معادلات جهانی فکر نمیکند.
علایی همچنین گفته است:
- مهمترین موضوع سیاست خارجی در دولت چهاردهم، موضوع هستهای و تحریمهای آمریکا علیه ایران بوده است. گرچه این دولت توانست مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا را شروع کند، اما درنهایت متأسفانه اسرائیل و آمریکا جنگ علیه ایران را بدون هیچ بهانهای آغاز کردند و تمام تأسیسات هستهای ایران را از بین بردند. فشارهای همهجانبه و تحریمهای غیرقانونی هم ادامه یافت و تحریمهای ظالمانه جدیدی هم علیه ایران اِعمال شد که همچنان رو به افزایش است. بنابراین، دستگاه دیپلماسی گرچه تلاش زیادی کرد و از هر نوع مذاکرهای استقبال نمود، ولی نتوانست جلوی جنگ و نیز تداوم تحریمها را بگیرد و فرآیند اسنپبک هم توسط اروپاییها به جریان افتاد.
- به نظر میرسد که استراتژی وزارتخارجه در طی مذاکرات با آمریکا با توجه به واقعیات تنظیم نشده بوده است. وزارت امور خارجه در عمل نتوانسته به درستی و بموقع، دست آمریکا و نیت ترامپ را از مذاکرات بخواند. به نظر میرسد که از ابتدا ابتکار مذاکرات در اختیار آمریکا بوده و ویتکاف برای وادار کردن ایران به پذیرش غنیسازی صفر مذاکره میکرده است و حرفی از رفع تحریمها در مذاکرات زده نشده است.
- آمریکا از موضع بالا و برای اِعمال زور وارد مذاکرات شده بود و ایران باید متناسب با استراتژی آمریکا و نقاط قوت و ضعف خودش و نیز منابع در اختیار، استراتژی مذاکره را تعیین میکرد تا بتواند در تله مذاکراتی آمریکا نیفتد.
- استراتژی مذاکراتی آمریکا «توافق یا بمباران» بود و اصلاً ترامپ به دنبال فرآیند مذاکره برای نیل به یک توافق «برنده- برنده» نبوده است، بلکه میخواسته تا یک نوع مذاکره «برنده- بازنده» را انجام دهد.
- آمریکا مذاکرات را به شکست کشاند و بدون توجه به تعیین وقت برای دور ششم مذاکرات، به اسرائیل اجازه داد تا جنگ را شروع کند. این در حالی بود که وزیر خارجه پس از هر دور مذاکره، گزارشی حاکی از سازنده بودن مذاکرات ارائه میداد و چنین حسی را ایجاد میکرد که مذاکرات در مسیر به نتیجه رسیدن، جلو میرود که بعداً معلوم شد اینگونه نبوده است.
- ایران میتواند در مذاکرات جدید با آمریکا شرکت کند و پیشنهادی را بر مبنای پذیرش تعلیق غنیسازی در ازای رفع کامل تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران و نیز جبران خسارات جنگ، به آمریکا ارائه نماید تا انشاءالله وضعیت تغییر کند. البته این پیشنهاد به مفهوم به نتیجه رسیدن آن نیست، زیرا ترامپ به دنبال تأمین نظرات اسرائیل است.
آن روز که رهبری گفت به 3 کشور اروپایی اعتماد نکنید
رهبر حکیم انقلاب، پس از خروج آمریکا از برجام، رفتار خباثتآلود طرف اروپایی را پیشبینی کردند و این در حالی بود که برخی مدیران وقت ادعا میکردند میتوانند توافق را با اروپا ادامه دهند.
ایشان ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ در دانشگاه فرهنگیان گفتند:
«شنیدید، رئیسجمهور آمریکا حرفهای سخیف و سبُکی زد... کسانی از معاریف این کشور و مسئولان سطح بالا که به بنده مراجعه میکردند و میگفتند «شما چه اصراری دارید که روی این مسئله هستهای میایستید؟ چه اصراری دارید؟ خب آمریکاییها بهانهگیری میکنند، بدجنسی میکنند، خباثت میکنند؛ بگذارید کنار، خودمان را راحت کنیم»؛ این را به من میگفتند. البتّه این حرف غلط بود چون مسئله هستهای، نیاز کشور است؛ این را من بارها گفتهام؛ ما تا چند سال دیگر احتیاج داریم بیست هزار مگاوات برق هستهای داشته باشیم؛ این محاسبه مسئولان کشور است؛ نیاز به این داریم؛ خب از کجا [بیاوریم]؟ این نفت ابدی که نیست؛ آن روزی که این نفت در اختیار نبود یا با این شدّت و فراوانی نبود، آنوقت ما باید تازه شروع کنیم به دنبال انرژی هستهای و امکانات هستهای؟ نسلهای آن روز، لعنت نخواهند کرد که آن وقتی که شما باید شروع میکردید، شروع نکردید؟
حالا گیرم احتیاج نداشتیم؛ بنده به آنها میگفتم مسئله ایرادگیری آمریکا و تحریمهایی که اعمال میکنند و دشمنیای که میکنند، مربوط به انرژی هستهای نیست، این بهانه است؛ این را اگر گذاشتیم کنار، یک بهانه دیگر پیدا میکنند. میگفتند «نه آقا اینجوری نیست»؛ حالا ملاحظه کردید که اینجوری است. مسئله انرژی هستهای را ما در برجام به شکلی که مخالفین ما میخواستند، قبول کردیم امّا دشمنیها تمام نشد...
...امّا راجع به برجام؛ خب، بنده از روز اوّل بارها و بارها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید! هم در جلسات خصوصی این را گفتم، هم در جلسات عمومیِ مردمی گفتم؛ در جلسات خصوصی بیشتر هم این را گفتم؛ گفتم به اینها اعتماد نکنید؛ اگر میخواهید قرارداد ببندید، تضمینهای لازم را فراهم بکنید، بعد صحبت کنید، بعد قرارداد ببندید، بعد امضا کنید؛ به حرفِ اینها اعتماد نکنید. یکی از چیزهایی که بنده آنوقت، بخصوص روی آن تصریح کرده بودم این بود که گفتم ما این قرارداد را قبول میکنیم به این شروط- چند شرط بود- یکی از شرطها این بود که گفتیم رئیسجمهورِ وقتِ آمریکا بنویسد و امضا کند که تحریمها برداشته شد؛ این جزو شرایط ما بود، خب، مسئولین محترم زحمت کشیدند، تلاش کردند، عرق ریختند، [ولی] نتوانستند و این نشد و نتیجهاش این است که دارید مشاهده میکنید: دو سال، دو سالونیم گذشته، ما به همه تعهّدات عمل کردهایم، این مردک میآید بیرون و میگوید که من قبول ندارم و خارج میشوم.
حالا گفته میشود که برجام را میخواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من میگویم به اینها هم اعتماد نکنید؛ [اگر] میخواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست بیاورید- تضمین واقعی، تضمین عملی- وَالّا فردا اینها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد، [امّا] به یک شیوه دیگر. روشهای سیاسی و دیپلماسی، روشهای ویژهای است؛ گاهی لبخند میزنند و در حال لبخند، خنجر را تا دسته در سینه انسان فرو میکنند؛ دیپلماسی این است دیگر؛ با اخلاق خوش، با تعریف و تمجید که «بله شما خیلی خوبید، شما آقایید، ما میدانیم شما قرارداد را به هم نمیزنید،»! اگر چنانچه توانستید تضمین از آنها بگیرید بهطوری که بشود اعتماد کرد، خب اشکالی ندارد، حرکتتان را ادامه بدهید؛ اگر نتوانید چنین تضمین قطعیای را بگیرید- که بنده هم بسیار بعید میدانم که بتوانید تضمین بگیرید- آنوقت دیگر نمیشود اینجوری حرکت کرد و اینجوری ادامه داد. برای تأمین منافع، به حرفِ فلان رئیس و فلان نخستوزیر و فلان صدراعظم اعتماد نکنید؛ حرف اینها اعتباری ندارد؛ امروز یک چیزی میگویند، فردا یکجور دیگری عمل میکنند؛ هیچ رودربایستی هم ندارند، خجالت هم اصلاً نمیکشند. متأسّفانه در عالم دیپلماسی چیزی که وجود ندارد اخلاق انسانی است؛ بخصوص این غربیها، اروپاییها که هیچ اصلاً اخلاق را در ارتباطات گوناگون دیپلماسی و امثال اینها، بو نکردهاند؛ فقط صرفاً بر طبق منافع خودشان فکر میکنند و حرکت میکنند و نقشه میکشند. با اینها باید با دقّت رفتار کرد.»