خروج ارتش علیه مردم هم فایده نداشت
فضای گرگومیش قدرت حتی به وضوح در زمان دیدار فرمانده نیروی هوائی اسرائیل، سرتیپ دیوید عوری 27 اکتبر 1978[16 آبان 1357] در تهران ظاهر شد. عوری در حقیقت آخرین افسر ارشد اسرائیلی بود که قبل از سرنگونی شاه از ایران بازدید کرد.
در همان ایام جنبش اعتراضی به یک جنبش انقلابی واقعی تبدیل شد. اعتصابات و تظاهرات در سرتاسر کشور گسترش یافتند و تولید نفت کاهش یافت و به سختی تنها نیاز محلی را تأمین میکرد. مکانیسم دولتی تعطیل شد، مؤسسات بانکی کار نمیکردند و در بازارها کمبود شدید کالاهای خوراکی ضروری قابل تشخیص
بود.
«سپاه پاسداران» که اعضایش در اردوگاه آزادیبخش فلسطین در لبنان و لیبی آموزش دیده بودند، شروع به ظاهر شدن در خیابانهای شهرها کردند، برخی از آنها مسلح بودند.1
به دلایل محرمانه و امنیتی، هلیکوپتری پیوسته در اختیار سرتیپ عوری و مستشار ارتش اسرائیل در تهران، سرتیپ دوم اسحاق سگو قرار گرفت و به وسیله آن از جایی به جایی
میرفتند.
با توجه به وضعیت تصمیم گرفتیم انتقال پول به ایران را متوقف کنیم و 31 اکتبر 1978[10 آبان 1357] درباره تصمیممان به هرتزل متصلیخ که جایگزین افرایم لفیشیتص به عنوان نمایندهام در تهران بود، خبر دادیم.
2 نوامبر[12 آبان] هرتزل از تهران درباره وضعیت گزارش داد و اینچنین نوشت: «اعتصاب در بانک ملی روز شنبه 28/10/1978 شروع شد و دیروز به پایان رسید. به جز مقادیری نمادین، پولها را از بانکها خارج کردیم. برای هر موضوعی پول نقد در دست دارم.
دیروز اعتصابی در «ایران ایر» آغاز شد و این اتفاق ممکن است سفر اریه را به بوشهر برای دریافت واحدها بههم بزند...»
6 نوامبر شروع به جمعآوری لیستهای بهروزشده تکنیسینهای شرکت «مهندسی نمکزدایی» در ایران کردیم.
موضوع درباره تکنیسینها و خانوادههایشان مستقر در جزیره کیش(در تأسیسات غیرنظامی و تأسیسات آب شیرینکن نیروی هوائی ایران)، پایگاه نیروی هوائی ایران در جاسک و پایگاه نیروی هوائی ایران در بوشهر بود.
لیستها از جمله آدرسها و شمارههای تلفن را از طریق حییم، افسر امنیتی سفارت منتقل کردیم که لیستها را از همه شرکتها و نهادهای اسرائیلی که در ایران فعالیت میکردند جمعآوری کرد.
با دستور گیزی، ستادهای فرماندهی منطقهای با مسئولیت مدیران و افسران نیروهای ذخیره از میان اسرائیلیهایی که داوطلب کمک بودند در تهران و شهرستانها مستقر شدند. هر ستاد فرماندهی قرار بود محل تجمع خانوادههای ساکن همان منطقه باشد؛ در صورتی که تجمع آنها برای حفاظت یا تخلیه مورد نیاز باشد.
در هر ستاد فرماندهی از مدتها قبل کنسرو، آب و سوخت برای دوره احتمالی و همینطور وسایل ارتباطی برای زمان اضطراری آماده شدند.
با توجه به ضعف حیرتآور دولت در سرکوب آشوبها، شاه متقاعد شد تا ارتش را بیرون بیاورد و دولت شریفامامی را منحل کرد.
فرمانده ارشد قدیمی ارتش، ارتشبد ازهاری دولت نظامی را گردآوری و از طریق دستور اضطراری سعی کرد تا نظم را به حالت خود برگرداند اما فایده نداشت. بیقانونی در کشور مستولی شد و سفیران[از ایران] برگشتند، نمایندگان اسرائیل به تدریج شروع به تخلیه شهروندانشان کردند. ابتدای 1978 بیش از هزار و پانصد خانواده اسرائیلی در ایران بودند اما در طول سال رفته رفته تعدادشان کاهش یافت.
۶ نوامبر 1978[16آبان 1357] بعد از یک روز سخت و خطرناک آشوبها و تظاهرات، تصمیم به بستن مدرسه اسرائیلی در تهران گرفته شد و عملیات تخلیه اولیه خانوادههای اسرائیلی از شهرستانها در حجمی وسیع انجام
شد.
در همان روز هواپیماهای «اِلعال» سیصد و شصت و پنج شهروند اسرائیلی که اکثرشان زن و کودک بودند را تخلیه کردند. در بین افراد تخلیهشده خانوادههای تکنیسینهای «مهندسی نمکزدایی» هم بودند.
علیرغم اینکه دفتر «اِلعال» دوبار مورد حمله قرار گرفت و با مشارکت فعال خرابکاران فلسطینی[!]2 آتش گرفت، شرکت هواپیمایی اسرائیلی به پروازهای عادی خود به تهران و از آنجا به اسرائیل ادامه داد تا تخلیه اسرائیلیها را تکمیل و بهویژه روند خروج یهودیان ایرانی را تسریع کند.
مدیران شرکت «اِلعال» و نمایندهاش در ایران در همان روزها سزاوار تحسین هستند. «اِلعال» تنها شرکت هواپیمایی بود که علیرغم اعتصاب همه کارکنان هواپیمایی داخلی و از جمله کارکنان برج مراقبت در تهران شهامت داشت تا به ایران پرواز کند.
این اعتصاب همچون بقیه، ابتکار عمل اپوزیسیون بود.
خلبانان شجاع «اِلعال» تنها ارتباط میان ایران و دنیای خارج را حفظ کردند و به حملونقل هوائی یهودیان ایرانی و اسرائیلی به خارج از کشور ادامه دادند. در غیاب برج مراقبت، سیستم ارتباطی میان زمین و هواپیما، توسط دنی سعدون، فردی مبتکر ایجاد شد که به عنوان مدیر «اِلعال» در تهران، در آخرین مراحل قبل از خروج از کار در فرودگاه و سفارت اسرائیل خدمت میکرد. در ارتباطات هم رافی هارلِو، رئیس مرکز کنترل فرودگاه بنگوریون درگیر
شد.
هواپیماها برای فرود توسط دنی سعدون هدایت میشدند.
آنها کاملاً به سوخت برای مصرف پرواز برگشت و رمپ تاشو برای سوار شدن به پرواز مجهز بودند.
نمایندگان اسرائیل در تهران فداکارانه به کار ادامه دادند و علیرغم خطری که زندگیشان را تهدید میکرد، موضع را حفظ میکردند.
دولت اسرائیل به طور داوطلبانه موافقت نکرد تا تسلط بر این کشور مهم را رها کند و تصمیم گرفت تنها زمانی که چاره ندارد، برود.
از جمله به خاطر ترس اورشلیم که اگر زودتر بیرون برویم و وضعیت به قبلش برگردد، به ما اجازه نخواهند داد به تهران بازگردیم.
6 نوامبر[16آبان] ارزیابی وضعیت را انجام دادیم و سپس به هرتزل در تهران گزارش دادیم: «براساس ارزیابی ما، نقطه ماکزیمم[تنش] دیروز بود و هماکنون با تأسیس دولت جدید، وضعیت تثبیت خواهد شد و اگر وضعیت بهبود نیابد و لزوم تخلیه از ایران وجود داشته باشد، ما پیشنهاد میکنیم تا پروندههای مهم آب شیرینکن در یک یا دو صندوق جمعآوری شوند و به مستشاران ما سپرده شوند.
روند این است که پس از دوره فروکش اوضاع، دفتر به کار عادی برخواهد گشت و پروندهها در اختیار شما قرار خواهند گرفت.
علاوه بر این، اگر لزوم تخلیه وجود داشته باشد، فقط شما مطابق تحولات تصمیم خواهید گرفت- به افسر اطلاعاتی حییم درباره وضعیت خانوادهها در پایگاههای نیروی دریایی و هوائی در جنوب پیغام بفرستید و او با آنها ارتباط مستمر برقرار خواهد کرد.
ما میدانیم که پولهای نقد را از حسابها بیرون کشیدید و مقادیر جزئی باقی گذاشتهاید.
در صورتی که ضرورت باشد و شما خارج شوید، باقیمانده پولهای نقد در پاکت نزد حییم باقی میماند.»
وضعیت طاقتفرسا ما را وادار کرد تا در ارتباط با «اِلعال» بمانیم و پرواز خانوادهها را سازماندهی کنیم. طی ماههای نوامبر و دسامبر 1978 شروع به بازگرداندن تکنیسینهای نمکزدایی و خانوادههایشان از منطقه خلیج فارس به اسرائیل کردیم؛ از جمله گروه بزرگی از جزیره کیش و همینطور تکنیسینهایی از جاسک، بوشهر و بندرعباس. در منطقه کارکنان اصلی باقی ماندند که مراقب عملکرد تجهیزات باشند.
پانوشتها:
1- م: زمانی که نیمرودی آن را توصیف میکند تقریباً 3 ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است در حالی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوم اردیبهشت 1358 تاسیس شد! از عبارات این صهیونیست میتوان شدت کابوسزدگی صهیونیستها در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی را دریافت. واقعیت این است که تا اندکی قبل از درگیریهای بیستم بهمن 57 اصلاً در میان مردم اثری از مسلح شدن قابل مشاهده نبود و تظاهرات مردم کاملاً به صورت مسالمتآمیز برگزار میشد.
2- م: نیمرودی طی بیان خاطراتش در موارد متعدد مردم و نیروهای انقلابی حاضر در مبارزات را «اعضای سپاه» و یا «خرابکاران فلسطینی» توصیف میکند. این در حالی است که سپاه پاسداران 2 ماه پس از انقلاب اسلامی ایران تشکیل شده و مسلماً هیچ نقشی در مبارزات منجر به انقلاب نداشته است. در واقع نیمرودی هنوز نمیخواهد روحیات ضداسرائیلی مردم ایران و مخالفت آنها با رژیم پهلوی را بپذیرد و حرکتهای مردمی در جریان انقلاب را به «خرابکاران فلسطینی» و یا «سپاه پاسداران» نسبت میدهد!