کد خبر: ۳۱۷۰۴
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۱۶

ویژگی‌های معرفت شهودی(پرسش و پاسخ)


پرسش:
معرفت شهودی و مکاشفات عرفا دارای چه ویژگی‌هایی است و وجه تمایز آن با سایر راه‌های شناخت و معرفت کدام است؟
پاسخ:
عرفا برای معرفت و شهود باطنی ویژگی‌ها و نشانه‌هایی ذکر می‌کنند که آن را از سایر راه‌های شناخت جدا می‌کند. برخی از آنها عبارتند از:
1- بیان‌ناپذیری
بیان‌ناپذیری معرفت حاصل از سلوک و نگنجیدن محتویات آن در قالب الفاظ، ویژگی اصلی تمامی حالات و تجربه‌های عرفانی است.
وجود این مشکل درمیان احوال عرفانی نه‌تنها مورد تأکید و قبول عرفای مسلمان است، بلکه اندیشمندان غربی نیز بیان‌‌ناپذیری را یکی از ویژگی‌های مشترک عرفان درهر مکتب و فرهنگی شمرده‌اند.
عین‌القضاه خاصیت بیان‌ناپذیری و غیرقابل انتقال بودن را اساس تمایز معارف عرفانی از علوم رسمی می‌داند و عطار هم از شبلی نقل می‌کند که عبارت، زبان علم است و اشارت، زبان معرفت.
در میان اندیشمندان غربی «باک ریچارد موریس» می‌گوید: که تجربه‌اش محال است به وصف درآید. تنیسون می‌گوید: این حال به کلی برتر از کلام است. سیموندز می‌گوید: این حال را برای خودش هم نمی‌توانست وصف کند و الفاظی بیابد که تعبیر مفهومی از آنها به دست دهد. آرتور کوستلر از تجربه‌اش می‌گفت که معنی داشت ولی نه در قالب الفاظ. (کلام جدید، عبدالحسین خسروپناه، ص 310)
اما سر بیان‌ناپذیری مکاشفات و مشاهدات عرفا در این است که این تجارب در جایگاهی ورای قلمرو عقل و اندیشه معمولی ما تحقق می‌پذیرند در حالی که محور اصلی بهره‌گرفتن انسان از زبان، اندیشه است و زبان تنها از حوزه عقل و اندیشه فرمان می‌گیرد. پس زبان برخاسته از نیازهای حوزه عقل و اندیشه در شرح و تفسیر تجارب عرفانی ناتوان خواهد بود.
2- ذو مراتب بودن
در مورد کشف و شهود، مراتب و تقسیم‌بندی‌های متنوعی از سوی عرفا مطرح شده است که همه آنها به ذو مراتب بودن کشف و شهود اشاره دارند و به عبارت دیگر از کلمات عرفا درباره معرفت عرفانی و شهودی نحوه‌ای از شدت و ضعف را می‌توان درک کرد. به این معنا که کسی در مرتبه ضعیف معرفت شهودی است و دیگری در مرتبه متوسط و آن دیگری در مرتبه بالاتر.
به اعتقاد خواجه عبدالله انصاری سالک بعد از طی مراحل و مقاماتی به مقام حقایق می‌رسد یعنی به مقام کشف و شهود رسیده و حقایق عالم برای وی مکشوف می‌گردد و این مرحله مشتمل بر مراتب و درجاتی است که اولین مرتبه آن مکاشفه است و مکاشف کسی را گویند که به ماوراء حجاب اتصال پیدا نماید و به حسب باطن وجود خود، باطن وجود را که ماورای عالم وجودی است شهود نماید؛ و سر اصلی حقیقت وجود دراو سرایت نماید و حقایق را در عالم اعیان ثابته شهود نماید، یعنی حقایق اعیان را در عین حق به کشف تام ملاحظه نماید. ایشان مقام بعد از مکاشفه را مشاهده می‌داند. (شرح منازل السائرین، عبدالرزاق الفاسانی، ص 510)
به اعتقاد ابن عربی مراحل سیر و سلوک همراه با فتح و مکاشفات عرفانی است و برای این فتوحات الهی سه مرتبه تصویر می‌کند که عبارتند از: فتح عبادت، فتح حلاوت و فتح مکاشفه. (الفتوحات المکیه، محی‌الدین عربی، ص 505)                       ادامه دارد