کد خبر: ۳۱۵۵۸۹
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۰
12 روز تاب‌آوری و مقاومت در قلب خانواده ایران-بخش دوم

ابعاد مختلف مقاومت در جنگ سایبری و ترکیبی

طنزی وجود دارد که به‌ این دلیل در ایالات متحده کودتا نمی‌شود که آمریکا در واشنگتن سفارت ندارد! نگاهی به تاریخچه مداخله‌های آمریکا در سایر کشورها که از تلاش برای راه‌انداختن جنگ داخلی، تغییر حکومت، کودتا تا مداخله مستقیم نظامی را شامل می‌شود، نشان می‌دهد این طنز در واقعیت ریشه دارد. نقشه شومی که دست‌اندرکارانش در پی نهادینه‌ کردن آن در سرزمین اسلامی ایران هستند؛ اما ناکام مانده‌اند.
هدف اصلی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که با طراحی مشترک آمریکا و با بسترسازی اروپا توسط اسرائیل اجرا شد، سوریه‌سازی از ایران بود. تصور باطل دشمن این بود که با ترور دانشمندان و امیران نظامی و نابودی توان موشکی و هسته‌ای و تجزیه ایران و در نهایت به تسلیم و تبدیل ایران متحد و منسجم به یک کشور آشوب‌زده دست پیدا خواهند کرد، اما در صحنه واقعی تیرشان به سنگ خورد.
تجربه تاریخی دشمن از وضعیت سوریه مصمم‌شان کرده بود چنین خبطی را در مورد ایران تکرار کنند. تسلط شورشیان چندملیتی در سوریه به ‌جای حکومتی که دشمن تل‌آویو بود، صهیونیست‌ها را وسوسه کرد، همین طرح را برای مهار ایران اجرا کنند. اما مقاومت مردم مسلمان که ریشه در باور و اعتقاداتشان دارد دست دشمن را از سر سرزمین ایران اسلامی کوتاه کرد. 
‌ابعاد همه‌جانبه مقاومت
مقاومت ابعاد مختلفی دارد. مهم‌ترین بعد مقاومت بعد اجتماعی است. مقاومت اجتماعی تابع خودآگاهی، هوشیاری و حافظه جمعی است و سطح آگاهی و سواد عمومی و آگاهی تاریخی این قشر کلیدی و تعیین‌کننده است.
ایران امروز بعد از انقلاب شکوهمند و مردمی خود تاکنون دو تجربه جنگ تحمیلی گذرانده است. هر دو جنگ با طراحی و حمایت آمریکا و برای شکست و تسلیم ایران طراحی شده بود. حمله نظامی و تحمیل جنگ بر مبنای محاسباتی از هزینه و فایده و میزان آسیب‌پذیری کشور انجام می‌شود. شرایط اقتصادی و سیاسی و باورها و کنش‌های اجتماعی در بزنگاه می‌تواند جامعه‌ای را تجزیه و نابود کند یا برعکس سبب پایداری و تقویت زیرساخت‌های آن شود. 
جامعه و افکار عمومی فراموش نمی‌کند که در عصر نوین و با مسلط‌ شدن رسانه‌های دیجیتالی و شبکه‌های اجتماعی و ذائقه‌سازی این شبکه‌ها و تسلط آنها بر نسل جدید و به‌ویژه در فتنه‌های اخیر تولید محتواهای سطحی و هیجانی بر پایه دروغ، چه التهاباتی را به ‌منظور زمینه‌سازی برای تجزیه ایران فراهم آوردند تا ایران را به کشوری مانند سوریه یا افغانستان تبدیل کنند. 
شباهت مدیریتی در جنگ 12 روزه 
و جنگ سوریه و لبنان
رشحه ای از این همدلی ملی ما در جنگ 12 روزه در سوریه نیز بین دوکشور سوریه و لبنان مشاهده شد، مردمی که از دو کشور، یک گروه مهاجر و گروهی دیگر مهاجرپذیر بودند و همدلی بین مردم این دو کشور جالب بود. 
«طیبه فرید» مدرس حوزه و نویسنده در ارتباط با جنگ سوریه و شباهت یا تفاوت آن با جنگ 12روزه به‌ویژه در عرصه‌های زنانه جنگ 12 روزه‌ علیه ایران به گزارشگر کیهان می‌گوید: «اتفاقی که در سوریه افتاد این بود که بانوانی از لبنان که به آنها نازحین می‌گویند، مهمان خانواده‌های سوری شده بودند که همسران‌شان در جبهه بودند و به زن و بچه‌هایشان در شرایط جنگی بسیار سخت اطلاع داده بودند که فوری منازل را تخلیه کنید و اینها با همان لباس‌هایی که به تن داشتند و بدون امادگی به سوریه مهاجرت کره بودند. درواقع بدون هیچ‌گونه امکانات اولیه پناه آورده بودند به مرزهای سوریه و مردم سوریه که خودشان هم درگیر جنگ و در برخی مناطق زیر موشک باران اسرائیل بودند به این مهاجرین سرپناه داده و حمایت‌شان می‌کردند. مثلاً سراغ داشتم کسانی که خودشان مستأجر بودند و می‌رفتند منزل وابستگان‌شان اقامت می‌کردند و خانه‌هایشان را در اختیار خانواده‌های لبنانی قرار می‌دادند. به‌خصوص که وضعیت بازارهای سوریه و اقتصاد این کشور به‌خاطر حجم ورودی این مهاجرین دستخوش اتفاقاتی شده و شرایط پیچیده شده بود اما سوری‌ها بسیار همدلانه و خوب برخورد کردند.» فرید درباره شباهت‌های این دو جنگ بیان می‌کند: «شباهت‌های این جنگ 12 روزه ما به وضعیت سوریه و لبنان شیوه‌ مدیریت خانم‌ها بود. مثلاً من مادری را ‌دیدم که در تهرانی که دائم موشک می‌انداختند، بچه‌اش را با آرامش آورده بود پارک؛ در سوریه هم تا حدودی این صحنه را دیدم که خانم‌های لبنانی مهاجر سعی می‌کنند بچه‌ها را سرگرم کنند، بچه‌هایی که بعضی پدرانشان شهید شده بودند. اینها برخاسته از یک اعتقاد مشترک است. یعنی چه زن‌های لبنانی چه ایرانی‌‌، به‌خاطر مفاهیم اعتقادی مشترک مثل بحث معاد باوری، هنرشان در توانمندی و هنرشان در مدیریت بحران‌‌، می‌توانند شرایط را به‌نحوی مدیریت کنند.»
نظام مستقل و پابرجا
کمک به شیوه‌های مدیریت جنگ 
مدرس حوزه درباره تفاوت‌های این دو جنگ به گزارشگر کیهان می‌گوید: «به‌هرحال مردم ما شرایط یکپا‌رچه‌تری دارند و به دلیل اینکه یک حکومت واحد داریم و نظام ما یک نظام مستقل و پابرجاست‌‌، این به شیوه‌های مدیریت جنگ کمک می‌کند. درحالی‌که شما می‌بینید که نازحین یا همان پناه‌جویان لبنانی، شیعیان جنوب لبنان بودند. می‌دیدیم که داخل لبنان منطقه مسیحی‌نشین را نمی‌زدند؛ ولی منطقه شیعه را می‌زدند. یعنی در منطقه مسیحی‌نشین مردم زندگی عادی داشتند؛ اما در منطقه شیعه‌نشین تارومار می‌شدند و به شهادت می‌رسیدند. اما در کشور ما برای موشکبا‌ران کاری نداشتند که شما از کدام جناح سیاسی هستید و مهم فقط ایرانی بودن‌ بود و هر جا را که می‌توانستند، می‌زدند و فقط صرف ایرانی بودن ما کفایت می‌کرد که این تفاوت در این دو جنگ قابل ‌تأمل است.» 
این نویسنده می‌گوید: «در بحث جنگ تحمیلی ۸ساله خاطرم هست که تیم پشتیبانی جبهه و جنگ چه فعالیت‌هایی داشتند، نان می‌پختند، لباس آماده می‌کردند‌‌، شال‌وکلاه می‌بافتند برای رزمنده‌ها و این کنشگری زنان و مادران ما را نشان می‌دهد که در جنگ 12 روزه هم تکرار شد. در ارتباط با این دو جنگ، فقط زمینه جنگ عوض شده، مکان جنگ از مرزها به شهرها کشیده شد و خانم‌ها به ‌عنوان کسانی که مدیر داخلی زندگی خودشان هستند با شیوه مدیریت معقول و هدفمند از هرج ‌و مرج پیشگیری کردند. بعض جامعه‌شناسان تحلیل کرده بودند که اگر مردم ایران دچار بحران بشوند هرج‌ومرج و غارت فروشگاه‌ها رقم خواهد خورد ولی شما دیدید که خانم‌ها به ‌عنوان همسر‌‌، مادر و مدیر زندگی اجازه ندادند با خرید غیرضروری مشکل اقتصادی پیدا کنیم و دچار بحران و چالش شویم. من تفاوتی بجز اینکه زمین جنگ تغییر کرده در این رفتارها نمی‌بینم مگر نه اینکه مردم ما 30 سال از جنگ فاصله داشتند. یعنی مادرهای امروزی اصلاً ذهنیت و تجربه‌ای از جنگ نداشتند ولی در اتفاق 12 روزه خودشان را خوب نشان دادند و این جنگ یکی از الطاف خفیه الهی بود که ما خیلی از ویژگی‌ها و استعدادهای نهفته را شکوفا ببینیم و برخلاف پیش‌بینی‌ها در این پیچ تاریخی توانستیم به‌راحتی موضوع را مدیریت کنیم.»
جنگ 12 روزه، جنگی با ابعاد سایبری و ترکیبی 
طبق گفته وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، ۲۲هزار عملیات سایبری علیه کشور از ۲ روز قبل و بعد از جنگ ۱۲ روزه تحمیلی علیه منافع کشور انجام شده است که نشان‌دهنده جنگ سایبری گسترده و پیچیده علیه ایران در جریان این جنگ است. 
سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی ضمن بیان این مطلب، اظهار داشته است: «وزیر ارتباطات در این نشست عنوان کرد که ۲۲ هزار عملیات سایبری علیه کشور ۲ روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه تحمیلی آغاز شد و ۲ روز بعد از جنگ هم ادامه داشت که نشان‌دهنده جنگ سایبری گسترده و پیچیده علیه کشور در جریان این جنگ تحمیلی است. البته عملیات سایبری علیه زیرساخت‌ها و مواضع مختلف بود که بخش عمده‌ای از این عملیات‌ با اقدامات بموقع مسئولان مدیریت شد. 
وی عنوان کرده است: «موضوع راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات در جلسه غیرعلنی توسط نمایندگان مطرح شد و نمایندگان نسبت به پیشرفت کار و عملکرد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در این باره نقد جدی داشتند و تذکرات لازم را ارائه دادند.»
طیبه فرید نیز در ارتباط با استعمار نوین مردم در عرصه جنگ‌های ترکیبی می‌گوید: «جنگ ترکیبی مجموعه‌ای از روش‌ها برای جنگیدن هست؛ یعنی یک قلمش استفاده از تسلیحات نظامی است و چندین برابر تسلیحاتی که در جبهه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد از روش‌های دیگر جنگی استفاده می‌شود. مردم ایران به‌شدت اهل استدلال هستند و استکبار نیز در حال حاضر روی همین رویه استدلال‌گری مردم خیلی حساب می‌کند به همین خاطر با تولید شبهات در فضای مجازی سعی دارد که مسیر حرکت مردم کند شود و این می‌طلبد که ما با تبیین اتفاقات و حوادث از اینکه این شبهات بخواهد مردم را به لحاظ فکری از پا دربیاورد، پیشگیری کنیم.»
مهم‌ترین مبانی فکری 
مسئله ولایت‌فقیه و بحث حجاب 
وی ادامه می‌دهد: «دشمن وقتی می‌خواهد نظامی را تضعیف کند تلاش می‌کند به مهم‌ترین گزینه‌های منظومه و مبانی فکری حمله کند. الان مهم‌ترین مبانی فکری ما مسئله ولایت‌فقیه و بحث حجاب است که طی سال‌های گذشته به‌شدت مورد حمله قرار گرفته است. در جنگ 12 روزه و در شبکه‌های اجتماعی شهادت سرداران نظامی را در حد ترور و به‌ علت عدم مراقبت تقلیل می‌دهند. جامعه‌شناسان می‌گویند هیچ حادثه‌ای معلول تنها یک علت نیست. این رویدادها معلول علل متعدد هستند و نمی‌توان گفت علت شهادت تنها عدم مراقبت لازم بوده است. اگرچه که همه‌ مردم باید در راستای تامین امنیت خود و دیگران تلاش کنند و این اتفاق هم افتاد. خودتان شاهد بودید که مردم در گزارش موارد مشکوک همکاری‌های خوبی کردند.»
کارشناس و مدرس حوزه به گزارشگر کیهان می‌گوید: «علاوه‌ بر این پوشش و طرز لباس پوشیدن و مد و سبک ما هم در امنیت ما تأثیرگذار است. در این ایام دیدیم وقتی جامعه‌ای از درون استحاله شود و مبانی فکری و نظام تحت‌الشعاع قرار بگیرد، این به ضرر امنیت مردم است و می‌طلبد ما در هویت، سبک زندگی‌ و در شیوه‌های فرهنگی که برای خودمان اتخاذ کرده‌ایم یک مقدار بازبینی داشته باشیم. اینها مواردی است که به شکل جدی به بحث امنیت ما تأثیر می‌گذارد.»
وی در پایان اظهار می‌دارد: «شیوه‌های جنگیدن ما، شیوه‌های مدیریت بحران در این جنگ و برخورد ما با پدیده شهادت از مهم‌ترین مواردی است که می‌تواند به دنیا انعکاس داده شود. مثلاً در سفرمان به سوریه شاهد بودیم به‌شدت بچه‌ها و جوانان سوری و لبنانی متأثر از «شهید ابراهیم ‌هادی» بودند. حال مسئله مهمی است که ما باید بتوانیم اتفاقات جنگ 12روزه و شیوه مدیریت‌مان را انعکاس بدهیم این قطعاً می‌تواند دردنیا بسیار تأثیرگذار الهام‌بخش باشد.»