به یاد شهید «رسول عمرو»
الحاق به موقعیت برادر! (حدیث دشت عشق)
بوی بابونهها دشت را پر کرده بود. جاده در سکوتی مبهم میرفت که آتش از هر سو باریدن گرفت. رسول تازه وضو ساخته بود تا به اقامه خدمت بپردازد و مثل همیشه زخمهای همرزمانش را در سجاده مهر مرهمی گذارد و دستانش را تابوتی کند برای بدنهای بیجانشان. 5 سالی میشد که مسئول بهداری بود، 5 سالی که تمام توانش را برای مداوای زخمهای آلالهها گذاشت و حال چهل روزی بیشتر از ازدواجش نمیگذشت که قامتش به ترکش آتشین بمبهای خوشهای شکست. او با آخرین رمق چشمانش نفرت را به دشمن افشاند و با نگاهش به مردم بیپناه حلبچه «ندای بای ذنب قتلت» سر داد و معصومیت را به نظاره آنانی برد که به جنگ با عاطفهها آمده و جنون آدمکشی را به اوج رسانده بودند. رسول پس از 8 سال انتظار سرش را بر بالین خاک نهاد و خودش را به برادر شهیدش مهدی رساند. بسیجی شهید «رسول عمرو»، سال 1339 متولد شد و در 1366/12/25 در عملیات والفجر10 (منطقه حلبچه) به شهادت رسید.