دکتر شهيدي ، طلايه دار عاشورا پژوهي
در عرصه عاشورا پژوهي شخصيتهایي ظهور كرده اند كه هر يك به نوبه خويش تلاش ارزنده اي در زمينه آشكار شدن خورشيد تابناك اين حماسه بي بديل و تاريخ ساز ، و زدودن پيرایه هايي كه بدان بسته شده داشته اند . در واقع هدف بزرگ عاشورا پژوهان ابلاغ پيام پويا ، انقلابي و تاريخ ساز و رهايي بخش عاشورا بوده است ،كه پيام اميد و حركت براي انسان در تمام عصرها و نسلهاست .
جريان عاشورا پژوهي در دوران معاصر موجب شد تا ابرهاي تيره اي كه خورشيد درخشان اين نهضت الهي را پوشانده اند ، به كنار رفته و جلوه هاي تازه اي از عظمت و حقانيت اين قيام آزاد ی بخش و تعهد آفرين آشكار شود .
بزرگواراني كه با احساس مسووليت قدم در اين راه نهادند و با قلم خويش به روشنگري پرداختند ، بي شك نامهايي آشنا و مورد تكريم و احترامند، و حاصل تلاش آنان ميراث گرانبها و ماندگاري است كه مي بايست قدر شناخته شود و بر ماست كه در ترويج و انتشار اين مهم كوشا باشيم و از رسالتي كه بر عهده ماست شانه خالي نكنيم .
در عرصه اين مهم علامه شهيدي داراي جايگاهي بسيار ارجمند از جهات گوناگون است جذابيت آثار ، نگاه علمي و نقادانه ، مبارزه با تحريف ها و خرافهها ، ويژگي هاي نگارشي و..... از ويژگيهاي آثار اوست .
در نگاه استاد شهيدي براي شناخت اين واقعه سترگ مي بايست به قلب تاريخ و بسيار پيش تر از زمان واقعه رجعت كرد تا ريشه هاي اين فاجعه هولناك و تاثر آور را باز شناخت ، كتاب " تاريخ تحليلي اسلام” وی از جمله كتابهاي معتبر در اين زمينه است .
شيوه تاريخ نگاري دكتر شهيدي ، شيوه اي عالمانه مبتني بر تحقيق كتابها و منابع متعدد و قضاوت منصفانه و به دور از هر گونه حب و بغض و عصبيت است .
او مي كوشد تا با نگاهي جامعه شناسانه و نقادانه روابط و مناسبات اجتماعي آن دوران را كالبد شكافي كرده و از بطن واقعياتي كه به ما رسيده و هيچ ترديدي در اصالت آن نيست ، خورشيد حقيقت را عيان سازد .
اگر چه نگاه دكتر شهيدي در كتاب تاريخ تحليلي اسلام به دوران پس از واقعه عاشورا نگاهي بسيار موجز و فشرده است ، اما با نگاهي عميق تر به آثار وي در مي يابيم كه پژوهش او در اين عرصه خلاصه و به پايان نرسيده است . زيرا او در كتاب ارجمند زندگاني علي بن الحسين (ع) كه در دهه 60 منتشر شد و در سال 1365 به عنوان كتاب سال هدف تقدير رسمي قرار گرفت به طور تفصيلي و بسيار مشروح و مستدل به انعكاس واقعه عاشورا و پيامدهاي آن پرداخت .
در واقع وي از زاويه ديگري مجدداً به پژوهش درباره واقعه عاشورا در اين اثر نقب زده است و از صفحه 39 تا 95 را مي توان استمرار تلاش استاد در قلمرو عاشورا پژوهي به شمار آورد .
با بررسي آثار دكتر شهيدي ميتوان دايره المعارف تحقيقات عاشورايي او را كه از برهه پيش از ظهور آيين اسلام در شبه جزيره عربستان آغاز و تا مقطع پايان عصر امويان را در بر مي گيرد ، شاهد بود . البته اين دايره المعارف را مي توان از تلفيق كتابهاي تاريخ تحليلي اسلام ، زندگاني فاطمه زهرا (س) ، قيام حسين (ع) و زندگاني علي بن الحسين ( ع) نظاره گر بود .
چنانكه از نام كتابهاي مذكور نيز مي توان دريافت كه محور پژوهشهاي استاد واقعه عاشوار است كه بي گمان نقطه عطفي در تاريخ صدور اسلام و حركتي تاريخ ساز و الهام بخش براي آينده این دين و بشريت است .
پژوهشي چنين گسترده و ژرف تنها از جاني عاشق و شوريده بر ميآيد و هر كسي را اين سعادت نيست كه مبلغ مكتب شهادت باشد و اجر وي در اين طريق آن كه " ابو الشهيد" شد و در نزد خداوند متعال جايگاهي برتر و والا يافت .
سيري در كتاب قيام حسين (ع)
در بين كتابهايي كه مرحوم استاد شهيدي در قلمرو عاشورا پژوهي به رشته تحرير در آورده اند كتاب ارجمند قيام حسين (ع) از مرتبه و جايگاه ويژهاي برخوردار است و چنانكه ايشان در پيشگفتار كتاب اشاره فرموده اند حاصل پژوهشي50 ساله است و به عبارت ديگر عصاره عمري مطالعه و تحقيق ، چنانكه آورده اند : .... اگر بگويم بيشتر كتابهايي را در اين باره نوشته شده از نظر گذرانده ام ، مبالغه نيست .
( قيام حسين (ع) – ص 3 )
نگاه نقادانه و پيشگام در مبارزه با تحريف ها
باز كاوي در حماسه سترگ عاشورا و زدودن پيرایه هايي كه از سر حب و بغض در طي ادوار گوناگون بر آن هموار شده ، رسالتي است بس خطير و لازم ، كه چنين مهمي تنها از عهده فرهيختگان صاحب درد و علم و تعهد بر مي آيد و هر كس را ياري گام نهادن در چنين عرصه پهناور و دشواري نيست .
امروزه اين نكته بر هيچ صاحبدل آگهي پنهان نيست كه قيام سرخ عاشورا در طي قرون و اعصار دستخوش چه تحريف ها و بدعت هايي نشده است ، اما بيان این نكته در گذشته چندان امر ساده و قابل طرحي نبوده است ، زيرا از يك سو عصبيت ها شرايطي را فراهم آورده بود كه حتي اشخاص آگاه در اين زمينه نيز جرات وارد شدن به اين بحث را نداشتند و ترجيح مي دادند با مسكوت گذاشتن اين ماجرا خويش را از پيامدهاي اعتراض آلود عامه و يا متحجران در امان نگاهدارند .
از سوي ديگر رواج تحريف ها ، بدعت ها و خرافه ها براي نسل جوان و تحصيلكرده جامعه و همچنين صاحبان ديگر باورها به تشيع ، ابهاماتي ايجاد مي كرد و دشمنان نيز در صدد حداكثر بهره برداري از اين موضوع بودند كه با در نظر گرفتن تمامي اين اوضاع و جوانب آن لزوم وارد شدن در ميدان تحريف زدايي از انقلاب كبير عاشوار احساس مي شد . ليكن آنچه در انجام اين امر بسيار حائز اهميت بود ، نحوه ي ورود به بحث و شيوه ي بيان آن با اتكاء به دانش و حفظ حرمت ها و تقدس اين مهم بود .
دكتر شهيدي از آنجا كه دانش آموخته حوزه و دانشگاه بود حساسيتها و طريق پژوهش در این قلمرو را نيك مي دانست و به لحاظ شخصيت علمي از هر دو سو مقبول و هدف احترام بود ، اهميت اين نكته از آنجا قابل توجه است كه پيش از اين اشخاصی با هدف ضربه زدن به مذهب ،در نقد واقعه عاشورا اظهاراتي نموده بودند كه موجب شده بود تا جو بي اعتمادي و به ترديد نگريستن در پژوهشهاي نقادانه بالا بگيرد . به خصوص دستگاه پهلوي نيز مي كوشيد تا دين باوري در جامعه روز به روز كمرنگ تر شود و اعتقادات مذهبي را مانعي بر سر راه تجدد طلبي و گرايش به سمت فرهنگ غربي محسوب مي داشت .
از ديگر عوامل نگران كننده ، سر بر آوردن سازمان هايي با ايدئولوژي ماركسيستي در دانشگاهها و مراكز علمي و فرهنگي بود كه دين را افيون جامعه مي خواندند و با هر گونه تجلي ديني برخوردي تحقير آميز و متكبرانه داشتند .
گروههاي چپ و روشنفكران غرب زده هر دو در تاختن به دين و اعتقادات توده هاي مردم داراي وحدت رويه بودند و هر بهانه اي براي آنان دستاويز تازه اي بود براي زير سوال بردن دين و دين باوران .
بديهي است كه در چنين فضاي مسمومي كه معيار روشنفكري وارونه است ،تنها كساني مي توانند از دين سخن بگويند و از آن به دفاع برخيزند كه داراي ايماني زلال و دانشي ژرف باشند ، دكتر شهيدي در چنين هنگامه اي با درك عميقي كه از موقعيت زمانه خويش داشت تمام اهتمام خود را براي روشنگري و حمايت از اسلام و مكتب نوراني تشيع به كار گرفت .
او مي دانست كه جامعه امروز همپاي تحولات علمي جهان نيازمند درك و شناخت چهره حقيقي اسلام است و دريافته بود كه فهم فلسفه راستين قيام سرخ عاشوارا ميتواند جامعه را از مذلت و گمراهي برهاند ، از اين رو تمام توان خويش را در طريق اين خدمت مقدس قرار داد و بي اعتنا به طعنه ها و سنگ اندازي هاي فرومايگان سر سپرده ، پژوهش و تاليف آثار ارزنده اي را عهده دار شد .
روش تحقيق دكتر شهيدي روشي نقادانه و مبتني بر مطالعه تطبيقي نزديكترين متون و مقتل ها بود . از ديگر سو وي هر آنچه را كه در منابع ذكر شده بود با ملاك هاي ديگري همچون زمان ، مكان ، ويژگي هاي فكري و شخصيتي اشخاص و ... ميسنجيد تا اصالت و واقعيت آن بر وي اثبات گردد . از اين رو در آثار وي جاي بسياري از نقل قول ها خاليست و يا اينكه وي با نقل سخن يا رخدادي آن را به نقد كشيده و با دلايل مستند نسبت به آن ابراز ترديد كرده و يا وقوع آن را به كلي رد كرده است .
اين نگاه نقادانه و پژوهشگردانه در سر تا سر عاشورا پژوهي هاي استاد شهيدي مشاهده مي شود كه موجب اعتلا و اعتبار آثار اوست .
بيان عبرتهاي حماسه عاشورا
در نگاه استاد شهيدي تاريخ تنها بیان اسامي و القاب و اماكن و رويدادها نيست و او هنگامي كه به تاريخ نگاري روي مي آورد ، نميخواهد و نميپسندد كه در صحنه بزرگ جدال حق با باطل رهگذري باشد كه ببيند و بگذرد . بلكه او تاريخ را آيينه درس ها و عبرت هاي بزرگ مي داند كه مي بايست بشريت در آن انديشه كند . به عبارت ديگر وي اگر چه منتقد تيزبين و موشكافي نسبت به مورخان پيش از خود است و ميكوشد تا در آنچه مينگارد عدالت و انصاف، صحت و اصالت را رعايت كند، اما بر آن نيست كه هم چون كتابهاي تاريخ آكادميك صرفاً به بيان خشك و بي روحي از رخدادها بسنده نمايد و مخاطب را در برزخي از بلاتكليفي رها نمايد از اين رو در آثار ايشان شاهد تاريخ به علاوه تحليل هستيم كه اين امر ميتواند براي مخاطب سودمند تر باشد و به لحاظ آموزندگي بر جذابيت اثر بيفزايد .
دلبستگي و اردات استاد به خاندان پاك وحي (ع) موجب شده است تا وي گاه از زبان تاريخ به زبان موعظه نزديك شود ، چنانكه در پايان فصل 25 كتاب قيام حسين (ع) لحن سخن وي حكايت از اندوهي جانكاه و توان فرسا دارد .
ويژگي هاي نگارشي :
يكي از مهمترين جلوه هاي آثار دكتر شهيدي ، شيوه نگارش وي در تاليف آثار تاريخي است كه در عين حالي كه بيانگر تسلط و احاطه كامل بر رعايت دستور زبان فارسي است ،داراي زباني سليس و روان است و مفاهيم پيچيده حد الامكان به گونه اي سهل و آسان بيان شده است تا اثر تنها به مطالعه قشر خاصي محدود و منحصر نشود . از اين رو نثر استاد را مي توان يكي از عمده دلايل موفقيت اين اثر در عرصه عاشورا پژوهي و تاريخ نگاري ديني به شمار آورد ،نثري فارغ از اطناب و گريزان از فضل فروشي و پيچيده گويي كه در اين عرصه همتايان كمتري داشته است .
بي ترديد بياني چنين ساده و روان نشانگر اخلاص استاد به خاندان عصمت و طهارت (ع) نهفته است ، وي در اين قلمرو فقط به دنبال تاريخ نگاري نيست بلكه براي روح پيام سرخ قيام عبرت انگيز عاشورا و اشاعه آن اهميت قايل است .
در نگارش کتاب «قیام امام حسین(ع)»، استاد سبكهاي نگارشي متعددي را با يكديگر در آميخته و به گونه اي موفق از عهده اين كار بر آمده است . بدين ترتيب براي جذب مخاطب وقايع را به صورت روايي و داستان گونه به رشته تحرير در آورده و در بين همين فضا نگاه عالمانه و تجزيه و تحليل هاي خويش را به طور موجز و مرتبطي ارايه نموده است. گاه نيز در دل فضاي روايي به نقل دلپذير داستانهايي به صورت ديالوگ و مونولوگ پرداخته كه به نحو هنرمندانه اي با اثر چفت شده و بر جذابيت آن افزوده است .
اين شيوه در ماجراي حضرت مسلم بن عقيل (ع) و عبيد الله بنزياد كه در صفحه 140 نقل شده و نيز در ديدار نخست حر با امام حسين (ع) ( ص 150 ) ،مناظره حضرت زينب كبري (س) با ابن زياد ( ص 184) به موثرترين نحو هدف استفاده قرار گرفته است .
دقت در گزينش واژه ها از ديگر مشخصه هاي ممتاز اين اثر است كه حكايت از وسواسي اديبانه دارد . در سر تا سر كتاب هيچ گونه واژه فرنگي ديده نمي شود و نگارنده در بيان مفاهيم كوشيده است تا از واژه هايي بیشتر استفاده کند که رساتر و خوش آهنگ تر است ، از این رو در فرازهايي از كتاب شاهد ظهور نثر شاعرانه اي هستيم كه پاي عنصر ((احساس)) را در قلمرو تاريخ نگاري باز مي گشايد .
مطالعات عميق و گسترده ادبي استاد و آشنايي ايشان به مكاتب ادبي و آثار نويسندگان برجسته جهان موجب شده است تا در نگارش اين اثر از ساختاري همانند رمان بهره گرفته شود ،بدين گونه پيش از ورود به شرح هر واقعه اي ،ذهن مخاطب با اطلاعاتي كه مقدمه ورود به ماجراست آماده مي شود و در كل نيز كتاب به اين شيوه به رشته نگارش در آمده است ،يعني آغاز كتاب تنها به عصر امام حسين(ع) و حركت ايشان از مكه مكرمه به سمت كربلا آغاز نمي شود ، بلكه صدر اسلام نقطه آغاز اثر است و با اين تمهيد ،مخاطب براي مواجهه با پرسش هايي كه مي تواند در اواسط يا اواخر اثر گريبانگيرش شود آماده شده ، و با ورود منطقي و آگاهانه به واقعه اصلي كه همانا قيام حضرت سيد الشهدا(ع)باشد ،عظمت حركت ،حقانيت و مظلوميت حماسي آن حضرت را بيشتر و عميق تر درك كرده و با آن ارتباط برقرار مي نمايد .
عاشورا پژوهي اديبانه
هر اثري كه به رشته تحرير در مي آيد ، آگاهانه يا ناخود آگاه آيينه شخصيت نگارنده آن است و در اين آيينه زلال ، ميزان علم و آگاهي و ذوق و قريحه نگارنده آن كاملاً هويداست .
آنچه در آثار پژوهشي دكتر شهيدي نمودي چشمگير و غير قابل انكار دارد شخصيت ارجمندي به عنوان يك اديب فرزانه و تاريخ دان است ، به همين لحاظ در جاي جاي آثار او شاهد اين واقعيت هستيم كه وي به نقل از اشعار شاعران عرب و ايراني در تأييد مفهوم هدف نظر خويش بر آمده است ، كه در تاريخ نگاري اين شيوه چندان مرسوم نيست .
دكتر شهيدي به عنوان پژوهشگري صاحبدل از يك سو بر آن است تا با حلاوت شعر ، مخاطب را از فضاي تلخ و خشك تاريخ نگاريهاي صرفاً آكادميك كه عامه از آن گريزانند، برهاند و از سوي ديگر برخي از اشعار را كه در منابع كهن ذكر شده است، مستندتر و به واقعيت تر نزديكتر مي داند . خصوصاً اشعاري كه به زمان واقعه عاشورا نزديكتر هستند ، در نگاه او از اصالت افزونتري برخوردارند و از تحريف هايي كه درباره اين واقعه رخ داده است ، بيشتر فاصله دارند . بیان اين نكته حائز اهميت است كه استاد با علم به اين موضوع كه شعر ، هنر غالب آن عصر بوده و نیز اهتمامی که اهل بیت (ع) در ترغیب و تشویق شاعران به سرودن آثاري در اين واقعه داشته اند ، به اين امر بيشتر توجه نشان داده اند كه ورود در چنين حوزه اي از عهده هر پژوهشگري بر نمي آيد و نيازمند احاطه ادبي كامل و عالمانهاي است .
در برخي از موارد نيز استاد شعر هدف استناد را نقد نموده اند و در پذيرش آن ابهام ها و ترديدهايي را جايز دانسته اند .
استاد شهيدي همچنان از اشعار فارسي نيز در پژوهشهاي خويش استفاده کرده اند كه به عنوان مثال مي توان به بخشي از مثنوي ميرزا صادق تفرشي متخلص به هجري كه در خصوص وقايع پس از حماسه عاشوراست اشاره كرد :
.... بودم و ديدم كه ز ابن زياد
رفت و چهار فت كه چشمم مباد
بر طبقي چون سپر آسمان
بود چو خورشيد سري خون چكان
سر كه هزارش سرو افسر فدا
صاحب دستار رسول خدا .....
( زندگاني علي بن الحسين (ع) – ص 95 )
افزون بر اين دكتر شهيدي در عرصه ترجمه نيز صاحب آثار ارزنده اي در اين باره است كه مي توان به ترجمه كتاب (( انقلاب بزرگ )) اثر دكتر طه حسين اشاره كرد .
استاد شهيدی و ما ( نتيجه )
جهان در عصر حاضر پيام سرخ حماسه عاشورا را به عنوان يگانه پيام رهايي بخش به گوش جان شنيده است و هم اكنون (( عاشورا)) و ((انتظار)) دو مفهوم بزرگ اميد بخش و انسان سازي است كه بيش از هر عصر ديگري خواب ستمگران تاريخ را بر مي آشوبد .
چنانكه شاعران معاصر عرب ديگر در اشعار خويش به ناسيوناليسم عربي كه ناكار آمدي آن بارها به اثبات رسيده است ، دل خوش نمي دارند و اينك ادبيات مقاومت به ويژه در سرزمين فلسطين سر شار است از رايحه ملكوتي عاشورا و انتظار كه پيام رهايي و اميد را در جهان منتشر مي كند .
دكتر شهيدي در شمار چهره هاي جاودانه اي است كه در عصر حاضر در طريق ابلاغ پيام نهضت عاشورا و بيداري مسلمين گام برداشت و با ايمان راستيني كه به اين راه داشت تا واپسين دم حيات دمي از تكاپو و تحقيق و تدريس باز نايستاد .
آثار ارزنده استاد در زمينه عاشورا پژوهي در زمره موثرترين ،جذاب ترين و پر مخاطب ترين آثار معاصرين است كه جاي آن دارد نسبت به ترجمه آن به ديگر زبانها و نيز فراهم آوردن زمينه نشر گسترده تر اقدام لازم لحاظ شود .
برپايي همايشهایي با هدف شناخت شخصيت ،تلاشها و آثار وي از ديگر اقداماتي است كه مي تواند ثمرات نيكويي در جامعه پژوهش كشور داشته باشد . در كنار اين اقدامات تاسيس پژوهشگاهها و مراكز علمي به نام اين استاد فقيد و نيز برگزاري جايزه اي به نام اين استاد براي تقدير از پژوهشگران عاشورايي و تاريخ اسلام هر يك اقدامي است كه به نوبه خود مي تواند در ترغيب و ايجاد انگيزه افزونتر اهل پژوهش موثر افتد و نشانه اي باشد از سپاس و تكريم به خاطر عمري تلاش متعهدانه استاد شهيدي ،كه خداوند روح او را قرين رحمت فرمايد و با اجداد طاهرينش محشور .
كامران شرفشاهي
اهم منابع :
شهيدي ، سيد جعفر / پس از پنجاه سال پژوهشي تازه پيرامون قيام حسين (ع) تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي – چاپ چهلم 1387 .
شهيدي ، سيد جعفر / زندگاني علي بن الحسين (ع) – تهران : دفتر نشر و فرهنگ اسلامي – چاپ نهم 1378 .
شهيدي ، سيد جعفر / تاريخ تحليلي اسلام – تهران : مركز نشر دانشگاهي – چاپ پانزدهم 1373.
شهيدي ، سيد جعفر / زندگاني فاطمه زهرا (ع) – تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي – چاپ پانزدهم 1371 .
ضيايي ، سيد عبدالحميد / جامعه شناسي تحريفات عاشورا – تهران : نشر هزاره ققنوس – چاپ سوم 1387 .
تحریر كيهان فرهنگي / ميراث ماندگار ( مجموعه مصاحبه ها ) – تهران : انتشارات كيهان – چاپ دوم 1369 .
حسين ، دكتر طه / انقلاب بزرگ – ترجمه : شهيدي ، سيد جعفر و احمد آرام – تهران : موسسه علي اكبر علمي – چاپ دوم 1363 .