کد خبر: ۳۱۳۵۷
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۰۹
ردپای 60 سال خیانت و جنایت - روایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکا در ایران 1392-1332

تلاش نهضت آزادی برای تثبیت سلطنت در ایران (پاورقی)


تالیف: کامران غضنفری
باید توجه داشت که این همان نکته مهمی بوده که هم ساواک و هم سازمان سیا و هم سازمان جاسوسی انگلیس، به دنبال یافتن پاسخ آن بوده اند. یعنی شناسایی سه یا چهار نفر شخصیت اصلی مورد اعتماد امام در داخل کشور، تا با از میان برداشتن آن‌ها بتوانند جلوی انقلاب را بگیرند و یا ضربه اساسی به آن وارد کنند. با توجه به ارتباطات ویژه مهندس بازرگان با حکومت شاه ـ به عنوان مثال توجه شود به مصاحبه‌های وی در شهریور 57 با مسئولین ساواک ـ و برخی عناصر سیا و هم چنین ارتباطات سابقه دار دکتر یزدی با سازمان سیا ( در این باره در بخش‌های بعدی توضیح داده خواهد شد )، می‌توان حدس زد که مهندس بازرگان و دکتر یزدی، احتمالاً این مأموریت را در جریان رایزنی‌های مستقیم و غیر مستقیم با ساواک و سازمان سیا بر عهده گرفت. امام خمینی نیز که گویا به این درخواست آن‌ها شک برده بوده، از پاسخ دادن به آن‌ها اجتناب می‌کند.
در یک گزارش سرّی سفارت آمریکا به تاریخ 19 مهر 1357، در مورد تماس ناصر میناچی خزانه دار کمیته دفاع از حقوق بشر، با جان استمپل عنصر اطلاعاتی بخش سیاسی سفارت آمریکا، چنین آمده است: «میناچی گفت که او مخصوصاً از جانب آیت‌الله شریعتمداری مأمور شده است تا نظر آمریکا را در قبال دولت شریف امامی دریابد. شریعتمداری و سایر رهبران مذهبی قم آماده بودند تا با دولت ایران، اگر این دولت قرار است باقی بماند، همکاری کنند. رهبری مذهبی برای شخص شریف امامی احترام قائل است ... میناچی گفت که مذاکرات بین او و نخست وزیر از صبح 11 اکتبر ( 19 مهر ) برای ایجاد زمینه‌ای بین دولت ایران و رهبران میانه‌رو مذهبی شروع شده است ... اگر مذاکرات موفقیت آمیز باشد، میناچی، مهندس بازرگان، یدالله سحابی و پسر شریعتمداری یعنی مهندس حسن شریعتمداری، آماده‌اند که اوایل هفته آینده به پاریس بروند و آیت‌الله خمینی را متقاعد کنند که مخالفت با شاه را کنار بگذارد ».18
بدین ترتیب بود که گروه فوق پس از توافق با دولت و آیت‌الله شریعتمداری، برای ملاقات با امام خمینی و متقاعد کردن ایشان به پذیرش سلطنت مشروطه ! به پاریس رفتند .19
حجت الاسلام حسن روحانی نقل می‌کند که بازرگان به نوفل لوشاتو آمده بود و می‌گفت :
« این که امام می‌گوید شاه باید از کشور برود مگر شدنی است ؟ پشتیبان شاه، آمریکاست. شاه برود، یعنی آمریکا از ایران برود و این کار امکان پذیر نیست ... فعلاً باید بگوییم که شاه باید صرفاً سلطنت کند و نه حکومت. سپس یک مجلس و دولت مردمی را روی کار بیاوریم تا در مراحل بعد، بحث رفتن شاه مطرح شود ». 20
سیاست گام به گام، صرف نظر از خیالی بودن آن، هیچ نتیجه‌ای جز تثبیت رژیم پهلوی و شکست نهضت مردمی نمی‌داشت. در عین حال، یکی از اهداف عمده سفر کریم سنجابی و مهندس بازرگان به پاریس، برای جلب نظر موافق امام با شورای سلطنت بود. اینجاست که عنوان تلاش برای فریب دادن امام خمینی، به خوبی مصداق می‌یابد. جان استمپل در این مورد می‌گوید :
«آن‌ها [ سنجابی و بازرگان ] برنامه‌ای تدوین کرده بودند تا خمینی را ترغیب کنند که به آن‌ها اجازه همکاری با شاه داده و برای پیشبرد هدف‌های انقلاب در چارچوب سلطنت قانونی، دولتی تشکیل دهند». 21
امام خمینی در جایی به طور تلویحی اشاره می‌کنند که قصد اصلی نهضت آزادی و جبهه ملی، نگاه داشتن شاه در قدرت بوده است. ایشان می‌فرمایند :
« همان وقت که من در پاریس بودم، این جریان شروع شد. همان وقت هم می‌خواستند که شاه را نگه دارند، به اسم این که او سلطنت کند نه حکومت ». 22
همان گونه که ملاحظه می‌گردد، بازرگان و همفکرانش به تنها چیزی که فکر نمی‌کردند، سرنگونی رژیم فاسد و جنایتکار شاه بود و می‌خواستند که با حمایت همان رژیم، به فعالیت سیاسی بپردازند ! آن هم در شرایطی که در کمتر از یک سال، ده‌ها هزار نفر از مردم مسلمان این کشور توسط رژیم فاسد و دیکتاتور شاه، شهید و مجروح و معلول شده بودند.
مهندس عزت الله سحابی در مصاحبه‌ای، به گوشه‌ای از ارتباطات پنهانی نهضت آزادی با شاه و دربار پهلوی، چنین اشاره می‌کند :
« در همان پاییز 1357 که مهندس بازرگان از پاریس و ملاقات امام برگشته بود، در جلساتی که به نام شورای نهضت آزادی داشتیم، [برخی مانند] حاج سید مرتضی جزایری و بهرام بهرامیان [ منبع اطلاعاتی سیا ] با دربار رفت و آمد داشتند. بهرامیان پیشتر عضو نهضت آزادی خارج از کشور بود که با فریدون سحابی و محمد توسلی همکاری داشت. بعد به ایران آمد و شرکتی به نام «بابک سیستم» را راه اندازی کرد. پدر بهرامیان کارمند شرکت نفت بود و او از این طریق با شاه مراوداتی داشت. [!] وی از طریق پدرش به دربار راه یافت و شاه به مرور با او صمیمی شد. [!] او از سوی شاه برای شورای نهضت آزادی پیام می‌آورد که شما هر که را بخواهید، من نخست وزیر می‌کنم. جزایری هم با دکتر علی امینی [عامل آمریکا] ارتباط زیادی داشت». 23
همان گونه که ملاحظه می‌گردد، هدف بازرگان آن بود که به هر طریق ممکن، رژیم شاهنشاهی را از بن بستی که در آن گرفتار شده بود، نجات بخشد.
بعد از آن که قرار شد شاپور بختیار به عنوان نخست وزیر دست نشانده شاه و آمریکا به روی کار بیاید، جان استمپل در یک گزارش «خیلی محرمانه» به تاریخ دوم ژانویه 1979 ( 12 دی 1357 ) می‌نویسد: «بهرام بهرامیان [منبع اطلاعاتی سیا] و دو نفر دیگر از اعضای کادر مرکزی نهضت آزادی، به ریچارد کاتم [مأمورسیا] اظهار داشته‌اند که نهضت آزادی، دولت بختیار را تحمل خواهد کرد ».24
مهندس بازرگان طی مصاحبه‌ای در مورد بختیار ـ جاسوس انگلیس و آمریکا ـ می‌گوید :
« در مورد دکتر بختیار باید بگویم که من او را از 34 سال پیش می‌شناسم و با هم در نهضت مقاومت و در جبهه ملی همکاری داشته ایم. او مردی وطن پرست، بسیار منطقی و دارای تشخیص درست است.» ! 25
طبق یک گزارش سرّی سفارت آمریکا به تاریخ بیستم دی ماه 1357، امیر انتظام عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی، صبح همان روز به جان استمپل می‌گوید که نهضت آزادی موافقت کرده که نام ژنرال بخشی آذر را برای جایگزینی با ژنرال جم، به عنوان وزیر دفاع در کابینه بختیار، ارائه کند .26
منابع در دفتر روزنامه موجود است