کد خبر: ۳۱۲۴۳
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۹۳ - ۲۰:۵۳

کاربرد دین در جامعه مدرن(پرسش و پاسخ)


پرسش:
با توجه به مقتضیات زمان و مولفه‌های جامعه مدرن دین چه نقش و کاربردی می‌تواند در چنین شرایطی برای انسان داشته باشد؟
پاسخ:
برای روشن شدن نقش و جایگاه دین در دنیای مدرن لازم است ابتدا تعریف جامعه مدرن و دین و سپس مولفه‌های هریک از آن دو تبیین و مشخص شوند تا با توجه به آن مبانی، کاربرد دین را در جامعه مدرن بررسی کنیم. وقتی از جامعه مدرن یا انسان مدرن سخن به میان می‌آید، ذهن آدمی ناخودآگاه متوجه جامعه یا شخصی می‌شود که از محصولات مدرن مانند ماهواره، اینترنت، تلفن همراه و ماشین‌های لوکس و دیگر محصولات مدرن استفاده می‌کند.
این تصویر از جامعه مدرن غلط و ناصحیح است. جامعه مدرن آن چنان که ماکس وبر تعریف می‌کند «فرآیند تعمیم یافته و همگانی عقلانی شدن است» یعنی فرآیندی که در آن عقلانیت (ابزاری) بر تمام شئون جامعه سیطره می‌اندازد و به تبع آن سنت‌ها و خرافات و توهمات (با آن چه خرافه و تو هم شمرده می‌شوند) از جامعه زدوده می‌شود.
و اما تعریف دین: مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که خداوند آن را برای هدایت بشر فرستاده است تا انسان در پرتو تعالیم آن، هوا و هوس خود را کنترل و آزادی خود را تامین کند. (جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ص 26)
مؤلفه‌های جامعه مدرن عبارتند از:
1- علم‌گرایی: به این معنا که در پرتو آزمون و مشاهده همه عرصه‌های معارف بشری شکل می‌گیرد و تجربه تنها راه شناخت انسان از پدیده‌های جهان است؛
2- عقل‌گرایی: که به عنوان عقل ابزاری و استدلال‌گر معرفی شده و معطوف به غایات و اغراض عملی صرف است. یعنی برای هر عملی یک هدف عقلائی وجود داشته باشد و قلمرو آن به عالم طبیعت و معیشت آدمی ختم می‌شود؛
 3-مادی‌گرایی: تقدم و اصالت با امور مادی است و حیات و کمال آدمی در گرو اهتمام ورزیدن به مسایل مادی است؛
4- انسان ‌گرایی: محوریت با انسان است و همه چیز در جهان، در خدمت انسان و برای انسان است؛
 5- فردگرایی: همه چیز نه فقط در خدمت انسان بلکه در خدمت فرد است؛
6- سکولاریسم به معنای اندیشه‌ای فراگیر است که تا سر حد توان می‌خواهد به اتکای خرد و علم، نفوذ و تاثیر دین را، خصوصا از عرصه اجتماع و نهاد اجتماعی از بین ببرد. البته مدرنیته مولفه‌های دیگری نیز دارد که در این جا مجال پرداختن به آنها نیست.
و اما مولفه‌های دین:
1-دین تمام توجه انسان را به رضا و سخط خداوند می‌داند؛
 2- دین انسان را موجودی دو ساحتی می‌داند «انی خالق بشر من طین» (ص-71) «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی» (حجر 29) کمال و سعادت او را تنها در گرو بعد مادی نمی‌داند؛
3- دین تنها منبع معرفت اندوزی را به علم تجربی خلاصه نمی‌کند، بلکه وحی، عقل کلی که قادر به درک امور و فراتجربی است، مشاهدات قلبی و تجربیات شهودی و فطرت را از منابع معرفت‌اندوزی می‌داند؛
4- دین به موازات حق‌دار بودن انسان، او را مکلف و مسئول می‌داند.
ادامه دارد