کد خبر: ۳۱۲۴۲۶
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۱
یک فیلمساز:

پذیرش رده‌بندی سنی آثار سینمایی انحراف از اصول فرهنگی‌ است (اخبار ادبی و هنری)

 
 
 
‌یک کارشناس رسانه درباره پذیرش و اعمال رده‌بندی سنی آثار سینمایی گفت که این نوع تساهل، یک انحراف جدی از اصول فرهنگی‌ است.
سعید الهی، فیلمساز و کارشناس در پاسخ به پرسش «برخی معتقدند رده‌بندی، روشی برای جلوگیری از آسیب به گروه‌های سنی آسیب‌پذیر است. با این نگاه چه نسبتی دارید؟» از سوی خبرگزاری مهر پاسخ داد: به ‌ظاهر این استدلال پذیرفتنی است اما باید توجه داشت که اساساً چرایی نیاز به چنین تمهیدی، خود جای سؤال دارد. اگر ما به قوانین رسمی کشور در حوزه فرهنگ و هنر پایبند باشیم، نباید محتوایی تولید شود که برای گروهی از مخاطبان مضر تلقی شود. در واقع، ورود به مرحله رده‌بندی، گویی پذیرش ضمنی این واقعیت است که آثار سینمایی مجاز به نمایش، واجد عناصری هستند که ممکن است برای برخی گروه‌های سنی زیان‌بار باشند. این نوع تساهل، یک انحراف جدی از اصول فرهنگی‌است. به بیان دیگر، اگر نظارت بر تولید محتوای سالم و منطبق با هنجارهای قانونی به ‌درستی صورت گیرد، نیازی به رده‌بندی نخواهد بود.
وی افزود: متأسفانه در شرایط فعلی، رده‌بندی نه‌تنها مکمل نظارت نیست، بلکه گاه جایگزین آن شده است. برخی آثار با استناد به رده‌بندی بزرگسالانه، محتوایی را عرضه می‌کنند که آشکارا با معیارهای اخلاقی و فرهنگی جامعه در تضاد است، اما به ‌واسطه این برچسب، از نظارت دقیق‌تر رهایی می‌یابند. در واقع، رده‌بندی به دستاویزی برای فرار از مسئولیت تبدیل شده است، نه ابزاری برای سامان‌بخشی.
تهیه‌کننده مستند «قوی‌دل» ادامه داد: ما در ایران، پیش از هر چیز، نیازمند نهادینه‌سازی فرهنگ مصرف رسانه‌ای هستیم. خانواده‌ها باید با مفاهیم سواد رسانه‌ای، مخاطب‌شناسی و آثار روانی محتوای تصویری آشنا شوند. همچنین باید ساختاری مشخص و شفاف برای تعیین رده‌بندی‌ها با معیارهایی علمی، مشخص و غیرسلیقه‌ای ایجاد شود. در فقدان این زیرساخت‌ها، حتی بهترین نظام رده‌بندی نیز عملاً بی‌اثر خواهد ماند.
الهی در پایان یادآور شد: اگر به ‌راستی دغدغه ارتقا فرهنگی داریم، باید رده‌بندی سنی را نه به ‌عنوان راه‌حل، بلکه به‌ عنوان حلقه‌ای از زنجیره‌ای بزرگ‌تر ببینیم. اصلاح سیاست‌های تولید، نظارت اصولی بر محتوا، آموزش عمومی و تقویت سواد رسانه‌ای خانواده‌ها باید در اولویت قرار گیرد. در غیر این صورت، رده‌بندی سنی نه‌تنها کارکرد مثبت نخواهد داشت، بلکه با تضعیف مسئولیت‌پذیری نهادهای فرهنگی، زمینه‌ساز بروز محتواهای آسیب‌زا نیز خواهد شد. رده‌بندی سنی اگرچه در ظاهر ابزاری معقول به نظر می‌رسد اما در بستر ناکارآمد کنونی، به تنهائی نه‌تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند به نوعی مشروعیت‌بخشی به عبور از مرزهای قانونی نیز تعبیر شود. سینمای سالم، پیش از رده‌بندی، نیازمند سیاستگذاری فرهنگی روشن، نظارت شفاف، و گفت‌وگوی مستمر با بدنه جامعه است.