کبوتران حــرم
وقتی سیل کوچههای شهر را درنوردید...
وقتی هوای حرم تیره شد و هیاهوی تگرگ و باد، کبوتران حرم را بیرحمانه بر زمین کوبید...
وقتی قلب مردم برای کبوتران حرم آن قدر تپید که دیگر در سینهها جا نمیشد و برای نجاتشان به آب و آتش زدند، باید میفهمیدیم...
نکند میخواست خبر از حادثهای سهمگینتر بدهد...
خبر از افتادن کبوتری دیگر در گوشهای دیگر از حرم...
آن هم در کوههای ورزقان...
مگر ایران حرم نبود؟
عادله اصفهانی