کد خبر: ۳۱۰۷۷۷
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۶

فرزندخواندگی در اسلام

 
 
فرزندخواندگى يا تبنّى، عملى است حقوقى كه نتيجه آن حصول رابطه فرزندى صورى بين دو فرد است. حقوقدانان اسلامی بر این نکته تاکید دارند که در اسلام چیزی به نام فرزندخواندگی وجود ندارد. در این رابطه می‌توان به کتاب ترمينولوژى حقوق، ج 4، ص 2782 دکتر جعفری لنگرودی مراجعه کرد. از نظر قرطبی از مفسران‌، فرزندخواندگی در جاهليّت، امر معمول و رايجى بوده است و دو طرف با پیمان فرزندخواندگی از يكديگر ارث می‌بردند و همديگر را نصرت مى‌دادند، تا آنكه خداوند آن را در آیاتی از قرآن نسخ كرد.  مفسر بزرگ شیعی علامه طبرسی در مجمع‌البیان در ذیل آیه 37 سوره احزاب می‌نویسد که رسول‌خدا (صلى‌الله عليه وآله) زيد بن حارثه را فرزندخوانده خود قرار داد و براى شكستن سنّت جاهلى با اذن الهى پس از اينكه زيد، همسر خود را طلاق داد، با او ازدواج كرد.
وقتی ما سخن از فرزندخواندگی می‌کنیم اگر به معنای قراردادن فرزند دیگری به عنوان فرزند حقیقی خود باشد تا همان احکام پدر و فرزندی بر آن بار شود، نه‌تنها عملی خلاف شریعت است، بلکه بر‌اساس آیات 4 و 5 سوره احزاب‌، انتساب عمدى فرزندخوانده با عنوان فرزند حقيقى گناه شمرده است.
این در حالی است که در جاهليّت و پیش از اسلام، فرزندخوانده، به‌مثابه فرزند واقعى و حقیقی شمرده و همه احکام و قوانین مربوط و مرتبط با پدر و فرزندی بر آن جاری می‌شد. البته سابقه و پیشینه این امر، بسیاری قدیمی‌تر است؛ زیرا خداوند در آیه 21 سوره یوسف و آیه 9 سوره قصص گزارش می‌کند که در مصر قدیم تبنی وجود داشته و عزیز مصر خواهان فرزندخواندگی یوسف(ع) و فرعون، خواهان تبنی حضرت موسی(ع) شده بود. در دوره جاهلیت رسم این بود که فرزندخوانده همانند فرزند حقیقی و واقعی شمرده می‌شد و همه قوانین و احکام از جمله ارث و ازدواج و محرمیت میان آنان برقرار می‌شد. از این‌رو بود که پدر نمی‌توانست همانند پدر واقعی با همسر مطلقه فرزندخوانده خود ازدواج کند؛ چرا که رابطه میان آنان را همانند فرزند واقعی رابطه محرمیت می‌دانستند. اما اسلام این‌گونه رابطه فرزندخواندگی را نادرست دانست و با اقدام پیامبر(ص) به‌شدت به مخالفت با آن پرداخت. اما این بدان معنا نیست که فرزندخواندگی عملی نادرست و گناه و خلاف شریعت باشد؛ بلکه فرزندخواندگی اگر با حفظ ارتباط حقیقی میان فرزند و پدر واقعی شخص باشد، امری درست است. به این معنا که فرزندخوانده را به نام پدر واقعی‌اش بخوانند و بشناسند تا در آینده هیچ‌گونه مشکلی از جهت محرمیت و ارث و ازدواج پیش نیاید.  فرزند خوانده براساس قوانین اسلام ارث نمی‌برد ولی می‌تواند از ثروت شخص‌، به شکل هبه و یا وصیت از ثلث مال بهره‌مند شود. پس شخصی که کودکی را به فرزندی می‌گیرد، می‌تواند به شکل هبه از مال و وصیت از ثلث مال،‌ بخشی از ثروت خود را به فرزندخوانده منتقل کند. بنابراین کسانی که با مراجعه به پرورشگاه‌ها و شیرخوارگاه‌ها، کودکانی را به فرزندخواندگی می‌گیرند،‌ باید توجه داشته باشند که این کودکان فرزند واقعی و حقیقی آنان تلقی نمی‌شوند و احکام فرزند واقعی چون محارم و ارث و مانند آن بر ایشان بار نمی‌شود و این افراد را می‌بایست به نام پدران واقعی‌شان خواند و معرفی و صدا کرد. به هر حال، فرزند خواندگی به یک معنا درست و به یک معنا نادرست و باطل است. اگر مراد از فرزندخواندگی، تبنی کودک به عنوان فرزند حقیقی و واقعی باشد تا همه احکام و قوانین فرزند واقعی بر آن جاری شود، این امر گناه بوده و از نظر اسلام مردود است و طرفین از یکدیگر ارث نمی‌برند؛ اما اگر به معنای پذیرش کودکی برای پرورش و تربیت باشد به شرطی که همه قوانین اسلام مراعات شود،‌ در آن صورت این فرزندخواندگی مشکلی نخواهد داشت و فرزند تنها به شکل‌های پیش گفته می‌تواند از شخص ارث ببرد.
محرمیت فرزندخوانده 
بر اساس فقه اسلام و آموزه‌های وحیانی آن، فرزندخوانده نامحرم است. اما این بدان معنا نیست که نمی‌توان رابطه محرمیت را میان افراد یک خانواده که کودکی را به فرزندخواندگی گرفته‌اند، ایجاد کرد؛ بلکه براساس آموزه‌های اسلام می‌توان به اشکال گوناگون پیوند محرمیت را به‌وجود آورد.  با نگاهی به استفتائاتی که در این‌باره شده هر یک از مراجع عظام تقلید بر اساس آموزه‌های اسلامی حکم مسئله را بیان کرده‌اند. گفتنی است که محرميت از سه راه؛ نسب، رضاع‌(شیردادن) و مصاهرت(دامادی) به وجود مي‌آيد كه از آيات و روايات منصوص استفاده مي‌شود محرميت غير از اين سه راه، روشي جعلي و خروج از روش استنباط شرعي است. 
مهدی حسنوند