کد خبر: ۳۰۹۵۶۶
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
حکایت سینماتوگراف 2

روی دیوار اسکار یادگاری ننویسیم! 

 
 
 
سعید مستغاثی
بخش صد و بیست و چهار (1)
صحنه‌ای در فیلم «آنی‌هال» ساخته وودی آلن وجود دارد که قهرمان داستان به نام آلوی سینگر (که خود وودی آلن نقشش را بازی می‌کند) مشغول تعریف کردن یک جوک است. او در این جوک می‌گوید:
«...یک نفر می‌رود پیش روانپزشک و می‌گوید که برادرش دیوانه شده‌، چون او فکر می‌کند که یک مرغ است. دکتر می‌پرسد که خب‌، چرا برادرت را این‌جا نمی‌آوری؟ و مرد پاسخ می‌دهد: همین کار را می‌خواستم بکنم‌، اما فکر کردم که به تخم مرغ‌هایش احتیاج دارم...»!!
به نظر می‌آید، این حکایتی است که هر ساله در ایران برای انتخاب فیلم جهت ارسال به آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا و مراسم اسکار اتفاق افتاده و می‌افتد؛ عده‌ای که هر سال، هیئتی عریض و طویل تشکیل داده و به بحث و بررسی درباره فیلم‌های واجد شرایط از دیدگاه خودشان می‌پردازند، سپس در چند مرحله کاندیدا اعلام کرده تا اینکه بالاخره فیلم برگزیده را معرفی کنند. 
عده‌ای دیگر نیز با بهانه‌های مختلف از جمله آنکه فلان فیلم لیاقت بیشتری برای حضور در اسکار دارد و بهمان فیلم اصلا در خور این مراسم نیست به اعتراض برمی‌خیزند. اخیرا نیز گروهی از دوستان با این تصور که فیلم‌های انقلابی و میهن‌پرستانه و ایران‌مدارانه می‌تواند، تصویری درخور و شایسته از کشورمان به جهانیان ارائه نماید، فیلم‌های انتخاب شده را سیاه‌نمایی از جامعه ایران دانسته و مصّرند که آثاری در معرفی توانایی‌ها و توانمندی‌های این جامعه به اسکار فرستاده شود! بله حکایت همان تخم مرغ‌های خیالی وودی آلن است!!
در واقع چه آنهائی که هر ساله دست به انتخاب فیلم برای معرفی به مراسم اسکار زدند و چه آنان که ظاهرا با این انتخاب مخالف بودند، چندان از ساز و کار مراسم اسکار و روابط حاکم برآن و اساسا فضای مسلط بر سینما و هنر آمریکا و در این‌جا به طور ویژه‌ هالیوود اطلاع ندارند. این عدم آگاهی و انتظارات سوار شده برآن، مثل این بود که می‌خواستیم در یک تورنمنت کشتی و بر روی تشک آن، فوتبال بازی کنیم یا در دانشکده فنی، سراغ رشته دامپزشکی را می‌گرفتیم و یا اینکه از یک کارخانه اتومبیل‌سازی، انتظار محصولات غذایی را داشته باشیم!!
جهانی نمایاندن یک جشنواره محلی
پس قبل از هر موضوعی بایستی با ماهیت مراسمی مانند اسکار آشنا شویم. طبیعی است که این آشنایی بستری کاملا علمی و آکادمیک داشته و از هر گونه قضاوتی درباره خوب یا بد بودن آن پرهیز می‌کند.
 اولین نکته اینکه صرف نظر از مثبت یا منفی بودن مراسم اسکار، مي‌توان آن را جهاني‌ترين شكل يك نمايش محلي دانست كه با پروپاگانداي قدرتمندترين رسانه‌هاي بين‌المللي به هواخواهان و علاقه‌مندان سينما در سراسر كره زمين، يك فستيوال فراقاره‌اي نمايانده شده در حالي كه حدود 96 درصد كل جوايز آن، تنها به آثاري اختصاص داشته و دارد كه محصول آمريكا و انگليسي زبان بوده و در زمان و مدت خاصي در سينماهاي لس‌آنجلس به نمايش درآمده‌اند. يعني فيلم‌هايي كه حتي در ديگر شهرهاي آمريكا به جز لس‌آنجلس بر پرده رفته حتي اگر آمريكايي هم باشند، اعتباري براي رأي‌دهندگان آكادمي اسكار ندارند. چنانچه در هر سال بسیاری از فیلم‌های ارزشمند آمریکایی تولید شده ولی به دلائل مختلف از جمله نداشتن پخش‌کننده قوی، در سینماهای لس‌آنجلس به اکران درنیامده و در نتیجه از قضاوت اعضای آکادمی اسکار دور می‌مانند. فقط 4 درصد از جوایز هر ساله آکادمی اسکار به فيلم‌هاي غیر انگلیسی زبان ديگر كشورها تعلق دارد كه آنها هم حداقل می‌باید توسط یکی از کمپانی‌های اصلی آمریکایی، توزیع و پخش شده باشند و اگر هم قصد نامزدی در سایر رشته‌های اسکار به جز فیلم غیر انگلیسی زبان دارند، حتما بايستي در همان زمان و مدت خاص در يك يا چند سالن سينماي لس‌آنجلس، اكران عمومي يافته باشند. به همين دليل بوده كه همواره در طول تاريخ سينما، بسياري از شاهكارهاي اين هنر در مراسم اسكار مطرح نشدند.
في‌المثل شاهكارهاي مسلمي مانند: «الكساندرنوسكي»‌(سرگئي آيزنشتاين)، «زمين»(الكساندر داوژنكو)، «اگتسومونوگاتاري»(كنجي ميزو گوچي)، «پاترپانچالي»‌(ساتيا جيت راي)، «رم شهر بي‌دفاع»‌(روبرتو روسليني)، «قاعده بازي» (ژان رنوار)، «زير بام‌هاي شهر» (رنه ‌كلر)، «روز برمي‌آيد»‌(مارسل كارنه)، «حفره» (ژاك بكر)، «اورفه» (ژان كوكتو)، «يك محكوم به مرگ مي‌گريزد»‌(روبر برسون)، «ام» (فريتس لانگ)، «اردت»‌(كارل تئودور دراير)، «داستان توكيو»‌(ياساجيرو ازو)، «از نفس افتاده»‌(ژان لوك گدار)، «هيروشيما، عشق من»‌(آلن رنه)، «لولامونتز»‌(ماكس افولس) و... هيچگاه مدنظر آكادمي اسكار قرار نگرفتند.
از طرف ديگر حجم و شدت تبليغات كمپاني‌هاي بزرگ و رسانه‌هاي عظيم‌(كه در تيول همين كمپاني‌هاست) مهم‌ترين و اساسي‌ترين عنصر مدنظر قرار گرفتن و قضاوت روي فيلم‌ها از سوي اعضاي آكادمي به نظر مي‌آيد. امتيازي كه طبعا نصيب محصولات همان كمپاني‌ها مي‌شود و از همين رو آثار سينماي مستقل معمولا هیچ‌گونه سهمی در نظرگاه اعضاي آكادمي ندارند. در واقع نقش اصلی در قضاوت این اعضا را بمباران عظيم تبليغاتي توسط رسانه‌هاي مختلف متعلق به كمپاني‌هاي اصلي، ايفا مي‌كند. 
ماهیت ایدئولوژیک جایزه اسکار
به جز همه اینها‌، یافتن خطوط مشخص تفکر و ایدئولوژی آمریکایی‌(که توسط رسانه‌های این کشور ساخته و القا می‌شود) در میان فیلم‌های هرسال این مراسم کار چندان دشواری نبوده و مطلب پوشیده‌ای به نظر نمی‌آید‌(حتی رسانه‌های خود آمریکا بارها اذعان داشته‌اند). 
زمانی که فکر تاسیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا به سال 1927 در یک مهمانی شام در خانه «لویی بی‌مه یر»، رئیس کمپانی مترو گلدوین مه یر مطرح گردید و قرار شد این آکادمی علاوه‌بر وظایف دیگر، همه ساله تعدادی هم جایزه به محصولات کمپانی‌های آمریکایی بدهد، برپایی یک مراسم اهدای جوایز برای محصولاتی از این کمپانی‌ها مدنظر بود که علاوه‌بر دارا بودن نوعی ساختار به اصطلاح کلاسیک سینما‌(ساختار کلیشه‌ای‌ هالیوودی)، به نحوی ایدئولوژی آمریکایی را‌(با همه خصوصیات تاریخی و سیاسی و فرهنگی‌اش‌) تبلیغ نماید و اینکه کمپانی‌ها در رقابت با یکدیگر، هر یک تا کجا می‌توانند در صنعت ساخت این دسته فیلم‌ها، ابتکار بزنند و با ابزار و وسایل و امکانات پیشرفته‌تر، صحنه‌های خارق‌العاده‌تری را جلوی دوربین ببرند و بدین‌وسیله صنعت سینمای ‌هالیوود را توسعه دهند. 
این اهداف به وضوح در اولین بیانیه اعضای نخستین آکادمی که در همان مهمانی شام حضور داشتند، ذکر شد و دوستان می‌توانند به سهولت و با مطالعه آن بیانیه به این اهداف پی ببرند. اهدافی که در طول همه دوره‌ها، مو به مو در همه رشته‌ها و کلیه جوایز اعطایی در نظر گرفته شده است. در بیانیه فوق، به هیچ وجه هنر سینما مطرح نبوده و آنچه مد نظر بنیانگذاران آکادمی قرار داشت، استعداد سرو کله زدن با تولید و استفاده از ابزار و تکنولوژی برای به تصویر کشیدن شمایلی از یک قهرمان آمریکایی در مقابل دیگران و آدم‌های درجه دو از ملت‌ها و نژادها و قومیت‌های دیگر بود که هر زمان در شکل و قواره‌ای نمایان می‌شد. به اين ترتيب مراسم اعطاي جوايز اسكار را مي‌توان يك مراسم كاملا محدود سينمايي دانست‌(در حد فيلم‌هاي نمايش داده شده در لس‌‌آنجلس آن ‌هم با حد و مرزهاي گفته شده) با ماهيت و تفكر ایدئولوژی آمريكايي.
نگاهی به فیلم‌هایی که در طول دوره‌های گذشته همواره مورد حمایت و تجلیل و گزینش مراسم اسکار بوده‌اند، خود گواهی همین مدعاست. مرور فیلم‌های برگزیده در رشته‌های مختلف و خط ایدئولوژیکی که هر دوره با تم و رنگ و بویی خاص در میان برگزیدگان به چشم می‌خورد، هیچ رمز و رازی ندارد که نیاز به برخورداری از هوش سرشاری را بطلبد!