سال نو، ورزش نو (نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
فرا رسیدن سال نو، بیش از هر چیز معنای «تحول» را در ذهن و اندیشه متبادر میکند. دعای زیبا و بسیار قابل تامل اول سال، «یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسن الحال» بیانگر همین معناست. پایان سال کهنه و آغاز سال جدید، باید برای هر فرد و جامعه و مجموعهای یک «شروع دوباره» باشد، به ویژه اینکه امسال با ماه پربرکت رمضان و شبهای قدر همزمان شده است. امید که معنای عمیق این روزها و شبها و مقطعی که در آن واقع شدهایم را بدانیم و از خداوند حکیم و علیم عاجزانه تمنا کنیم که بدون ایجاد تحول در فکر و اخلاق و منش و مراممان، از آن عبور نکنیم و خلاصه، چه در بعد فردی و چه اجتماعی،» «مهاجر»ی باشیم از اینجا و حالی که هستیم، به آنجا و حالی که باید باشیم.
در حالی در آخرین شماره سال از ضرورت و حتی وجوب تحول فردی و اجتماعی سخن میگوییم که آنچه ما با آن سروکار داریم یعنی مقوله «ورزش» برای قویتر شدن و پیشرفت کردن، سخت به «تحول» به معنای واقعی نیازمند است. مخاطبان گرامی و خوانندگان فهیم، حتما شهادت میدهند که یکی از کلید واژهها و مطالبی که در این روزنامه تکرار و بر آن تاکید میشود، ضرورت ایجاد تحول در ورزش است که اگر اتفاق نیفتد و در خیلی از دیدگاهها و روشها رخ ندهد، ورزش مستعد و دارای ظرفیت ما نه تنها گامی به جلو برنمیدارد، سهل است که از اینی هم که هست عقبتر میرود! ورزش گرفتاریهای فراوان دارد و با معضلات بسیاری دست بهگریبان است که آنها را باید به طور علمی و اساسی حل کرد. چشم بستن بر این مشکلات و شیوه آن پرنده خوش خرام یعنی کبک در زمستان را در پیش گرفتن و خود را به نشنیدن و ندیدن زدن، نه تنها هیج گرهای از مشکلات نخواهد گشود بلکه گرهها را کورتر خواهد کرد.
این را هم باید نوشت که متاسفانه مسئولان ما در برخورد با مسئله تحول و برداشتن موانع از جلوی پای ورزش خیلی وقتها چنین روشی را در پیش گرفته و بعضی هم به طور کلی منکر مشکلات زیرساختی و اساسی میشوند! خوشبختانه وزیر فعلی ورزش که سابقه و تجربیاتی در این حوزه دارد و میشود گفت به اندازه کافی با چم وخم و واقعیتهای تلخ و شیرین آن آشناست، از ابتدای شروع مسئولیت خود بر موضوع تحول در ورزش و ضرورت دست زدن به کارهای اصلاحی تاکید و بارها تصریح کرده که وضعیت موجود به هیچ عنوان مطلوب نیست و برای حرکت ورزش در مسیر درست باید روش دیگری در پیش گرفت. با این حال و علی رغم تاکید ایشان بر لزوم اصلاحات و تحول- که در جای خود باعث خوشحالی و امیدواری است- با استناد به واقعیات و عملکردها بدون تعارف میگوییم که هیچ اتفاق ملموس و حرکت چشمگیری در جهت اصلاحات مورد نظر و تحول بایسته رخ نداده و چرخهای ورزش کماکان بر مدار سابق قرار دارد و به قول معروف، کماکان در بر پاشنه قبلی میچرخد.
مطالبه اصلی و انتظار مهم از مسئولان و متولیان ورزش این است که فراتر از روزمرگیها و رویدادهای رایج، برای رها کردن ورزش از وضعیتی که از حرکت و پویایی بایسته دورش کرده، فکری کنند و طرحی نو دراندازند و برنامهای واقعگرایانه و عملی و کارساز داشته باشند. به راستی یکی از کمبودهای بزرگ و تاثیرگذار ورزش ما نداشتن «برنامه» یا «استراتژی بلندمدت» است و آنچه که هست و علیرغم شعارها در عالم واقعیت با دو چشم سر مشاهده میشود، پرداختن به مسائل جاری، امروز را فردا کردن، باری به هرجهت عمل کردن و خلاصه اداره ورزش به شیوه «هرچه پیش آید، خوش آید»! است و این به هیچ وجه شایسته ورزش مستعد وبالقوه توانای کشور ما نیست. چنین وضعیتی در شأن خیل علاقهمندان پرشور و عاشق ورزش ایران نیست و حتما باید آن را تغییر داد. باید ورزش را آنچنان اداره و مدیریت کرد که حق آن است و در خور طرفداران پرشمار و بالاخره متناسب با داشتهها وتواناییهایش باشد.
باری، چنانکه به کرات نوشته و تاکید کردهایم این اتفاق نمیافتد، مگر آنکه شاهد تحولی در دیدگاه مدیریت ورزش باشیم و در شیوههای مدیریتی، اصلاحاتی رخ دهد. متاسفانه دیدگاه تحولخواه و روشهای کارساز و اصلاحی در بین بسیاری از مدیران ورزش وجود ندارد و آنها با عمل نکردن به اصول بدیهی و شناخته شده مدیریتی، به «همینی که هست» بسنده کردهاند و دل و جرأت و حال و حوصله دست زدن به تغییرات اساسی و تحولات بایسته را ندارند. این است که ورزش بالقوه مستعد ایران سالهاست در بند بسیاری از مشکلات پیش پا افتاده (که همه از آن خبر داریم و نیازی به ذکر نمونه نیست) گرفتار شده و به آفات ویرانگری مثل دلالی وقیح و افسارگسیخته و آسیبهای خودساخته (که باز تاکید میکنیم بیش از هر چیز حاصل عملکرد مدیریتهاست) مبتلاست و خواه وناخواه به «کف» خواستهها و حداقلها رضایت داده و روزگار را به بطالت و تکرار میگذراند. باز تاکید میکنیم چنین روند و شرایطی در ورزش باید تغییر کند و تغییرات هم به طور طبیعی و عقلایی باید از راس هرم یعنی آنجایی که مدیران سکان ورزش را در دست دارند، آغار شود.
همه شاهد بودیم که در ماه آخر سال انتخابات فدراسیون فوتبال با حرف و حدیثهایی که از ماهها قبل از آن به راه افتاده بود- و حالا هم ادامه دارد- برگزار شد و نتیجه آنکه، ریاست در این فدراسیون مهر تمدید خورد. فوتبال با همه زیباییها و جذابیتهایش، گرفتار مشکلات عدیده و دردسرهای فراوان است و موجب انتقاد و نارضایتیهای بسیاری در میان طرفداران، کارشناسان و... شده است.
کوتاه عرض کنیم فوتبال در چنگال دلالی افسارگسیخته و باندهای اختاپوسی گرفتار شده و حال و هوای خوشی ندارد. متاسفانه جریاناتی ناسالم و اخلالگر با توجه به حمایتهایی که مستقیم و غیرمستقیم از سوی بعضی از افراد ظاهرالصلاح و مراجع ذیصلاح از آنها صورت میگیرد، خودشان را صاحب و پدرخوانده فوتبال میدانند و به خود اجازه میدهند از سیر تا پیاز فوتبال- از تیم ملی گرفته تا باشگاهها و ردههای پایه و...- برای کسب منافع شخصی و باندی دخالت کنند. در چنین وضعیتی که کسی نمیتواند منکر آن شود، انتظار طبیعی و منطقی از فدراسیون فوتبال- که تجربه کافی و شناخت لازم از فوتبال و خطوربطها و باندها و جریانات و عناصر فعال در آن دارد- این است که با تغییر در دیدگاه و اصلاح روش ناکارآمد گذشته، در دوره جدید مدیریتی دست به تحولی شجاعانه و واقعی در فوتبال بزند. فوتبال را به عنوان نمونه آوردیم اما بدون تعارف و بازی با کلمات، سرتا پای ورزش مستعد ایران نیازمند تغییرات مثبت و تحولات اساسی است. امیدواریم در سال جدید حرکتی تحولآفرین رخ دهد و طی آن شاهد اتفاقات مثبتی در ورزش آماده پیشرفت کشورمان باشیم...