اعتراضات سراسری و شورشهای ضدآمریکایی در فرانسه
فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند
مسئله گناه روزنبرگها (که شکی در گناهکار بودن آنها وجود نداشت) موضوع اصلی نبود: برای اکثر ناظران، پروندهای که علیه آنها تشکیل شد، مبتنی بر شواهد مسجل و مسلم بود.
اما اکنون این بر عهده استراتژیستهای آمریکایی قرار داشت تا جهان را متقاعد کنند که نه تنها شواهد قطعی برای صدور این حکم موجود بوده بلکه نوع مجازات با نوع جرم نیز مطابقت داشته
است.
سارتر فریاد زد: «هنگامی که دو بیگناه کشته میشوند، این کار کل جهان است» [که برخیزند و فریاد اعتراض برآورند] و گفت فاشیسم نه «با تعداد قربانیان بلکه با روشی که آنها را میکشد، شناخته میشود». او اضافه کرد این اعدام «یک لینچینگ1 قانونی است که کل کشور را به خون آغشته کرده است». برای اطمینان از اینکه تمام دنیا بدانند کار آنهاست [که برخیزند و فریاد اعتراض بلند کنند] کمونیستها کارزار گستردهای را برای عفو به راه انداختند: که شامل سازماندهی پوشش خبری در رسانههای تحت کنترلشان و به خط کردن سازمانهای جبهه کمونیستی برای درخواست عفو از سفارت آمریکا میشد. لندن هزاران طومار و اعتراض با چندین هزار امضا دریافت کرد. پاریس گزارش داد که روزانه تقریبا پنجاه تلگراف، نامه و عریضه دریافت میکند.
در فرانسه به ویژه، پرونده روزنبرگ به عامل پیونددهنده نمادین برای هر کسی که شکایتی از دولت آمریکا داشت، تبدیل شد. اعتراضات در سراسر فرانسه انجام گردید و بسیاری از آنها به شورشهای ضدآمریکایی بدل گشت. یک مرد در راهپیمایی «روزنبرگها باید آزاد شوند» در میدان کنکورد کشته شد. گرچه ملوین لاسکی در مورد استفاده از مجازات اعدام در زمان صلح «نگران» بود اما این اعتراضات را به عنوان «محصول کینههای ضدآمریکایی مُد شده» به سخره گرفت. مطمئنا هیچ یک از لابیهای مورد حمایت کمونیسم که برای دفاع از زوج روزنبرگ تشکیل شده بودند، این واقعیت را عمومی نکردند که در همان روز تشکیل کمیته دفاع از روزنبرگها در فرانسه، یازده رهبر سابق حزب کمونیست چک در پراگ2 اعدام شدند.
آنها همچنین درباره این واقعیت که تعداد کمونیستهای تیرباران شده توسط استالین، بیشتر از هر کشور فاشیستی بوده، صحبتی نکردند و نه اشارهای به این واقعیت داشتند که: در اتحاد جماهیر شوروی کارگران اگر دوبار، پنج دقیقه دیر به کار برسند، به اردوگاههای کار سخت فرستاده میشوند. آنها به روی خود نیاورند که وقتی به هنرمندان گفته شد، وارد مسابقه مجسمهسازی برای یادبود صدمین سالگرد پوشکین شوند، اولین جایزه به مجسمهسازی رسید که در اثرش، استالین را در حال خواندن اثر پوشکین نشان میداد.
با این حال تحلیل ملوین لاسکی سطحی و متوهمانه بود. سفیر ایالات متحده در پاریس، داگلاس دیلون، در پیامی به تاریخ ۱۵ می۱۹۵۳، بدون رودربایستی به وزیر امور خارجه هشدار داد، اکثریت مردم در فرانسه «بهشدت بر این باورند که حکم اعدام غیر قابل توجیه است» و هشدار داد نباید همه کسانی که خواستار بخشش شدهاند را افراد سادهلوح ناآگاهی در نظر گرفت که در تله کمونیستها گرفتار شدهاند.
بدیهی است که تلاش برای بخشش [زوج روزنبرگ] را نمیتوان صرفا یک توطئه کمونیستی قلمداد کرد. یکی از گزارشهای اطلاعاتی آمریکا اعلام نمود، در اروپای غربی «به تازگی درخواستها برای بخشش در مطبوعات سوسیالیستی و مستقل و از سوی گروههای رسمی سوسیالیستی مطرح شده است و در انگلستان برخی نظرات کارگری از بخشش حمایت میکنند. چنین درخواستهای غیرکمونیستی، برخاسته از برخی تردیدها درباره گناهکار بودن روزنبرگها بود، همچنین با توجه به اینکه بخشش کمتر ملعبه دست تبلیغاتچیان کمونیستی قرار خواهد گرفت تا اعدام [بنابراین نمیتوان گفت ریشه همه این درخواستها به کمونیستها برمیگردد]».
اکنون کل دستگاه تبلیغاتی آمریکا با چالش بزرگی روبهرو شده بود. برای شش ماه آینده، درست تا زمان اعدام زوج روزنبرگ در ماه ژوئن، آمریکا تمام منابع خود را به میدان آورد تا جهان غیرکمونیستی را متقاعد سازد که عدالت آمریکایی عادلانه است. به هیئت استراتژی روانشناسی3 دستور داده شد، هماهنگی کارزار را بر عهده بگیرد. و هدف اصلی آن این بود که روزنبرگها را در چارچوب ذات پلید کمونیستها تعریف نماید؛ کمونیسم به عنوان یک هیولا که به «قربانیان در خون غلتیده» نیاز داشت.
این هیئت گزارشهایی را برای اطلاعرسانی به رئیسجمهور و همه افراد او (بر اساس اعزامهای سفارت و گزارشهای سازمان سیا) تهیه کرد و دستورالعملهای زیادی برای همه مقامات آمریکایی در خارج از کشور صادر نمود.
در حالی که PSB گزارشهایی تهیه نمود که نشان میداد روزنبرگها، «عادلانه محکوم و مجرم شناخته شدهاند» و این حکمِ متناسب با گناه به خوبی در رسانههای اروپایی ضریب داده شد، اما بسیاری از نمایندگان دیپلماتیک ایالات متحده اصرار بر عفو داشتند. در فرانسه، سفیر دیلون عمیقاً نگران «تاثیر نامطلوب اعدام در اروپای غربی» بود و اصرار بر ارزیابی مجدد حکم «بر اساس منافع ملی بالاتر» داشت.
پانوشتها:
1- لینچینگ مفهومی است که معنای بیقانونی و سوءاستفاده از شرایط هرج و مرج برای اعدام بدون محاکمه را میرساند.
2- پایتخت و بزرگترین شهر جمهوری چک.
3- هیئت استراتژی روانشناسی.