آزموده را آزمودن خطاست!
بخش نخست
حسن رضایی
«هندسه نظم جهانی، در حال تغییر است»؛ این شاید مهمترین فصل مشترک دیدگاههای متضاد کارشناسان روابط بینالملل طی چند دهه اخیر بوده باشد. پایگاه اینترنتی یورونیوز 17 ژانویه 2024 طی مقالهای در همین زمینه مینویسد: «روند رو به رشد دلارزدایی، انعطافپذیری اقتصادی چین، جریانهای بیسابقه نفت و گاز و گشایش بازارهای جدید در نتیجه جهشهای ژئوپلیتیک فعال در سراسر جهان، تنها برخی از ویژگیهای نظم جهانی در حال تغییر است. این چیزی نیست که در تئوریهای توطئه یا فیلمها درباره آن بشنوید، به عبارت دیگر نظم جهانی یک طرح بزرگ از چیزهایی نیست که توسط افراد انگشتشماری کنترل میشود. نظم جهانی به پویایی قدرت، قوانین و هنجارهای بین دولتها، نهادهای بینالمللی و سایر بازیگران جهانی اشاره دارد که در آن ویژگیهای مختلفی چون سیستمها و مقررات اقتصادی، ترتیبات امنیتی، دیپلماسی، محیط فرهنگی و ایدئولوژیک، توزیع قدرت و نهادهای بینالمللی مورد توجه قرار میگیرد.»
نقشآفرینی صحیح در دل این نظم رو به تغییر و ژلهای اما چگونه باید باشد و ملزومات موفقیت ملتها در زمانه حاضر کدام است؟! در پاسخ، طبعاً مهمترین پیشنیاز نقشآفرینی درست را باید «فهم صحیح از جهت تحولات جهانی» دانست. کسانی که هنوز با عینک قرن هجدهمی به تحولات کنونی جهان نگاه میکنند، طبیعتاً در اتخاذ رویکردهای درست و متناسب با تحولات جاری، موفق نخواهند بود. سیر تحولات نظم جدید جهانی؛ اما به کدام سمت است؟ قاطبه تحلیلگران شرقی و غربی در این مسیر متفقالقولاند: افول غرب! ورای سخنان مکرر تحلیلگران برجسته دنیا در این زمینه، دولتمردان اروپایی و غربی نیز بارها به این مسئله اذعان کردهاند که بادبانها تغییر جهت دادهاند و دوران شکوه و یکهتازی غرب در حال پایان است.
امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه را شاید بتوان صریحترین سیاستمدار غربی در این حوزه دانست. مکرون 26 بهمنماه سال 1398 و در جریان کنفرانس امنیتی مونیخ، برای اولین بار بر این نکته تصریح کرد که «غرب رو به تضعیف و افول است!»
غرب رو به تضعیف و افول است
مکرون طی سخنرانی خود در کنفرانس مذکور، این مطلب را در پاسخ به سخنان مایک پمپئو وزیر خارجه وقت آمریکا مطرح کرد که مدعی شده بود غرب و ناتو در حال پیمودن مسیر پیروزی است! این اما نخستینبار نبود که مکرون غرب را در حال ضعیف شدن توصیف میکرد.
او حدود دو ماه پیش از آن و در آستانه نشست سران کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز در سخنانی جنجالی گفته بود که ناتو دچار مرگ مغزی شده است! مایک پمپئو وزیر امور خارجه وقت آمریکا، پیش از سخنرانی رئیسجمهوری فرانسه و درواقع در پاسخ به سخنان دو ماه قبل وی، با انتقاد ضمنی از سخنان معروف و جنجالی مکرون درباره وضعیت ناتو، اظهار داشت: «خوشحالم به اطلاع برسانم که برخی حرفها در خصوص مرگ ائتلاف دو سوی آتلانتیک (اشاره به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی- ناتو) اغراقی بیش نیست. غرب در حال کسب پیروزی است!» سخنان مکرون در پاسخ به وزیر خارجه وقت آمریکا اما تنها به تضعیف کلیت غرب اشاره نداشت.
رئیسجمهوری فرانسه در بخش دیگری از سخنان خود گفته بود: «آمریکا سیاستی از چند سال قبل در پیش گرفته که مربوط به دولت فعلی واشنگتن نیست و طبق این سیاست، آمریکا به نوعی در حال تجدیدنظر در روابط با اروپا و خروج از این مناسبات است.»
مکرون در بخشی دیگر از سخنرانی خود در اجلاس امنیتی مونیخ با بیان اینکه بحران امروز در اروپا، بحران دموکراسی است، گفته بود: «نکته مهم در سطح اتحادیه اروپا این است که در مورد مسائل حاکمیتی باید سریعتر عمل شود و اینکه چگونه میتوانیم سریعتر سرمایهگذاری و ابتکار عمل اروپا را توسعه دهیم.»
حالا با گذشت پنج سال از آن تاریخ و در سال 1403، همزمان با موضع صریح ترامپ درباره حق مالکیت مشروع روسیه بر سرزمینهای تصرف شده اوکراین، کنار گذاشته شدن اوکراین و کلیت اتحادیه اروپا از مذاکرات درباره سرنوشت این کشور جنگزده و نهایتا گریههای رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ در اختتامیه آن، بهخوبی میشود جهت واقعی تحولات و عیار سخنان پمپئو و مکرون را سنجید!
طلاق در کنفرانس امنیتی مونیخ!
29 بهمن سال جاری، کریستوف هویسگن، رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ، طی سخنان پایانی شصتویکمین دوره این رویداد، بهوضوح گریه کرد. این نمایش احساسی در واکنش به سخنان روز نخست نشست «جی. دی. ونس» معاون رئیسجمهور ایالات متحده رخ داد که وی به اتحادیه اروپا حمله کرده بود. وی در حالی که صدایش به دلیل احساساتی شدن میلرزید، گفت: «این کنفرانس از سوی «اوالد فون کلایست» به عنوان یک نشست فراآتلانتیکی پایهگذاری شد، اما پس از سخنرانی معاون رئیسجمهور ونس در روز جمعه، ما باید از این هراس داشته باشیم که پایگاه ارزشی مشترک ما دیگر چندان قابل توجه نباشد. کنفرانس امسال مونیخ یک کابوس بود. ارزشهای اخلاقی ما دیگر با آمریکاییها یکی نیست. خیلی سخت است که ببینیم چگونه مسیرها از هم جدا شدهاند. آمریکا تحت هدایت [دونالد] ترامپ، در دنیای دیگری سیر میکند. ما همچنین متوجه شدیم که حتی سناتورهای جمهوریخواه هم در اظهارات علنی خود بسیار محتاط بودند، زیرا از رئیسجمهور خود میترسند». «هویسگن» که به دنبال بیان این کلمات به شدت تحتتأثیر احساسات قرار گرفته بود، لحظاتی سکوت کرد، چشمانش پر از اشک شد، سپس نتوانست ادامه دهد، گریه کرد و از جایگاه کنفرانس خارج شد!
پیشازاین، دونالد ترامپ رئیسجمهور منتخب آمریکا طی یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرده بود که اعضای ناتو نه ۲ درصد، بلکه باید پنج درصد از تولید ناخالص داخلی را به مخارج نظامی اختصاص دهند؛ رقمی که بیش از ۲ برابر هدف کنونی است! سخنان ترامپ در این زمینه، واکنشهای متفاوتی دربر داشت. «رالف استگنر» عضو حزب سوسیالدموکرات آلمان در فیسبوک نوشت: «اظهارنظر ترامپ توهمی و کاملاً دیوانهوار است. این منابع از کجا قرار است تأمین شوند؟ ما فقر، تخریبها و آسیبهای زیستمحیطی، جنگهای داخلی، مهاجرت و منابع بسیار کمی برای مبارزه با این موضوع داریم.» در مقابل، کشورهای اروپای شرقی که مرزهایی نزدیک به روسیه دارند، کموبیش از پیشنهاد ترامپ استقبال کردهاند. نشریه نیوزویک در همین زمینه مینویسد: «همانگونه که انتظار میرفت صبر ترامپ و تیمش در مورد اتکای اروپا به واشنگتن بر سر هزینههای دفاعی نیز به پایان رسیده و اروپاییها اکنون پذیرفتهاند که آمریکا حق دارد این مطالبه را داشته باشد و آنها باید بهسرعت هزینههای نظامی خود را بسیار فراتر از معیار کنونی سازمان ناتو یعنی دو درصد از تولید ناخالص داخلی یک کشور عضو افزایش دهند. اما آنچه که برای اروپاییها کاملاً روشن نیست، دیدگاه ترامپ برای آتشبس در اوکراین است که به نوشته این نشریه آمریکایی، مقامات اروپایی را ناراحت و گیج کرده است.»
جنجال در اروپا بر سر بودجه دفاعی
به نوشته نیوزویک موضوع دیگری که به بیم و نگرانی اروپاییها در مورد مذاکرات صلح اوکراین دامن زده، سردرگمی بر سر حضور کیف در این مذاکرات است از همینرو برخی پایان کنفرانس مونیخ را برای کیف غمانگیز توصیف کردهاند؛ لحظهای که از نقطهنظر «بیل برود» از اعضای ارشد اندیشکده آمریکایی هر یتیم، زمانی بود که آمریکا برای منافع شخصی، اوکراین را رها کرد! کشورهای بزرگ اروپایی بهخوبی میدانند که شعار «اول آمریکا»ی ترامپ ممکن است در مرحله بعدی، یقه هر یک از آنها را به جای اوکراین بگیرد. کمااینکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب آمریکا، کشورهای اروپایی را تهدید کرده است که اگر نفت و گاز بیشتری از آمریکا نخرند، تعرفه واردات محصولاتی همچون خودرو و ماشینآلات آنها را افزایش خواهد داد. این در حالی است که اتحادیه اروپا با وجود تحریمها علیه روسیه بهخاطر تهاجم نظامی به اوکراین و هدفگذاری قطع خرید انرژی از روسیه تا سال ۲۰۲۷، خرید گاز از این کشور را در سال جاری افزایش داده است! بررسیهای رویترز نشان میدهد اتحادیه اروپا امسال ۳۲ میلیارد مترمکعب گاز روسیه را از طریق خطوط لوله دریافت کرده که ۱۳ درصد بیشتر از سال گذشته است.
به گفته «کارلو بلون» کارشناس اقتصادی در رم، «افزایش هزینههای دفاعی ممکن است منجر به بحرانهای اقتصادی داخلی در کشورهای اروپایی شود. در شرایطی که بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا با مشکلات تورم و بدهیهای عمومی دستوپنجه نرم میکنند، افزایش هزینههای نظامی میتواند واکنشهای منفی مردمی را برانگیزد.»
مجموعه این تحولات نشان میدهد تلاطم در روابط درونی بلوک غرب را شاید امانوئل مکرون بهتر و زودتر از هر کس دیگری در سال 98 فهمیده بود. درواقع، ما اکنون میتوانیم مدعی شویم که نهائی شدن برگزیت در سال 2020 و جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا، تصویری زودهنگام از واقعیتهای اکنون بلوک غرب بوده است.
حالا بخشی از مردم فرانسه نیز خواستار فرگزیت و جدایی فرانسه از اتحادیه اروپا و ناتو هستند. اتحادهای پایدار در شرایط گذار به نظم جدید، دچار تزلزل شدهاند. پیشازاین، امانوئل مکرون گفته بود اتحادیه اروپا یا باید اصلاحاتی را پذیرا باشد و یا در غیر آن صورت با احتمال فرگزیت (به معنی خروج فرانسه از اتحادیه اروپا) روبهرو شود.
امروز وقت غفلت نیست
درس تحولات کنونی برای ما اما چیست؟ نخستین بخش از پاسخ را میتوان در بخشی از بیانات رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی دید.
ایشان شهریورماه سال گذشته در جریان دیدار با جمعی از مردم استانهای خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان، در همین زمینه میفرمایند: «امروز یک تحوّل بزرگی در دنیا، یا دارد آغاز میشود یا آغاز شده است. امروز روزی است که ملتهای منطقه نباید دچار غفلتی بشوند که در دوران استعمار یا بعد از جنگ اوّل جهانی شدند؛ باید ملتهای منطقه بیدار باشند.»
در نظم ژلهای و رو به تغییر کنونی، طبعاً تبعات غفلت از سیر تحولات، دیگر یکساله و حتی دهساله نخواهد بود، بلکه ممکن است یک ملت را برای دههها به اتاق پشتی تاریخ بفرستد! بزرگترین غفلت ممکن نیز، طبعاً عدم شناخت سیر کلی تحولات است. آنها که هنوز با عینک قرن هجدهمی به تحولات جهان مینگرند و هنوز هم میخواهند مشکلات داخلی! کشور را هم از راه نزدیکی و ارتباط با غرب و آمریکا حل کنند، حتماً میتوانند خطرناکترین موجودات برای منافع ملی ایران در این برهه تاریخی باشند.
از این خطرناکتر اما حتماً اعتماد به دولت فعلی آمریکا و معرفی این رویکرد به عنوان راهحل مشکلات مختلف کشور خواهد بود. در زمانهای که اتحادهای سنتی و چندین دههای رو به قهقرا و فروپاشی میرود، دیوانهوارترین تصمیم، اعتماد کردن به غول بیشعوری است که میخواهد ولو به قیمت دفن متحدانش، خود را بالا بکشد. در بخشهای دیگر این گزارش بیشتر به چرایی غیرعاقلانه بودن مذاکره با آمریکا به امید حل مشکلات کشور خواهیم پرداخت.