برگزاری دادگاه «گیلانی» و اعتراض معلمان و روزنامهنگاران
نویسنده: بشارت پیر
مترجم: بهزاد طاهرپور
وزارت دادگستری هند شیو نارایان دینگرا را به عنوان قاضی ویژه پرونده منصوب کرد. دینگرا در پروندههای مرتبط با تروریزم خبره بود بهطوریکه به او لقب «قاضی مرگ» داده بودند.
من مامور پوشش خبری گیلانی در دادگاه شده بودم. نیروهای پلیس با مسلسل دادگاه را محاصره کرده بودند. آنها کارت شناسایی را وارسی کرده و قبل از داخل شدن در دادگاه مرا بازرسی بدنی کردند.
انتظار داشتم که خبرنگاران زیادی برای پوشش خبری به این پرونده مهم حضور داشته باشند اما با کمال تعجب مشاهده کردم که تعداد اندکی از آنها در آنجا هستند.
نیروهای پلیس چه با یونیفورم و چه با لباس شخصی همراه با وکلا در لباسهای بلند سیاه بیشتر صندلیهای دادگاه را اشغال کرده بودند .
گیلانی همراه با سایر متهمان در جایگاه مخصوص قرار گرفت. ناگهان فکرم به اولین ملاقاتم با گیلانی در دانشگاه دهلی در سال 1999 رفت.
او اکنون در مقابلم ایستاده بود و متهم بود که در حمله به پارلمان دسیسهچینی کرده است.
نمی توانستم نگاهم را از او و دستهای بستهاش که سه پلیس مسلح او را میپاییدند بردارم.
طی ماههای آتی من مدام برای پوشش خبری و آیین دادرسی به دادگاه رفت و آمد میکردم.
هر زمان گیلانی در جایگاه متهم قرار میگرفت صورت و نگاهش بسیار آرام بود اغلب از خودم میپرسیدم چرا او این قدر خاطرجمع و سلیمالنفس است؟
شاید روشنفکران هندی که با شعار «کمیته سراسری دفاع از سید عبدالرحمان گیلانی» گرد هم آمده بودند و اعتقاد داشتند او بیگناه است این امید را به گیلانی منتقل کرده بودند.
معلمان و روزنامهنگاران نامههای اعتراضآمیز زیادی به رئیس قوه قضائیه هند نوشته بودند.
به نظر نمیرسید هیچ وکیل جنائی حاضر شود پرونده دفاع از او را به عهده بگیرد نهایتا سیما گولاتی یک قاضی شناختهشده با وکالت او موافقت کرد. هزینه سنگین حق وکالت او از سوی اساتید دانشگاه، وکلا، و فعالان حقوق شهروندی تامین میشد. در محاکمه شواهدی علیه گیلانی ارائه شد. براساس شواهد مطرحشده گفته شده بود او تماسی را از کشمیر در تلفن همراهش در 14 دسامبر 2001 دریافت کرده است که در آن او از حمله روز قبل آن (13 دسامبر) حمایت کرده است. این 5/2 دقیقه مکالمه به زبان کشمیری با برادر جوانترش مدرک اصلی علیه او بهشمار میرفت! به گفته پلیس این مکالمه توسط یک جوان کشمیری کمسواد به نام راشدعلی که در یک دکه میوهفروشی در شمال دهلی کار میکرد ترجمه شده بود.
طبق ترجمه پلیس، مدرک مجرمانه در این مکالمه چنین بوده است:
- تماس گیرنده: این چه کاری بوده که شما در دهلی انجام دادید؟
- عبدالرحمان گیلانی: این کارضروری بوده است.
پلیس گفت: این مکالمه نقش استاد دانشگاه را در توطئه حمله به پارلمان آشکار میسازد.
وکیل گیلانی خانم سیما گولاتی دو کشمیری را به عنوان شاهد مدافع معرفی کرد. اول سامپات پراکاش رئیس اتحادیه تجاری از سرینگر و دوم سانجای کاک فیلمساز مشهور.
شاهدان بر این نظر بودند که این یک مکالمه ساده بین دو برادر بوده که بهطور نادرست ترجمه شده است. ترجمه کاک از همان مکالمه بهطور آشکاری با ترجمه پلیس (توسط راشدعلی) متفاوت بوده است.
- تماسگیرنده (برادر گیلانی): چه اتفاقی افتاده است؟
- دریافتکننده (عبدالرحمان گیلانی): چی؟ در دهلی؟
- تماسگیرنده: چه اتفاقی افتاده است؟
- دریافتکننده: (سر و صدا و خنده ) به خدا قسم.
سانجای کاک در دادگاه گفت: معادل «چه اتفاقی افتاده است؟ در کشمیری «یه کیا کورو» میشود.
این جمله معنا و دربرگیری وسیعی دارد که در همه شرایط و مقتضیات مورد استفاده قرار میگیرد مثل زمانی که بچه یک لیوان شیر را میریزد یا زمانی که برف میبارد یا تعارضات زناشویی وجود دارد.
برادر گیلانی به او زنگ زده صرفا برنامه درسی و پذیرهنویسی را از او بگیرد.
کاک آن قسمت مکالمه را چنین ترجمه کرده است:
- دریافتکننده (استاد دانشگاه) بگو چی میخواهی؟
تماسگیرنده: برنامه درسی و پذیرهنویسی.
طی استنطاق از شهود در دادگاه، راشد علی، مترجم پلیس پذیرفت که نمیتوانست زبان انگلیسی را بفهمد او حتی زبان هندی زبانی که او صحبتهای تماسگیرنده و دریافتکننده را ترجمه کرده توأم با لرزش بوده است.
بسمالله برادر گیلانی و حبیبالله پدر خانمش معمولا در دادگاه با چهرههای محزون و نگران مینشستند اما آن روز آنها را خندان دیدم.
به نظر میرسید شهادت شهود مستقل موازنه را به نفع بیگناهی گیلانی بر هم زده است.
روزی یک همکار خبرنگار شمس طاهرخان که برای« آج تک» یک شبکه مشهور خبری هندیزبان کار میکند برای ادای شهادت در جایگاه شهود قرار گرفت.
او یکی از خبرنگاران تلویزیونی بود که از سوی سینگ افسر پلیس دهلی دعوت شده بود تا اقاریر مظنون اصلی محمد افضل را پس از دستگیریاش ثبت و ضبط کند.
نسخه کامل ضبط شده ویدئویی مصاحبه در اتاق دادگاه به نمایش گذاشته شد.
افضل در این مصاحبه گفت: گیلانی یک پرفسور بود و اینکه او (افضل ) هرگز اطلاعاتی را با او به اشتراک نگذاشته است.
طاهرخان به دادگاه گفت: دستیار کمیسیونر سینگ از رسانهها خواسته آن قسمت مصاحبه پخش نشود.
گیلانی، خویشاوندان و وکیلش گویا از یک بار سنگین خلاصی یافتهاند بسیار مسرور بودند.
در روزهای بعد ایراداتی در پرونده علیه گیلانی آشکار شد. در نوامبر شاهدان شهادتشان را ارائه دادند، متهمان اظهاراتشان را بیان کردند و بحثهای نهائی در پرونده شروع شد.
دادگاه عالی دهلی دستور داد دستبند گیلانی از دستهایش باز شود. نیروهای مسلح همچنان اتاق را پر کرده بودند.
بجز چند خبرنگار بقیه رسانهها توجهی به این محاکمه از خودشان نشان نمیدادند.
دادستان نظرش بر مجرمیت گیلانی برای دست داشتن در حمله به پارلمان هند بود.
اساس استدلالات و ادله این بود که او پشت تلفن از حمله حمایت کرده است.
اینکه او متهم دیگر را میشناخت، تلفن او در شماره تلفنهای آنها (متهمان) وجود داشت و اینکه او در روز حمله تماسهایی را از یکی از متهمان دریافت کرده است.
حبیبالله پدرخانم گیلانی برای پیگیری پرونده از کشمیر به دهلی آمده بود. او در اتاق محکمه نشسته و در افکارش غرق شده بود.