قهـوه سـرد
آرش فهیم
«قهوه پدری» بعد از فیلم سینمایی «ساعت 6 صبح» و برنامههای «اسکار» و «گلیاپوچ» یک شکست جدید در کارنامه «مهران مدیری» محسوب میشود. کارگردان و بازیگری که چند سال است در حاشیه به سر میبرد و فعالیتهایش جدی نیست و بهجای طنز و کمدی، انگار با مخاطب شوخی میکند، آن هم شوخی بیمزه و لوس. به هر حال، هنرمندان نیز هر چقدر هم قوی و صاحب ذوق و سلیقه، مانند ورزشکاران نیاز به تمرین، بهروزرسانی و بازسازی مداوم جسم و فکر و همچنین استراحت بهموقع و به اندازه دارند. مهران مدیری مصداق بارز هنرمندی است که استعداد و تواناییهای زیادی داشته، اما چون بازسازی نشده و خودش را بهروزرسانی نکرده، انگار از هوش و شور خالی شده است. کارهای اخیر او دقیقا حاکی از این تهیشدگی هستند. حتی در بازیگری هم مهران مدیری دیگر آن جلوه و جلای سابق را ندارد و در هر فیلم یا سریالی نقشی را به عهده میگیرد، جزء عوامل ضعیف آن أثر به شمار میآید. در شرایط فعلی، مدیری فقط یک مجری درجه دو است؛ نه کارگردان قابلی است و نه بازیگر تأثیرگذاری! هنرمندی که استعداد دارد، اما نمیتواند أثر هنری خوبی خلق کند، یعنی سبک زندگی و منش هنری اشتباهی را در پی گرفته و باید مسیر خودش را تغییر دهد. «قهوه پدری» از یک کارگردان که در اوج تجربه و پختگی قرار دارد، هیچ نشانی ندارد. انگار نه انگار که مدیری 57 سال سن دارد و تا بهحال بیش از 30 سریال، فیلم و برنامه را کارگردانی کرده است. چون محصول جدید او، مثل قهوهای سرد، بیکیفیت و دم نکشیده است.
«قهوه پدری» شروع بسیار ضعیفی داشت و هرچه پیشرفت ناامیدکنندهتر شد. یکی از مزیتهای سریالهای مهران مدیری این بود که شخصیتهای خاص و پرجاذبهای را خلق میکرد و موقعیتهای کمدی، برمبنای این شخصیتها پیش میرفت. اما یکی از مشکلات اصلی «قهوه پدری» این است که هیچ کاراکتر جذاب و تأثیرگذاری در آن نیست و همه کاراکترها، دافعهانگیز هستند! بهویژه شخصیت اصلی که خود مهران مدیری ایفاگر آن است، در این سریال از ویژگیهای خاص خود دور میافتد و تبدیل به یک شخصیت سطحی و بیحس و حال میشود.
یکی دیگر از مهمترین مشکلات این سریال، سردی و بیروحی آن است. برخلاف آثار پیشین مدیری که سرشار از لحظات طربناک، پرانرژی و موقعیتهای کمدی جذاب بودند، در «قهوه پدری» بیشتر بهنظر میرسد که کاراکترها و داستانها در فضائی خالی از حس و حال حرکت میکنند. این سردی نهتنها در روابط بین شخصیتها بلکه در فضاسازیها و دیالوگها نیز احساس میشود. در بسیاری مواقع، حتی صحنههای کمدی نیز به جای ایجاد خنده، انقدر بیرمق و بیاثر هستند که تماشاگر را از پیگیری داستان خسته میکند.«قهوه پدری» در خلق موقعیتهای کمدی بهشدت ضعیف عمل میکند. موقعیتهای کمدی که معمولاً بر پایهی تضادها، اشتباهات و سوءتفاهمها بنا میشوند، در این سریال بهشدت تکراری و پیشبینیپذیر هستند. علاوهبر این، شوخیها و دیالوگها اغلب بیمزه و بدون جذابیت لازم هستند، به طوری که تماشاگر بهسختی میتواند به آنها واکنش نشان دهد.
در نهایت، «قهوه پدری» به عنوان یک کمدی تلویزیونی، نتوانسته انتظارات تماشاگران و طرفداران مهران مدیری را برآورده کند. این سریال، با ترکیب داستانی ضعیف، شخصیتهای بیروح و موقعیتهای کمدی خستهکننده، نهتنها نتوانسته تجربهای جدید و جذاب برای مخاطب به ارمغان بیاورد، بلکه یک شکست دیگر در کارنامه کاری مهران مدیری به شمار میرود. این اثر به وضوح نشان میدهد که کمدیهای خوب نیاز به نوآوری، خلاقیت و تعاملات جذاب بین شخصیتها دارند، چیزهایی که در این سریال بهطور چشمگیری کمرنگ است.