kayhan.ir

کد خبر: ۳۰۶۱۱۰
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۹:۵۴

رفاه و رفاه‌زدگی از نگاه قرآن

 
 
 علی خدایی
آسایش‌، قوام سعادت
بی گمان سعادت به عنوان یک فضیلت و ارزش قابل سرمایه‌گذاری، دغدغه بشر است. هر کسی می‌کوشد تا به این هدف مقدس دست یابد و آن را قرین زندگی خویش سازد و در جامعه سعادتمند زندگی کند و حتی دریک سطح بالاتر‌، در جامعه‌ای زیست کند که همه افراد آن احساس خوشبختی داشته باشند.
واژه احساس خوشبختی به خوبی این معنا را می‌رساند که خوشبختی‌، حالتی است که عواطف و احساسات شخص را متاثر می‌سازد. از این رو، ارتباط تنگاتنگی با حوزه روان‌شناسی دارد. 
بنابراین احساس خوشبختی هر فردی با دیگری می‌تواند متفاوت باشد؛ چنان‌که علل و عواملی که چنین احساسی را بر می‌انگیزد و عواطف شخص را تحت تاثیر قرار می‌دهد نیز می‌تواند متفاوت باشد. با این همه می‌توان دو عنصر اساسی را شناسایی کرد که به عنوان علل و عوامل اصلی ایجاد احساس خوشبختی و سعادت شناخته می‌شود. این دو عنصر عبارت از آرامش و آسایش است.
عنصر آرامش که از آن به امنیت نیز یاد می‌شود ارتباط مستقیم با روح و روان آدمی دارد. شخصی که دارای آرامش است و از هر لحاظ در امنیت به سر می‌برد، بی‌گمان احساس سعادت می‌کند. با این همه نمی‌توان گفت که عنصر آرامش به تنهائی می‌تواند احساس خوشبختی آدمی را کامل کند؛ زیرا آن طور که روانشناسان و دیگر دانشمندان علوم انسانی بیان داشته‌اند، نخستین دغدغه انسان، غذا و تامین آن است و اساسا بقای انسان به تامین غذا می‌باشد و بی‌آن‌، هلاکت او قطعی است. اینجاست که مسئله آسایش به معنای دستیابی به هر چیز مادی که پاسخگوی نیازهای مادی و جسمی او باشد، خود را به عنوان دومین عنصر سعادت مطرح می‌کند.
به سخن دیگر، انسان دو نیاز روحی و جسمی دارد که باید به آنها به روش درست پاسخ داده شود. و آن آسایش و آرامش است که قوام سعادت شمرده می‌شود.
رفاه، آسایش مثبت
اگر بخواهیم آسایش را به عنوان یکی از دو عنصر اصلی خوشبختی بدانیم، نمی‌توانیم از رفاه به عنوان امری ضد ارزشی سخن بگوییم؛ زیرا رفاه به معنای دستیابی به آسایشی که پاسخگوی درست و مناسب به خواسته‌ها و نیازهای جسمی می‌باشد،‌ ارزشی است که باید به عنوان هدف مورد توجه قرارگیرد.
در آیات قرآن، با اشکال و واژگان گوناگون‌، از این نیاز مثبت بشری سخن گفته شده است. درخواست حسنات‌، خیر و نعمت‌های گوناگون از خداوند که در آیات بسیار آموزش داده شده و به عنوان امری مثبت در دعاها مورد اهتمام و تاکید قرار گرفته‌، خود بهترین گواه بر مثبت و ارزشی بودن آسایش و رفاه است.
آیات 15 تا 18 سوره فجر در مورد ارزشمندی رفاه‌، با عنوان اکرام انسان سخن می‌گوید‌، هر چند که ملاک ارزشمندی و برخورداری از رفاه و آسایش را دوری از خوردن اموال یتیمان و یا اطعام مساکین و ادای واجبات و حقوق مالی می‌شمارد. همچنین آیات 200 تا 202 سوره بقره و 66 سوره مائده و 97 سوره اعراف، کسانی را که خواهان آسایش و رفاه دنیوی در کنار آسایش اخروی و ابدی هستند‌، مورد تجلیل و تشویق قرار می‌دهد و تبیین می‌کند که رفاه و آسایش به عنوان امری مثبت و ارزشی همواره در همه آموزه‌های ادیان وحیانی دیگر مورد توجه بوده است.
آیاتی که انسان‌ها را به بهره مندی از نعمت‌های الهی دعوت می‌کند و استفاده از آن را امری پسندیده و در مسیر کمالی بر شمرده و مردم را به عنوان شکر گزاری به استفاده درست و مناسب از آنها می‌خواند، خود بهترین گواه بر ارزشی بودن آسایش و رفاه است. از این دسته آیات می‌توان به آیاتی چون 172 سوره بقره و 4 و 5 و 87 سوره مائده و 32 و 33 و 96 سوره اعراف اشاره کرد. هر چند که در برخی از آیات چون 35 و 37 سوره سباء و 55 تا 58 سوره مؤمنون ارزشمندی رفاه و آسایش را مشروط به ایمان و عمل صالح و ترس از خداوند و تقوای او کرده و یا فراموشی از خداوند را در هنگام بهره مندی از رفاه و آسایش در آیه 44 سوره انعام زمینه‌ساز عذاب الهی برمی‌شمارد، ولی همین آیات خود بهترین گواه بر ارزشمندی و مثبت بودن رفاه و آسایش دنیوی همانند آسایش اخروی در آموزه‌های وحیانی بشمار می‌رود.
اینکه از نظر خداوند‌،‌ رفاه و آسایش انسان‌ها به عنوان پاداش ایمان و تقوای مؤمنان معرفی می‌شود (اعراف آیه 96) و در آیات 66 سوره مائده و 16 سوره جن، برخورداری مردم هر جامعه از رفاه و آسایش را به سبب استقامت در دین و عمل به آموزه‌های وحیانی معرفی می‌کند‌، دلیل دیگر بر ارزشی بودن و اهمیت آسایش در تحلیل قرآنی است.
خداوند در آیات 80 و 81 سوره طه و 35 و 36 سوره بقره و 19 و 22 سوره اعراف به آدمی می‌آموزد چگونه می‌تواند به رفاه دست یافته و آن را تداوم بخشیده و از آسایش پایدارتری نسبت به دیگر امور دنیوی بهره‌مند شود. این‌گونه آیات نیز می‌تواند دلیل دیگری بر ارزشی بودن رفاه و‌آسایش هر چند مشروط در دیدگاه قرآن باشد.
اتراف‌،‌ هنجاری ضد ارزشی
با همه تاکیدی که بر اهمیت و ارزش رفاه در زندگی بشر در آیات قرآن شده‌، شیوه‌ای از رفتار در این حوزه بشدت مورد نهی و سرزنش قرار گرفته است که می‌تواند بسیاری را دچار خطا و اشتباه کند. در برخی از فرهنگنامه‌های قرآنی دو مفهوم رفاه و اتراف در هم آمیخته و نویسنده و یا نویسندگان نتوانسته‌اند از عهده جدا سازی این دو مفهوم بر آیند. از این رو خواننده این‌گونه آثار در پایان در نمی‌یابد که آیا رفاه و آسایش امری مثبت و سازنده است که باید به عنوان یک ارزش‌، هدف شخص و جامعه قرار گیرد یا آنکه امری منفی و ضد هنجاری و ارزشی است که باید از آن پرهیز کند. در این نوشتار برای اینکه میان دو مفهوم ارزشی و ضد ارزشی رفاه تفاوت و تمایز قائل شویم‌، از رفاه مثبت با اصطلاحاتی چون آسایش و یا رفاه‌، بی‌هیچ قید و وصف اضافه‌ای استفاده کرده‌ایم و در بیان ناهنجاری ضد ارزشی آن از واژگانی چون اتراف و رفاه زدگی بهره گرفته ایم. بنابراین در این مقاله از آسایش و رفاه‌، به عنوان امری ارزشی و مطلوب که باید به عنوان هدف در برنامه شخصی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد سخن به میان آمده و از رفاه زدگی و اتراف به عنوان نابهنجاری یاد شده است. از نظر اسلام، هرگز اصل نعمت‌های الهی امری منفی و غیر سازنده نیست بلکه نوع رفتار و تعامل انسان به آن است که با آن مفهوم ارزشی و یا ضد ارزشی می‌بخشد. در حقیقت آنچه در اسلام مورد ارزیابی و بررسی قرار می‌گیرد و تحلیل و تبیین و توصیه‌ها بر اساس آن انجام می‌شود، کنش‌ها و واکنش‌های انسان نسبت به آفریده‌های الهی است که از آن به نعمت و خیر یاد می‌شود.
اگر واکنش‌ها و تعاملات انسان نسبت به نعمت‌های الهی بر اساس آیه بودن‌، ابزاری برای کمال یابی و وسیله‌ای برای شناخت و تقرب به خداوند‌، مورد توجه و اهتمام انسان قرار گیرد، این شیوه رفتاری مورد تایید و ترغیب است.
اما اگر انسان در مسیر بهره‌گیری و تعامل با نعمت‌های خداوندی‌، به گونه‌ای رفتار کند که او را از خداوند دور ساخته‌، راه را بر کمال فرد یا جامعه ببندد و یا موجبات ظلم و ستم به دیگری را فراهم آورد و یا سبب شود تا خداوند از یادها برود و از مقصد و مقصود بودن بیرون افتد، در این زمان است که این شیوه رفتاری به عنوان اتراف و رفاه‌زدگی معرفی و شخص به سبب این رفتار سرزنش می‌شود.
از این رو قرآن در آیه 77 سوره مریم به رفتار ضدهنجاری برخی از مسلمانان در صدراسلام اشاره می‌کند و روشن می‌سازد که چرا آرزوی رفاه امری نامطلوب معرفی شده است؛ زیرا در این آیه تبیین شده که فلسفه ارتداد برخی از مسلمانان،‌همین رفتار ضد ارزشی اتراف و رفاه‌زدگی بوده است.آیات 76 تا 79 سوره قصص نیز با اشاره به داستان قارون به مسئله رفتارهای ضد هنجاری وی اشاره می‌کند که موجب شده بود تا خود و گروهی را گمراه کند.
بسیاری از مردم در هنگام بهره‌گیری از نعمت‌های الهی، رفتاری را در پیش می‌گیرند که آنان را به سوی کفران نعمت و ناسپاسی سوق می‌دهد. به این معنا که بهره‌گیری از آسایش و رفاه به جای آنکه موجب شود تا در مسیر کمال گام برداشته و در راه مستقیم الهی به سوی خداوند تقرب جویند، در مسیری گام بر می‌دارند که آنان را از خدا و کمال مطلق دور می‌کند. این‌گونه رفتار ضدهنجاری است که آدمی را گرفتار نابودی درونی و بیرونی می‌کند و هلاکت او و دیگران را رقم می‌زند.(نحل آیه 112 و اسراء آیه 83 و روم آیات 33 و 34)
رفاه زدگی جامعه
در عصر نخست اسلامی‌، به سبب شرایط خاصی که مسلمانان در آن به سر می‌بردند، همگی تلاش داشتند تا از نعمت‌های الهی به درستی استفاده کرده و از هر گونه ریخت و پاش و ولخرجی جلوگیری کنند.
اما پس از دستیابی به قدرت و سرازیر شدن نعمت‌ها و سرمایه و ثروت از هر سوی به سوی جامعه اسلامی مردم اندک اندک رفتارهای پسندیده چون ایثار و انفاق را فراموش کرده و به جای شیوه احسان‌، به رفاه زدگی و اتراف دچار شده و به خوشگذرانی و شب‌نشینی پرداخته و حتی خدا و خانه خدا را فراموش کردند.
در داستان‌هایی که از عصر نخست گزارش شده موارد بسیاری را می‌توان یافت که بیانگر رفتار ضد هنجاری مسلمانانی است که به دام اتراف و رفاه زدگی افتاده‌اند. در یکی از داستان‌ها آمده است که شخصی به نزد پیامبر(ص) می‌آید و خواهان دعای خاص برای خود می‌شود تا از وضعیت سخت اقتصادی بیرون آید. این فرد پس از دعای پیامبر(ص) به ثروتی می‌رسد و گله‌های بزرگ از گوسفند و شتر را صاحب می‌شود، اندک اندک از مسجد دور می‌شود و حتی ماه‌ها به مسجد نمی‌آید تا زمانی می‌رسد که وقتی مامور مالیاتی پیامبر (ص) برای اخذ زکات می‌رود حاضر به پرداخت حقوق مالی که بر گردن وی بود نمی‌شود و از آن سرباز می‌زند.
در همین عصر است که برخی آنچنان سرمایه‌دار می‌شوند که طلاها و زرهایشان را با تبر خورد و تقسیم می‌کنند. در حالی که از دادن زکات و خمس و دیگر حقوق مالی خودداری می‌کنند و حاضر به مشارکت در جبهات جهادی نمی‌شوند.
در سال‌های نخست انقلاب اسلامی نیز مردم به دور از اتراف و رفاه زدگی زندگی می‌کردند و مسئولان نه خانه‌های چند هزار متری داشتند و نه ماشین‌های متعدد و کاخ‌ها و ویلاهای مختلف در کنار کوه و جنگل و دریا داشتند.
اما در حال حاضر وضعیت به گونه‌ای دگرگون شده است که رفاه زدگی واتراف گروهی از مسئولان نه تنها جامعه را با انواع و اقسام بلاها درگیر کرده بلکه به سبب اسراف کاری و زیاده روی در مصارف دولتی‌، بسیاری از طرح‌های عمومی با کمبود اعتبار و بودجه مواجه شده و جامعه از شکوفایی اقتصادی و تمدنی باز مانده است.
این رفاه زدگان به سبب عدم خودداری از ارتکاب برخی از گناهان و ترک واجبات و حقوق مالی و تصرف بی‌رویه در بیت‌المال‌، زمینه‌ساز خشم الهی شده و جامعه را از سعادت و رفاه جمعی دور می‌سازند. هر چند که خداوند در آیات 35 و 36 سوره بقره و 19 و 22 سوره اعراف به داستان حضرت آدم‌(ع) اشاره می‌کند ولی این مسئله اختصاص به آن حضرت ندارد و هر کسی که این‌گونه نسبت به ارتکاب گناه و اتراف و اسراف ادامه دهد‌،خود و جامعه را دچار بحران‌ها و بدبختی‌ها می‌کند.
جامعه مطلوب قرآنی
از نظر قرآن جامعه مطلوب آن است که همگان از سعادت به مفهوم واقعی آن برخوردار باشند. به این معنا که مردم در مسیر تعالی و کمال گام بردارند و از آسایش و آرامش برخوردار بوده و در تنگناهای روحی و جسمی و معیشتی نباشند.
احسان و نیکوکاری (بقره آیه 58 و مائده آیه 85) و امنیت و آرامش (بقره آیه 126 و نحل آیه 112 و قصص آیه 57) و ایمان و عمل صالح (نور آیه 55 و سباء آیه 37 و اعراف آیه 156) و پرداخت زکات (اعراف آیه 156) در کنار تقوا (اعراف آیه 96) در جامعه نهادینه شده 
باشد.
مردم به درستی از نعمت‌ها استفاده کنند و راه کفران نعمت را در پیش نگیرند. (نحل آیه 112 و سبا آیات 15 تا 17)
از هر گونه اسراف و تبذیر خودداری کنند و به ولخرجی و ریخت و پاش نپردازند. اهل صرفه‌جویی و قناعت باشند و به خود و دیگری سخت نگیرند.
اگر چنین جامعه‌ای فراهم آید می‌توان امید داشت که در مسیر تقرب و کمال گام بر می‌دارند. این در حالی است که در حال حاضر الگوهای زندگی ما در همه زمینه‌های اخلاقی و اعتقادی و اقتصادی بر اساس الگوهای نادرست و طاغوتی می‌باشد و از جامعه آرمانی و اسلامی بسیار فاصله داریم.
بسیاری از افراد جامعه به ویژه سرمایه‌داران و مسئولان ثروتمند آنچنان در رفاه زدگی غرق شده‌اند که جز شادمانی خود چیزی را نمی‌بیینند و حتی از درد و رنج مردمی خبر ندارند که نسبت به شام شب خویش مانده‌اند و صورت‌های خود را با سیلی سرخ نگه می‌دارند.
البته از نظر قرآن این شیوه رفتاری و خود فراموشی و خدا فراموشی در هنگام رفاه زدگی و شادمانی مفرط در آن‌، امری طبیعی نسبت به کسانی است که خدا را به خاطر اتراف و رفاه زدگی فراموش کرده‌اند. خداوند در آیات 43 و 44 سوره انعام و آیات 9 و 10 سوره رعد و 26 سوره رعد و 76 سوره قصص به نقد این رفتار ناهنجار مترفان و رفاه زدگان پرداخته و آنان را به سبب رفاه زدگی و رفتار ضدارزشی اتراف سرزش می‌کند.
این‌گونه است که مترفان خود زمینه هلاکت خود و جامعه را فراهم می‌آورند و در دام استدراجی می‌افتند که راهی جز سقوط به دوزخ ندارد.
قرآن در آیه 69 و 70 سوره توبه و 53 تا 55 سوره نحل به سبب رفتارهای ضدهنجاری مترفان آنان را تهدید می‌کند و از آنها می‌خواهد که از تکبر و غرور بیجا دست بردارند (مؤمنون آیات 64 تا 66) تا روزی خود را سرزنش نکنند وحسرت روزهای خوب را نخورند.(انبیا آیات 13 و 14)
مشکل مترفان این است که با ساخت خانه‌های باشکوه و مجلل (اعراف آیه 74 و حجر آیات 80 تا 84 و حج آیه 45) و ریخت و پاش و تبذیر و دیگر رفتارهای زشت و زننده‌، دیگر مردمان را نیز گمراه می‌سازند و به تقلید رفتارها و هنجارهای ضد صرفه‌جویی ومصرف درست می‌کشانند.(زخرف آیات 23 و 24) زیرا خانه‌های مجلل نیازمند استخرهای بزرگ و مصرف بسیار آب و لامپ‌های زیاد برای روشنایی و هزینه‌های بسیار دیگری چون تهیه وسایل بزرگ گرمایشی و سرمایشی و مانند آن می‌باشد که خود هزینه هنگفتی را بر جامعه تحمیل می‌کند و سرمایه‌های جامعه را به هدر می‌دهد بی‌آنکه سودی برای شخص و جامعه جز اعتبار و پز و‌پرستیژ و مقام داشته باشد.
اینها نمونه‌های کوچکی از آثار و پیامدهای زشت اتراف و رفاه زدگی در جامعه است که در این‌جا بیان شد. ذکر موارد دیگر نیازمند مجال بیشتری است.