کد خبر: ۳۰۴۱۸۶
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۴۰۳ - ۲۰:۰۷

ابزارها و روش‌های شیطان برای گمراهی انسان

 
 
حسین محمدخانی
شیطان جنی دشمن انسان است؛ او با اینکه سلطه ابتدائی بر انسان ندارد، ولی با بهره‌گیری از ظرفیت‌های وجودی خویش و ضعف‌های انسانی تلاش می‌کند تا افزون بر ایجاد سلطه خویش بر انسان تا جایی پیش رود که او را تحت ولایت خویش در آورده و از ولایت الهی خارج کند. بنابراین، شیطان در یک تلاش دائم بر آن است تا حرکت انسان را به گونه‌ای رقم زند که از ولایت الهی و نور الله و اسمای الهی خارج شده و به درون ظلمات ولایت شیطانی در آید.
بر اساس گزارش‌های قرآنی، شیطان به اشکال و ابزارهای گوناگون برای گمراه کردن انسان از صراط مستقیم هدایت تلاش می‌کند و اگر انسان، شیطان را دشمن خویش نگیرد در خطر عظیم هلاکت و شقاوت ابدی در دوزخ گرفتار می‌آید و سعادت دنیوی و اخروی خویش را از دست می‌دهد.
نویسنده در این مطلب با مراجعه به آیات قرآن به برخی ابزارها و روش‌های ابلیس برای به گمراهی کشاندن انسان‌ها اشاره کرده است.
***
انواع شیطنت‌های ابلیس جنی
ابلیس جنی که از رسیدن به مقام خلافت الهی به سبب خلقت آدم(ع) بازمانده است؛ با توجه به خودبرتربینی و نگرش باطل خویش، اصولا مقصر اصلی این شکست را آدم(ع) می‌بیند و بر این باور باطل است که آدم شایسته چنین جایگاه عظیم نیست و انتخاب الهی غلط و نادرست است. ابلیس برای اثبات مدعای خویش از خدا مهلت گرفته تا نشان دهد که آدم(ع) به سبب ضعف‌های بسیاری که ریشه در خلقت او دارد، نمی‌تواند در جایگاه خلافت الهی قرار گیرد و تنها ابلیس جنی و فرزندانش هستند که به سبب خلقت از عصاره آتش می‌توانند در چنین مقام و منزلتی قرار گیرند.(بقره، آیات 30 تا 37؛ ص، آیات 72 تا 82؛ اعراف، آیات 11 تا 27)
بر اساس گزارش قرآن، ابلیس به خدا قول می‌دهد تا انسان را گمراه کرده و اجازه ندهد تا در حرکت و تحول و تکامل خویش در صراط مستقیم قرار گیرد و به مقام خلافت الهی برسد. او برای رسیدن به هدف خود از همه ابزارها و استعدادها و ظرفیت‌های وجودی‌اش از جمله نهان بودن از چشم سر انسان و مانند آنها و نیز نقاط ضعف انسان بهره می‌گیرد تا او را گمراه کند.(اسراء، آیات 61 و 62؛ نساء، آیات 117 تا 119)
ابلیس ظن خویش درباره انسان را به یقین تبدیل کرده و توانست با وعده‌های دروغین و آرزوهای بی‌پایه و اساس بسیاری از مردمان را فریب داده و به گمراهی و در نهایت دوزخ بکشاند.(نساء، آیات 120 و 121؛ اعراف، آیه 18؛ سجده، آیه 13؛ ص، آیه 85)
ابلیس با وعده‌های دروغین، تسویل، وسوسه، تزیین، همزات، نزغ و امور دیگر تمام تلاش خود را برای گمراهی انسان به کار می‌گیرد و در این کار در بسیاری از موارد موفق بوده تا جایی که اکثر انسان‌ها در دام ابلیس و شیاطین همپیمان و تحت ولایت او گرفتار شده و به شقاوت ابدی می‌افتند
.برخی از شیطنت‌ها و ابزارها و روش‌های ابلیس برای به دام انداختن انسان عبارتند از:
1. وسوسه: وسوسه به معنای صدای پنهان و دائمی برخاسته از باد است.(لسان العرب، ج 15، ص 293) بنابراین، گویی چیزی همواره در گوش آدم مثل باد زوزو می‌کشد و وزوز می‌کند. پس شیطان برای آنکه بتواند در قلب انسان نفوذ کند، همواره در تلاش نهان است و در گوش جان انسان می‌دمد و با خواطر نفسانی تلاش می‌کند تا او را به چیزی غیر از خدا مشغول کند و از خدا غافل سازد. این حرکت دائمی و نهان چنان آرام و صبورانه است که بسیاری از مردم توجهی به وسوسه‌های شیاطین خناس ندارند؛ یعنی بیشتر مردم توجهی ندارند که کسی در نهان نشسته و تلاش می‌کند تا در سینه انسان نفوذ کند و در آنجا برای خویش جاپایی پیدا کند؛ از این رو لازم است تا انسان همواره به خدا پناه برد؛ زیرا از جایی که متوجه آن نیست، دشمنی در حال تلاش برای نفوذ و گمراه سازی اوست و تنها خداست که می‌تواند او را از چنین شرور عظیم در امان نگه دارد.(ناس، آیات 1 تا 6) 
بر اساس تحلیل و تبیین و توصیه قرآنی، استعاذه به خدا موجب مصونیت از شرور وسوسه گران خناس جنی و انسی است که همواره تلاش برای گمراهی انسان دارند(همان)؛ زیرا خدا خود خالق انسان و به او از رگ گردنش نزدیک‌تر است؛ پس به خوبی می‌داند چه چیزی نفس او را وسوسه می‌کند(ق، آیه 16) تا او را از شرور آن در امان نگه دارد. 
البته خدا از همان آغاز خلقت به آدم(ع) هشدار داده است که ابلیس جنی دنبال گمراه سازی او از طرق مختلف از جمله وسوسه است؛ اما آدم‌(ع) گوش نداد و گرفتار وسوسه شیطان شد و با خوردن از میوه درخت ممنوع زشتی‌هایش آشکار شد و از شایستگی بقای در بهشت نخست باز ماند.(اعراف، آیه 20؛ طه، آیات 120 و 121) 
2. نزغ: روش دیگر ابلیس جنی برای گمراه سازی انسان، بهره‌گیری از «نزغ» است. نزغ نوعی تکانه و زدن با دست یا نیزه با کمترین حرکت است. گرایش‌ها  و تمایلات نیز نزغ است. نزغ شیطانی نوعی تکانه همراه با فتنه‌گری و جداسازی میان افراد است تا از اتحاد بازمانند و نتوانند پشت یکدیگر در آیند و در برابر دشمن صف واحدی تشکیل دهند. بر اساس گزارش‌های قرآنی، ابلیس میان برادران یوسف «نزغ» انداخت تا برادری از ایشان رخت بربندد و گرفتار مشکلات بسیاری شوند.(یوسف، آیه 100) البته ابلیس تلاش می‌کند تا حتی میان پیامبر(ص) و مردم نزغ ایجاد کند و موجبات ترک مهربانی و ملاطفت نسبت به مردم را فراهم آورد تا پیامبر(ص) در رفتار اجتماعی، عفو و گذشت نداشته باشد و بر اساس عرف پسندیده فرمان ندهد.
این تلاش نهان ابلیس هر چند که از خدا پنهان نیست؛ ولی اکثریت مردم از آن بی‌خبرند و حتی پیامبر(ص) باید با استعاذه به خدا از شرور آن در امان بماند.(اعراف، آیات 199 و 200؛ فصلت، آیه 36)
 از نظر قرآن، ابلیس برای آنکه بتواند به اهداف خود برسد با نزع میان مؤمنان اجازه نمی‌دهد تا نیکوترین قول و فعل را داشته باشند؛ پس لازم است تا مؤمنان ضمن استعاذه به خدا، همواره دنبال «احسن» هر چیزی باشند و نیکوترین‌ها را در روابط اجتماعی میان خودشان مد نظر قرار دهند.(اسراء، آیه 53)
3. همزات: همزه نوعی سیخونک و تند و تیزی کلامی و گفتاری است. اصولا سخنان درشت و 
تند و تیزی که همانند شمشیری نوک تیز قلب را می‌خراشد، از مصادیق همزات است. 
از نظر آموزه‌های قرآن، شیطان تلاش می‌کند تا انسان‌ها به جای سخنان و قول حسن و احسن دنبال سخنان درشت و تند و تیزی باشند که روابط اجتماعی را مخدوش می‌کند. ایجاد نومیدی و یاس از خدا و خواطر باطل و یاس آور از مصادیق همزات شیطانی است که انسان باید از آنها به خدا پناه برد.(مؤمنون، آیه 97)
4. حضور در قلب: همان گونه که ابلیس با همزات به جان انسان می‌افتد، همچنین با حضور درقلب انسان او را گمراه می‌کند و آزار می‌رساند. بنابراین، باید از حضور شیطان در قلب به خدا پناه برد.
(مؤمنون، آیات 97 و 98)
5. وعده و دعوت شیطانی: شیطان از نظر وجودی هیچ سلطه‌ای بر انسان ندارد؛ زیرا از نظر ساختار وجودی برتر و قوی‌تر از ابلیس است؛ اما ابلیس با دعوت و وعده‌های دروغین خویش انسان را فریب می‌دهد و امکان سلطه را برای خویش فراهم می‌آورد.(ابراهیم، آیه 22) بنابراین، باید از اینکه امکان سلطه به ابلیس داده شود به خدا پناه برد. (نحل، آیات 98 و 99)
6. رنج و درد شیطانی: ابلیس دائم در تلاش است و هیچ گاه از کوشش خسته نمی‌شود؛ بلکه با ایستادگی تمام بر باطل خویش تلاش می‌کند تا به گمراه سازی بپردازد و در این راه بستر هر رنج و درد و عذابی را برای انسان فراهم می‌کند.(ص، آیه 41)
7. ترساندن: ابلیس برای حفظ ولایت شیطانی خود بر اولیای خویش از روش ترساندن بهره می‌گیرد تا دوستان و پیروانش را تحت مهار و مدیریت و سلطه‌اش داشته باشد.(آل عمران، آیه 175)
8. تزیین: از روش‌هایی که ابلیس برای گمراهی انسان بهره می‌گیرد، تزیین‌گری است. او تلاش می‌کند تا چیزهای زشت را زیبا و آراسته جلوه دهد تا محبوب انسان شده و به آن جذب گردد.(فصلت، آیه 25) 
تزیین گران شیطانی همراهان دائمی انسان خواهند بود و همواره در گوش جان مردمان می‌خوانند و زشت را زیبا جلوه می‌دهند تا بدان گرایش یابند.(همان) چیزهایی که می‌تواند اسباب تزیین شود و انسان را به خود مشغول داشته و از آخرت و خدا و معاد غافل سازد، عواملی چون محبت شدید به امور مادی دنیوی از زن و فرزند و پسران و زر و سیم و کشت و زرع و مانند آنها است.(آل عمران، آیات 13 و 14)  بنابراین، باید انسان از اغواگری و تزیین‌گری ابلیس خویش را محافظت کند و به خدا پناه برد تا بر او سلطه نیابد.(حجر، آیات 39 تا 42)
9.لغزش: ابلیس تلاش می‌کند تا گام‌های استوار انسان را در مسیر صراط مستقیم بلغزاند و با لغزش و تکانه‌هایی او را در مسیر باطل قرار دهد و از صراط مستقیم دور سازد؛ البته انسان با برخی از کارها و دستاوردهای خویش به یاری ابلیس می‌رود و او را در ایجاد لغزش یاری می‌رساند.(آل عمران، آیه 155)
10.غرور: از دیگر ابزارهای ابلیس در گمراه سازی انسان، بهره‌گیری از غرور و فریب است. در این راستا ابلیس را غرور گویند؛ زیرا با فریبکاری انسان را به چیزهایی می‌کشاند که جز باطل و غلط نیست و فایده‌ای ندارد.(انعام، آیه 112) ابلیس شیطانی با همین روش غرورآفرینی و فریبکاری توانست حضرت آدم(ع) را به خوردن میوه درخت ممنوع ترغیب کند و او را خلع سلاح نماید.(اعراف، آیات 20 تا 22)
11.  وحی شیطانی: همان گونه که وحی الهی انسان را به کمالات و فضائل اخلاقی دعوت می‌کند که فطرت الهی انسان بدان گرایش دارد(اسراء، آیات 27 تا 39)، وحی شیطانی انسان را به سوی فریبکاری و گرفتاری در سخنان و عقاید باطلی می‌کشاند که به ظاهر آراسته و نیکو است.(انعام، آیه 112) از نظر قرآن، هر کسی که واجد دو صفت «افاک اثیم»(دروغگوی گنهکار) باشد شیطان بر او نازل می‌شود و دل و جان و گوش او پذیرای وحی شیطانی می‌گردد.(شعراء، آیات 221 تا 223)
12.  آرزوهای باطل: از دیگر ابزارهای شیطانی برای گمراهی مردم می‌توان به ایجاد آرزوهای باطل و بلند و بی‌پایه اشاره کرد که در نهایت انسان سرمایه‌های خویش را در آن هزینه می‌کند و چیزی جز خسران از سرمایه‌های وجودی نصیبش نمی‌شود.(نساء، آیه 119 و 120) ابلیس همواره به انسان می‌گوید که فرصت‌های زیادی دارد و اگر گناه کند زمانی برای توبه و استغفار دارد. این‌گونه است که انسان را گرفتار آرزوی دراز می‌کند و اصلاح کار را به تاخیر می‌اندازد که این امر آسیبی جدی به سعادت انسان وارد کرده و او را به گمراهی می‌کشاند.(محمد، آیه 25)
13.  تسویل: شیوه دیگر شیطانی تسویل است که امری زشت را می‌آراید و به خورد انسان می‌دهد تا بر اساس آن عمل کند که هیچ بهره‌ای از آن نخواهد برد.(محمد، آیه 25) فرو رفتن در امری چون امور جنسی از مصادیق تسویل است.
14.  استفزار: تحریک و تشنج و در نهایت تزلزل و سستی در کارهای خوب و نیک و دعوت به کارهای زشت و مشارکت در مال و اولاد و مانند آنها از دیگر کارهایی است که ابلیس برای گمراه کردن انسان به کار می‌گیرد.(اسراء، آیات 64 و 65) او با شیوه‌های گوناگون انگیزه‌های باطلی را در انسان ایجاد می‌کند و او را از انگیزه‌های الهی و نیک و سعادتمند باز می‌دارد.(همان) 
اصولا شیطان برای دستیابی به مقصود خویش دنبال «فزز» و ریزریز کردن شخصیت افراد با ایجاد امور تحریک‌آمیز و تشنج آفرین و فتنه‌گری است.
15.  تبذیر: ریخت و پاش و خوشگذرانی بی‌اندازه از شیوه‌هایی است که برادران شیطان بدان گرایش دارند و دیگران را بدان تشویق می‌کنند و با ناسپاسی به کفر می‌گرایند.(اسراء، آیه 27)
16.  گام به گام شیطانی: ابلیس گام به گام و مرحله به مرحله انسان را از صراط مستقیم هدایت و نور ولایت الهی خارج کرده و به ظلمات می‌برد.(بقره، آیه 208) وقتی انسان گام به گام در مسیر شیطانی برود نه تنها سلطه شیطانی تثبیت می‌شود(ابراهیم، آیه 28)، بلکه از ولایت الهی به ولایت شیطان در می‌آید.
(نساء، آیات 119 و 120) 
در این فرآیند سقوط‌، انسان‌ها از ذکر الهی خارج می‌شوند و همنشین بد شیطانی با آنها همراه می‌گردد تا آنان را از مسیر حق و هدایت خارج کند در حالی که گمان می‌کنند که بر هدایت است.
(زخرف، آیات 36 تا 37)
 این‌گونه است که سفاهت و گمراهی خویش را عین عقلانیت و هدایت و رشد می‌بینند و مؤمنان را سفیه و فاسد می‌شمارند و خود را مصلح و دانا و عاقل و عالم قلمداد می‌کنند.(بقره، آیات 7 تا 15) این افراد عبادت خورشید و هواهای نفسانی و دیگر امور را پسندیده و زیبا می‌یابند و از خدا‌پرستی فاصله می‌گیرند.
(نمل، آیه 24؛ یس، آیات 60 تا 62؛ فرقان، آیات 27 تا 29)