دولت چهاردهم و مسئله مهار تورم
لزوم اولویت دادن دولت به مسئله مهار تورم
حسن رضایی
بخش نخست
در اینکه امروز مهمترین اولویت کشور مسئله اقتصاد است، بعید است کسی شک داشته باشد. انقلاب اسلامی یک موجود زنده و بالنده است که مسیر و خطمشی مشخصی دارد و از آنجا که به فرموده شهید بهشتی (ره)، هر کسی که خط دارد، دشمن هم خواهد داشت؛ ما از ابتدای شکلگیری انقلاب اسلامی با توطئههای دشمنان در ابعاد مختلف مواجه بودهایم. دشمنانی که نهتنها دشمن ایران که دشمنان بشریت و صلح جهانیاند، حال آنکه در یک طنز تلخ، همواره در بوقهای رسانهایشان، خود را مدعی حقوق بشر و صلح جهانی معرفی کردهاند! عرصههای تقابل ملت عزیز ایران با این دشمنان بشریت، طی پنج دهه اخیر بسیار متعدد بوده است. میادینی که دشمن در آنها یکی پس از دیگری شکست خورده، عقب زده شده است. میدان اقتصاد اما به اذعان همگان، خاکریزی است که مهمترین جبهه نبرد کنونی استکبار با کلیت ملت عزیز ایران است. میدانی که ما هنوز موفق نشدهایم تا در آن بهصورت کامل دشمن را عقب برانیم.
رهبر فرزانه انقلاب بیش از یک دهه است که درباره مختصات و ابعاد این رویارویی و راههای توفیق در آن، تولید ادبیات کرده، مسیر صحیح غلبه بر این جنگ همهجانبه را برشمردهاند. رد پای این راهکارها را میتوان در ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، سیاست کلی اقتصاد دریامحور، سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف و... بهوضوح مشاهده کرد. با تفحص در بیانات رهبری انقلاب در این زمینه اما مشخص میشود یکی از دغدغههای همیشگی ایشان، مسئله مهار تورم، ثبات اقتصادی و رفع مشکلات معیشتی مردم است. ایشان در اهمیت این مسئله، شهریورماه سال 1390 در جریان دیدار با اعضای هیئت دولت وقت، میفرمایند: «معیشت مردم جزو اولین اهداف همه دولتهاست، در همه جای دنیا و در همه دوران تاریخ... هر دولتی که بخواهد به مردمِ خودش خدمت کند، اولین مسئلهاش، مسئله معیشت مردم است که بتواند مردم را اداره کند.» وانگهی، اهمیت مسئله مهار تورم و ثبات اقتصاد و عدم تلاطم در معیشت عموم مردم، طی دو دهه اخیر بهنوعی تبدیل به مهمترین مطالبه مردم کف کوچه و بازار از دولتمردان در دولتهای مختلف شده است.
حل مشکلات معیشتی و تورم
اولین خواسته مردم از دولت
مردم توقع دارند در کوران جنگ اقتصادی دشمن، دولت با سیاستگذاری درست و بهرهگیری صحیح از منابع انسانی و طبیعی کشور، اقتصاد ملی را در برابر ضربه جهانخواران و امپریالیسم جهانی مقاوم کند. جهانخوارانی که سرنوشت ملتهای منطقه ما، برای آنان هیچ اهمیتی ندارد و اگر زورشان برسد نهتنها معیشت که همه موجودیت ملتها را نیز در راستای منافع خود نابود خواهند کرد. بر این اساس، تلاش برای رفع مشکلات معیشتی مردم، مصداق جهاد در برابر امپریالیسم جهانخوار و دشمن خارجی است؛ جهادی که شایسته قدرشناسی، تقدیر و افتخار خواهد بود. در مقابل، دامن زدن به مشکلات اقتصادی کشور، از مصادیق امدادرسانی به دشمن برای فشار بر ملت عزیز ایران و شایسته ملامت، پیگیری برای اصلاح و بلکه برخورد قانونی است. مردم؛ اما در کوران جنگ اقتصادی از دولتمردان دقیقاً چه میخواهند؟ پاسخ را بهتر است از مراکز معتبر نظرسنجی بگیریم.
نظرسنجی ملی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) که نتایج آن در 22 مردادماه سال جاری منتشر شده است، حاوی واقعیات مهمی در همین زمینه است. نتایج این نظرسنجی با جامعه آماری افراد بالای ۱۸ در اوایل اردیبهشت امسال نشان داده است ۹۱.۲ درصد از پاسخگویان به مقدار زیادی نگران تورم و افزایش هزینههای زندگی هستند. همچنین به گزارش ایسپا، نظرسنجی ملی دیگری که خردادماه امسال با جامعه آماری افراد بالای ۱۸ سال در کل کشور (مناطق شهری و روستایی) اجرا شد نشان میدهد، از نظر مردم پس از موضوع «رفع فقر و محرومیت» و موضوع «اشتغالزایی و رفع بیکاری»، رئیسجمهوری منتخب باید «کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی» را جزو اولویتهای کاری خود قرار دهد. ایسپا در ادامه مینویسد بنابراین اغراق نخواهد بود اگر تورم و تداوم نسبی آن را در چند سال اخیر، یکی از عمدهترین دلایل ایجاد نارضایتی در میان مردم ایران بدانیم؛ مسئلهای که نه فقط شرایط اقتصادی، بلکه مناسبات اخلاقی و اجتماعی جامعه و در سطحی کلانتر، اعتماد نهادی و رابطه حاکمیت و شهروندان را متاثر از خود ساخته است.
مهار تورم، مسئله فوری اقتصاد کشور است
بر این اساس، مسئله مهار تورم، نه یک موضوع اقتصادی که واجد جنبههای اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی خواهد بود؛ لذا هر دولتی بر سرکار باشد، باید سیاستهای خود را با قید فوریت معطوف به این مسئله مهم کند.
رهبر فرزانه انقلاب تیرماه سال 1399 در همین زمینه میفرمایند: «در همین زمینه مربوط به مشکل اقتصادی، یک بخش مسائل فوری ما است، یک بخش هم مسائل بلندمدّت ما یا میانمدّت ما است. مسائل فوری عمدتاً مسئله مهار قیمتها است؛ یعنی تلاشهایی [برای آن] باید کرد. متخصّصین مسائل اقتصادی معتقدند که این کار ممکن است؛ یعنی کسانی که اهل مدیریّتهای اجرائی در زمینه اقتصادی هستند معتقدند که میشود قیمتها را مهار کرد. مسئله، حفظ ارزش پول ملّی است؛ اینکه این ارز همین طور افسار پاره کند و قیمتش روزبهروز بالا برود، چیز بسیار بدی است، این جزو کارهای کوتاهمدّت است که بایستی [مسئولین] انجام بدهند.» فوریت مسئله مهار تورم و تثبیت نرخ ارز در نگاه رهبر فرزانه انقلاب، بارها و در مناسبتهای مختلف دیگر خطاب به دولتها بیان شده است. مرور عملکرد دولت چهاردهم در این حوزه تا همینجا اما نشان میدهد دولت محترم در این زمینه توفیق چندانی نداشته، بلکه ظاهراً مسائل را معکوس اولویتبندی کرده است! به صورتی که رویکردها و سیاستهای دولت در این حوزه بعضاً با انتقاد زودهنگام حامیان سیاسی آن نیز همراه شده است. محمدباقر نوبخت رئیس اسبق سازمان برنامهوبودجه در دولتهای یازدهم و دوازدهم، 25 آذرماه سال جاری، در همین زمینه طی توئیتی مینویسد: «جناب آقای رئیسجمهور پس از سلام و ارادت؛ هرچند از خیرخواهی شما اطمینان دارم ولی با وجود آگاهی حضرتعالی از سه سال فشار تورم بالای ٤٠ درصدی به مردم (ناشی از همبستگی نرخ تورم با نرخهای ارز آزاد و ترجیحی)، چرا اولویت مهار تورم در چنین شرایطی از دستور کار دولت شما خارج شده است؟» واقعیت هم این است که خارج شدن مسئله مهار تورم از اولویت دولت چهاردهم با توجه به انتقادات پرشمار دکتر پزشکیان از وضعیت تورم در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، برای افکار عمومی و حامیان ایشان در بدنه عادی مردم هم عجیب است.
دکتر پزشکیان: تورم را دولت ایجاد میکند!
برخی از کارشناسان اقتصادی اما طی سالها با انگیزه سیاسی بدین باور دامن زدهاند که مهار تورم و تثبیت نرخ ارز، مسئلهای نشدنی است یا حداقل بخش مهمی از آن در اختیار دولت نیست! همین افراد اکنون با نادیده گرفتن نقش سیاستهای اقتصادی دولت در افزایش قیمت کالاهای مختلف و سیر صعودی وحشتناک نرخ ارز طی ماههای کوتاه حاکمیت دولت چهاردهم، سعی دارند تورم را موضوعی طبیعی و البته خارج از کنترل دولت معرفی کنند! دکتر پزشکیان رئیسجمهور محترم در همین زمینه اما با رد این ادعا در دوره تبلیغات انتخاباتی میگوید: «تورم را دولت ایجاد میکند.
عامل تورم و گرانی دولت است. گرانی ربطی به مردم ندارد.» واقعیت هم این است که سخن دکتر پزشکیان در این زمینه صحیح است و این سیاستهای اقتصادی دولتها است که جریان گردش پول در اقتصاد و بالا و پایین شدن قیمتها را تنظیم میکند. بر این اساس، برخی معتقدند قرار دادن سیاستهای اقتصادی گرانساز و تورمزا روی میز دولت چهاردهم، علاوهبر منافع اقتصادی برای برخی گروهها، اهداف سیاسی خاصی را هم دنبال میکند.
محمدحسن آصفری، نماینده سابق مجلس و کارشناس مسائل سیاسی در همین زمینه به گزارشگر کیهان میگوید: «امروز مهمترین مسئله در کشور ما، مسائل اقتصادی بهویژه معیشت مردم است که دولت و مجلس باید برای آن برنامه ویژه داشته باشند. بالا رفتن قیمت ارز در کوتاهمدت و بلندمدت، تأثیر خود را روی قیمت همه کالاها میگذارد و باید سیاست تثبیت نرخ ارز را به صورت جدی دنبال کرد.
امروز باید از سیاستهای تورمزا پرهیز شود و عمده اهتمام دولت به حراست از معیشت مردم معطوف شود. در زمانی که دشمن علناً اعلام میکند که در حال جنگ اقتصادی با ماست و میخواهد از این مسیر مردم را در برابر نظام قرار دهد، در پیش گرفتن سیاستهای تورمزا کمک به مردم نیست، بلکه میتوان گفت که کمک به دشمن است.
مدیریت در بازار ارز یک مسئله جدی است که دولت باید به آن اهتمام جدی داشته باشد.»
یک جریان خاصگرای اشتباه به دولت میدهد؟
وی با بیان اینکه برخی گراهای اشتباهی به دولت ندهند تا تصمیمات غیرمعقول گرفته شود و آثار منفی خود را در سفره و معیشت مردم نشان دهد، میافزاید: «مسئله ناترازی هم که مطرح میشود، معتقدم همهاش مسئله ناترازی نیست و بخشی از آن به مدیریت بازمیگردد. ما خب، سال گذشته هم همین مقدار تولید انرژی داشتیم، همین منابع را داشتیم و سرما هم در همین حد بود، لذا باید یک مدیریت صحیح در پیش گرفته شود.
مدیران دولت به جای اینکه بیایند و در رسانه ملی شرح وضعیت بدهند که ما چقدر کمبود داریم، باید برنامه ارائه دهند که ما میخواهیم چهکار کنیم تا مسائلی که امروز مردم با آن مواجهاند حل شود. من آقای پزشکیان را میشناسم و ایشان دوست دارد که مسائل کشور حل شود؛ ولی معتقدم جریانی که قبلاً به دنبال قهرمانسازی از خود در سیاست خارجی بود در دولت نفوذ پیدا کرده و دارد گرای اشتباه به دولت میدهد. اعتقاد دارم برخی از این ناترازیها به دلیل برنامهریزیهای این تفکر است.»
این کارشناس مسائل سیاسی میافزاید: «یک جریانی دنبال این است که مردم را نسبت به شرایط کشور معترض کند، یکبخشی نسبت به قیمت ارز معترض شوند، یکبخشی نسبت به خاموشیهای برق و قطع گاز و مسائل دیگر تا نهایتاً زمینه بازگشت به سیاست شکستخورده خودشان را فراهم کنند. میخواهند فشار به معیشت مردم را افزایش دهند، تا نهایتاً بگویند راهکار مسائل کشور و حل این فشارها، مذاکره با فلانجا است. در صورتی که ما اگر میخواهیم مذاکرهای هم داشته باشیم، اگر در موضع ضعف و مشکلات داخلی باشیم، مطمئنا این مذاکره تأثیر منفی خواهد داشت.
اگر کسی دلسوز کشور است، باید بداند که اول باید خودمان را قوی و قدرتمند کنیم تا بعد در پشت میز مذاکره قدرت چانهزنی کافی داشته باشیم. کسی از مذاکره نمیترسد؛ ولی مذاکره باید از موضع عزتمندانه باشد تا بتواند آوردهای برای کشور داشته باشد.»