حوزه نشر و دغدغههای آن
آنچه ما را بر آن داشت تا این مختصر را برحسب وظیفه و تکلیف بنگاریم و به سمع متولیان جدید فرهنگ در وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز برخی جریانها و تشکلهای صنفی و غیرصنفی نشر برسانیم، اظهاراتی است که معاون امور فرهنگی در مورخ 29 آبان در نشست باصطلاح هماندیشی اصحاب نشر به عنوان جمعبندی تامل و تعامل 40 روز خود در معاونت مطرح کردهاند. ایشان قبل از آن که به مشکلات حوزه نشر بپردازند، ابتدا محورهای نگاه و رویکرد خود را در دوره جدید دولت برشماری میکنند. برخی از این محورها، متاثر از نگاه کلی دولت به دو دولت نهم و دهم یعنی هشت سال گذشته است که با دو مشخصه ذیل شناخته میشود: 1-نادیده گرفتن خدمات انجام شده و سیاهنمایی کامل. 2-روی کارآوردن غیرمتعادل جریان به اصطلاح مقابل در هشت سال گذشته.
گفتمان متکثر و متنوع در چارچوب قوانین کشور، زدایش نگاه امنیتی از نشر و ناشران، فعالسازی نهادهای صنفی عرصه نشر، شفافیت در خرید کتاب، بازخوانی و اصلاح ممیزی کتاب از طریق اصلاح قانون، از جمله محورهای نگاه ایشان است.
چون قصد ما، بررسی مشکلاتی است که معاون محترم در شش گروه ارائه کردهاند، لذا تنها نگاهی کوتاه به این رویکرد و محورهای مطرح شده میکنیم و بررسی مبسوط را به وقت دیگر و مناسب میگذاریم.
مثلی است معروف که؛ هر که تنها به قاضی برود راضی باز میگردد، این مثل در اینجا کاملا صدق میکند. چون امکان حضور و پاسخگویی متقابل برای کسانی که هشت سال در مقام فرهنگ در دولتهای قبل کار کردهاند وجود ندارد. اگر فرصت بحث و بررسی مشترک مسئولین قبلی و فعلی فراهم میشد قطعا اعتدال و تدبیر و انصاف در رویکردهای جدید از حد شعار فراتر رفته و مصداق عینی پیدا میکرد واز تجربههای انباشت این سالها نیز استفاده میشد، لیکن گویا قرار نیست این اتفاق بیفتد. ما که تجربه بیش از دو دهه حضور در عرصه نشر کشور را داریم، رویکرد و عملکرد دولتهای بهاصطلاح سازندگی و اصلاحات را از نزدیک دیدهایم و میدانیم این ایرادهای امروزین، نه مصداق عملی قابل توجه دارند و نه وعدهها و شعارهای مطرح شده، رنگ و بوی فرهنگ و اصلاح واقعی و بهدور از سیاستزدگی و مقابله به مثل را دارند، بلکه خلاف این شعارها عمل میشد و یک سویهنگری و بیعدالتی در فرهنگ موج میزد.
یادمان نمیرود که در ابتدای دوره دولت نهم و وزارت آقای هرندی، وی گفت: بیش از 13 میلیارد تومان کتاب در انبارهای ارشاد وجود دارد که نمیدانیم با آنها چه کنیم؟ چرا که از لحاظ موضوع و محتوا قابل توزیع در کتابخانههای عمومی نیستند، ضمن آن که چندین نوبت چاپ از یک کتاب از ناشران مشخص در میان این کتابها، زیاد دیده میشود!! مثلا کتابی 10 نوبت چاپ خورده و هر 10 نوبت خریداری شده و در انبار ارشاد انباشته شده است!!
و این در حالی بود که ما در حسرت این بودیم که تعداد معدودی از چاپ اول یک کتاب را از ما خریداری کنند!! از این نوع برخوردها و قصهها فراوان است.
خوب بود معاون محترم جدید، مصداقهای نگاه امنیتی به نشر و ناشران را مطرح کنند تا ما و دیگر اهالی نشر مستندات رویکردشان را بدانیم. ما که در دولتهای به اصطلاح اصلاحات، مغضوب بودیم و در حسرت و تنگنا؛ نگاه و رفتار غضبآلود آنان را با حوزه دین و انقلاب به خوبی به یاد داریم. به نظر میرسد وزرای پیشین و معاونین آنها به این ادعاها باید پاسخ بدهند و ما به این نکته بسنده میکنیم که لغو امتیاز یک یا چند نشر یا رد مجوز چند کتاب که البته با استناد به قوانین جاری انجام شده- و حتما قانونگرایی را همه لازم میشمارند- نه نگاه امنیتی است و نه قابل توجه و مقایسه با آنهمه امتیازهای داده شده و مجوزهای صادر شده و رشد عناوین و شمارگان؛ ما به رویکرد و عملکرد فرهنگی دو دولت به اصطلاح اصولگرا هم انتقادهایی داشتیم و به انحاء مختلف مطرح نمودیم حتی چندین کتاب خود ما موفق به اخذ مجوز نشد، با این وجود رویکرد آن را فرهنگیتر، منصفانهتر و همسوتر با انقلاب از دولتهای اصلاحات دیدهایم. کسانی که تلاش میکنند تا برخی نارساییها و مشکلات موجود را به عنوان دغدغههای اصلی اهالی نشر جلوه دهند و اموری همچون غیرمجاز اعلام شدن چند اثر یا لغو امتیاز یک ناشر را به صورت معضل بزرگ معرفی می کنند تا دغدغههای اصلی را تحتالشعاع قرار دهد ، راه به ترکستان میبرند و گره بر گره مشکلات میافزایند، چه بدانند و چه ندانند. طرح ادعای غلط و بیمصداق «ممنوعالقلم» هم تنها مصرف راه گم کردن و دست پیش گرفتن دارد!
در مورد تشکلهای صنفی نشر و جهتگیری آنها به این مسئله بسنده میکنیم که به اذعان ناشران، بعضی از این تشکلها آلوده و غیرمطمئن بوده و تلاشهای عناصر مسلمان برای تطهیر آن هنوز جواب کامل نداده است. اتکاء بدون دقت و شرایط لازم به اینگونه تشکلها، فرصتسوزی و بیسرانجامی است. کارنامه بعضی اعتمادها در این سالها، این مسئله را بهخوبی روشن مینماید.
در مورد گفتمان تکثرگرایی همین بس که در دو دولت اصلاحات، ارزشی از ارزشهای دینی و انقلابی نماند که مورد تعرض غیرعلمی و غیرمنطقی و هجوگونه قرار نگرفته باشد که یادآوری آنها ملالآور و شاید مصداق اشاعه منکر باشد و جالب آنکه متولیان آن روز همه این جسارتها را طبق قوانین کشور میدانستند!! یعنی قوانین را طوری تفسیر میکردند که بشود به مقدسات اهانت کرد!! ما یقین داریم که معاون جدید امور فرهنگی چنین قصد و برداشتی را نداشتهاند، اما باید در بهکار بردن الفاظ و در عمل دقت و مراقبت بیشتری داشت.
به مسئله اصلی این نوشتار، یعنی دغدغههای حوزه نشر و آنچه معاون محترم به عنوان مشکلات نشر دستهبندی و طرح نمودهاند، بپردازیم. جناب آقای صالحی مشکلات ششگانه را این گونه مطرح کردند:
مشکلات حقوقی، مشکلات توزیع کتاب و نمایشگاهها، تسهیلات حمایتی از ناشران، خرید کتاب از ناشران، تکریم ناشران و تسریع امور نشر، دانش نشر و استفاده از تکنولوژی جدید.
گمان نداریم ناشری- چه باسابقه و چه کم سابقه- پیدا شود که این مشکلات را نشناسد و حل آنها را به نفع حوزه نشر نداند. آنچه لازم است معاون محترم بدان توجه کنند این است که این مشکلات، زاییده دغدغههای مهمتر و اساسیتر حوزه نشر هستند و به همین جهت است که در طول سالیان دراز عمر این وزارتخانه در همه دولتهای گذشته، با وجود تلاشها و اقدامات انجام شده- در راستای هر نگاه و رویکردی که بوده باشد- نتوانستهاند همین مشکلات برشماری شده را حل کنند. ما در این نوشته سعی خواهیم کرد این دغدغههای اصلی که حوزه نشر را به طور کلی تحت تاثیر قرار داده و موجب این مشکلات یا مانع حل آنها میشوند را طرح کنیم و نگاه و رویکرد مسئولین فرهنگی دولت جدید را به این موارد توجه دهیم.
1- مهمترین دغدغه حوزه نشر، نبود، نقشه راه و طرح جامع «نشر کشور» است. به چند کارکرد نقشه راه اشاره میکنیم تا معلوم شود بسیاری از کاستیها و مشکلات و حتی انحرافات و تغییر مسیرها و دیدگاهها در سطح مسئولین و دستگاه رسمی متولی فرهنگ کشور، از این دغدغه بسیار مهم ناشی میشود:
- مشخص شدن مسیر حرکت فرهنگی کشور و منازلی که باید عبور کند تا به هدف برسد و اینکه هدف، هم از لحاظ کمی و هم از نظر کیفی چه شاخصههایی را دارد.
-جلوگیری از اعمال سلیقهها و برداشتهای شخصی و گروهی و همچنین سیاستزدگی و سیاسیکاری جناحی وحزبی در فرهنگ کشور.
- هماهنگسازی و همپوشانی فعالیتهای عموم متولیان نشر و کتابخوانی کشور در بخشهای دولتی و خصوصی- هم در دیدگاهها و هم در اقدامات- با یکدیگر و همافزایی توان تولید، توزیع و حمایت از نشر.
- مشخص شدن کمبودها و نارسائیهای حقوقی، قانونی و مقرراتی و بازنگری و تهیه قوانین لازم برای حرکت در نقشه راه تعیین شده حوزه نشر در کشور.
- به وجود آمدن شاخصها و مجموعهای از ملاکها و معیارهایی که ارزیابی و قضاوت رویکرد و عملکرد مسئولین برای بالادستیها و نیز ناشران و مؤلفان و دیگر تولیدکنندگان حوزه نشر را ممکن و از افراط و تفریطها، خودبینی و خودرأییها، حب و بغضها، تهمتها و افتراها، جلوگیری مینماید.
2- از دغدغههای اصلی و مهم دیگر ناشران در حوزه نشر، عدم تناسب بین ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی با تولید و توزیع کتب است. در واقع عرضه کتاب درحال حاضر بیتوجه به تقاضا انجام میشود. مخاطبان اصلی کتاب در دست چند وزارتخانه و سازمان و نهاد قرار دارند که ارتباط خاصی بین آنان و تولیدکنندگان کتاب یعنی مؤلفان و ناشران وجود ندارد. بیش از 14میلیون دانشآموز و 4میلیون دانشجو در سراسر کشور، مهمترین پایگاه تقاضا و مصرف تولیدات نشر هستند که باید در چرخه مطالعه و کتابخوانی غیر درسی قرار بگیرند. سازمان بسیج مستضعفین نهاد دیگری است با خیل عظیمی از بسیجیان که در این حوزه باید بهطور فعال قرار بگیرد. بیش از 60هزار مسجد در سراسر کشور با مأمومینی که حداقل دو وعده ظهر و مغرب در مسجد گرد میآیند و طبعاً قرار گرفتن آنان در سیکل مطالعه مفید و هدفمند، فرهنگ کتابخوانی را گسترش خواهد داد. باید ارتباط بین حوزه نشر و این اقشار را متولیان فرهنگ برقرار کنند و این مهم تنها با برگزاری نمایشگاههای کتاب محقق نخواهد شد؛ که نشده است.
ناشران به یقین دریافتهاند که اگر فرهنگ کتابخوانی در کشور و در بین این قشرها که اشاره شد، رواج متناسب با جایگاه کتاب در اسلام و فرهنگ ملی را بیابد، بسیاری از مشکلات برشماری شده و نشده برطرف خواهد شد. اقتصاد نشر پایدار و زود بازده در گرو افزایش سرانه مطالعه مفید در کشور است. سرانه مطالعهای که از کتاب تغذیه کند. این دغدغه، علیرغم وضوح آن و تأکید فراوان رهبر معظم انقلاب اسلامی، هنوز مورد غفلت قرار میگیرد و اقدامات خاص و مستمر و برنامهریزی شده برای تحقق آن انجام نمیشود. این درد بزرگ ناشران و نشر کشور است. خرید کتاب و حمایتهایی که مثل صدقه گاه با منت و بزرگنمایی، و کم و زیاد شدن، و گاه با توقف و بهم ریختن همه محاسبات ناشر، انجام میشود گامهای مسکن هستند که معلوم نیست تا کی ادامه خواهد یافت؟ راه حل اساسی، ترویج و ارتقاء و رشد و افزایش کمیت و کیفیت مطالعه کتاب است که از آن غفلت تعجبآوری شده و میشود.
تهیه سیر مطالعاتی برای اقشار مختلف و حوزههای مختلف مطالعه، نیز امر بسیار مهمی است که فرهنگ کتابخوانی را هدفمند و هوشمند میسازد و بهطور طبیعی در افراد شوق به مطالعه و انگیزه کتابخوانی مستمر را افزون میسازد و خود پشتوانه بزرگی برای ارتقاء فرهنگ کتابخوانی خواهد شد. این مسئله هم بارها مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده که در محاق غفلت قرار گرفته است.
3- یکی دیگر از دغدغههای بزرگ اهالی نشر، که تأثیر بسیاری در نابسامانی فرهنگی کشور داشته است، آمد و شد مسئولین مختلف در رأس مهمترین وزارتخانه دولت که متولی اصلی فرهنگ کشور است.این دغدغه از دو جهت قابل طرح و بررسی است، یکی چرایی این تغییرات است و دیگری شرایط حداقلی برای تعیین مسئولین ردههای مختلف امور فرهنگی است.
به نظر اهالی نشر، چرا بایستی با تغییر هر دولت، متولی فرهنگ کشور تغییر کند و این تغییرات با چرخش 180 درجه نسبت به حرکت قبلی باشد؟ آیا فرهنگ امری است مانند اقتصاد که میتوان به آزمون و خطا روی آورد؟ آیا فرهنگ که امری رفتاری و بینشی و باوری است، در یک نظام ثابت، میتواند متغیر باشد؟ آیا در کشورهای مدعی دموکراسی یعنی آمریکا و غرب و دنبالهروهای آنان در شرق، نسبت به مبانی فرهنگی و رفتاری جامعه اینگونه رفتار میشود که در ایران چنین میکنند؟
ما که اهالی نشریم و طبعا بایستی به این موضوعها اشراف نسبی داشته باشیم، متحیریم و توجیه نشدهایم که چرا کسانی میآیند و کسانی میروند، آن هم در عرصه فرهنگ و در حوزه نشر کشور؟ آنکه رفت و به دنبالش بقیه رفتند چه عملکردی داشت و چه نقاط ضعف و قوتی، و دیگری که به جای او تعیین شده و بقیه را میآورد، با چه هدف و عملکرد و نقاط قوت افزونتر و نقاط ضعف کمتر میآید؟ اگر ریلگذاری یعنی همان نقشه راه، انجام شده بود، باز دلمان خوش بود که این تغییرات خیلی در حوزه فرهنگ و نشر، اثرگذار نخواهد بود، اما انگشت به دندان میشویم که این نقشه و ریل را هم تعبیه و تهیه نکردهایم و هر کس به فهم و استعداد و خط و رسم خودش حرکت میکند و فرهنگ و نشر را دنبال خود میکشاند!! به خصوص که اغلب اینان با نفی کامل گذشته و ادعاهای جدید مشغول به کار میشوند! وقتی مسئولین کشوری، به ویژه در حوزه فرهنگ و نشر، خود را از پاسخگویی به افکار عمومی، خاصه اهالی و نخبگان آن حوزه، مستغنی میدانند و تعاملات را در حد تأیید نظرات و برنامههای خود میپسندند و انتخاب میکنند، این جابهجائیها، هرگز محمل و توجیه خود را پیدا نمیکند و به سردرگمیها و آشفتگیها و مشکلات میافزاید.
حال و روز فرهنگ و نشر کشور مؤید این نکته است که تغییرات متولیان فرهنگ با نبود نقشه راه، فرهنگ کشور را که تجلی آن در آداب و رسوم و رفتارهاست، ارتقاء نمیدهد و اگر باورهای دینی نهادینه شده در مردم مانند فرهنگ عاشورا و اهل بیت علیهمالسلام و حضور ولیفقیه و برکات این هدیه الهی و حوزههای علمیه نبود، قطعا نشانه مثبتی از فرهنگ بارور و بالنده و انسانی، نه حیوانی، در این کشور دیده نمیشد.
به نظر اهالی نشر، برای تعیین مسئولین و متولیان رسمی فرهنگ کشور به ویژه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونتهای آن، خاصه در حوزه معاونت فرهنگی که تولیت نشر کشور را برعهده دارد، بایستی شرایط لازم و ضروری را تدوین و رعایت کرد. حتی در صورتی که نشر کشور دارای ریل و نقشه راه هم باشد، مسئولین بایستی شرایط لازم را هر چه بیشتر دارا باشند. تقوا، علم، تخصص، درایت، توانمندی، ولایتپذیری به عنوان ستون خیمه اسلام، تقید به باورها و فرهنگ و رفتار اسلامی ملی از جمله این شرایط است. به آنها، باید فهم درست از فرهنگ و شناخت صحیح و جمع حوزه کاری- که مورد نظر ما نشر است- را افزود. ما در این سه دهه دیدهایم مسئولینی که حتی حداقل این شرایط را نداشتهاند و بعضا با خلقیات خود معاونت را اداره کردهاند. یکی با بدبینی و بستهبودن، دیگری با باز بودن و خوشبینی، یکی خودرأی و غیرمعتقد به کار جمعی، یکی واداده و بدون استقلال رأی، یکی بدون اطلاعات لازم از حوزه نشر و سابقه کار در آن، یکی خودکفا و دلبسته به سابقه و آشنایی قبلی خود!!
خب، عوارض این مسئله مهم را همگان دیدهایم و دودش به چشم مردم و فرهنگ کشور و اهالی نشر رفته است. شما وضعیت متولیان این وزارتخانه را در طول بعد از انقلاب مخصوصا بعد از اتمام جنگ تحمیلی مشاهده کنید؛ چه میبینید؟
یکی از وزراء، شده رأس فتنه و هنوز هم بر تنور فتنه میدمد و از فرهنگ دینی و ملی این ملت، فاصلهای عمیق گرفته است، و به همین خاطر، ملت از او و همدستانش، بارها و به ویژه در 9 دی سال 88 برائت و بیزاری جستهاند.
یکی از وزراء، همکار و همپالگی دشمنان قسمخورده انقلاب مخصوصا انگلیس کثیف و خبیث شده است و تا کمر مقابل شاه عربستان- که دلارها و مزدورانش، مسلمانان بیگناه را با قساوت میکشند- خم میشود و به افتخار دستبوسی نائل میشود تا چیزی از دلارهای خونآلود آنان به او هم برسد! و نقشی در ضدیت با نظام اسلامی پیدا کند!
یکی از معاونان فرهنگی، لباس روحانیت از تن خارج کرده و در غرب، به شهوترانی و شکمپرستی مشغول شده است! همانی که روزی میخواست حوزه نشر و دیگر امور فرهنگی را حرکت و رشد دهد و ادعاها داشت که مرور آنها انسان را آزار میدهد!
چرا نباید این شرایط، مدون شده و مکانیسم ارزیابی و احراز آن در افراد، مشخص شود تا رؤسای دولتها نتوانند هر کسی را معرفی کنند و مجلس شورای اسلامی موظف باشد، براساس این شرایط و احراز آن، رأی اعتماد بدهد؟
یادمان باشد که امام عزیزمان، خمینی بتشکن، تصدی مسئولین فاقد شرایط لازم را جایز نمیدانستند، چنانچه مسئولیت نپذیرفتن افراد واجد صلاحیت را غیرمجاز میدانستند.
خب، آیا این شرایط که صلاحیت یا عدم صلاحیت فردی را برای وزارت فرهنگ یا معاونت امور فرهنگی و متصدیان دیگر حوزه نشر مشخص میکنند، مهمتر از مشکل توزیع و... برای نشر کشور نیست؟
جمعبندی:
برای پرهیز از اطاله حکام، دیگر دغدغههای مهمتر از مشکلات بر شماری شده را به وقت دیگر موکول و خلاصه میکنیم که: در نشر کشور مشکلات عدیدهای وجود دارد که مسئولین ذیربط به ویژه امور فرهنگی باید ظرفیتهای مادی و انسانی خود و ناشران را جهت برنامهریزی دقیق بسیج کنند و آنها را حل نمایند، اما دو شرط اساسی و مقدم و مهم وجود دارد که بدون آنها این زحمتها به بار نخواهد نشست و «اصلها ثابت و فرعها فیالسماء» نخواهد شد.
یک: پرهیز از شتابزدگی، سیاسیکاری، جناحگرایی و مقابله کاری است تا خدای ناکرده نگرانیها و دغدغههای بدلی و فرعی، اصلی نشوند و فرصتکاری محدود مسئولین صرف هموارسازی راه برای برخی کجروان و دنیاگرایان و دل و چشم به غرب دوخته و گریزان از فرهنگ اسلامی، نشود. فعالیتها به مفهوم واقعی فرهنگی و در خدمت اهداف و ارزشهای متعالی اسلامی نظام باشد تا مشروعیت پیدا کند.
دو: اهتمام جدی به پیگیری و حل حداقل سه دغدغه اصلی که متذکر شدیم؛ یعنی تعیین نقشه راه جامع نشر کشور که همه اجزاء و موجودی صنعت نشر و تولید کتاب در آن دیده و هدفگذاری و مسیر حرکت و همپوشانی و رشد آنها مشخص شده باشد؛ تلاش جدی در ترویج فرهنگ کتابخوانی و هماهنگی با مراکز آموزشی و تربیتی و بسیج و مساجد برای به خط کردن مخاطبان نشر کشور در مسیر مطالعه و اساسی کردن کتاب در سبد خانوادهها؛ و تعیین شرایط مکفی و لازم برای مسئولیتهای فرهنگی کشور و اهتمام به رعایت آنها در عزل و نصبها.
ما امیدواریم متولیان جدید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موفق شوند مشکلات نشر کشور را بهطور ریشهای حل کنند و از خود یادگار ماندگار و باقیات الصالحات برجای گذارند. افق دید، آینده فرهنگ کشور باشد و حل مشکلات دیگر- که حتماً بایستی حل شوند- مانع از کار اصلی دراز مدت نشود. امیدواریم با تشخیص و تدابیر صحیح، دستگاه فرهنگی دولت اسلامی به اپوزیسیون درونی تبدیل نشود و مشروعیت خود را از دست ندهد.
عبدالله مؤمن