کد خبر: ۳۰۱۲۱
تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۰۲
هوشنگ جاوید، استاد موسیقی آیینی و نواحی هشدار داد:

آقای وزیر! تخریب موسیقی ایرانی به چه قیمتی؟

هوشنگ جاوید، نوشت: آقای وزیر ارشاد! یک جریان پنهان، با علم کردن چتر هنر مدرن، سایه‌ای سیاه و پلید بر سر هنر ایران کشیده که اینک به نقطه خطرناکی رسیده است.


هوشنگ جاوید، استاد و پژوهشگر موسیقی آیینی و نواحی، با نگارش نامه سرگشاده‌ای خطاب به علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به طرح انتقاداتی درباره عدم توجه به موسیقی بومی کشورمان و رواج موسیقی‌های مخرب پرداخت.
وی در این نامه که نسخه‌ای از آن را در اختیار روزنامه کیهان قرار داده، نوشته است: 39 سال تمام است که در پی شناختن و یافتن نغمه‌های موسیقی نواحی ایران، تمام جای جای این خاک پرگوهر را درنوردیده‌ام... باور کنید آقای وزیر، در این زمانه که با رویای واریز یارانه و مراجعه به روزنامه‌های دیجیتال و خواندن کتاب‌های الکترونیک و به روز شدن موسیقی زیرزمینی که حالا نه روی زمینی که ماهواره‌ای شده، می‌گذرد، دلم می‌خواست که پرسشی نداشته‌ باشم و درباره موسیقی ایرانی که اینک «استقلال» خود را از دست داده و به قهقرا می‌رود چیزی ننویسم. ... اما مرگ چندین بزرگ  از اهالی موسیقی، آتش به جانم انداخت، تا این نامه را به صورت سرگشاده به شما بنویسم و پیشاپیش اگر تندی در واژگان احساس کردید پوزش می‌خواهم.
در ادامه این نامه می‌خوانیم: همواره برای من به‌عنوان یک پژوهشگر موسیقی نواحی ایران، این پرسش مطرح بوده که چرا بعد از رفتن یک وزیر فرهنگی برای هنر این کشور، هیچکس از او نمی‌پرسد: آیا قول‌هایی را که دادید عملی شد؟ می‌دانید، عزیزان هنرمند بومی که طی این چند ماهه ابتدای سال 93 از دنیا رفتند، در چه جایگاهی و مقامی بودند؟ روانشاد استاد برات نورانی از کردستان، مشهور به «کابرات» در نزد مردم سه استان غربی، جایزه بلند پایه‌ترین طبال جهان را از جشنواره فرانسه دریافت کرده بود، استاد عباس کمندی خواننده و پژوهشگر موسیقی کرد چندین جایزه پژوهشگر برتر را در داخل کشور دریافت کرده بود و شهرت هنرش جهانی بود، استاد لعل‌بخش پیک از هنرمندان بزرگ موسیقی سیستان و بلوچستان که در اکثر جشنواره‌های موسیقی کشور تقدیر و تشویق شده بود، افزون بر اینان رفتن استاد محمدرضا لطفی موسیقیدان، موسیقی‌شناس، مدرس بزرگ، آهنگساز و نوازنده برجسته، تلخ‌تر از هر چیز بود و این شد که زبان به حرف گشوده‌ام، به ویژه درگذشت استاد پورعطایی.
جاوید تصریح کرد: جناب آقای وزیر! با دلایل فراوان و به استناد نامه‌هایی که در دوران روی کار آمدن هر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشته‌ام، عرض می‌کنم که طی دهه‌های پس از استقرار نظام شکوهمند اسلامی در ایران، یک جریان پنهان، اجازه مبرمی داده تا با پر طاووس هنر موسیقی ایران در همه ابعادش بازی بشود و با علم کردن «چتر هنر مدرن» سایه‌ای سیاه و پلیدی بر سر هنر ایران کشیده شده که اینک به نقطه خطرناکی رسیده است.
وی افزود: مگر یکی از شعارهای ما در طول زمان انقلاب برای پاگیری نظام جمهوری اسلامی ایران، «استقلال»‌نبود؟ آیا تفسیر و تعبیر آن فقط شامل موارد سیاسی و نظامی و اداری می‌شود، یا این که هنرها را و به ویژه موسیقی را هم دربرمی‌گیرد؟ اگر که پاسخ مثبت است، و استقلال هنر ایرانی مهم است، که در نظر داشته باشید، نسل جوانی که در انقلاب حضور داشتند، هویت هنرهای بیگانه و وارداتی را خوب می‌شناختند و به همین خاطر در برابر آن ایستادند و ریشه‌های نادرستش را کندند.
جاوید، در ادامه نامه خود به وزیر ارشاد نوشته است: نخستین چرخه این سیر نزولی فرهنگی، برخی از شرکت‌های تولید آثار موسیقی هستند که باید آنها را «پیشرو آلودگی فرهنگی» در جامعه اسلامی بنامم، چرا که به واسطه دغدغه بازگشت سرمایه‌شان، دست به هر کاری می‌زنند، ازجمله پایین آوردن سطح شنیداری جامعه، نزول ادبی، نفوذ فرهنگ موسیقایی بیگانه، ایجاد زمینه‌های مسخ فرهنگی و در نتیجه پذیرش فرهنگ‌های وارداتی... این مافیای پنهان و تنیده در فرهنگ امروز جامعه، به وقت لازم چنان دفاع‌هایی از خود دارند که موجب حیرت را پدید می‌آورد، آثاری که به لحاظ سستی درونمایه‌شان، نزول فرهنگی شدیدی را موجب شده است، و تاکنون هیچ‌گونه نتیجه مثبتی به بار نیاورده است.در اثر این گونه از نگرش‌های خواسته و ناخواسته دشمنانه یا «مال دوستانه»، به سنت‌ها و مواریث فرهنگی درست، اینک به جایی رسیده‌ایم که مردم جامعه ما، و بیشتر جوانان و نوجوانان، همین هنر نامطلوب را دریافت می‌کنند، تشویق می‌کنند و تبلیغ می‌کنند، در حالی که جامعه میان سال، می‌دانند که هنر تا چه حدی به ورطه حقارت و سقوط راه یافته است. مهمترین هدفی هم که در این میانه نشانه رفته‌اند، جریان موسیقی مذهبی و دگرگونی در نوحه‌خوانی‌ها است، که بهتر است هیچ نگویم.