گردش حق بر مدارعلی(ع)
حق دو قسم است؛ حقی که همان خداوند است و مقابل آن عدم محض است و تقابل آن، سلب و ایجاب و تناقض است و در برابر آن عدم و لاشی است؛خداوند میفرماید: ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ.
و دیگر حقی که فعل خداوند است و مقابل دارد که همان باطل است که به معنای بیهوده و بیمقصد و مقصود است. این حق را در اصطلاح «حق مخلوقٌ به» میگویند که تقابل میان حق و باطل از باب عدم و ملکه است.
علی (ع) براساس روایات و فرمایش پیامبر(ص) محور حق است؛ این حقی که علی(ع) محور آن است همان حقی است که فعل خداوند و «حقمخلوقٌ به» است.
پیامبر(ص) درباره امیرمومنان علی(ع) میفرماید: «عَلِيٌّ مَعَ الحَقِّ والحق مع علی يَدُورُ مَعَهُ حَيثُ مَا دَار؛ علی با حق است و حق باعلی، هر جایی که علی حرکت میکند حق بر مدار علی میگردد.»( بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج28، ص368)
آن حضرت(ص) در جایی دیگر میفرماید:: «اَللَّهُمَّ أَدرِ الحَقَّ مَعَهُ حَيثُ مَا دَارَ، بار خدایا حق را با علی بگردان در جایی که علی میگردد»(بحارالانوار، العلامه المجلسی، ج29، ص 646)
البته چنین تعبیراتی درباره عمارنیز آمده است؛ زیرا پیامبر(ص) درباره عمار میفرماید: «عَمَّارُ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَمَّار يَدُورُ مَعَ الحَقِّ حَيثُ مَا دَارَ»(بحار الانوار، العلامه المجلسی، ج44، ص35) با این تفاوت که مرجع ضمیر در یدور درباره امیرمومنان (ع) به حق باز میگردد، اما در باره عمار به خود او باز میگردد؛ پس این عمار یاسر است که با حق میگردد؛ اما این حق است که با امیرمومنان علی(ع) میگردد؛ یعنی «يدور عمار مدار الحق حيث ما دار»؛ در حالی که «يدور الحق مع عليٍ حيث ما دار».
علت این تفاوت به این است که اهل بیت(ع) منشا دین هستند و این طور نیست که ما یک حق و قانونی در خارج داشته باشیم که بخواهیم کار پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) را با آن بسنجیم؛ چرا که شریعت و قانون همان قول و فعل و تقرير اینان است؛ یعنی اين طور نيست كه يك دين جدايي باشد، یا يك قول و فعل و تقرير جدايي باشد كه قول و فعل و تقرير اينها را با آن هماهنگ كنيم.
ما اگر بخواهيم بگوييم چه چيزی حق است و چه چيزی باطل؛ چه صدق است و چه كذب؛ چه خير است و چه شرّ؛ چه حسن است و چه قبيح، بايد ببينيم اينها چه كار كردند؛ از این روگفته شده: «يدور الحق مع علی». یعنی اين حق، همان حق فعلي است نه حق ذاتي.البته این مقوله با شناخت حسن وقبح ذاتی که از مستقلات عقیله به حساب میآید منافاتی ندارد، زیرا همان حسن وقبحی که عقل مستقل تشخیص میدهد با سیره آن بزرگواران منطبق است.
اینکه ما گفتیم «يدور الحق مع عليٍ حيث ما دار» به دلیل مؤيدی است که در دعای نوراني پيغمبر(ص) درباره آن حضرت(ع) بیان شده است؛ چرا كه در ذيل آن حديث فرمود: «اَللَّهُمَّ أَدرِ الحَقَّ مَعَهُ حَيثُ مَا دَارَ»،خدایا او را بگونهای بپروران كه جامعه، حق را از او بگيرد. پس حق، علي مدار و علی محور است. البته این حق همان حقی است که فعل خداست.