گفت وگو با مصطفی رزاق کریمی کارگردان مستند «خاطراتی برای تمام فصول»
انقلاب فرزندان ایران در وین
حدود یک سال قبل بود که گروهی از اساتید و دانشجویان دانشگاه هنر برای جلوگیری از حمله نظامی به کشور سوریه اقدام به ارسال فیلم مستندی افشاگر درباره تسلیحات شیمیایی نمودند. هدف این دانشگاهیان این بود که نشان بدهند، دولتهایی که به بهانه تسلیحات شیمیایی قصد حمله به یک کشور را دارند، روزگاری خودشان از رژیم صدام برای بمباران شیمیایی ایران حمایت میکردند. این مستند «خاطراتی برای تمام فصول» نام دارد که به بخشی از تاریخ جنگ عراق علیه ایران پرداخته است؛ بخش شرم آور تاریخ جنگ، یعنی استفاده رژیم بعث از بمبهای شیمیایی علیه ایران و مردم حلبچه. این فیلم همچنین پیش از این در جشنواره صلح ایران در ژاپن، جایزه شهید آوینی و جشنوارههای سینما حقیقت و فجر هم به نمایش درآمده و جوایزی را گرفته بود. مستند «خاطراتی برای تمام فصول» این روزها در سینماهای کشور به نمایش درآمده. به همین بهانه با مصطفی رزاق کریمی کارگردان این مستند گفت وگو کردیم.
تصویرروز
*عمده تصاویری که در مستند «خاطراتی برای تمام فصول» میبینیم، مربوط به 25 تا 30 سال قبل هستند. چه اهمیتی باعث شد پس از گذشت این همه سال، با این تصاویر یک فیلم مستند بسازید؟
این انگیزه همان زمان هم بود؛ موقعی که بنده به عنوان دانشجو در کشور اتریش و شهر وین مشغول تحصیل بودم و گروهی از جانبازان جنگی ایران برای معالجه به این کشور اعزام شدند. مسئله جانبازان جنگ و به ویژه مجروحین شیمیایی، یک موضوع مهم است که ثبت آن به عنوان یک سند برای من اهمیت داشت. چون رسانههای غربی هیچ وقت اخبار مربوط به این مسئله را درست منعکس نمیکردند و اگر هم کاری کردند به گونهای بود که برای مردم آنها ملموس نبود. بعد از سالها زمان این رسیده بود که این حرفها به طور جدیتر بازگو شود. عمق فاجعه این بود که بمباران شیمیایی علیه ایران از 1983 شروع شد، اما بعد از گذشت سالهایی طولانی، تازه در سال 2003 گروهی از کمیسیون سازمان ملل اعلام کردند که 1800 تن گاز خردل و 140 تن گاز تابون علیه ایران استفاده شده بود.
*نوع برخورد کارشناسان اتریشی که شما با آنها مصاحبه کرده اید چطور بود؟ آیا شما آنها را توجیه میکردید؟
نه از قبل هیچ صحبتی نمیکردیم. برای آنها یک افتخار بود که بگویند جزو معدود کشورهایی بودند که در این امر خاص به ایران کمک کردند. البته منظورم پزشکها هست نه دولت اتریش. کمک به مجروحین جنگی ایران برای آنها خیلی اهمیت داشت.
* آن طور که در فیلم بیان میشود، با جنگ از نزدیک برخورد نداشتید و در دوران دفاع مقدس در اتریش مشغول تحصیل بودید. حضور جانبازان چه تأثیری روی شما گذاشت؟
به نظر من وین به نوعی جبهه دوم بود. جبههای که از معرفت و اخلاق و باورهای دینی جانبازان تشکیل شده بود. به طوری که منش و رفتار جانبازان، محیط بیمارستان و پرستاران و پزشکان را تحت تأثیر قرار میداد. اتریشیها از آرامش و صبر جانبازان حیرت زده بودند و دائم میپرسیدند که این مجروحین جنگی چرا ناله نمیکنند؟! ورود جانبازان دفاع مقدس یک انقلاب در آنجا ایجاد کرد.
*نمایش مستند «خاطراتی برای تمام فصول» در ژاپن (هیروشیما و توکیو) و در اتریش چه بازتابهایی را در پی داشت؟
انتظار این را نداشتیم که این قدر روی مردم آن کشورها تأثیر بگذارد. این فیلم با استقبال مردم در هیروشیما و توکیو مواجه شد و ما هم تعدادی از نسخههای این فیلم را به مردم و شهردار توکیو اهدا کردیم. یکی از بینندگان فیلم در هیروشیما میگفت به نظر میرسد که باقی مانده بمباران هستهای به ایران رسیده است. اما مهمترین مسئله، بیاطلاعی آنها نسبت به این اتفاقات بود. حتی در اتریش هم که به نمایش درآمد تماشاگران گفتند که ما از این قضایا اطلاع نداشتیم! به طوری که آنها پساز تماشای این فیلم نسبت به بیاطلاعی خودشان احساس شرم میکردند! وقتی فیلم را برای سفیر اتریش در تهران نمایش دادیم رسما اعلام کرد که نمیدانستیم چنین اتفاقات وحشتناکی علیه ایران در جنگ رخ داده بود و گفت که این فیلم حتما باید در مدارس و تلویزیون اتریش به نمایش در بیاید .
* به نظر شما چرا مخاطبهای خارجی در مواجهه با این مستند تا این حد تحت تأثیر قرار میگیرند؟
چون مسئلهای که در فیلم مطرح میشود، جهانی است. تماشاگران خارجی فیلم میگفتند که تسلیحات شیمیایی فقط مسئله ایران نیست بلکه برای آنها هم یک تهدید محسوب میشود. مسئله بمباران شیمیایی ایران در جنگ تحمیلی یک فاجعه بزرگ برای بشریت است. مردم اتریش با دیدن واقعیتهای مطرح شده در فیلم، شوکه شدند و فکر میکردند خواب میبینند و این همه ظلم بهکشور ما توسط غربی ها برای آنها حیرت آور بود. چون حتی هیتلر هم حاضر نشد علیه دشمنان خودش سلاحهای شیمیایی را به کار ببرد. این درحالی است که سیاستمدارهای دنیا نسبت به مسئله سلاحهای شیمیایی بیتفاوت هستند و واقعیتهای مربوط به بمباران شیمیایی ایران در دوران جنگ را نمیگویند.
* با وجود این اهمیت، پس چرا این مستند در سایر نقاط جهان نمایش داده نمیشود؟
چون لابی گرهای ما کار خودشان را به درستی انجام نمیدهند و به جای اینکه این گونه فیلمها، آثار عجیب و غریب را به دنیا ارسال میکنند! این درحالی است که بسیاری از فیلمهای دفاع مقدسی و برخی از مستندهای شهید آوینی میتوانست در جهان مطرح شود. اما چون لابی گرهای ما در سینمای بین الملل بد کار میکنند، هنوز فیلمهای دفاع مقدسی به عرصه جهانی راه پیدا نکرده اند.
* البته فیلمهای دفاع مقدس در داخل کشور خودمان هم به سختی ساخته میشوند و به نمایش در میآیند، چه برسد به خارج از کشور! شما برای ساخت این مستند با مشکلاتی مواجه نشدید؟
اتفاقا خیلیها هم به من توصیه میکردند که این مستند را نسازم. آنها میگفتند که این فیلم هم دیده نخواهد شد! اما دیدیم برخلاف تصور آنها، این فیلم چقدر دیده شد. عدهای هم میگفتند دوره حرف زدن از جنگ گذشته است! باید به آنها گفت، پس چرا در اروپا هنوز هم درباره جنگهای جهانی فیلم ساخته میشود؟ واقعیت این است که نسل امروز تشنه دانستن است و باید بداند که در دوران جنگ بر ما چه گذشت. هنوز هم نشانه گیری رسانههای دنیا روی ایران است. نمیتوان بیکار نشست و فقط آنها را محکوم کرد. به ویژه اینکه حرف دفاع مقدس، حرفی جهانی است. جنگ هنوز هم تمام نشده است. مثل نفس ما نزدیک است. نسل به نسل باید بدانند که چه ظلمهایی بر ما شده است. منتها روشها باید بنابر شرایط و نیازهای زمان تفاوت کند.
*خود شما قصد ندارید که باز هم در زمینه دفاع مقدس فیلم بسازید؟
بنده یک طرحی با عنوان «آسمانی خردلی» در دست دارم که به بن بست رسیده است. به نظر میرسد که الان برای سینمای ما جانبازان شیمایی در اولویت نیستند. این درحالی است که ما هر چه داریم از جانبازان است. اگر زنده ایم و نفس میکشیم به برکت و مظلومیت جانبازان است.