یاریجویی و یاریرسانی یک ضرورت اجتماعی
نرگس دوست محمدی
انسان در زندگی اجتماعی خود، نیازمند یاری دیگران است؛ زیرا نظام آفرینش به گونهای است که انسان بییاری و همراهی دیگران نمیتواند به اهداف والای انسانی خویش دست یابد. بر این اساس، هرگونه یاریجویی از دیگران، به معنای مخالفت با نظام توحیدی به شمار نمیآید و کسانی که برای رسیدن به اهداف والای خویش از دیگران یاری میگیرند و از همراهی و یاوری آنان بهره میبرند، کاری بر خلاف اصول توحیدی انجام نمیدهند، البته مشروط به اینکه همه این علل و عوامل و اسباب را در طول اراده و مشیت الهی بدانند و به عنوان عوامل مستقل قرار ندهند.
در نوشتار حاضر اهمیت و ضرورت یاری جویی از خدا و خلق و یاری رسانی به یکدیگر در جامعه بررسی شده است.
***
انسان اجتماعی
انسان اجتماعی نمیتواند بیدیگری به سر برد. این نتوانستن به هر دلیل و عامل درونی و بیرونی باشد، به معنای آن است که انسان ناخواسته وابسته به دیگری است و از استقلال برخوردار نیست. این وابستگی است که آدمی را مجبور میسازد تا با دیگری تعامل کند، از برخی حقوق و آزادیهای خویش بگذرد و با توجه به اولویت و اهمیت، برخی را فدا کند تا به برخی از امور مهم و اصلیتر برسد.
این تعامل میان مردمان، زمینه رشد و تعالی را برای هر یک از طرفین فراهم میکند و فرصتهای جدید و تازهای به هر یک میبخشد. هر چند که در این میان سوءاستفادههایی نیز صورت میگیرد و برخی از مردم فراتر از آنچه عرف و پسند همگانی است عمل میکنند و با اسراف و زیاده خواهیهای خود، نسبت به دیگری ستم روا میدارند.
یاری جویی از خدا
یاری خواهی از خداوند، در نظام توحیدی، به گونهای تعریف شده است تا انسان همه چیزش را از او بخواهد و از غیر نخواهد. این بدان معناست که هر گونه استعانت از غیر خداوند به عنوان شرک و کفر تلقی میشود. خداوند در آیه 197 سوره اعراف و نیز 101 سوره هود استعانت از دیگران را به عنوان شرک محکوم میکند و از مردمان میخواهد تا در همه امور خویش تنها از خداوند یاری بگیرند.
در تحلیل قرآنی، تنها خداوند شایسته استعانت است و انسان باید تنها از وی یاریجوید(فاتحه آیه 5 و یونس آیه 85 و مؤمنون آیه 107) و اینکه استعانت و یاری از خدا، جلوهای از تقواپیشگی انسان است(اعراف آیه 128)
انسانها لازم است از مقام ربوبیت خداوند برای استعانت بهره گیرند و بر این باور باشند که خداوند همه هستی را مدیریت و پروردگاری میکند و هیچ چیز بیرون از دایره ربوبیت و پروردگاری او نیست.(یونس آیات 85 و 86 و عنکبوت آیات 26 تا 30)
البته استعانت از خدا میتواند به اشکال گوناگونی انجام پذیرد و اینگونه نیست که یاری از غیر خداوند به هر شکلی به معنای کفر و شرک باشد، بلکه تنها زمانی شرک و کفر تلقی میشود که استعانت از دیگری، به معنای باور به استقلالیت شخص باشد، اما اگر این استعانت بر اساس باور بهرهگیری از اسباب طولی و عوامل بیرونی در مسیر تعالی و کمال باشد، جزوی از توحید ربوبی خواهد بود.
به این معنا که انسان به هر چیزی که تمسک میجوید، باید به آن به عنوان بخشی از نظام احسن الهی بنگرد و باور داشته باشد که تأثیرگذاری در هر چیزی در دایره اراده و مشیت الهی است و اگر خدا نخواهد هیچ چیزی نمیتواند در جهان تأثیرگذار باشد. بر این اساس، شخص، بهره مندی از یاری دیگران را جزئی از نظام احسن الهی بر میشمارد و بر اساس آن عمل میکند.
خداوند در آیه 52سوره آل عمران و 72 سوره انفال جواز استعانت مؤمنان از یکدیگر در امور دین را صادر میکند. این بدان معناست که یاریجویی از دیگری به طور مطلق امر غیر توحیدی نیست، بلکه هر گونه استعانت که بر پایه استقلال بخشی به یاری دهنده باشد، ممنوع و نادرست شمرده میشود.
بارها دیده و یا شنیده اید کسی میگوید: اول خدا دوم شما. این عبارت در زمانی درست است که انسان، یاری و کمک دیگری را به عنوان وسیله و سبب بداند که به اراده و مشیت الهی میتواند کاری انجام دهد. اما اگر برای دیگری ارزش استقلالی و علت تامه قائل شود، باید آن را به عنوان تفکر شرکآمیز طرد کرد.
انسانها در امور ریز و درشت زندگی خویش به خداوند و یاری او نیازمندند. این یاری خواهی نیز همواره از طریق اسباب و عوامل طولی مادی و معنوی انجام میشود. البته همه این علل و اسباب به آسانی قابل شناسایی نیست، زیرا بسیاری از اسباب و عوامل نهان از چشم آدمی است.
مصادیقی از یاری جویی در قرآن
در تحلیل قرآنی یاری جویی میتواند از طرق مختلف انجام شود ولی در هر موردی لازم است خداوند به عنوان یاریکننده اصلی مدنظر قرار گیرد. به این معنا که هر کسی که از چیزی یا کسی یاری میجوید باید آن را به عنوان سببی از اسباب الهی و در طول اراده و مشیت الهی بداند و برای آن حساب باز کند. بنابراین، اصل تمسک و توسل باید به خداوند باشد و او را مخاطب اصلی خواستههای خود قرار دهد و کمک دیگران را در طول این خواسته بداند.
به عنوان نمونه کسی که از خداوند استعانت میجوید میتواند از نماز و روزه نیز یاری بجوید، زیرا این امور در مسیر طولی استعانت الهی قرار میگیرد. در این باره قرآن در آیات 45 و 153 سوره بقره به مردم توصیه کرده که برای رسیدن به خواستههایشان از نماز و صبر که همان روزه دانسته شده، استعانت جویند.
خداوند در آیات 15 و 18 سوره قصص گزارشی از استعانت یکی از پیروان موسی(ع) از آن حضرت را بیان میکند و در آیات 46 تا 19 سوره زخرف نیز از استعانت فرعونیان از آن حضرت برای نجات از عذاب را مطرح میکند. این آیات در حقیقت بیانگر آن است که چنین استعانتهایی از غیر خدا در میان مردم وجود داشته است و پاسخگویی مثبت حضرت موسی(ع) به دعوت یکی از پیروان به معنای آن است که اگر این استعانت موجب شرک نباشد هیچ مشکلی به همراه نخواهد داشت.
آیه 72 سوره انفال نیز نه تنها از یاری رسانی به مؤمنان سخن میگوید بلکه آن را امری لازم و ضروری بر میشمارد. بنابراین هم استعانت جویی و هم کمک و یاری کردن به دیگران به عنوان یک امر لازم و ضروری در اسلام تجویز شده است.
یاری جویی در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی
انسانها برای دستیابی به برخی از امور و پاسخگویی به پارهای از نیازها نیازمند همراهی و همکاری دیگران هستند. بخصوص در فعالیتهای اجتماعی، حضور و همکاری دیگران، یک ضرورت است.
اصولا مدیریتهای سیاسی نیازمند مشارکت فعال مردم است؛ زیرا هیچ کاری بیمشارکت فعال مردم نمیتواند به سامان برسد. خداوند در آیه 94 سوره کهف گزارش میکند که ذوالقرنین برای ساختن سد در برابر یاجوج و ماجوج از مردم یاری خواست و آنان را به مشارکت فعال در این امر فرا خواند. این مشارکت میتواند در حوزهها و امور مختلف انجام شود. به این معنا که بسته به شرایط و مقتضیات باید از مشارکت حداکثری مردم در امور اجتماعی وسیاسی و مدیریت جامعه بهره گرفت. از این رو ذوالقرنین با آنکه از نظر مالی نیازی به یاری و مشارکت مردم نمیبیند و نمیخواهد مردم را در تنگنا و فشار اقتصادی قرار دهد تا عمران و آبادانی را به انجام برساند با این همه خواهان مشارکت فعال نیروهای انسانی در امر آبادانی و سدسازی میشود تا مرزهای دولت خویش را از تجاوزات دشمنان حفظ کند.
لزوم کمک به ستمدیده
همان گونه که دولت اسلامی برای انجام بسیاری از امور خویش نیازمند مشارکت فعال مردم است، تودههای مردم نیز برای دستیابی به مقاصد و اهداف خویش نیازمند مشارکت فعال دیگران هستند.
آیه 227 سوره شعراء بر جواز کمک خواهی انسانهای ستمدیده از دیگر مردم برای دفاع از حق و رفع ستم تاکید میکند. این بدان معناست که انسانهایی که در حق آنان ستمی روا شده میتوانند افزون بر راههای قانونی عادی چون دادرسی، از مردم نیز یاری بجویند.
این آیه همچنین لزوم همکاری و همیاری مردم نسبت به درخواستهای ستم دیده را نیز تبیین میکند؛ زیرا جواز استعانت بیلزوم همراهی و همکاری مردم امری بیمعنا خواهد بود. بر این اساس میتوان گفت که اگر ستمدیدهای نتوانست از راههای قانونی به حق خویش دست یابد و از ستم رها شود میتواند از مردم یاری خواهد و بر مردم است تا وی را یاری کنند.
خداوند در آیات 39 و 41 سوره شوری بر لزوم یاری ستمدیده تاکید میکند و از مردمان میخواهد تا نسبت به رفع ظلم از مظلوم اقدام کنند. انتصار(کمکخواهی از دیگران؛ مفردات راغب اصفهانی) امری جایز و کمک کردن امری لازم است. این بدان معناست که یارگیری در اموری چون مبارزه با ظلم و ستم امری جایز است.