کد خبر: ۲۹۴۳۴
تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۳ - ۲۱:۴۷

انتظارات جامعه ورزش از رسانه ملی (نکته ورزشی)


سرویس ورزشی -
اوایل هفته گذشته با حکم رهبر معظم انقلاب رئیس جدید سازمان صداوسیما برای یک دوره پنج ساله انتخاب شد. در حکم رهبر معظم انقلاب نکاتی که باید در رأس امور و سرلوحه فعالیت‌های مدیریت صداوسیما قرار بگیرد و انتظاراتی که ایشان و مردم از صداوسیما دارند، کاملاً روشن است، از جمله تأکید ایشان بر نکته‌ای که حضرت امام‌خمینی(ره) نیز در دوران رهبری و حیات با برکت خود بارها بر آن تأکید اکید داشتند که «صداوسیما باید یک دانشگاه باشد»، رهبر انقلاب نیز در بخشی از حکم خود به این مهم تأکید ورزیده و مرقوم فرموده‌اند: سازمان صدا وسیما با مأموریت خطیر «هدایت و مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» به مثابه دانشگاه عمومی، با تکیه بر فعالیت‌ها و برنامه‌های حرفه‌ای پیشرفته و عمیق رسانه‌ای، وظیفه گسترش دین و اخلاق و امید و آگاهی و ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی در میان آحاد ملت را برعهده دارد.
درباره تأثیر کم‌نظیر رسانه‌ها به ویژه رادیو و تلویزیون در فرهنگ‌سازی و تقویت جریان‌های فرهنگی و جهت‌دهی به افکار عمومی، شکی وجود ندارد، بنابراین موضوع رسانه‌ها از این حیث و نظر در همه کشورها و نزد همه حکومت‌ها و نظام‌های سیاسی بسیار مهم و حیاتی و حساس است. رسانه‌ها در حوزه‌های مختلف و از جنبه‌های گوناگون و به شیوه‌های متنوع می‌توانند و باید حامی فرهنگ عمومی و ملی و ارزش‌های مقبول اجتماعی باشند و مهمتر از همه در ایجاد و تقویت همبستگی و وحدت اجتماعی نقش و کارکردی بسیار مؤثر ایفا کنند. در اینجا قصد بازگویی و سخن‌گفتن درباره نقش و کارکردهای اجتماعی رسانه‌ها به ویژه رادیو و تلویزیون را نداریم، مقصود از پیش کشیدن این موضوع فقط این است که جامعه ورزش نیز مثل سایر اعضا و اقشار جامعه از «رسانه ملی» توقع دارند که در حوزه ورزش هم به مثابه یک «دانشگاه» عمل کند و مروج علم و اخلاق و فرهنگ پاکیزه ورزشی باشد و از هرهری مسلکی و دامن زدن به جنگ‌های زرگری و دمیدن به آتش کینه‌ها و  تفرقه‌ها میان اهالی ورزش به دور باشد، حامی ورزشی درخور نظامی برآمده از انقلاب بزرگ و فرهنگی مردمی غیرتمند و صاحب فرهنگ و اصالت باشد و از تحقیر و تخریب و تمسخر ارزش‌ها و سرمایه‌های ملی ما چه از نظر مادی و چه از حیث انسانی سخت پرهیز کند و... خلاصه کلام این که رسانه ملی در حوزه ورزش هم باید مدافع منافع ملی و پاسدار ارزش‌های فرهنگ خودی باشد تا مستقیم و غیرمستقیم سایر فرهنگ‌ها و از جمله فرهنگ غربی و بدتر از آن فرهنگ هرهری مسلکی و ضدارزش‌ها را تبلیغ و ترویج نماید.
واقعیت آن است که علی‌رغم تلاش‌های صورت گرفته، رسانه ملی نتوانسته به ویژه در ابعاد کیفی، چه از لحاظ فنی و چه از نظر فرهنگی نقش خود را درباره ورزش ایفا کند. البته این ایرادی است که به «رسانه» در هر شکل و نوع آن در کشور ما برمی‌گردد و اختصاص به رسانه ملی ندارد منتها چون رسانه ملی ازنظر گستره مخاطب و قدرت تأثیرگذاری جایگاه خاص خودش را دارد و از آن بیش از دیگران توقع می‌رود که «دانشگاه» جامعه باشد روی آن بیشتر تکیه و تأکید می‌کنیم. رسانه ملی در وادی ورزش- به ویژه طی سال‌های اخیر- بیشتر در وادی کمیت‌گرایی گرفتار شده است، آفتی که گریبان جامعه در خیلی حوزه‌ها و از جمله ورزش را گرفته و نه‌تنها برای تعدیل آن و جلوگیری از افراطی که در این‌باره به چشم می‌خورد، کاری نکرده بلکه خودش هم به آن دامن ‌زده و به نوعی سردمدار جریان کمیت‌گرایی در ورزش و سایر حوزه‌ها هم شده است. منظور از کمیت‌گرایی هم بر اهل فن و معنی روشن است: بالا بردن حجم و زمان برنامه‌های ورزشی، پخش مسابقات مختلف- به ویژه فوتبال- داخلی و خارجی و راه‌اندازی کانال‌های جدید و برنامه‌های گوناگون ورزشی بدون توجه به پیام و محتوا و خروجی آن، که این خودبه‌خود به حاشیه‌سازی و دردسرآفرینی‌های مختلفی برای ورزش تبدیل شد تا آنجا که در جلسه‌ای که جمعی از اهالی ورزش (اواخر اسفند 91) به حضور رهبر معظم انقلاب رسیدند، ایشان ضمن تشویق ورزشکاران و ارائه رهنمودهایی به مسئولان ورزش، از حاشیه‌سازی و حاشیه‌پردازی‌های مخرب برخی رسانه‌ها علیه ورزش گله کردند و خواستند که آنها از این حرکات و رفتار خود دست بردارند. برای مخاطب و اهالی ورزش و کسانی که خود را به تغافل و خواب نزده بودند، کاملاً مشخص بود که منظور ایشان از «رسانه‌های حاشیه‌ساز» چیست و این گلایه و انتقاد بیشتر متوجه کی و کدام سازمان و تشکیلات است. اتفاقاً مسئولان وقت صداوسیما هم در واکنش به فرمایشات رهبر انقلاب در فروردین یا اردیبهشت سال92 همایشی هم برگزار کردند که این همایش طبق معمول و روال بیشتر به «نمایش» شبیه بود تا نشستی برای ارائه راهکارهای اجرایی در جهت حرکت در مسیر خواست و اجابت فرمایشات ایشان، چرا که بعد از این همایش نمایشی، دیدیم و می‌بینیم که در، بر همان پاشنه قبلی چرخید و می‌چرخد و حاشیه‌سازی و حاشیه‌پردازی که محور آن تخریب و تحقیر سرمایه‌های خودی و انسانی ورزشی است و... جوهره و محور اصلی اکثر برنامه‌های ورزشی رسانه ملی- به ویژه تلویزیون- کماکان بلکه با شدت بیشتر ادامه یافت، تا آنجا که در این یکی، دو سال اخیر صدای اکثر اهالی ورزش از بی‌محتوایی و به‌ویژه برخی برنامه‌ها و رفتارهای جهت‌دار انجام شده علیه ورزش به شدت گله داشته و برخی از کارشناسان به این نظر قطعی رسیدند که خروجی عملکرد ورزش در صداوسیما، دارد شکل منفی و «ضد کارکرد» به خود می‌گیرد، و بالاخره این اواخر از زبان یکی از اهالی شناخته شده ورزش شنیدم که در گفتگویی تلفنی با یک برنامه پرسر و صدا آن برنامه و مجری آن را از عوامل اصلی تخریب فرهنگی و اخلاقی فوتبال دانسته و به ‌طور علنی گفته که «شما فوتبال ایران را به ل... کشاندید»...!
صرفنظر از توافق یا عدم توافق با این نظر، مهم آن است که کار و بار برنامه‌های ورزشی و عملکرد تلویزیون در ورزش به جایی رسیده که شاهد در گرفتن این بحث‌ها و به کار گرفتن این اصطلاحات و این گونه قضاوت‌ها درباره آن  هستیم و... خود همین، برای اهل فهم و دغدغه، علامت‌ها و هشدارهایی است برای اینکه فکری بکنند و چاره‌ای بیندیشند که اگر صداوسیما نمی‌تواند در قبال ورزش و ورزشیان به مثابه یک «دانشگاه» عمل کند، حداقل کاری نکند که «ادبیات» و «گفتمان رایج» در آن، چنین عصبی، خشمگین و نازل باشد... البته بی‌انصافی است این نکته را هم اضافه نکنیم که عملکرد ورزش «صدا» و «رادیو» در مجموع مثبت و خیلی بهتر از تلویزیون است و علی‌رغم اینکه در رادیو هم برنامه‌های ورزشی از لحاظ «کمیت» رشد چشمگیری داشته و کانال مخصوص (رادیو ورزش) دارد و شبکه‌های مختلف آن هم برنامه‌های ورزشی خاص خود را دارند، اما همان‌طور که عرض شد در یک ارزیابی کلی و با کمی اغماض برنامه‌های ورزش رادیو را می‌توان با جرأت مثبت و تأثیرگذار دانست و «دغدغه» و «نیت» خدمت به ورزش را در کار و بار آن بیشتر لمس کرد و شنید. این وضعیت در تلویزیون برعکس است و «روند غالب»، منفی و متأسفانه مخرب ارزیابی می‌شود، هرچند در لابه‌لای این روند، کارهای خوب و برنامه‌های مثبت هم دیده می‌شود.
در هرحال این چند جمله را از سر وظیفه آوردیم، برای اینکه هم برای مسئولان جدید این سازمان و تشکیلات حساس آرزوی توفیق و بهروزی در انجام مأموریت حساس خود، داریم و هم به عنوان یک شهروند و یک ایرانی، دوست داریم «صداوسیما» در عرصه‌های مختلف چنان عمل کند که قادر باشد پاسخگوی نیازهای فکری و روحی و ذوقی مخاطبان خود به ویژه جوانان عزیز باشد، آن هم در دوران تهاجم و شبیخون و «ناتوی» فرهنگی و بی‌امان دشمنان سرفرازی و استقلال آب و خاک این ملت ظلم‌ستیز و آگاه و... هم اینکه بالاخره امیدواریم از سرمایه مادی و معنوی قابل توجهی که درباره ورزش در رسانه‌ملی هزینه می‌شود، به درستی بهره گرفته شود، پول‌ها درست خرج شود، برنامه‌های مفید با خروجی مثبت و کارآمد روی آنتن برود، از استعدادها و جوان‌هایی که در بخش‌های مختلف حوزه ورزش این سازمان عریض و طویل مشغول کار و فعالیت هستند، درست و در جهت خدمت به ورزش این سرزمین تنها و مظلوم به کار گرفته شود و... تردیدی نیست که رسانه ملی با تکیه بر نقش تأثیرگذار خود می‌تواند در تحول و اصلاح و پیشرفت ورزش نقشی بی‌بدیل داشته باشد و همه حرف ما این است. البته حرف آخر حرفی تکراری است و آن اینکه می‌شود به آینده بهتر «ورزش در رسانه ملی» امیدوار بود به شرط این که مدیران مسئولیت را جدی بگیرند، نقش مدیریتی خود را به درستی ایفا کنند و به ویژه اصل «نظارت دقیق» بر زیرمجموعه‌ها را عملاً رعایت نمایند و...