زندگی اجتماعی طرحی در نظام آفرینش انسان (2) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
براساس آموزههای وحیانی، چگونه رشد و تعالی انسانها در پرتو یک جامعه و نظام اجتماعی صورت میگیرد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سؤال به مباحثی همچون: تفاوت زندگی فردی و اجتماعی- پیدایش اهداف و آرمانهای مشترک- فلسفه نظارت عمومی و دلیل اجتماعی بودن انسان پرداختیم. اینک در بخش دوم دنباله مطلب را پی میگیریم.
قرآن و طرح تکوینی زندگی اجتماعی
آیاتی در قرآن کریم بر زندگی اجتماعی در فطرت و خلقت انسان گواهی میدهد و تا انسان هست و فطرت او باقی است، زندگی اجتماعی طراحی شده در متن خلقت و فطرت او تداوم پیدا خواهد کرد. برخی از اعم این آیات عبارتند از: 1- ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شماها را به صورت ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید. (نه اینکه به وسیله ملیتها و قومیتها بر همدیگر فخر بفروشید) همانا گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شما است.(حجرات-13) در این آیه به فلسفه خلقت و اینکه چرا افراد انسان به صورت ملیتهای مختلف و قبیلههای گوناگون خلق شدهاند، اشاره شده است و آن، این است که اگر خلقت انسان به غیر از این صورت بود، شناسایی که زیربنای یک زندگی اجتماعی است امکانپذیر نبود. زیرا ما به الامتیازی وجود نداشت و همه افراد انسان به مثابه کالاهای مشابه یک کارخانهای بودند که هرگز قابل بازشناسی نبودند. به عبارت روشنتر، همان طور که قد و رنگ و شکل وسیله ما به الامتیاز و بازشناسی است، همچنین داشتن ملیتهای گوناگون و انتساب به قبیلههای مختلف، مایه امتیاز و شناسایی افراد از یکدیگر است و پرواضح است که شناسایی افراد لازمه زندگی اجتماعی است، و اگر زندگی اجتماعی به صورت طرحی در نظام خلقت انسان نبود، هرگز امکان نداشت که افراد یکدیگر را بشناسند. بنابراین میتوان گفت که زندگی اجتماعی غایت ثانوی برای چنین طرحی در نظام خلقت انسان میباشد، و این همان است که میگویند زندگی اجتماعی مقتضای فطرت و آفرینش انسان میباشد.
2- قرآن کریم میفرماید: او است کسی که از آب انسان آفرید، و در میان انسان پیوندهای نسبی و رابطههای سببی (خویشاوندی و دامادی) قرار داد، و پروردگار تو قادر و توانا است.(فرقان-54) این آیه به روشنی میرساند که پیوند خویشاوندی نسبی و سببی طرحی است در متن نظام خلقت و تکوین انسان و این پیوند اجتماعی قهراً زندگی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت و روابط سببی و نسبی مایه پیوند افراد و تشکل اجتماعات است و زندگی اجتماعی مفهومی جز این ندارد.
3- قرآن کریم میفرماید: «آیا آنها رحمت پروردگار تو را تقسیم میکنند، ما مایههای معیشت را میان آنان در زندگی دنیا تقسیم کردهایم، و برخی را بر بعضی دیگر از نظر امکانات و استعدادها برتری بخشیدهایم تا برخی، بتوانند بعضی دیگر را به صورت متقابل به کار گیرند و استخدام کنند و در نتیجه همه مسخر یکدیگر شوند و رحمت پروردگار تو از آنچه که آنها گرد میآورند بهتر است».(زخرف-32) مفاد این آیه را به دو سه بخش مورد تحلیل و تبیین قرار میدهیم: 1- «نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیاهًْ الدنیا» در این بخش از آیه مقصود از معیشت تقسیمشده از جانب خدا ثروت و مال و کاخ و کوخ نیست که خداوند از روز نخست مقدر کرده است که یکی کاخنشین و دیگری کوخنشین، یکی فقیر و دیگری غنی باشد، زیرا آیه از نحوه خلقت و آفرینش انسان سخن میگوید، در این صورت معیشت معنایی جز مایههای زندگی از قبیل استعداد و امکانات و لیاقتها و شایستگیها که بالقوه در خلقت انسانها نهفته است، نمیتواند داشته باشد و مفاد آیه این است که ما در طرح نظام خلقت اختلاف در شایستگیها را نهادینه کرده و افراد را با استعدادهای گوناگون بالقوه آفریدهایم، تا از این طریق در افراد نیاز متقابل به وجود آید. و به خدمت متقابل کشیده شوند. اگر نظام آفرینش انسانها به غیر از این شکل بود، باید خلقت انسان به یکی از دو صورت زیر میبود: 1- یا تمام افراد از نظر استعداد و لیاقت یکسان و یکنواخت آفریده میشدند، یعنی هر فردی همان را دارا باشد که دیگری آن را داراست و فاقد همان چیزی باشد که دیگری فاقد آن است؟ 2- یا به یکی همهچیز داده شود و به دیگری اصلا چیزی داده نشود؟ که در هر دو صورت پیوند و خدمات متقابل در جامعه به وجود نمیآمد!
ادامه دارد...