کد خبر: ۲۹۳۱۴۰
تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۹:۵۴

شکرگزاری عامل رشد انسان

 
 
فرشته محیطی
شکر نعمت، نشانه شناخت و معرفت انسان است. انسان با معرفت نه تنها از کسی که نعمتی را به او داده تشکر می‌کند، بلکه با استفاده درست و صحیح از نعمت، حق نعمت و همچنین حق نعمت‌دهنده را به جا می‌آورد. 
از همین رو از نگاه قرآن، شکر حقیقی نعمت جز به شکر قلبی و استفاده درست از نعمت نیست.
شکر نعمت از سوی بنده موجب شکر الهی نیز می‌شود؛ زیرا خدا توجه خاصی به بنده شاکر خویش خواهد کرد و نه تنها بر نعمت شاکر می‌افزاید، بلکه شرایط رشد و بالندگی او را فراهم می‌آورد و وی را به سعه وجودی می‌رساند که بتواند بهره‌های بیشتر و کامل تری از نعمت‌ها و احسان بی‌پایان الهی داشته باشد.
در نوشتار زیر حقیقت شکر و آثار آن و راه‌های شکرگزاری از نعمت‌ها بیان شده است.
***
حقیقت شکر و آثار ارزشی آن
شکر، در لغت به معنای شناخت احسان و نشر آن(لسان العرب، ج 7، ص 170) و به تعبیر دیگر، تصوّر نعمت و اظهار آن است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص 461)
از نظر راغب اصفهانی، شکر انسان نسبت به نعمت سه قسم است: 
1. شکر قلبى که یادآورى نعمت است؛
2. شکر زبانى که سپاسگزارى و ستایش بر نیکى احسان‌کننده و صاحب نعمت 
است؛ 
3. شکر سایر اعضاى بدن که به کارگیرى و صرف آن در جاى خود است. 
یکی از نام‌های خدا شکوربه معنی بسیار سپاسگزار و پاداش‌دهنده است. 
اگر خدا وصف به شکر می‌شود، مقصود، اِنعام و احسان الهی بر بندگان و دادن جزاى عبادات آنها (همان) یا رشد اعمال نیک آنان و اعطاى پاداش مضاعف به آنها (لسان العرب، ج7، ص 170) و بلکه رشد وجودی شاکر از سوی خدای شکور (ابراهیم، آیه 7) است که برترین و حقیقی‌ترین مفهوم نام شکور نسبت به شاکران می‌باشد.
وقتی انسان شکر نعمت‌های الهی را داشته باشد، این عمل موجب رضایت الهی و عامل شکر متقابل الهی می‌شود و خدا نیز از او تشکر می‌کند که در قالب افزایش نعمت یا افزودن بر سعه وجودی شخص شاکر متجلی می‌شود.(نساء، آیه 147) و شکی نیست که رضایت الهی و بروز آن در قالب اسم شکور موجب می‌شود تا خدا در مقام ربوبیت نسبت به شاکر توجه و اهتمام خاص داشته و بر وجود شخص زیادت کند. از همین رو خدا اعلان رسمی می‌کند که اگر شکر کنید، هر آینه خدا بر خودتان زیادت می‌کند. 
این زیادت در خود وجود شخص ایجاد می‌شود که موجب سعه وجودی و شرح صدر شخص شاکر می‌شود و او را در مراتب وجودی از یک سطحی به سطحی دیگر بالا می‌برد.
حقیقت شکر برای خود شخص شاکر است؛ زیرا شکر اصلا چیزی جز بهره مندی از احسان و انعام الهی نیست؛ و کسی که شکر می‌کند، در حقیقت نام شکور الهی را در خود زنده 
می‌کند. 
خدا شکرگزاری را چیزی جز به نفع شاکر نمی‌داند؛ چنان‌که کسی که کفران می‌ورزد به خود ظلم می‌کند؛ پس چیزی از شکر انسانی به خدا نمی‌رسد؛ زیرا خدای غنی حمید نیازی به کسی ندارد تا شکر و کفران نسبت به منعم یا نعمت، موجب زیادت یا نقصانی در خدا باشد. بنابراین، اگر کسی شکر می‌کند به خودش شکر می‌کند و کسی که کفران می‌ورزد به خود ظلم کرده است.(نمل، آیه 40؛ لقمان، آیه 12)
کسی  در صراط مستقیم هدایت تکوینی فطری و تشریعی وحیانی و نیز به مقامات عالی قرب و مقامات معنوی و مناصب الهی همچون امامت یا نبوت یا ولایت می‌رسد که شکر حقیقی در وجود او ظهور و بروز کرده و به سعه وجودی و شرح صدر نسبت به نور الله رسیده باشد. برگزیدگی حضرت ابراهیم(ع) به مقامات عالی نیز تابع همان مقام و مظهریت شکور در ایشان است. (نحل، آیات 120 و 121)
اصولا دستیابی انسان‌ها به مقامات عالی نیازمند کسب بصیرت نسبت به حقایق هستی و ملکوت آیات الهی است که این خود تابع شکرگزاری انسان نسبت به خدا و به نعمت‌های گوناگون است. (اعراف، آیه 58؛ مجمع البيان، ج 3- 4، ص 536؛ جامع البيان، ج 8‌، جزء 8، ص 150) 
چنان‌که از نظر قرآن، کسب مقام صالحین که یکی از چهار مقام برجسته در کنار نبیین، صدیقین و شهداء است(نساء، آیه 49) زمانی است که شخص شاکر حقیقی باشد.(نحل، آیات 120 و 121)
از نگاه قرآن، شاکر حقیقی در همه حال در مقام شکر است؛ خواه نعمت خاصی داده شود یا نشود، خواه نعمتی را بدهد یا بگیرد؛ زیرا شاکر نسبت به خدا و خویش معرفت تمام دارد و می‌داند که شکر وجود به تنهائی نیازمند آن است که انسان تمام عمرش را شاکر همین نعمت باشد؛ زیرا اگر چنین کند، حق شکر نعمت وجودش را ادا نخواهد کرد. 
از همین رو شاکر حقیقی در هر حال حمد می‌گوید و خدا را به خدایش می‌ستاید و سپاس می‌گوید.
البته بسیاری از مردم تنها در برابر نعمت سپاسگزار هستند؛ و اگر نعمتی از آنها سلب شود، کفر می‌گویند؛ بدتر آنکه برخی از مردم قول می‌دهند که اگر نعمتی به آنها داده شود، شاکر خواهند بود؛ اما پس از آنکه خدا نعمتی می‌دهد، سپاس نمی‌گویند و حتی بر زبان شکر را جاری نمی‌کنند.(انعام، آیه 63؛ یونس، آیه 22) شکر یکی از مصادیق ذکر الهی است؛ زیرا کسی که الحمدلله می‌گوید و شکر خدا را به جا می‌آورد، حتی اگر شکر زبانی داشته باشد، ذاکر خدا است. البته خاستگاه ذکر زبانی، ذکر قلبی است؛ زیرا ذکر در قلب می‌آید و بر زبان جاری می‌شود و اگر چیزی در قلب نیاید بر زبان جاری نمی‌شود. شکر انسان نسبت به خدا دارای مراتب و درجاتی است، چنان‌که هر امر دیگر معنوی از نور و ایمان و تقوا نیز این‌گونه است.(اسراء، آیه 3؛ لقمان، آیه 31؛ شوری، آیات 23 و 33)
راه‌های شکرگزاری
انسان می‌تواند با راه‌های گوناگون شکرگزار خدا به‌ویژه شکر نعمت وجود و کرامت خلقت انسانی خویش باشد.  از جمله راه‌های شکرگزاری، اطاعت و انجام تکالیف الهی است که عقل و وحی آن را کشف می‌کند.
(مائده، آیات 6 و 89؛ مؤمنون، آیه 51؛ سباء، آیه 13)  همچنین گرایش به توحید و پرهیز از شرک و کفر(یوسف، آیه 83)، استقامت در دین و رویگردانى از ارتداد (آل عمران، آیه 144)، ایمان به خدا و آخرت (نساء، آیه 147)، کسب تقوای الهی با عمل به آموزه‌های شرعی و عقلی (آل عمران، آیه 123)، اقامه نماز و دعا  به درگاه خدا(انعام، آیات 52 و 53)، انجام تکالیف و عبادت‌های شرعی(همان) و مانند آنها از مهم‌ترین راه‌های شکرگزاری نسبت به نعمت‌های الهی است. البته چنان‌که گفته شد، مهم‌ترین و برترین شیوه و راه شکرگزاری آن است که انسان نعمت‌های الهی را بشناسد و به درستی از آنها بهره گیرد و برای رشد و تزکیه خویش و دیگران از آنها استفاده کند. بنابراین، شکر عملی برترین و بهترین شیوه شکرگزاری است؛ البته شاکر باید بداند که هر نعمتی برای اهداف حکیمانه الهی خلق شده است؛ پس باید آن هدف حکیمانه را بشناسد و به درستی برای اهداف الهی از آن بهره 
برد. 
چنین شکرگزاری نه تنها شکر قلبی را به دنبال دارد، بلکه شکر کامل است؛ زیرا وقتی انسان نسبت به نعمتی شکر عملی دارد که حقیقت کمالی آن نعمت و اهداف و فلسفه‌اش را بر اساس آموزه‌های وحیانی که عقل و نقل بیان کرده، بشناسد و به کار گیرد. 
خدا شکرگزاری را از مصادیق حکمت می‌داند، به این معنا که حکیم کسی است که نعمت‌های الهی را می‌شناسد و به درستی از آن بهره می‌گیرد. 
از همین رو حکمت را به معنای شکرگزاری معنا می‌کند.(لقمان، آیه 12) شکی نیست که شکرگزاری حکیمانه نسبت به خدای غنی حمید و نعمت‌هایش به این است که انسان حکمت و هدف نعمت را بشناسد و به درستی از آن استفاده کند تا موجب رشد و بالندگی کمالی خویش و جامعه بلکه حتی آن نعمتی شود که در اختیارش قرار گرفته 
است.
انسان شاکر کسی است که نعمت‌های الهی را می‌شناسد و حکمت آن را می‌داند و به درستی از آنها بهره می‌گیرد. پس نه تنها با یاد نعمت و خدای صاحب نعمت‌، شکرگزار حقیقی است، بلکه آن را بر زبان نیز جاری می‌کند تا دیگران این نعمت الهی را بشناسند و قدردان آن باشند.(بقره، آیات 40 و 47 و 122 و 152 و 172؛ آل عمران، آیه 103)
خدا به پیامبرش فرمان می‌دهد تا با ذکر زبانی و سخن گفتن از نعمت‌های الهی، شاکر نعمت الهی باشد.(ضحی، آیه 11) این بدان معناست که ذکر زبانی و یادآوری نسبت به آن خود نوعی شکر نعمت است که البته این شکر زبانی ریشه در همان شکر حقیقی قلبی و عملی دارد که در دل شاکر است و بر زبان جاری می‌شود.