موضوع مهمی که باید مورد توجه مسئولان ورزش قرار گیرد
اصلاح فرهنگ و اخلاق ورزشی
اگر به دنبال پیشرفت ورزش هستیم، به دنبال شکوفا کردن استعدادهای نهفته جوانان برومند این آب و خاک هستیم، دنبال ریشهها و ساختارسازی هستیم تا از سیطره کمیت گریخته و به وادی کیفیت وارد شویم، راهی جز اصلاح فرهنگ و اخلاق ورزشی و به تبع آن، فوتبال نداریم.
سرویس ورزشی
متأسفانه بارها به ویژه طی دو، سه سال اخیر هشدار دادهایم که وضعیت فرهنگی و اخلاقی ورزش و فوتبال مناسب نیست و علیرغم هزینههای زیادی که میشود، امکاناتی که موجود است، تلاشهایی که صورت میگیرد و چون از یک سو مسئولان به مقوله فرهنگ و اخلاق آنچنان که لازم و کافی است توجه ندارند و از سوی دیگر گروهی بیامان و بی محابا به جان اخلاق و فرهنگ ورزش افتادهاند و بداخلاقیها و حرمتشکنیها و تفرقه و کینهتوزی و تمسخر و تحقیر و... را رواج میدهند. ورزش، از پیشرفت بایسته و مورد انتظار برخوردار نیست و این ظلم و جفایی است که با دست خودمان در حق ورزش و جوانان برومند و عزیز و مستعد کشورمان روا میداریم. از مسئولان خواستهایم اگر واقعاً قصد دارند کاری کنند تا ورزش پیشرفت کند و در مسیر رو به جلو و افتخارآفرینی و شاد کردن دل مردم گام بردارد، باید حتما و حتما خیلی بیش از گذشته و صریحتر بگوئیم برخلاف گذشته به مسئله فرهنگ و اخلاق در ورزش و تبیین جایگاه و نقش آن رشد (پیشرفت ورزش) اهمیت بدهند و برای زدودن فرهنگ و اخلاق کنونی که متاسفانه بر خیلی از «ضدارزشها» متکی است و جایگزین کردن ارزشهای اخلاقی و نشأت گرفته از فرهنگ اصیل و اخلاق حسنه، همت ورزند. جز این راهی نیست. جز این، مشت بر سندان و آب در هاون کوبیدن است.
این تازه آغاز راه است
خوشبختانه مسئولان کنونی ورزش بارها درباره اهمیت مسئله فرهنگ و لزوم اخلاقی شدن فضای ورزش و از عزم جزم خود برای تحقق این امر سخن گفتهاند، کارهایی را شروع کرده و اقداماتی را هم در دستور کار قرار دادهاند اما این به هیچوجه کافی نیست. این تازه آغاز راه و شروع کار است به ویژه برای ورزش آفتزده ما، و آفتزدایی آن، خیلی کارها باید انجام داد و خیلی برنامهها باید تدارک دید آن هم به برنامههای مدبرانه و کارهای هوشمندانه و مبتنی بر اصول و روش علمی. بحث بحث اصلاح فرهنگ و اخلاق است. علاوه بر این کاری است که به «زمان» و «صبر» و مهمتر از همه «تداوم» نیاز دارد. با دو، سه سال و یکی، دو برنامه کار پیش نمیرود و فرهنگ اصلاح نمیشود. اگر میشد پیامبر خاتم(ص) که رسالت بزرگش طبق بیان ایشان:«بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». (برانگیخته شدم تا اخلاق را کامل کنم و گسترش دهم) و ماموریت مهمش اصلاح فرهنگی جامعه منحط عصر جاهلیت بود، بعد از 23 سال تلاش و هجرت و جهاد، اعلام «وصایت» نمیکرد. پیامبر ختمی مرتبت(ص) با آن کار و اعلام خود آنچه را که علوم تربیتی و اجتماعی و فرهنگی امروز به آن رسیدهاند، آن روز اعلام کرد، که کار فرهنگی، اصلاح تربیتی و اخلاقی، کاری است حساس، ظریف، زمانبر که تازه اگر متکی به سعهصدر و روش پیامبرگونه باشد، و فرد مصلح نیز شخص پیامبر خدا باشد، بازهم ظرف 23 سال نمیتوان به هدف و مقصد رسید وجامعه و فرهنگ و اخلاق آن را آن گونه که مورد نظر است، اصلاح کرد.
این بزرگترین پیام حادثه بزرگ و غیرقابلانکار «غدیر» از حیث فرهنگی است که همان طور که اشاره شد علوم امروزی هم بر آن صحه میگذارند. کار فرهنگی، کاری پیامبرگونه است. کاری سرسری و باسمهای نیست و از عهده هر کسی هم ساخته نیست. کاری ظریف و دقیق است که نیاز به برنامه و تدبیر و «زمان» دارد. فرقی هم نمیکند کار فرهنگی، کار فرهنگی است، چه در سطح یک کشور، یا در سطح یک حوزه خاص، مثل ورزش. اصول و شرایط فرقی نمیکند. ما اگر به فکر پیشرفت ورزش هستیم، به دنبال شکوفا کردن استعدادهای نهفته جوانان برومند این آب و خاک هستیم، دنبال ریشهها و ساختارسازی هستیم تا از سیطره کمیت گریخته و به وادی کیفیت وارد شویم، راهی جز اصلاح فرهنگ و اخلاق ورزشی و به تبع آن، فوتبال نداریم.
هدفدار کردن ورزش
بارها نوشتهایم مشکل فوتبال ما، یا حداقل مشکل و مسئله درجه اول فوتبال ما این نیست که مربی تیم ملی، یا تیم امید، یا... خارجی باشد یا داخلی، در جام ملتها اول میشویم یا نمیشویم، و... مشکل اصلی فوتبال ما این است که معنی و کیفیت خود را از دست داده و مفهوم و باطن را فراموش کرده، به ظاهر و نتیجه چسبیده و هدف را گم کرده است. اینها را باید اصلاح و درست کرد. کار فرهنگی در ورزش یعنی این، یعنی هدفدار کردن ورزش. نه صرفاً اجرای بعضی مراسم خاص که جای اصلی برگزاریشان جا و مکانهای خاص است یا چسباندن و آویزان کردن چند تابلو و پلاکارد و... فرهنگی کردن ورزش، اصلاح اخلاق فوتبال یعنی «کیفی» کردن آن و دست برداشتن از- یا حداقل اکتفا نکردن به- ظواهر و اعداد و ارقام و... است.
متأسفانه ما کار فرهنگی را با کارهای دیگر اشتباه گرفتهایم. قبلاً هم نوشتهایم که خیلی کارها به اسم کار فرهنگی در ورزش کردهایم، اما عملاً کاری برای فرهنگ ورزشی نکردهایم، خیلی هزینهها برای کار فرهنگی و به اسم کار تربیتی در ورزش صرف کردهایم، اما عملاً این بودجهها را باد هوا کرده و حاصل و نتیجه لازم را هرگز به دست نیاوردهایم و... نتیجه این شده که حالا میبینیم!
«مشکل» را «مشکل» بدانیم
اتفاقات و برخوردهایی که دیگر در ورزش ما به صورت اپیدمی یا «پدیده» درآمده و هرگز شکل اتفاق و رویداد خاص ندارد، هر روز اینجا و آنجا شاهد بروز درگیریهایی از این دست میان مدیر و مربی، مربی با مربی، بزرگتر و پا به سن گذاشته ورزش با همگنان خود، بازیکن با زمین و آسمان! و... هستیم و اینها یعنی اثبات این که ورزش ما از حیث اخلاقی مشکل دارد، و چون این موضوع در رشته پرطرفدار و جذاب فوتبال بیشتر و ملموس تر است باید گفت برای این که فوتبال سر و سامان پیدا کند و راه خود را به سوی هدف باز کند، باید بیش از سایر رشتهها، از لحاظ اخلاقی و فرهنگ و مناسبات حاکم بر آن، برایش فکری اساسی و عاجل کرد. عالمان علوم اجتماعی گفته و درست هم گفتهاند که شراط اول حل مسائل و مشکلات اجتماعی، این است که شما اول آن مشکل را شناسایی و کشف کنید. اصلا آن «مشکل» را «مشکل» بدانید و خودتان و دیگران را فریب ندهید.مسئولان ورزش و فوتبال هم باید بپذیرند برخلاف نظر و گفته کسانی که چون «وضع موجود» را برای خود «وضع مطلوب» میدانند، آن را خیلی امن و امان و آرام و مساعد میدانند، اما صدای اهالی ورزش، قلم و زبان خیرخواهان از وضع اخلاقی فوتبال در ناله و گفتار است.