kayhan.ir

کد خبر: ۲۸۹۷۷۸
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۲۰:۱۸

نقش روحیه جمعی در تکامل جامعه (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
از منظر آموزه‌های وحیانی جامعه‌ای که روحیه فردی و تفرد بر آن حاکم است آیا می‌توان گفت چنین جامعه‌ای به طور منطقی و طبیعی سیر تکاملی خود را طی خواهد کرد؟
پاسخ:
تفاوت جمعیت و جامعه
در جوامع انسانی متعالی معمولا انسان‌ها از یک روحیه جمعی بالایی برخوردارند، به گونه‌ای که نقص‌ها و ضعف‌های همدیگر را پوشش می‌دهند و اجازه نمی‌دهند، نقصان‌ها و ضعف‌های موجود افراد در یک فرایند کلی به پیشرفت و تکامل جامعه آسیب برساند. بنابراین در جامعه افراد با برخورداری از روحیه جمعی، دارای اهداف، آرمان‌ها و ارزش‌های مشترک هستند و بدین‌سان جوامع انسانی شکل می‌گیرد و اگر جامعه‌ای چنین ویژگی‌هایی را نداشته باشد، دیگر به آن اطلاق جامعه نمی‌توان کرد بلکه آنها جمعیت هستند که ابدان آنها در ظاهر کنار یکدیگر است اما پیوند فکری، عاطفی و روحی و رفتاری با یکدیگر ندارند. قرآن کریم در توصیف چنین جامعه‌ای هم می‌فرماید: خیال می‌کنی که آنها متحدند در حالی که دل‌هایشان از هم دور و پراکنده است.(حشر- 14) بنابراین از منظر قرآن جامعه صرفا یک ابزار قراردادی نیست بلکه فراتر از فرد صاحب یک باطن و حقیقت است که همانند یک فرد انسانی دارای شخصیت حقیقی و صاحب ذات و روح است. دلیل آن هم کلیدواژه «امت» در قرآن است که در مجموع 65 بار تکرار شده و امت مشتق از «ام» به گروهی اطلاق می‌شود که یک یا چند وجه مشترک اعضای آن گروه را به یکدیگر متصل کرده است. «لکل امهًْ اجل» برای هر قوم و ملتی سرآمدی است.(یونس- 49)
از این جهت جامعه قرآنی، مولد آثاری است که محصول کنار هم قرار گرفتن ابدان افراد نیست بلکه محصول ترابط، تعامل و هم‌افزایی است که قرآن با صراحت می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید(در برابر مشکلات و هوس‌ها) استقامت کنید و در برابر دشمنان نیز پایدار باشید و از مرزهای خود پاسداری کنید.(آل عمران- 200) بنابراین جامعه‌ای که روح تفرد و منیت در آن حاکم باشد اولا اطلاق جامعه به آنها صحیح نمی‌باشد و ثانیا چنین جمعیتی هیچ‌گاه نمی‌توانند به اهداف اجتماعی مورد نظر خودشان برسند. با یکدیگر نزاع و دعوا نکنید که در این صورت ناتوان شده و نیروهایتان تحلیل می‌رود! (انفال- 46)
شاخص‌های روحیه جمعی در روایات
1- تشکیل جامعه مدنی
قال‌النبی(ص): «علیکم بالسواد الاعظم و من فارق الجماعه، مات میته جاهلیه» به سمت زندگی اجتماعی در شهرها بروید که کسی از جماعت جدا شود به مرگ جاهلی مرده است.(تفسیرالقرطبی، ج 14، ص 56)
2- مسئولیت‌پذیری اجتماعی
قال‌الامام علی(ع): «من کمال السعادهًْ، السعی فی صلاح‌الجمهور» کوشش در راه اصلاح توده مردم از کمال سعادت و خوشبختی است.(غررالحکم، ح 9361)
3- پیوند و یکپارچگی جامعه
قال‌النبی(ص): «الناس سواء کاسنان المشط» مردم همانند دانه‌های شانه یکسان و مشترکند.(کنزالعمال، ح 24822)
قال‌النبی(ص): «مثل المؤمنین فی تواددهم و تعاطفهم و تراحمهم کمثل الجسد، اذ اشتکی منه عضو تداعی سایر الجسد بالسهرو الحمی» مؤمنان در دوستی، عطوفت و مهرورزی نسبت به هم، چونان یک پیکرند، که هرگاه عضوی از آنها به درد آید، دیگر اعضا را بی‌خوابی و تب فرا می‌گیرد.(کنزالعمال، ج 1، ص 149، ح 737)
4- وحدت و همدلی
قال‌النبی(ص): «مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچه‌اند.» (کافی، ج 1، ص 404)
5- لزوم تعاون و پیوند نیک با یکدیگر
قال الامام الصادق(ع): «تواصلوا و تباروا و تراحموا و کونوا اخوه ابرار کما امرکم الله عروجل» همان‌گونه که خدای عزوجل به شما دستور داده است، با هم پیوند داشته باشید، به یکدیگر نیکی کنید و برادرانی نیکوکار باشید. (وسائل الشیعه، ج 8، ص 552، ح 3)
قال الامام السجاد(ع): «ای زهری! چه می‌شود که مسلمانان را مانند اهل خانه خود بدانی، بزرگ آنان را به منزله پدر خود و کوچکشان را به منزله فرزند و همسال خود را به منزله برادرت قرار دهی.»( بحارالانوار، ج 68، ص 230)
6- لزوم پرهیز از تفرقه و اختلاف
قابل النبی(ص): «لاتختلفوا، فان من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا» با هم اختلاف نکنید که پیشینیان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند. (کنزالعمال، ح 894)
قال النبی(ص): من فارغ الجماعه بشراً، خلع الله ربقه الاسلام من عنقه» هر کس یک وجب از جامعه مسلمین دور شود خداوند رشته مسلمانی را از گردن او باز کند. (کافی، ج 1، ص 404)
قال النبی(ص): «من فارق الجماعهًْ، مات میتهًْ جاهلیه» هر کس از گروه مسلمانان جدا شود بر مرگ جاهلیت بمیرد.(نهج‌الفصاحه، ح 2855)