کد خبر: ۲۸۸۱
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۹:۰۹
بازخوانی بخش‌هایی از مناظره شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی( بخش اول)

با دانشجویان مخالف انقلاب- مناظره‌ای بهشتی!

اشاره:
برچسب «افراطی» و «انحصارطلبی» از روزهای نخست‌ پیروزی انقلاب اسلامی از سوی کسانی که با اصول و مبانی انقلاب مخالف بودند به بهترین و صدیق‌ترین یاران امام نثار می‌شد! روندی که تا همین امروز هم ادامه دارد. هنوز هم علیرغم همه شعارهای فریبنده و دروغین مدعیان، صدای نقد و هشدار دلسوزان با عنوان افراطی‌گری پاسخ داده می‌شود؛ حتی صدای نقد نمایندگان مجلس! در مقابل از همان روزها، یاران امام با سعه‌صدر و با طمأنینه در محافل مختلف به ویژه محافل دانشگاهی حاضر می‌شدند و به دور از هیاهو و جنجال سعی در روشنگری و بازسازی ذهن‌های سالمی که با القاء افکار مسموم دچار مشکل شده بودند داشتند. از بهترین نمونه‌های تاریخی مناظره سالم و ارزشمند، مناظره شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی در سال 58 در دانشگاه صنعتی شریف است. همان دانشگاهی که چند هفته قبل مدیر مسئول روزنامه کیهان هم در آن به سخنرانی و روشنگری پرداخته بود. مقایسه رفتار چند هفته قبل عده‌ای در آن مراسم که در تمام مدت سخنرانی با هیاهو و جنجال سعی داشتند مانع سخنرانی شوند با رفتار دانشجویانی که به رغم حرف‌های تند و ناصواب، به گفت‌وگو روی آورده بودند، از یک سو نشان از آن دارد که مخالفان راه نورانی انقلاب تا چه حد تنزل کرده و از آداب اولیه گفت‌وگو دور شده‌اند و از دیگر سو حاکی از استمرار خط اصیل و ارزشمند انقلاب دربین یاران امام و رهبری است. به منظور آشنایی جامعه دانشگاهی با روش گفت‌وگوی منطقی و به تعبیر قرآن «جدال احسن» متن مناظره شهید مظلوم بهشتی با دانشجویان دانشگاه شریف در چند بخش تقدیم می‌گردد.
آیت‌الله بهشتی: با درود و سلام فراوان بر شما برادر‌ها و خواهرها.
تشکیل جلسات بحث و گفت‌وگو برای خودسازی جامعه ما می‌تواند بسیار مفید واقع بشود. شرط اصلی آن هم این است که به راستی آهنگ مباحثه داشته باشد. مباحثه، این واژه عربی که در زبان ما پارسیان سابقه طولانی دارد و همه با آن آشنا هستیم، معنی دقیق اش این است که دو یا چند نفر با کمک یکدیگر به بحث و کاوش بپردازند؛ کاوشی مشترک. مناظره یعنی نظرگاه‌‌ها را دربرابر یکدیگر قرار دادن و دیگران را به انتخاب یک نظرگاه برانگیختن. به شرط اینکه آهنگ مجادله و ستیز و غلبه جویی در بحث پیدا نشود. چون به همان اندازه که مباحثه کمک به رشد و تعالی انسانیت انسان است، مجادله کمک می‌کند به دوری انسان از مسیر تکامل انسانی و افتادنش به مسیر انحرافی زورمداری و غلبه جویی.
این صحیح است که ما انسان‌ها بالفطره و از روی فطرت حق جو و حق طلب و حق پرستیم. این [است] که گفته می‌شود در سرشت انسان میل به خدا وجود دارد. خدا یعنی حق متعال، یعنی حق مطلق، یعنی آن حق و حقیقتی که تمام حقایق دیگر پرتو و جلوه‌ای از اوست. اینکه انسان حتی گاهی طرز تفکر مادی و ماتریالیستی دارد اما عملا می‌بینیم که صرفا خودش هم تابع تمایلات مادی نیست. حتی می‌آید خواهش‌های نفسانی و مادی را زیر پا می‌گذارد برای دفاع از آنچه حق می‌داند، این نشانه آن است که گرایش به حق و حق پرستی برای انسان امری فطری است. و مباحثه در جهت این گرایش و حق پرستی است. چون واقعا می‌خواهد بیابد، می‌گردد، می­ جوید، می­ کاود، تا بیابد. این پاسخ خوب و مثبتی است به آن ندای فطرت. ولی به محض اینکه این به مجادله تبدیل شد …
معنی مجادله این است که یک طرف یا دو طرف بحث وقتی که دارند با هم حرف می‌زنند، در مسیر کاوش مشترک نیستند. نمی‌خواهند به کمک هم به حق نزدیک بشوند. بلکه هر یک [از آنها] با یک رای قبلی و نظرگاه قبلی در برابر هم قرار گرفته اند؛ فقط به این قصد که او بگوید آنچه قبلا حق می‌دانستم، حتما همان درست است. و از همان اول با جبهه گیری رد کردن در مقابل دیگری ظاهر می‌شود. آن یکی هم همین‌طور. این هرگز نمی­‌تواند انسان را به تکامل انسانی و حق پرستانه اش برساند. اگر خوب دقت کنیم می‌بینیم که این درست غرق شدن و فرو رفتن هر چه بیشتر در خودپرستی است و نه حق پرستی.
بنابراین بحث مشترک، مباحثه و مناظره شرط اولش باید این باشد که به راستی با هم صحبت کنیم، نظرگاه‌هایمان را با هم در میان بگذاریم، تا به کمک یکدیگر از روی حق و حقیقت و واقعیت بیشتر پرده برداریم. فرقی نمی‌کند: چه در شناخت واقعیت و چه در شناخت حقیقت. در هر دو [مورد]، بحث سازنده بی­‌غرض، و از روی احساس فطری حق پرستی بسیار می‌تواند مفید واقع بشود؛ هم در شناخت واقعیت و هم در شناخت حقیقت. در شناخت آنچه هست و آنچه باید باشد. وقتی که به منظور کمک کردن به یکدیگر در راه شناخت بیشتر این دو با هم بحث بکنیم مثل هر همکاری و تعامل دیگری می­ تواند مفید واقع بشود. پس مباحثه ساختن است و مجادله تخریب. مباحثه جمع شدن است و مجادله پراکنده کردن. من اینجا کلمه مناظره را در این تقارن و مقابله به کار نمی‌برم. چون آن‌قدر گویا نیست که [تقابل] مباحثه و مجادله گویا است. می‌توانیم با هم کوشش کنیم تا دیدار‌ها و بحث‌هایمان آهنگ سازنده­، مثبت، نزدیک­ کننده، و جمع­ کننده­ ی مباحثه را داشته باشد و نه آهنگ تخریبی، ویرانگر، دورکننده، جدا کننده، و تفرقه آور مجادله را.
این چند جمله را به عنوان آغاز سخن و مقدمه عرض کردم. آنچه دوستان قبلا اطلاع داده بودند این بود که متن برنامه امروز مناظره و گفت‌وگو و مطرح کردن مسائل از جانب دوستان دیگر است. بنابراین موضوع خاصی هم برای اینکه ابتدائا من بحثی را خدمتتان ایراد کرده باشم، تعیین نشده بود. آماده هستم که اگر مطلبی از جانب دوستان مطرح می‌شود با شکل مباحثه آنچه به نظرم می‌رسد، درباره‌­اش مطرح کنم.
دانشجوی مخالف: به نام خدا و به نام ابوذر سمبل مبارزه علیه اشرافیت. نه اشرافیت پوست کنده و مستقیم بلکه اشرافیتی تحت لوای اسلام. البته در مورد جریانی که اخیرا به نام مباحثه و یا مناظره به وجود آمده، [باید بگویم که] در حالی‌که یک سال از انقلاب می‌گذرد و نیروهایی  خوب یا بد در رژیم گذشته زحمتی کشیده‌اند و شکنجه دیده‌اند در رژیم جمهوری اسلامی ‌هم – چنانچه در جریان مسائل بودید – در این یک سال زیر فشارهایی که دست کمی از فشارهای آریامهری نداشت، بودند. خوب بود که این مناظره از ابتدای انقلاب شروع می‌شد. اگر مسائلی مطرح بود به صورت صحبت حل می‌شد. نه اکنون که تعدادی از دانشجویان یا کارگران یا افرادی از مردم همین مملکت تحت عناوین پوچ شهید شدند و در هر حال این مناظره را شاید برای فراموش کردن آن فشار‌ها و یا برای سرپوش گذاشتن بر آن فشار‌ها ترتیب داده باشید. در هر حال ما  هیچ گاه این صحبت را قبول نداریم. ولی به هر حال چون جمعیتی هست و ممکن است که از طریق صحبت برخی از مسائل پوشیده این مملکت آشکار بشود، استقبال کردیم. از آنجایی که آقای بهشتی اعلام آمادگی کردند که صحبتی بشود و ذکر کردند که مطلبی در میان نبوده، پیشنهاد ما این است که در مورد این لفظی که زیاد در مطبوعات یا رادیو تلویزیون [صحبت می‌شود یعنی] مسئله «انحصار طلبی»، چنانچه میل داشته باشند نقطه نظراتشان را بگویند و به صورت رو در رو و در زمان مساوی جوابی را از ما بگیرند. فعلا … !
آیت‌الله بهشتی: در این یک سال گذشته، شرایط برای برگزاری این گونه بحث‌‌ها و گفت‌وگو‌ها فراهم بوده مثل همین حالا. چیزی که در این یک سال مثل حالا فراهم نبود این بود که عده‌ای از ما بتوانیم شرکت کنیم و الا از اول پیروزی تا حالا تشکیل این‌گونه اجتماعات و اینکه افرادی بیایند و نظرگاه‌هایشان را بگویند محذوری نداشته. این هم که ما کمتر توفیق پیدا می‌کردیم که شرکت کنیم، که اتفاقا مربوط می‌شود به موضوعی که برادرمان تحت عنوان انحصارطلبی مطرح کردند، ناشی از سنگینی وظایفی بود که بر عهده‌مان بود و با اینکه آرزو می‌کردیم حالا که دارد آخرین مرحله به وجود آمدن نهاد‌های نظام جمهوری اسلام از نظر شکلی به مرحله انجام نزدیک می‌شود، ما را فارغ بگذارند برای حضور بیشتر در این‌گونه برنامه‌ها. متاسفانه آن طور که خواسته‌ایم فارغ گذاشته نشده‌ایم و باز مسئولیتی را خواسته‌اند و قبول کرده‌ایم. منتها حدود مسئولیت‌ها شکل یافته و منسجم‌تر است و این امید هست که بتوانیم مقداری از وقت و نیرویمان را در این مجرا سرمایه گذاری کنیم.انقلاب جامعه ما که ریشه‌هایش خیلی عمیق است، در سال ۵۷ توانست شکل عمومی‌تر و همگانی‌تر به خودش بگیرد و قیام عام و توده مردم بشود.در این قیام و به پا خاستن عمومی و همگانی، مسئله مهم مسئله رهبری بود. رهبری همان‌طور که همه می‌دانیم به صورتی که دست کسی نبود و آهنگ طبیعی جامعه بود منتهی شد به امام. اینکه امام در جای یک رهبر مورد قبول اکثریت قاطع این ملت قرار گرفتند، یک واقعیت عینی اجتماعی است که فکر می‌کنم همه آن را می‌شناسیم.
ادامه دارد...