نفرت روزافزون مردم از تروریستها و استکبار جهانی و مطالبه انتقام سخت-بخش نخست
خـون حاج قاســم تازهتر از همیشه میجوشد
رضا الماسی
«جنایتکاران سنگدل نتوانستند عشق و شوق مردم به زیارت مرقد سردار بزرگشان شهید قاسم سلیمانی را تحمل کنند. بدانند که سربازانِ راه روشن سلیمانی هم رذالت و جنایت آنان را تحمل نخواهند کرد. چه دستهای آلوده به خون بیگناهان و چه مغزهای مفسد و شرارتزا که آنان را به این گمراهی کشاندهاند، از هم اکنون آماج قطعی سرکوب و مجازات عادلانه خواهند بود. بدانند که این فاجعهآفرینی پاسخ سختی در پی خواهد داشت باذنالله.» (رهبر معظم انقلاب – 13 دی 1402)
انفجار دو بمب در مسیر منتهی به گلزار شهدای کرمان. این خبر عصر روز چهارشنبه 13دیماه همزمان با چهارمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی مردم کشورمان را داغدار کرد. پس از انتشار این خبر تلخ موج جدیدی از نفرت و انزجار از سوی مردم کشورمان نسبت به رژیم صهیونیستی و آمریکا شکل گرفت.
ردپای آمریکا و اسرائیل
در انفجار تروریستی کرمان
هرچند گروهک تروریستی داعش مسئولیت انفجار تروریستی کرمان را به عهده گرفت اما شواهد زیادی نشان میدهد ردپای سرویسهای امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی پشت این اقدام ننگین بودهاند.
دقایقی بعد از عملیات اظهارنظرهای برخی از مقامات و اکانتهای وابسته به رژیم صهیونیستی نشان میداد که رژیم صهیونیستی عامل اصلی این جنایت علیه مردم ایران است.
تسنیم در این باره مینویسد؛ دم خروس این ماجرا آنجا بیرون زد که بیانیه داعش در پذیرش جنایت گلزار شهدای کرمان با بیانیههای دیگر این گروهک تکفیری تفاوتهای اساسی داشت که به برخی از این تفاوتها اشاره میکنیم:
ابتدا اینکه هیچگاه سابقه نداشته است داعش در بیانیههایش از عبارت «ایران» استفاده کند، بلکه این گروه تکفیری همواره ایران را «بلاد فارس» یا «ولایت خراسان» میخواند.
سابقه نداشته است تصویر عامل تروریست عملیات که اتفاقاً در حین عملیات کشته شده است، بهصورت محو شده منتشر شود!
هیچگاه بیانیه پذیرش مسئولیت عملیاتهای داعش با تأخیر 30 ساعته منتشر نمیشود، بلکه داعش قبل از هر عملیات حتی تصاویر بیعت و بیانیه پذیرش مسئولیت را آماده و بلافاصله بعد از اجرای عملیات منتشر میکند، اساساً روش داعش برای اجرای عملیات ابتدا تهدید، سپس فتوا و بعد اجرای عملیات و بلافاصله انتشار بیانیه پذیرش مسئولیت عملیات است، در حالی که در این عملیات ابتدا اقدام تروریستی انجام شد و بعد از آن فتوا و تهدید و بیانیه با تأخیر منتشر گردید!
ادبیات سیاسی این بیانیه است که با ادبیات همیشگی داعش تفاوت اساسی دارد و مشخص میکند نویسنده بیانیه بههیچوجه داعش نبوده است.
به نظر میرسد بیانیهای را که داعش با تأخیر در پذیرش مسئولیت حادثه تروریستی کرمان منتشر کرد، سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تنظیم کرده بود و خلافت داعش صرفاً انتشار آن را از رسانههای رسمی خود بهعهده داشته است.
این اقدام صهیونیستها اول از همه ترس این رژیم از تبعات اقدامش را نشان میدهد و همچنین اثبات میکند که گروهک تروریستی ـ تکفیری داعش درواقع ابزار دست رژیم صهیونیستی است.
سرلشکر سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز جمعه با حضور در مراسم تشییع شهدای حادثه تروریستی کرمان اظهار داشته: «این را بدانید ضرباتی که آنها دریافت کردند سنگین، سخت و غیرقابل تحمل بوده است. این شهادتها بازتاب شکستهای سختی است که بر پیکره استکبار وارد شده است و به فضل الهی انتقام این شهیدان گرفته خواهد شد.»
او با بیان اینکه مقامات صهیونیستی هیچ راهی برای فرار از این باتلاق ویرانگر ندارند، میافزاید: «آنها بر سر دو راهی گرفتارند؛ بمانند یا بروند شکست خورده هستند. ما اصحاب شهادت هستیم و با این شهادتها از میدان جدا نمیشویم. دشمنان بدانند که ملت ایران، ملتی نیست که با شهادت در مقابل دشمن کرنش کند.»
سرلشکر سلامی تصریح میکند: «تسلی رهبر معظم انقلاب را دیدیم و فرمان ایشان را شنیدیم و به دنبال تحقق فرمان رهبری پیش خواهیم رفت.»
از زائران حاج قاسم هم میترسند
حادثه تروریستی کرمان نشان داد محورهای اصلی شکل دهنده دشمنی با ایران، عامل زوال و شکستهای راهبری خود را حاج قاسم میدانند. معنای اتفاقات تروریستی کرمان این است که خود این دشمن محوری، جریان و چهرهای غیر از ایران و حاج قاسم را در جهان ریشه اصلی شکستها و زوال خود نمیداند.
مهدی جهانتیغی، فعال رسانهای با بیان این مطلب مینویسد: «چرا از مردم انتقام گرفتند؟ در ایران همچنان پرشورترین و گستردهترین تجمعات مردمی، حول محور مراسمات مذهبی، حمایت از جمهوری اسلامی، ضدصهیونیستی و آمریکایی و برای شخصیتهایی همچون حاج قاسم است. این موضوع واقعا برای دشمن اصلی به شدت غیرقابل تحمل شده است. در تمام مراحل و اجرای آگاهانه جنایت کرمان، بغض و عصبانیت آمرین و عاملین کاملا نمایان است.»
او ادامه میدهد: «عاملین جنایت کرمان چه کسانی هستند؟ مجموعهای از مظنونین در حوزه عاملین میتوان نام برد، از تکفیریهای سازمان یافته داخلی و خارجی تا گروههای نوین تروریستی که در چند سال گذشته و به خصوص یکسال اخیر که با هدایت مستقیم و یا غیر مستقیم سرویسهای امنیتی دشمن شکل گرفته است، میتوان فهرست کرد و گمانهزنی کرد. بیشک و قطعا عاملین این موضوع به لحاظ اطلاعاتی برای مجموعههای امنیتی کاملا مشخص خواهد شد و یا حتی شده است و البته اینکه اعلام شود یا نه به تدابیر اطلاعاتی و امنیتی بستگی دارد و موضوعی جدا است. اما آنچه مشخص است اینکه پس از مرحله شناسایی عوامل و ریشههای اصلی هدایتگر جریان تروریستی اخیر، نوع، سطح و زمان پاسخ سخت را نسبت به هم عاملین و هم آمرین مشخص میکند.»
مطالبه مردمی انتقام
بلافاصله پس از حادثه تروریستی کرمان، بسیاری از مردم در تجمعها و فضای مجازی خواستار انتقام فوری از عاملان این جنایت شدند. توقع انتقام که از سوی مردم مطرح میشود، حتماً توقع به جایی است و در پیام رهبر انقلاب هم بر این مسئله تاکید شده است که انتقام این جنایت و جنایات قبلی، باید به سختی گرفته شود.
مسعود رضایی، تاریخ پژوه در این باره به مهر میگوید: «حتماً مسئولان کشور اعم از مقامات سیاسی، امنیتی، انتظامی و نظامی، همگی در فکر این هستند که ریشههای اصلی هر جنایتی را بخشکانند و در واقع «سر مار» را بکوبند و آن را از بین ببرند. اگرچه مردم از حادثه اخیر در کرمان، بسیار متأثر و ناراحت هستند و حق دارند خواستار انتقام و سرکوب جنایتکاران باشند، اما باید مراقب باشیم که فضای هیجانی بر جامعه حاکم نشود و مسئولان وادار به اقداماتی نشوند که چه بسا ممکن است تأثیرگذاری لازم را نداشته باشد.»
او با تاکید بر اینکه «همه ما باید در مسیر سرکوب جنایتکاران پیش برویم و هر کسی وظیفه خود را به درستی انجام بدهد، میگوید: «نباید با هیجانیکردن فضا، امکان بررسی و اجرای طرحهای سنجیده و مؤثر را از مسئولان بگیریم؛ چهبسا ممکن است اگر فضا بیش از حد هیجانی شود، توطئههای دشمنان، به نتیجه برسد.»
این تاریخپژوه ادامه میدهد: «مطمئن هستم که مسئولان در تمام ردهها، همانطور که رهبر انقلاب فرمان دادند، سعی خود را در ضربه به دشمن به کار خواهند بست و جنایتکاران و علیالخصوص هستههای فکری و عملیاتی آنها، به سزای اعمال خود خواهند رسید.»
رضایی با اشاره به کینه دشمنان از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران اظهار میدارد: «بعد از انقلاب اسلامی، همواره با کینهورزیها و جنایتکاریهای دشمنان مواجه بودهایم؛ دشمنان با اهداف انقلاب ما مخالف هستند و به هر طریق ممکن، میخواهند جلوی راه پیشرفت ملت ایران را بگیرند که تاکنون موفق نبوده و انشاءالله موفق نخواهند بود. در اوایل انقلاب اسلامی، سازمان «منافقین» دست به ترورهایی زد و انفجارهای تروریستی را در اماکن عمومی و شهرهای مختلف به اجرا درآورد و صدها نفر از مردم را به خاک و خونکشید؛ بنابراین مردم ایران در حافظه تاریخی خود، همواره اینگونه جنایتها را داشتهاند اما با هر جنایت، عزم و اراده آنها بیشتر شده است.»
او میافزاید: «خون شهیدان در کشور ما همواره پیامآور استقامت بیشتر در مسیر انقلاب اسلامی بوده و انگیزههای مردم را قوت بخشیده است. حادثه اخیر در کرمان، در ادامه جنایات گذشته دشمنان بود و رخدادن آن در سالروز شهادت
حاج قاسم سلیمانی، نشاندهنده عمق بغض و کینه آنها از شخص حاجقاسم و مکتب وی به عنوان نماد یک ایرانی غیرتمند، انقلابی و مسلمان است که توانست توطئه جریان استکبار را در هم بکوبد.»
اهمیت پاسخ راهبردی و هوشمندانه
به عاملین ترور
مهدی جهانتیغی در بخش دیگری از یادداشت خود پیرامون حادثه تروریستی کرمان مینویسد: «مرکزیت عالی تصمیمگیری امنیتی در ایران تاکنون در بحث انتقام و پاسخهای سخت به حوادث شبیه جنایت کرمان، سطح راهبردی و تاکتیکی پاسخ را بسیار هوشمندانه و دور از احساسات تدبیر و تعادل آن را حفظ کرده است. به سختترین مثال در این باره یعنی موضوع «انتقام خون حاج قاسم» توجه بفرمایید. ایران دو سطح انتقام تاکتیکی- حذف قاتلین حاج قاسم- و انتقام راهبردی- اخراج آمریکا از منطقه- همزمان پیش برده است.»
او با طرح این سؤال که؛ ممکن است پرسیده شود در انتقام قاتلین حاج قاسم چه اتفاقی افتاده است؟ پاسخ میدهد: «برای جواب به این سؤال سه نکته مهم را باید در نظر گرفت، نکته اول این است که ایران فهرستی از قاتلین را تهیه کرده و به سراغشان رفته است. برخی از آنها زندگیشان خاتمه یافته و برخی نیز که عمدتا شامل چهرههای مشهور آمریکایی میشوند همچنان در لیست انتظار هستند. درباره چهرههای مشهور همین قدر میتوان گفت که حفاظت از آنها افزایش یافته و خودشان نیز درخواست افزایش سطح حفاظت را داشتند. به معنای دیگر در میدان حتما مقدماتی عملی اتفاق افتاده که در واکنش به آن، درخواست افزایش سطح حفاظت صورت گرفته است.»
جهانتیغی ادامه میدهد: «اینکه اخیراً فرمانده کل سپاه تاکید کردند انتقام خون حاج قاسم پروندهای جدا دارد و انجام میشود، موضوع مهمی که برخی از آن در داخل غافل میشوند و یا برخی در خارج آن را عمداً پنهان میکنند همین گزاره است که اساساً انتقام از فهرست قاتلین حاج قاسم از دستور کار خارج نشده و به قوت و تدبیر خود باقی است. اما نکته دیگر این است که ایران هوشمندانه انتقام راهبردی را جلوتر از انتقام تاکتیکی پیش میبرد، از زمان شهادت حاج قاسم تاکنون میزان اخراج آمریکا از منطقه چقدر عملیاتیتر شده؟ قطعاً بیشتر از تصورات و محاسبات قبل از شهادت حاج قاسم بوده است.
بنابراین هم عاقلانهتر است که فرصت انتقام راهبردی را که به دلیل مجموعهای از حوادث منطقهای و بینالمللی، فراهم شده نباید از دست داد و تا جایی که میتوان کامل از این فرصت استفاده کرد و هم اینکه انتقام تاکتیکی هم بدون تحقق انتقام راهبردی، انتقامی ناقص و همتراز نخواهد بود.»