اخبار ویژه
عارف یا روحانی؛ کدام یک محور ائتلاف مدعیان اعتدال و اصلاحات میشود؟!
محمدرضا عارف(رئیس مستعفی شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان) احتمالا به همراه برخی احزاب اصلاحطلب، فهرست انتخاباتی ارائه میکند.
محمدرضا خباز، معاون در معاونت پارلمانی دولت روحانی، درباره احتمال ائتلاف انتخاباتی بین اصلاحطلبان و اعتدالیون به خبرآنلاین گفت: نمیدانیم که به اندازه یک لیست کاندیدا داریم یا خیر. اگر به یک لیست مشترک برسیم که منتهای آرزو است و هر اتفاق مثبتی ممکن است رخ بدهد.
عضو حزب اعتماد ملی درباره این سؤال که تصمیم اصلاحطلبان درباره نحوه حضور در انتخابات مجلس دوازدهم به کجا رسید؟ گفت: اصلاحطلبان تا زمانی که نتایج نهائی تاییدصلاحیتها مشخص نشود، بعید است که به یک تصمیم برسند. ۵ حزب از احزاب اصلاحطلب کاندیدا معرفی کردند که تعدادی از آنان در همان مرحله اولیه توسط هیئتهای اجرائی ردصلاحیت شدند که برخی آنان به این موضوع اعتراض کردند و برخی هم اعتراض نکردند. در عین حال، هنوز مشخص نیست که شورای نگهبان و هیئت نظارت چه تصمیمی خواهند گرفت.
وی افزود: احتمال ارائه لیست وجود دارد. از بین ۳۰ حزب اصلاحطلبان، ۵ حزب به افراد زیرمجموعه خود توصیه کردند تا در انتخابات ثبتنام کنند، باقی حزبها اختیار را به خود فرد واگذار کردند. تعدادی از کاندیداهای این ۵ حزب نیز ردصلاحیت شدند. گفته آقای کواکبیان از یک جهت درست است و ما باید ببینیم که میتوان یک لیست ۳۰ نفره بدهیم یا خیر. اگر نتوانستیم لیستی ارائه دهیم، هر حزبی از کاندیدای موردنظر خود حمایت میکند.
خباز در پاسخ این سؤال که گفته میشود آقای عارف هم جلسات انتخاباتی خود را برگزار میکند، شما از جلسات ایشان خبری دارید؟، اظهار کرد: بله، ما جلساتی داریم که تعدادی از استانداران به عنوان شورای مشورتی ایشان حضور دارند. آقای عارف علاقهمند هستند که کشور به سمت انتخابات حداکثری برود. ایشان همچنین مایل است که بتوان یک لیستی که مورد قبول اصلاحطلبان و مردم است ارائه کرد. ایشان یکسری فعالیت دارند.
وی درباره احتمال ائتلاف بین اصلاحطلبان با اعتدالیون با محوریت عارف گفت: تا کاندیداها مشخص نشده و لیست درنیاید، هرگونه حرفی گمانهزنی است. ما نمیدانیم که به اندازه یک لیست کاندیدا داریم یا خیر. اگر به یک لیست مشترک برسیم که منتهای آرزو است و هر اتفاق مثبتی ممکن است رخ بدهد.
در همین حال، محمدباقر نوبخت، دبیرکل حزب اعتدال و توسعه گفت: برخی پیشنهاد کردهاند آقای روحانی با ارائه لیست وارد این عرصه شوند و موضوع لیست ۱۶ نفره هم یکی از مفروضات چگونگی حضور روحانی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری است.
محمدباقر نوبخت افزود: البته آقای دکتر روحانی درخصوص هیچیک از این پیشنهادها اعلام نظری نکردهاند و تصمیمی نگرفتهاند. از جمله پیشنهاداتی که مطرحشده ارائه لیست نامزدهای استان تهران است و طبیعی است که هر یک از این مفروضات پس از اعلام اسامی نهائی نامزدها قابل بررسی است.
زمزمه محوریت عارف یا روحانی برای ارائه فهرست انتخاباتی طیف مدعیان اعتدال و اصلاحات در حالی است که عارف در سال 1392 نامزد انتخابات ریاستجمهوری بود اما در اثر توافق خاتمی و هاشمی برای حمایت از روحانی، ناچار به کنارهگیری آمیخته با اعتراض شد.
او همچنین رئیس فراکسیون امید در مجلس قبل و رئیس «شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان»(شعسا) بود اما به خاطر متهم شدن به کمکاری و محافظهکاری، از ثبتنام مجدد در انتخابات مجلس منصرف شد و از ریاست «شعسا» هم استعفا داد. پس از استعفای موسوی لاری نائبرئیس شورا، شعسا عملا منحل شد و نهاد اجماعساز اصلاحطلبان(ناسا) جایگزین آن در انتخابات ریاستجمهوری 1400 شد. اما دودستگی بر سر شرکت یا عدم شرکت در انتخابات (16 حزب در مقابل 15 حزب) این نهاد را هم به بنبست کشاند و مجددا موجب برخی تلاشها برای احیای جبهه اصلاحات شد؛ جبههای که نتوانست درباره انتخابات مجلس به تصمیم قطعی برسد و از احزاب خواست، خود رأساً
تصمیم بگیرند!
«گنجشک درنده» اسم مستعار کدام شبکه است؟
در پی خرابکاری چندساعته در سامانه سوخت کشور، رسانههای صهیونیستی بلافاصله ابراز وجود کردند. ممکن است پای موساد در میان باشد. شاید هم، صهیونیستها به علت این که در فلاکت دستوپا میزنند و نیاز به ترمیم روانی دارند، هر اتفاق منفی را در ایران بلافاصله گردن میگیرند!
منشأ خارجی یا داخلی خرابکاری مذکور، پس از بررسی به مراجع ذیربط مربوط میشود. اما در مقام تحلیل، و مسبوق به برخی خرابکاریهای قبلی، نباید از نقشآفرینی احتمالی سرویسهایی مثل سازمان سیا و امآیسیکس غفلت کرد. ضمن این که اغلب خرابکاریها از طریق استخدام مزدور انجام میشود.
به عنوان نمونه، «یاهونیوز» شهریور ۱۳۹۸ درباره حمله سایبری سیا و موساد به تأسیسات نطنز در سال ۱۳۸۹ فاش کرد: «ویروس استاکسنت، به منظور خرابکاری در برنامه هستهای ایران راهاندازی شد و به طور مؤثر آغازگر جنگ سایبری و دیجیتالی در قرن ۲۱ بود. شخصی که این بدافزار را به تأسیسات نطنز انتقال داد، از سوی سازمان سیا و موساد اجیر شده بود. یک مهندس استخدامشده از سوی سرویس جاسوسی هلند به آمریکاییها گفت که کدهای هدف موردنظر را به سیستمهای سایت نطنز از طریق یک فلش USB منتقل کنند. سیا و موساد از طریق این مهندس مکانیک شاغل در نطنز، سلاح دیجیتالی را به داخل منتقل کردند. کار او به عنوان مهندس مکانیک، شامل نصب سانتریفوژ نمیشد، اما در موقعیتی مناسب برای جمعآوری اطلاعات تنظیم سیستمهای آنجا قرار داشت و چند ماه، چندبار به نطنز بازگشت. اطلاعاتی که او فراهم کرد، به مهاجمان کمک کرد بدافزار خود را روزآمد کنند و دقت لازم برای انجام حمله را بالا ببرند».
اما فارغ از این که اتفاق صبح دوشنبه را هک یا خرابکاری بدانیم، چند واقعیت را باید مدنظر داشت:
1) خرابکاریها یا اقدامات تروریستی کور که بعضا در گوشه و کنار اتفاق میافتد، قرار بود اواخر شهریورماه- در سالگرد اغتشاشات پاییز پارسال- به شکل ترکیبی انجام شود و برای آن زمان تدارک شده بود؛ اما آن عملیات مشترک، به خاطر بیمحلی تحقیرآمیز ملت ایران، به بنبست خورد؛ و پس از آن هم، عملیات سهمگین «طوفان الاقصی» در تاریخ ۱۵ مهرماه، همچنان که کمر رژیم صهیونیستی را میشکست، نقشه اغتشاش در ایران با چاشنی خرابکاری و ترور را پنبه کرد.
2) هدف از اقدامات ایذایی، تروریستی و خرابکارانه چیست؟ ملتهب کردن جامعه، ترساندن یا عصبانی کردن مردم، و روحیه دادن به اپوزیسیون، برای آمدن به میدان و برپایی آشوب و ناامنی. اقدامات مذکور، قرار بود به جامعه ایران شوک بدهد، بحران بسازد و از ظرفیت مردم علیه کشورشان استفاده شود. اما واکنش متین و خونسرد مردم، مانند آب یخی بود که روی آتش فتنه و فرماندهان خارجی اتاق عملیات ریخت.
3) با توجه به تکرار اخلال سامانه سوخت، باید روشن شود که در فاصله دوساله، چه تجاربی به دست آمده، نقطه آسیب کجا بوده و چرا ایمنسازی سامانه به طور کامل انجام نشده است؟ در عین حال، باید عنایت داشت که حملات سایبری و هک و خرابکاری، ماجرائی پرتکرار در دنیاست و هرچه اتکا به فناوریهای جدید بیشتر میشود، آسیبپذیری هم افزونتر میگردد.
4) عملیات خرابکاری دیروز تقریبا ظرف چند ساعت جمع شد و این قطعا برخلاف خواست طراحان آن، و بهخاطر پختگی مردم در کنار تدابیر دستگاههایهای ذیربط برای مهار چالش بود. هدف دشمن، بحرانسازی و دادن شوک بود؛ اما برعکس، موجب هوشیاری بیشتر شد. کمتر از ۲۴ساعت پس از حادثهای که عملیات روانی پیرامون آن، هزار برابر بزرگتر از خود رویداد بود، موضوع در ذهن مردم بایگانی شده، و شکست طراحان ماجرا قطعی است. آنچه رخ داد، رزمایش فنی در کنار آشنایی بیشتر با کلاهبرداریهای رسانهای در فضای مجازی است.
5) التهابآفرینی و منفیبافی، به بهانه وقوع یک خرابکاری، همبازی شدن با خرابکاران است و همانگونه که تروریستها و خرابکاران، دشمن شمرده میشوند، رسانههای همبازی نیز باید به چشم دشمن دیده شوند. آنچه به بدگمانی بیشتر دامن میزند، این است که شبکه رسانهای مذکور در اغتشاشات پارسال هم با گروهکهای تروریست و تجزیهطلب همپوشانی گستردهای داشت. در واقع همین طیف است که به اقدامات طیف دیگر، ضریب و پژواک میدهد وگرنه خرابکاریها به خودی خود، چیزی جز عملیات ایذایی محسوب نمیشود؛ و ضمنا خالی بودن سیا و موساد و MI6 از اهرمهای قوی را آشکار میکند.
یادآور میشود در اغتشاشات پارسال، شبکهای که زیر نظر موساد و از مبدأ لندن دعوت به شرارت، جنایت و ترور و تجزیهطلبی میکرد، توسط معاون متواری وزارت ارشاد در دولت خاتمی، سردبیری میشد. رمضانپور بهنگام حضور در ایران، سردبیر چند نشریه متظاهر به اصلاحطلبی هم بود. این سابقه، سرنخ مهمی است درباره این که چرا برخی رسانههای نقابدار در داخل، از خرابکاری منسوب به موساد ذوقزده شدند و البته به کاهدان زدند. شناسایی و بازداشت چند جاسوس از این طیف در حد عضو تیم مذاکرهکننده هستهای و همچنین معاون اسبق وزیر دفاع، عمق نفوذزدگی در طیف مذکور را نشان میدهد.
هک و ترور و تحریم میکنند چون از ملت ایران عصبانی هستند
هک سامانه سوخت، ادامه انتقامگیری دشمنان از ملت ایران است، چرا که آنها ملت ایران را علت اصلی شکستهای خود میدانند.
روزنامه همشهری در این باره در یادداشتی نوشت: ترورهای ابتدای دهه 60 را خاطرتان هست؟ همان ترورهای کور منافقین در بین کوچه و بازار. پروژه ترور همچنان ادامه دارد؛ اما روش و راهبردها تغییر کرده است. آن سالها بیحساب آدم میکشتند؛ با هدف ناامنسازی و ایجاد رعب و دلهره. بعدها به ترور مسئولان و دانشمندان رسیدند. تا سالها خیال میکردند بزرگان نظام را ترور کنند حرکت کشور متوقف میشود. و حالا مجدد بازگشتهاند به ترور مردم؛ اما با شیوه و مدل جدید. چرا؟
هک بنزین را چطور تحلیل میکنید؟ چرا بنزین؟ این بار دوم است که سراغ هک جایگاههای سوخت رفتهاند. بنزین چه میکند؟ چند روز پیش خبر ترور سربازان مظلوم راسک را داشتیم. اما چرا سرباز؟
عقبتر برویم. تا حالا به تفاوت براندازی با تجزیهطلبی دقت کردهاید؟ ضدانقلاب در اغتشاشات سال گذشته از براندازی عبور کرد و به تجزیهطلبی رسید. چرا؟ اساسا فرق ایندو در چیست؟ براندازی حذف نظام سیاسی است اما تجزیهطلبی چندپاره کردن کشور است. یعنی قرار دادن مردم مقابل مردم. این همان پروژهای است که در ماجرای حجاب هم دنبال میکنند. عدهای کشف حجاب کنند و دوقطبی ایجاد شده، تبدیل به چرخه خشونت شود.
بازهم عقبتر رویم. به تغییر سبک تحریمها در این چهل و اندی سال توجه کردهاید؟ ابتدای انقلاب تحریمهای اقتصادی برای مسئولان و دولتها بود. اما امروز تحریمها صرفا سفره مردم را هدف گرفته است.
این سالهای اخیر حتی ترورهای مسئولان نیز تغییر کرده؛ سالهای اول مسئول را میزدند تا به خیالشان اداره کشور بههم بریزد اما امروز سراغ مسئولی میروند که بهجز اثر اول، پایگاه عمیقتری در جان و دل مردم داشته باشد. برای همین به حاج قاسم رسیدند. اساسا چون مردم را میخواهند بزنند، سراغ قهرمانشان رفتند.
اما چرا؟ این تغییر راهبرد برای چیست؟ چطور شد که بازگشتند به ترور مردم؟ و اساسا این ترور مردمی چه تفاوتی با ترور مردمی سالهای اول انقلاب دارد؟ پاسخ یک جمله است: ترور مردم در اول انقلاب، کور بود و امروز کاملا هوشمند.
دشمن امروز به این درک رسیده که هرچه میکِشد از مردم است. برای همین از براندازی به تجزیهطلبی رسیده. فهمیده است جمهوری اسلامی چیزی نیست جز مردم. یعنی برای براندازی سیاسی هم باید مردم را بزند نه نظام را. نظام پوسته است و مردم معنا. برای همین وقتی از حمایت جمهوری اسلامی در غزه عصبانی است، مذبوحانه سراغ پمپ بنزینها میرود تا مردم را تحت فشار قرار دهد. چون ریشه آن ظلمستیزی را بهدرستی در هویت مردم میداند.
بیبیسی: تهدید یمنیها نفت را 3 دلار گران کرد
قیمت جهانی نفت در اثر تهدیدهای مؤثر مقاومت یمن علیه رژیم صهیونیستی، ظرف سه روز چهار دلار افزایش یافت. شبکه دولتی انگلیس میگوید این روند افزایشی نگرانکننده است. وبسایت بیبیسی در گزارشی نوشت: با حملات حوثیهای یمن به کشتیهای تجاری در دریای سرخ، نگرانیها درباره افزایش قیمت نفت افزایش یافته است. روز جمعه هر بشکه نفت برنت حدود ۷۵ دلار معامله میشد که دوشنبه به بالای ۷۹ دلار هم رسید. در معاملات سهشنبه، این نرخ قیمت به زیر ۷۸ دلار رسید و فعالان بازار نفت چشم به تحولات سیاسی دوختهاند.
دریای سرخ یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز مایع و کالا در جهان است؛ گفته میشود حدود ۱۲ تا ۱۵درصد از ترافیک جهانی حملونقل از طریق کانال سوئز عبور میکند؛ کانالی که دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل میکند و کوتاهترین مسیر حملونقل بین اروپا و آسیا بهشمار میرود.
بیبیسی میافزاید: در پی حملات حوثیها به کشتیهای تجاری در دریای سرخ، چندین شرکت بینالمللی انتقال کالا از طریق دریای سرخ را متوقف کردند یا مسیر خود را تغییر دادند. شرکت کشتیرانی مرسک دانمارک که دومین شرکت حملونقل دریایی در جهان است، میگوید مسیرهای دیگر نظیر «دماغه امید نیک» در جنوب آفریقا را برای انتقال کالا برگزیده است. شرکت نفتی «بیپی» بریتانیا اعلام کرد که در اقدامی «موقت» تمام محمولههای نفت خام از طریق این مسیر را متوقف میکند.
همچنین شرکت «اورگرین»، یکی از بزرگترین شرکتهای کشتیرانی جهان هم اعلام کرد که تا اطلاع ثانوی محمولههای اسرائیلی را از طریق دریای سرخ حمل نخواهد کرد. شرکت آلمانی «دانون» که در زمینه عرضه مواد غذایی فعال است، گفته بیشتر محمولهها به دلیل تغییر مسیر دیرتر به مقصد خواهند رسید. شرکت نفتی «اکوینور» نروژ هم از تغییر مسیر نفتکشهای خود خبر داده است.
تحولات اخیر باعث شده ایالات متحده عملیات دریایی برای حفاظت از کشتیها در دریای سرخ را آغاز کند؛ که البته بریتانیا، فرانسه، کانادا، بحرین، نروژ و اسپانیا هم این کشور را همراهی میکنند. حوثیها میگویند که کشتیهایی که به سوی اسرائیل میروند را هدف قرار میدهند.
بیبیسی درباره «نگرانیهای جانبی در صورت گرانی قیمت نفت» هم نوشت: نگرانیها درباره افزایش قیمت نفت و بالا رفتن هزینهها حملونقل دریایی به دلیل افزایش طول مسیر به نگرانیهای بیشتری هم دامن زده است؛ از جمله احتمال بالا رفتن نرخ تورم که کشورهای اروپایی درصدد کنترل آن هستند. نرخ تورم پس از حمله روسیه به اوکراین منجر به بالا رفتن قیمت انرژی و طبیعتا به تورم دامن زد که به شدت کشورهای غربی را متأثر کرد؛ هرچند طی ماههای اخیر این روند شاهد کاهش بوده است. طی روزهای اخیر هزینههای حملونقل دریایی از طریق دریای سرخ با تشدید حملات افزایش یافته است. بعضی تخمینها حاکی از آن است که ظرف همین چند روز نرخ بیمه افزایش یافته که با احتساب تخفیفهای مختلف، به معنی دهها هزار دلار هزینه اضافی فقط برای یک سفر هفتروزه است.
بازار نفت پس از آغاز حمله حماس به اسرائیل و با نگرانیها از احتمال درگیر شدن کشورهای دیگر منطقه به این جنگ شاهد تلاطم بوده؛ در مقاطعی پس از آغاز این جنگ قیمت هر بشکه نفت برنت به بالای ۹۰ دلار هم رسید اما پس از مدتی قیمتها فروکش کرد. دو طرف درگیر در جنگ تولیدکننده عمده نفت نیستند اما در منطقه خاورمیانه تولیدکنندگان بزرگ نفت حضور دارند.
اتفاقات اخیر در دریای سرخ در حالی است که صادرکنندگان بزرگ نفت در قالب «اوپکپلاس» درصدد کاهش سقف تولید در سال آینده میلادی هستند که حتی پیش از تحولات اخیر هم باعث نگرانیها درباره افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی شده بود.