کد خبر: ۲۷۷۷۰
تاریخ انتشار : ۰۳ آبان ۱۳۹۳ - ۲۱:۴۹

معيار ارزش شهيد و شهادت(1) (زلال بصیرت)


 ما وظيفه ديني و الهي و انساني خودمان مي‌دانيم که در مقابل هر کسي که خدمتي کرده، نعمتي را به ما ارزاني داشته، به نحو مناسبي تشکر کنيم. آنقدر اين مسئله واضح است که علماي کلام در کتاب‌هاي کلامي براي اثبات وجوب تحقيق درباره خدا به اين قاعده استناد کرده‌اند. وقتي خواستند بگويند که لازم است هر انساني درباره خدا تحقيق کند که خداهست يا نيست، چه دليلي دارد که ما بايد برويم تحقيق کنيم که خدا هست يا نيست، گفته‌اند يکي از ادله‌اش اين است که انسان با فطرت خودش درک مي‌کند که شکر منعم واجب است. ما از نعمت‌هايي بهره‌مند هستيم، بايد ببينيم چه کسي اين نعمت‌ها را داده است. پس دليل وجوب تحقيق، وجوب شکر منعم است. يعني اينقدر اين مسئله براي همه عقلا روشن است که اين را دليل قرار داده‌اند براي اينکه بايد برويم خدا را بشناسيم.
اما نعمت‌ها بسيار متفاوت است؛ يک وقت نعمتي است که يک خدمت کوچکي است، آدم نيازي داشته، کسي برآورده کرده، نياز مالي، نياز کاري، احتياج به معرفي داشته، احتياج به بيان مطلبي داشته؛ به هر حال نيازها مختلف است و نعمت‌هايي هم که به انسان مي‌رسد بسيار متفاوت است. اما اگر نعمتي باشد که برکاتش حد و حصر ندارد، هرچه ما بشماريم چند تا، باز از آن فراتر مي‌رود؛ به اصطلاح رياضي‌دان‌ها ميل به بي‌نهايت دارد، نمي‌شود هيچ حد خاصي برايش گفت که چقدر اين نعمت ارزش دارد. اگر چنين نعمتي باشد از کسي به ما رسيده باشد، چه شکري را ايجاب مي‌کند؟ شکر متناسب با اين نعمت اين است که آن هم حد و حصري نداشته باشد.
 کساني که خدماتي براي جوامع انجام مي‌دهند بسيار متفاوتند. خدمت‌هايي که همه مي‌شناسيم؛ فرض کنيد پزشکي که بيماري را معالجه مي‌کند، خدمت بزرگي است ،گاهي به اصطلاح جانش را مي‌خرد. ولي همه اين‌ خدمت‌ها، که مهمترينش حفظ جان و برگرداندن سلامتي و ادامه حيات انسان است، اثرش موقت است؛ بالاخره آخرش تا موقع اجل است. اجل حتمي که آمد، ديگر اينها اثري نمي‌کند. اما بعضي نعمت‌ها هست که اثرش حد و حصر ندارد، تا بي‌نهايت ادامه دارد. آنچه مربوط به سعادت آخرت انسان است، اگر کسي کمکي بکند به ديگري که موجب اين بشود که او به سعادت ابدي برسد. يک وقت است اين کمک براي يک نفر است. بهترين نمونه‌اش کسي است که انسان گمراهي را هدايت به دين حق کند، او را از آتش جهنم ابدي نجات داده. چقدر امتداد اين نعمت است؟ حد و حصري ندارد؛ بي‌نهايت است. براي اينکه آثارش «هُم فيها خالِدُون»است؛ اما بالاخره يک نفر را نجات داده و به سعادت ابدي رسانده. حال اگر کسي کاري بکند که يک گروهي، يک امتي، يک ملتي، ميليون‌ها انسان، به سعادت برسند، عوامل شقاوت از آنها دور بشود، آن ‌چه اثري دارد؟ چگونه بايد شکر آن را بجا آورد؟
بزرگترین شکر برای نعمت دین
نمونه بيّني که ما در اين فرض سراغ داريم، وجود انبياء و ائمه معصومين(‌ع) است که نه تنها يک نفر، دو نفر، اهل محلشان، اهل کشورشان، اهل زمانشان را هدايت کردند و به سعادت رساندند، بلكه تا دنيا، دنياست، انسان‌ها از آثار آنها بهره‌مند و سعادتمند مي‌شوند. يعني بزرگترین نعمتي که جاي بزرگترین شکر را دارد، دين است. حالا چه اندازه در اين جهت تلاش بشود تا اين دين پابرجا بماند، مردم از آن استفاده کنند؟ بستگي به شرايط زمان و مکان دارد. انبيائي بودند که فقط با تبليغ احکام الهي و رساندن پيام خدا تا پايان عمرشان، مردم را نصيحت مي‌کردند ؛ چيز ديگري برايشان پيش نيامد. انبياء زيادي اين‌چنين بودند. ولي بعضي از انبياء بودند که در دوران عمرشان هزارها مصيبت تحمل کردند، سختي‌ها کشيدند، زندان‌ها رفتند، شکنجه‌ها شدند و بالاخره جانشان را در اين راه فدا کردند، يا اوصياء آنها. ما در عالم کسي را مثل سیدالشهداء سراغ نداريم که اين همه خدمت براي پيشرفت دين خدا و سعادت انسان‌ها کرده باشد و از خودش مايه گذاشته باشد. يعني شرايط طوري بوده که نه تنها خودش، جانش، مالش، متعلقاتش، فرزندانش، همسرانش، بستگانش، حتي تا طفل شيرخواره‌اش را فدا کرده. ما سراغ نداريم در همه تاريخِ نويسا و نانويساي عالم، کسي را که موفق شده باشد چنين فداکاري را کرده باشد. اين نمونه نعمتي است که خداي متعال به دست يک انساني براي همه انسان‌ها جاري مي‌کند. نعمتي که به دست سيدالشهداء(‌ع)
 براي همه انسان‌ها تا روز قيامت فراهم شد، به دست هيچ انسان ديگري انجام نگرفت و ظاهراً، بلکه واقعاً هرگز مثل آن تحقق نخواهد يافت. اين توفيقي است که خدا به اين بنده خاص خودش داده است.
شهيدان، پيروان سيدالشهداء(ع)
بعد از او کساني که شبيه به او باشند، در عداد کساني هستند که اين نوع خدمت را به جامعه کردند و اين طور نعمت را به مردم رساندند و مستحق شکر بي‌پايان هستند. آنها همان شهدايي هستند که جان خودشان را و هستي‌شان را در همان راهي دادند که امام حسين (‌ع)
‌ داد. بزرگترين آرزويشان اين بود که موقع شهادت چشمشان به جمال سيدالشهداء بيفتد؛ اين بزرگترين آرزويشان بود. همه هستي‌شان فداي راه سيدالشهداء، نام سيدالشهداء، هدف سيدالشهداء، برنامه سيدالشهداء شد، در طول تاريخ 1400ساله اسلام در مواردي بطور معدود چنين اتفاقاتي افتاده، زمينه‌اي فراهم شده که کساني به خاطر هدف سيدالشهداء و پيمودن راه او همه چيز خودشان را فدا کرده باشند؛ اما اين براي همه ميسر نمي‌شود. بنده و جنابعالي هر چه آرزو کنيم چنين چيزي نصيبمان بشود، علي‌الظاهر اسباب اقتضا نمي‌کند، چنين چيزي نمي‌شود. ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء؛ خدا براي اين مقام، بندگان خاصي را انتخاب مي‌کند. يک صلاحيت‌هاي خاصي دارند؛ چيست؟ نمي‌دانيم. اما يک لياقت‌هايي مي‌خواهد که كسي چنين خدماتي را بتواند انجام بدهد.
در ميان چنين کساني که به فوز شهادت نائل مي‌شوند، بعضي افراد برجستگي‌هاي خاصي دارند؛ الگوهايي هستند، مثال زدني؛ اسطوره‌هايي هستند، فکر کردني. کساني که نمي‌شود آدم درست کنه کارشان را و ارزش‌شان را و فداکاري‌هاي شان را تشخيص بدهد و بتواند آن را بيان بکند؛ چه رسد به اين‌که بخواهد حقش را ادا کند. تنها کاري که از امثال بنده برمي‌آيد اين است که در يک مناسبت‌هايي بياييم سر تعظيم فرود بياوريم، يک اظهار ارادتي بکنيم؛ بگوييم ما شما را دوست داريم. ما لياقت اين مقامي که شما به آن نائل شديد، نداشتيم. طمعش را هم نداريم. لياقتش را نداريم؛ اما خدا شما را برگزيد براي اين مقام و آن حقي که بر ما داريد، از عهده ادايش هم برنمي‌آييم. کاري که از دست ما برمي‌آيد فقط يک اظهار ارادتي است، تشکري است زباني، گفتاري است که از کسي برمي‌آيد؛ رفتاري است که احياناً در مناسبت‌هاي خاصي، در مراسمي ابراز مي‌شود که از جمله آنها احترام به بستگانشان، خانواده‌هايشان و حتي احترام به نام آن عزيزان است.
وظيفه ما در برابر شهيدان
اما غير از اين عذرخواهي زباني و تشکر، ما وظايفي بر دوشمان مي‌آيد که در واقع، آنها شکر عملي براي اين خدمت‌ها و نعمت‌هاست. آنها همه چيز خودشان را، هستي خودشان را فدا کردند، به خاطر هدفي. طبعاً دوست دارند که آن هدف پيش برود و تحقق پيدا کند. هر کس براي تحقق آن هدف کمک کند، در واقع شکر آنها را بجا آورده؛ يعني کمکشان کرده براي تحقق آن هدف. اين بهترين شکر عملي است. اين است که ما اين فرصت‌ها را بايد مغتنم بشماريم و با دقت بيشتري درباره اهداف‌ شهدايمان تأمل کنيم و سعي کنيم تا آنجا که مي‌توانيم با دل و جان، با تمام وجود براي تحقق آن اهداف تلاش کنيم.
سخنرانی آيت‌الله مصباح يزدى(دامت بركاته) در يادواره شهداي مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (ره)  ـ 11/9/1391
زلال بصیرت در دهه اول محرم روزهای فرد منتشر می‌شود.