گروهی که ورزش برای آنها اهمیتی ندارد! (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
رئیس کمیته ملی المپیک در نشستی با خبرنگاران اعزامی به بازیهای آسیایی (هانگژو 2022) تحلیل و ارزیابی خود را از عملکرد کاروان ایران ارائه داد. علاقهمندان به ورزش حتما در جریان صحبتهای آقای خسرویوفا هستند. ما هم در اینجا نمیخواهیم وارد ریز بحثهایی که ایشان مطرح کردند شویم و آن را به محک نقد و بررسی بکشانیم. ما به آن بخشهایی از تحلیل ایشان کار داریم که تقریبا از موضوعات مورد بحث در این صفحه است، به ویژه آنجایی که مدیران شاغل و فعال در ورزش را به سه قسمت میکند و درباره هر یک توضیحاتی میدهد.
اما قبل از آنکه وارد صحبتهای رئیس محترم کمیته ملی المپیک شویم خوب است به این نکته حتما اشاره کنیم که از میان مدیران و مسئولان خرد و کلان ورزش، «حاج محمود» اولین مدیری است که پس از گذشت سه هفته از بازیها تحلیل و نظرات خود را درباره این رقابتها و نقاط ضعف و قوت ورزش ایران و عملکرد مدیران و فدراسیونها صریحا با رسانهها و مردم مطرح کرده و در میان گذاشته است. متاسفانه سایر مدیران ورزش در این باره روزه سکوت گرفته و لام تا کام حرفی بر زبان نمیآورند تا آبها از آسیاب بیفتد و همه چیز مشمول مرور زمان شود و باز روز از نو، روزی از نو!
باز در ورزش بر همان پاشنه قبلی بچرخد و فرق دوغ و دوشاب مشخص نشود، حساب خادم از فرصتطلب جدا نشود، هیچچیز تغییر نکند و هیچکسی مواخذه نشود و پاسخگوی عملکرد ضعیف مدیریتی و وقت و سرمایهای که از جیب ورزش هدر داده نباشد و کماکان بدون اینکه نظارت و کنترلی بر عملکرد مخربش اعمال شود به عمر بیثمر و ضایعکننده خود تداوم بخشد و از مواهب مدیریتی به نفع خودش و «بیزینس» و منافع شخصی خود بهره بگیرد.
بنابراین امیدواریم سایر مدیرانی هم که در این باره مسئولیت دارند حرفها و تحلیلهای صریح خود را حداقل در مورد رشتههای تحت مسئولیتشان مطرح کنند و پاسخگوی عملکرد خود طی چند سال گذشته باشند. چنانکه پیش از این هم نوشتهایم بررسی دقیق و کارشناسانه کارنامه و عملکرد ورزش ایران در بازیهای آسیایی یکی از کارهای اساسی و ضروری است که باید از سوی مسئولان بلند پایه ورزش و با حضور کارشناسان و اهالی فن برگزار شود.
برگردیم به صحبتهای آقای خسروی وفا، خاصه آن بخشی که رئیس کمیته ملی المپیک با تکیه بر بازیهای آسیایی، مدیران شاغل در ورزش را به سه گروه تقسیم میکند: گروهی که سخت کار میکنند و نتیجه مطلوبی هم از عملکردشان میگیرند. گروه دیگری که کار میکنند و برای رسیدن به موفقیت، تلاش هم میکنند، اما نتیجه عملکردشان آنطور که باید و شاید، هنوز مطلوب و راضیکننده نیست. و بالاخره گروه سوم مدیرانی هستند که همه هم و غم و فکر و ذکرشان رفتن به مسافرت خارجی است.
گروه سوم کسانی هستند که بارها و بارها در موردشان نوشته و گفتهایم که اینها در ورزش هستند و پست و مقام هم دارند، اما از ورزش و برای ورزش نیستند. اینها کسانی هستند که با آویزان شدن به افراد و جریانات با نفوذ، خود را تحمیل میکنند، اما نه برای اینکه ورزشدوست هستند یا مدیران خوبی هستند و کارنامه روشنی از مدیریت خود در سایر حوزهها و سازمانها دارند. نه، فقط برای اینکه با نفوذ و چنگ انداختن به جایگاههای مدیریتی از مواهب آن در اموری مثل «بیزینس»، مسافرتهای پرهزینه از کیسه بیتالمال و... استفاده کنند. این دسته به اصطلاح مدیران به چیزی که علقه و دلبستگی نداشته و سرنوشت آن برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد، «ورزش» است.