از شیر تا کره!(نگاه)
محمود عباسزاده مشگینی
ضربالمثلی است که میگوید، حکیمی وارد مغازه لبنیاتی شد و مقداری پنیر و کره و ماست و سرشیر و دوغ و کشک سفارش داد و منتظر شد و بعد از دقایقی درنگ فروشنده کوزهای پر از شیر (که آن هم معلوم نبود خالص است یا ناخالص) دست حکیم داد و پول آن را طلب نمود، حکیم با تعجب کوزه را برگرداند و گفت: من که شیر نخواستم شاید مرا با مشتری دیگری اشتباه گرفتید، مغازهدار با لحنی تمسخرآمیز به حکیم گفت: نه خیر اتفاقا همه آنچه که تو سفارش دادی در دل شیر داخل همین کوزه است! حکیم که از رفتار مغازهدار متعجب شده بود کمی فکر کرد و سپس کوزه را گرفت و بار اسبش کرد ولی به جای سکه نعل اسب کهنهای را به فروشنده داد و گفت: فیامانالله، خدا به معاملهمان خیر عطا فرماید و به قصد رفتن حرکت کرد، مغازهدار که به جای سکه و درهم، نعل اسب کهنه در دستش گذاشته شده بود به دنبال اسب حکیم راه افتاد و گفت: ای مرد شما به جای سکه و درهم به من نعل اسب دادید، حکیم درنگی کرده و گفت: ای مرد مگر نمیدانی که سکه و درهم را از آهن درست میکنند و آن نعل که در مقابل شیر به تو دادم از برای آن است که سکه و درهم معادل قیمت شیر را از آن استخراج کن و مابقی را هم بعدا حساب میکنیم...!
در ایام گذشته درباره اقتصاد کشور اخبار و آمار و ارقامی به نقل از برخی دولتمردان محترم مطرح شد که از یک طرف با واقعیتهای ملموس اقتصادی کشور ناهمخوانی داشته و به همین دلیل توده مردم مجاب نشدند و هم از طرف دیگر به راحتی برای نخبگان و دانشآموختگان علم اقتصاد کشور قابل پذیرش و هضم و تحلیل نبود.
آقای رئیسجمهور در دیدار با مردم مشهد با حرارت خاصی خبر داد که اقتصاد کشور از رکود خارج شده و حتی این دستاورد را به ملت ایران تبریک گفت. البته بعد از انتشار این خبر قابل پیشبینی بود که برخی از نهادهای دولتی متولی ارزیابی شاخصهای اقتصادی و آمار مانند بانک مرکزی و مرکز آمار ایران نیز اطلاعات کمی و ارقامی را برای اثبات و جامعهپذیری خبر «خروج از رکود اقتصادی» ارائه نمایند که نهایتا هم همین اتفاق افتاد، یعنی بانک مرکزی خبر داد که نرخ رشد اقتصادی به مثبت 6/4 رسیده است و مرکز آمار نیز خبر داد که نرخ بیکاری یک رقمی شده و به عدد 9/5 رسیده است!
اما بلافاصله بعد از انتشار این خبر و آمار و ارقام، صدای اعتراض برخی از شخصیتهای حقیقی و حقوقی آگاه به مسائل اقتصادی شروع شد، به طور مثال رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اعلام کرد که تحقق این میزان رشد اقتصادی غیرممکن است، درست سه روز پس از اظهارات آقای روحانی در مشهد، آقای هاشمی رفسنجانی علنا اعلام کردند که بیکاری و رکود مشکل اصلی کشور است که در تاریخ 21 شهریورماه حتی تیتر روزنامههای همسوی دولت شد و آقای ربیعی وزیر کار و تعاون از وضعیت بغرنج اشتغال و بیکاری در کشور سخن گفت.
یا آقای سبز علیزاده رئیس شورای سیاستگذاری اقتصاد مقاومتی و بخش خصوصی که خود را از رایدهندگان به آقای روحانی و دوست او معرفی کرده در واکنش به سخنان روحانی «مبنی بر عبور از رکود» تاکید میکند، اوضاع اقتصادی کشور و معیشتی امروز مردم آن چیزی نیست که دنبالش بودیم... اینکه فقط با کلمات و سخنان خشک و خالی بخواهیم اوضاع را باب دل و خوب نشان دهیم کار قابل دفاعی نیست! رئیس مرکز تجارت جهانی ایران با تاکید بر سؤالبرانگیز بودن همین سخن رئیسجمهور، میگوید: از آقای روحانی درخواست میکنم تا اجازه دهند به جای خودشان، ما از دولت تعریف و تمجید کنیم زیرا به طور قطع تأثیرش بیشتر خواهد بود!
نگارنده هفته پیش طی یادداشتی با عنوان «راه دولت، تاریک یا روشن» متذکر شد که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود، چرا که دولت محترم اخیرا لایحه خروج از رکود اقتصادی را تهیه و برای بررسی و تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال نموده است و همزمان از رسانهها و صاحبنظران نظرخواهی کرده است، از طرف دیگر در منطق اقتصادی هر ستانده و دستاورد، نتیجه و معلول فرایندی است که شامل مطالعه و برنامهریزی و تدوین لایحه و مثبت یا منفی، تصویب و اجرای دقیق توام با نظارت سیستمی و اصلاح مستمر خطاها میشود که اولین لازمه آن زمان است.
با وجود آنکه برخی از کارشناسان عقیده دارند که مفروضات همین لایحه هم غیرواقعی است و با نگرش لغو تحریمها تهیه شده است اما تصویب و اجرای چنین طرحی نیز از بیبرنامگی بهتر است و قطعا میتواند دستاوردهایی داشته باشد و بدیهی است که صرف داشتن فکر و تز و تئوریهای کارآمد و حتی تهیه لایحه و برنامه ولو کارآمد، بدون اینکه به ساحت اجرا و عمل بیاید به نتیجه نمیرسد و مصداق ضربالمثلی میشود که درصدر این یادداشت تقدیم شد، تز و فکر اصلاحی منهای عمل برای مردم نان و آب نمیشود و به صرف تهیه یک پیشنویس لایحه، اقتصاد از رکود خارج نمیشود کما اینکه شیر جایگزین کره و پنیر در تمثیل فوق نمیشود، لذا وقتی در جامعه نخبگان و بدنه اجتماعی کشور سؤال ایجاد میشود که مگر چه اتفاقی در عرصه اقتصاد افتاده و کدام برنامه اجرا شده و چه تلاشهایی صورت گرفته که اقتصاد از شرایط رکود خارج شده و نرخ بیکاری یک رقمی شده است، نباید پاسخ داد؟
وقتی یک کارشناس اقتصادی بعد از بررسیهای علمی و واقعبینانه به این نتیجه میرسد که متولیان دولتی آمار کشور، در تدارک استدلال و منطق اقتصادی برای پذیرش سخن رئیسجمهور «مبنی بر خروج از رکود» که یکی از شاخصهای آن ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری است با دستکاری و تغییر مولفههای فرمول محاسبه، رقم نرخ بیکاری را «نه با ایجاد فرصت اشتغال» بلکه با تغییر مبناهای فرمول کاهش میدهند، سر چه کسانی کلاه میرود؟ و چه کسانی متضرر میشوند؟ آیا غیر از این است که با پیروی از منطق «باش ولی نبینمت» و پاک کردن صورت مسئله مشکل کشور حل نمیشود؟
شاخص نرخ بیکاری «از تقسیم رقم تعداد بیکاران کشور بر رقم تعداد جمعیت فعال (بیکار و فعال) ضرب در صد» حاصل میشود کافی است که متولیان نهادهای آمار دولتی با ارائه تعریف جمعیت فعال یا بیکار که در حوزه اختیار خودشان است، رقم صورت و مخرج کسر در فرمول را کم و زیاد کنند! خوب بدیهی است که شاخص نرخ بیکاری کم و زیاد میشود بدون اینکه حتی یک فرصت اشتغال در کشور ایجاد شود، دقیقا همان کاری که ظاهرا مسئولان محترم زحمت آن را متقبل شدهاند!
یا در بدنه اجتماعی کشور وقتی کسی در خانواده خود و ده تا خانواده فامیل خود روی هم رفته ده نفر بیکار بشناسد و در یک سال گذشته یک نفر از آن ده نفر شانس پیدا کردن کار نداشته باشد چنین شخصی با شنیدن خبر یک رقمی شدن بیکاری و حتی با شنیدن صفر شدن نرخ بیکاری چه حس و حال یا قضاوت و باوری پیدا میکند؟
خود آقای دکتر روحانی در زمان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری میگفتند: «بهترین وسیله اندازهگیری نرخ تورم جیب مرد است» آیا به این زودی مبانی ارزیابی شاخصها و رفتار اقتصادی مردم در اندیشه مسئولان محترم دولت از جمله رئیسجمهور محترم این قدر دستخوش تغییر و تحول شد؟