مدیریت صحیح و کارآمد در گروی رعایت اصول و ضوابط(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
هفته گذشته وزیر محترم ورزش در مجمع تیم استقلال حضور پیدا کرد و ضمن ارائه تعریفی از جایگاه تیمهای استقلال و پرسپولیس در ورزش و فوتبال ما، بر کمک و تلاش برای رفع مشکلات این دو تیم تاکید کرد. وزیر ورزش در بخش دیگری از صحبتهای خود ضمن انتقاد از رفتار و عملکرد بعضی از دورههای مدیریتی این دو تیم (که با مثالها و نمونههای ذکر شده کاملا مشخص شد منظور کدام دوره و کدام شخص مدیر است!) درباره نحوه هزینه کردن و پرهیز از اسراف و بدخرجی و بریزوبپاشهای غیر منطقی تذکراتی را مطرح و انتظارات خود را از مسئولان و مدیران این تیمها اعلام کرد:«از دو باشگاه سرخابی توقع زیادی داریم. اینکه همه رفتارها و کارهایی که مدیران انجام میدهند، طبق اصول باشد...»
ما هم به سهم خود امیدواریم اولا با تلاش مسئولان ورزش و حمایتهای بایسته و گرهگشای دولت مشکلات و گرفتاریهای عدیده و بعضا بسیار ابتدایی این دو تیم پرطرفدار کشورمان حل شود. ثانیا بر کاروبار متزلزل مدیریتی دو تیم ثبات حاکم شود و بالاخره مدیران این تیمها به عنوان متولیان اصلی بیش از هر کس دیگری با عملکرد خود حرمت این دو تیم را حفظ کنند و توقعات وزیر ورزش را که توقع اهالی ورزش و طرفداران هم هست، برآورده سازند و حساب و کتاب دقیق را بر کاروبار آنها حاکم نمایند.
با همه اینها اما آنچه که میتواند این خواستهها را محقق سازد و این امیدها را عینیت بخشد و اصول را عملی کند، نقشی است که خود وزارت ورزش و شخص وزیر در این باره دارند، اصول و ضوابط مدیریتی است که باید بیش از دیگران خود رعایت و اعمال کنند. اگر مدیران ارشد ورزش در همه جا و درباره هر کسی و هر چیزی«اصولی»عمل کنند، این رویه در پیکره و سایر اندام ورزش نیز سرایت میکند، که مثل همه جا و همه وقت درست و منطقی فرمودهاند«لایصلح عوام امتی الا بخواصها»(مردم وقتی اصلاح میشوند که خواص اصلاح شده باشند).
متاسفانه، چنانکه بارها به صراحت و بدون تعارف نوشتهایم بسیاری از اصول مدیریتی درباره ورزش ما رعایت و اعمال نمیشود و در بعضی از جاها بدون اغراق ورزش به شیوه«ملوکالطوایفی» اداره میشود و کسانی که در جایی و تیمی و فدراسیونی با دو خط، حکم مدیریت به نامشان امضا میشود از لحظه نشستن بر روی صندلی، آزاد از هفت دولت، طبق سلائق و خواستهها و حتی منافع خود عمل میکنند و به هیچ دیارالبشری هم پاسخگو نیستند و البته از اینطرف و از سوی مدیران ارشد ورزش، از شخص وزیر گرفته تا دیگران نیز بر کاروبار آنها نظارت نمیشود و به موقع هم آنها را به پاسخگویی درباره عملکردشان وادار نمیکنند.
آنچه که وزیر ورزش درهمین نشست با ذکر نمونه درباره اسراف و ریخت و پاش در یکی از تیمهای معروف ما مطرح میکند، دقیقا ناشی از همین روال و رویه است. جالب اینجاست که وزیر ورزش وقتی سخن میگوید و تلویحا افشاگری میکند که چند ماه پیش از این، دیگران- حتی رسانهها- در این مورد نوشته و افشاگری کرده بودند! و به دیگر سخن، آقای وزیر تقریبا آخرین نفری است که به این موضوع و شلختگیهای مالی و رفتارهای خارج از اصول مدیریت علمی(چه رسد به مدیریت اسلامی و علوی و انقلابی) اشاره میکند! حال آنکه اگر اصول مدیریتی به معنای واقعی- و نه سمبلیک و تشریفاتی و فقط در سخنرانیها- پیاده شود و اگر مثلا اصل تقریبا فراموش شده «نظارت» و حسابرسی و همچنین اصل «پاسخگویی» رعایت و به موقع اعمال شود، بسیاری از ضرر و زیانها(نه فقط در ورزش) اتفاق نمیافتد.
اما این اصول به دلایل مختلف و بهانههای گوناگون و به عمد و غیرعمد و گاه حتی با دستوراتی از اینطرف و آنطرف، به ویژه درباره «بعضی از مدیران» که «تحمیلی» و«سفارشی»هم هستند، اعمال نمیشود که این نکته اخیر برمیگردد به موضوع دستهای پشت پرده و عناصر سایه نشین که برای ورزش و مدیران ورزش و وزیر ورزش و... تعیین تکلیف کرده و حتی مدیر و معاون و مشاور و رئیسدفتر و... بلکه آبدارچی! تعیین میکنند.
در هرحال آنچه که مشخص و غیر قابل انکار است این است که مدیریت صحیح و کارآمد در گروی اصول و ضوابطی است که اگر رعایت و عملی شوند، لاجرم نتیجه مطلوب یا نزدیک به مطلوب حاصل میشود، در غیر این صورت حرف زدن از مدیریت و انتظار برآورده شدن مطالبات و حرکت در مسیر بهتر شدن و پیشرفت، حرفی غیر منطقی است که بیشتر به شوخی و دستانداختن مخاطبان شبیه است تا حرفی جدی و مطالبهای منطقی.
امیدواریم مسئولان ورزش با جدی گرفتن ورزش و مدیریت ورزش به سمت رعایت هر چه بیشتر اصول و به کار بستن آنها حرکت کنند و... که این یکی از مهمترین راههای نجات ورزش از دور باطلی است که به آن گرفتار آمده است.