پرهیز از کجروایتها در تحلیل ناآرامیهای امسال
اغتشاشات برای ما چه دستاوردهایی داشت؟(مقاله وارده)
محمدامین ساغندی
کلان نگری و بهرهگیری از «تحلیل فرآیندی» به جای «تحلیل نقطهای»، از جمله ویژگیهای مهمی است که میتواند انسان را در رسیدن به یک درک صحیح و کامل از وقایع پیرامون خود یاری دهد و او را از گرفتار شدن در دام «کجروایتها» و «خطاهای محاسباتی» باز دارد. تحلیل ناآرامیهای چندماه اخیر نیز از لزوم رعایت این قاعده مستثنی نیست و اکنون که پرونده اغتشاشات 1401 در حال پیوستن به بایگانی تاریخ است، لازم است روایتی کامل از «آنچه گذشت» و دورنمایی واقعبینانه از «آنچه خواهیم دید» ارائه شود. در نگاه نخست، تصویر حوادث چندماه اخیر، شامل صحنههای آزاردهندهای ازجنایت، ناامنی، وطنفروشی و شورش اقلیتی خودپرست بر ملتی پرافتخار است که بسیاری آرزو میکنند کاش زمان به عقب بازمیگشت و چنین صحنههایی هرگز رنگ واقعیت نمیگرفت. اما در عین قبول تلخیها و زشتیهای این حوادث، میتوان با نگاهی عمیقتر، جلوههای زیبایی را یافت که در حافظه تاریخ، سرمایهای گرانسنگ برای آیندگان خواهد بود و نیز دستاوردهایی را احصا نمود که بر سرعت رشد و تعالی ملت ایران خواهد افزود.
اولین دستاورد ناآرامیهای اخیر، نمایش پرواضح ضعف و زبونی دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی است که در یک جنگ ترکیبی تمامعیار و از پیش برنامهریزی شده، نهتنها قادر به تحصیل اهداف اصلی خود نشدند، بلکه بسیاری از سرمایههای خود را نیز به باد دادند. بسیج دهها گروه مخالف جمهوری اسلامی در داخل و خارج، مذاکرات پنهانی با شخصیتهای برجسته سیاسی و فرهنگی برای فشار بر ایران و فعال کردن همه ظرفیتهای رسانهای برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی، اقداماتی است که اگر درصدی از آنها علیه هر کشور دیگری رخ داده بود، قطع به یقین منجر به فروپاشی یا لااقل درماندگی نظام سیاسی آن کشور میگردید. اما جمهوری اسلامی از این فرصت به بهترین شکل استفاده نمود و ضربات مهلکی بر پیکر شیاطین بیرون خزیده از لانههایشان وارد نمود که تا مدتها قابل جبران نخواهد بود. در داخل کشور، برخی از چهرههای فرهنگی، هنری، ورزشی و... که همواره از ترس منافعشان، رویکردی محافظهکارانه داشتند، با امید واهی «این دفعه دیگر کار نظام تمام است» نقاب از چهره برداشتند و خود را رسوا نمودند. این جماعت اکنون در دوراهی قرار گرفتهاند که یک طرف آن، مهاجرت به خارج، پادویی برای اپوزیسیون و محو تدریجی از حافظه هوادارانشان است و دیگری ماندن توام با سرافکندگی در داخل و فعالیت هنری و ورزشی در چهارچوب نظامی که چندی پیش، از آن برائت میجستند! به علاوه، فعالیت افرادی چون مصی علینژاد، علی کریمی و حامد اسماعیلیون به عنوان سران اپوزیسیون، نشانه افول مخالفان جمهوری اسلامی است. چه آنکه مخالفان جمهوری اسلامی زمانی دارای تشکیلاتهای عظیمی چون حزب توده و سازمان منافقین بودند و اکنون، چند روزنامهنگار و ورزشکار کمسواد، جای آنها را گرفتهاند !
دومین دستاورد حوادث اخیر، افزایش بصیرت مردم و استقامت جریان حزباللهی است. حوادث غمباری چون فاجعه شاهچراغ و ایذه، به خوبی نشان داد اعتراضات خیابانی و برخی شیوههای مطالبهگری مردم و نخبگان، حتی اگر فرضا اصل مطالبه آنها به حق و انگیزه آنها سالم باشد، میتواند با سوءاستفاده دشمنان، منجر به زیانهای جبرانناپذیری گردد. بنابراین باید حتی در اظهار حقی که ممکن است بخشی از جورچین جریان باطل را تکمیل کند، هوشیاری به خرج داد. همچنین پایان حتمی و قطعی این شرارتها، امید و استقامت جریان انقلابی را افزایش خواهد داد و برخی عناصر ضعیفالایمان که گمان میکردند کشور به لبه پرتگاه رسیده، خواهند فهمید که نظام اسلامی به برکت چهار دهه مجاهدت خالصانه امثال شهید حاج قاسم سلیمانی، به درجهای از استحکام رسیده که این شرارتها در نگاه رهبرش، حوادثی جزئی (1) محسوب میشود.
از طرفی، برخی جوانان و نوجوانانی که با گرفتارشدن در افسون فضای مجازی و القائات دشمن، دست به اقداماتی چون شعارنویسی و تخریب اموال عمومی و... زده بودند و گمان میکردند «انقلاب» و «سرنگونی» یک نظام سیاسی به سادگی بازیهای رایانهای است، با سرد شدن آتش اغتشاشات، در باورهای خود تجدیدنظر میکنند و به درک عمیقتری از مسائل اجتماعی و سیاسی خواهند رسید. البته که قوه قضائیه نیز باید با این جوانان، برخوردی پدرانه و مرشدانه داشته باشد و حساب آنها را از گروهکهای مزدور و معاند جدا کند. سومین دستاورد مهم اغتشاشات، پیبردن به نتیجه برخی ضعفها و ترکفعلها در میان مسئولین و کارگزاران کشور بود. به ویژه در حوزه فرهنگی، روشن شد که پرداختن به فعالیتهای روبنایی و غفلت از بنیاد فرهنگ- یعنی باورها و ارزشها- نمیتواند از بنای فکر و اندیشه جوانان، در برابر طوفان سهمگین تهاجم فرهنگی دشمنان محافظت کند. همچنین عدم اجرای سیاستهای نظارت و کنترل فضای مجازی حتی در برههای که به خاطر غیرحضوریشدن مدارس و دانشگاهها، اکثر نوجوانان، جوانان و حتی کودکان وارد این فضای مسموم شده بودند، آثار زیانبار خود را در حوادث اخیر نشان داد و عزم بخشی از بدنه مسئولین نظام برای مهار فضای مجازی، جدیتر از گذشته شده است. به علاوه مسدود نمودن برخی پیامرسانهای خارجی، موجب آشنایی بسیاری از مردم با نمونههای داخلی و رونق آنها شد و اکنون مطابق آمار، 27 میلیون ایرانی با شمارهتماس یکتا در پیامرسانهای بومی حضور دارند. بسترهایی که برخلاف تلگرام و اینستاگرام، فضای سالم و امنتری برای کاربران به ارمغان آوردهاند.
دیگر دستاورد ناآرامیهای امسال، نمایش جلوههای کمنظیری از رشادت، غیرت و وفاداری نسل جوان به انقلاب اسلامی بود. در این ایام همگان شاهد بودند دهه هشتادیهایی که برخی روشنفکران، آنها را مشمول «انقطاع نسلی» و بیگانه با آرمانها و ارزشهای انقلاب میدانستند، چگونه در دفاع از انقلاب، جان خود را کف دست گرفتند و به مقابله با آشوبگران رفتند. صحنههایی که نیروهای امنیتی، انتظامی، بسیج و... در دفاع از امنیت مردم خلق نمودند، به قدری عظیم است که جز با ابزار هنر، حق روایت آنها ادا نخواهد شد. و البته که مجاهدت خودجوش برخی فعالین فرهنگی در «جهاد تبیین» را نیز باید به این صحنههای زیبا ضمیمه نمود. با ملاحظه موارد فوق و بسیاری از مسائل دیگر، اغتشاشات 1401 به آزمونی میماند که قاطبه ملت ایران از آن سربلند بیرون آمدند و برخی خواص و مسئولین نیز به خطاها و اشتباهات خود پی بردند. بنابراین آنچه در آیندهای نزدیک نمایان خواهد شد، ایرانی قویتر از گذشته است که با سرعتی بیشتر، در فتح قلههای پیشرفت و اقتدار حرکت خواهد نمود.
البته نباید فراموش کنیم دشمنان ملت ایران که از چنین آیندهای بیمناکاند، به هر طریقی در صدد القای تداوم اغتشاشات برمیآیند تا اوضاع را همچنان ناپایدار جلوه دهند و به یاران خود امید واهی تزریق کنند. ممکن است شعارنویسیها، هشتگها و برخی شرارتها تا ماههای آینده نیز ادامه داشته باشد، اما آنچه روشن است، این «تنفسهای مصنوعی» به جسد اغتشاشات 1401 چیزی را در معادلات کلان داخلی و بینالمللی تغییر نخواهد داد.
___________________________
(1) بیانات رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام 20/07/01