ضرورت بررسی چالشهای دو سال آموزش غیرحضوری و تبعات آن
فرصتسوزی تعلیم و تربیت در اجبار آمـوزش مجازی
محمدامین ساغندی
کووید 19 موجود کوچکی بود که به سختی با میکروسکوپ دیده میشد. اما پس از آنکه در اوایل سال 2020 میلادی، در سراسر جهان گسترش یافت، تحولاتی بزرگ و محسوس در زندگی اجتماعی انسانها به وجود آورد. یکی از مهمترین تغییراتی که شیوع کرونا در بسیاری از کشورهای جهان رقم زد، جایگزین شدن فضای مجازی به جای حضوری در بسیاری از فعالیتهای اجتماعی بود. به گونهای که نهادهای متولی امر آموزش و پرورش نیز از این رخداد مصون نماندند و در بسیاری از کشورها، مدارس و دانشگاهها حداقل برای مدتی به صورت مجازی فعالیت نمودند.
در کشور ما نیز همزمان با بالارفتن آمار مبتلایان و فوتیهای ناشی از کووید 19، در اسفند سال 1398، درب تمامی مدارس و دانشگاهها به روی محصلین بسته شد و پدیدهای به نام آموزش مجازی که پیش از این فقط تجربههای محدودی از آن وجود داشت، رسما وارد زندگی میلیونها دانشآموز و دانشجو شد. علیرغم تمامی مخالفتها و انتقاداتی که از سوی کارشناسان و صاحب نظران عرصه تعلیم و تربیت بر آموزش غیرحضوری وارد میشد، این روند بیش از آنکه تصور میشد ادامه یافت و زمانی که در فروردینماه 1401، اخبار حضوری شدن مدارس منتشر شد، دانشآموزان و معلمین بیش از دوسال را پشت صفحههای دیجیتالی گذرانده بودند. در گزارش پیشرو، به واکاوی ابعاد مختلف دوسال آموزش مجازی در کشور پرداختهایم و با تعدادی از معلمین و مدیران مدارس درباره آن گفتوگو کردهایم. کسانی که همگی نسبت به تعلیم و تربیت نسل آینده کشور دغدغهمند هستند و حرفهای مهمی برای گفتن دارند. همراه ما در این گزارش باشید.
آسیبهای تربیتی در فقدان آموزش حضوری
واضح است که در نظام آموزشی ما، تربیت نیز بهاندازه تعلیم و بلکه بیشتر از آن اهمیت دارد. علم بدون اخلاق به هیچ وجه در نظام تربیت اسلامی مطلوب نیست و دانشآموزی که به نحو صحیح، پرورش نیافته باشد، علم او به حال جامعه سودمند نخواهد بود و بلکه زیانآور است.
« دانشآموزان در شیوه حضوری، صبح تا ظهر به صورت متمرکز در مدرسه هستند و در جمع دوستانشان آموزش میبینند. صبحگاه،نماز جماعت، مراسمات مدرسه و... همگی در رشد دانشآموز موثر است. در حالی که در آموزش مجازی هیچیک از موارد فوق وجود ندارد.»
این را مدیر یک دبیرستان دولتی در منطقه 14 تهران به گزارشگر کیهان میگوید و ادامه میدهد: « در این دوسال برخی دانشآموزان هر زمان که خواستهاند، از خواب بیدار شدهاند، هرطور که خواستهاند، لباس پوشیدهاند، در امتحانات با تقلب قبول شدهاند و به آن عادت کردهاند. در فعالیتهای جمعی حضور نداشتهاند و اینها آسیبهای مهمی است.»
آقای مقیسه هم که یک دبیر باسابقه در مقطع متوسطه اول است، در گفتوگو با گزارشگر کیهان اذعان میکند: « در آموزش مجازی معلم نمیتواند شخصیت و روحیات دانشآموزان را به خوبی بشناسد و متناسب با آن، اقدامات تعلیمی و تربیتی انجام دهد. از طرفی، تعامل با همسالان برای دانشآموز به ویژه در متوسطه اول بسیار مهم است و نوجوان در این مقطع سنی، بیشترین تاثیر را از همسالان خود میگیرد. بنابراین اهداف تربیتی نظام آموزش و پرورش در فضای کلاس و مدرسه به صورت حضوری تحقق خواهد یافت و آموزش غیرحضوری هیچگاه جایگزین آموزش حضوری نخواهد شد.»
مقیسه با بیان اینکه بیشترین آسیب در جریان آموزش مجازی، مربوط به تربیت اجتماعی دانشآموز بوده است، تصریح میکند: « ما اکنون شاهد دانشآموزانی هستیم که حتی طریقه نشستن در کلاس، صحبت با معلم و رفتار صحیح با سایر دانشآموزان را نمیدانند. ولنگاری فضای مجازی در دوسال گذشته نیز باعث شد تا دانشآموزان هر تصویر یا فیلمی را ببینند و متاسفانه شرم و حیا در میان برخی از آنها تنزل یافته است.
دانشآموز امروزه حریمی بین خودش و معلم قائل نمیشود و هر حرفی را بر زبان میآورد. بدون آنکه متوجه اثرات سوء آن بر دیگران باشد. »
گفتنی است آسیبهای تربیتی آموزش مجازی تاکنون مورد اعتراف برخی مسئولین نیز قرار گرفته است.
به عنوان مثال وزیر آموزش و پرورش حدود یکماه پیش اذعان نموده بود: « مدارس ما دو سال تعطیل بود. اما یک نفر اعتراض نکرد که دانشآموزان مشکل فاصله تربیتی در بعد روانشناختی و جامعهشناختی پیدا میکنند. در حالی که نهایت تعطیلی مدارس در جوامع دیگر، شش ماه بوده است.»
فضای مجازی
بستری برای تضعیف باورهای نسل جدید
امروزه تلاش بیوقفه دشمنان برای تولید انبوه محتواهای غرضورزانه در جهت تضعیف باورهای نسل جوان بر هیچکس پوشیده نیست. به گونهای که میتوان فضای مجازی را در زمان کنونی، میدان تیر دشمن برای هدف قرار دادن ایمان مردم به ویزه جوانان و نوجوانان دانست. تا قبل از شیوع ویروس کرونا، برخی والدین تلاش میکردند دسترسی فرزندانشان به محیط اینترنت را محدود و کنترل کنند. اما شیوع کرونا و مجازی شدن فرآیند آموزش مدارس، موجب شد تا همه دانشآموزان، مجوز ورود به این عرصه پرخطر را بیابند و حتی به نوعی، ناگزیر از ورود به آن باشند.
آقای مقیسه پیرامون این موضوع، به صراحت اذعان میکند که خسارتهای ورود ناگهانی دانشآموزان به فضای مجازی به راحتی قابل جبران نخواهد بود و برخی اثرات آن در سالهای آینده مشهود خواهد شد.
او میگوید:«دانشآموزان با شبهات گوناگونی در زمینههای دینی و سیاسی مواجه شدهاند که آنها را به یکدیگر منتقل کردهاند. البته اینکه آگاهی نوجوان بالا برود خوب است، اما آنها پاسخ این شبهات را نمیدانند و متاسفانه تحت تاثیر فضای خانهنشینی که در دوسال اخیر رایج بود، نوجوان خودش را تنها حس کرده و حاضر نیست حتی با همکلاسی یا معلم خودش تعامل و گفتوگو کند.»
عیسی مطواعی، دبیر مقطع متوسطه اول تجربه خودش را اینگونه بیان میکند:«اکنون که مدارس بازگشایی شدهاند، ما شاهد تغییرات وسیعی در افکار و رفتار دانشآموزان هستیم. البته تغییرات همیشه وجود داشته و دارد. اما به اعتراف همه همکاران ما، دانشآموزان پس از دوسال مجازی بودن مدارس، به طرز بیسابقهای تغییر کردهاند و مسائلی برایشان مطرح شده که قبلا نبود.»
وی حتی به مشاهده نمونههایی از بلوغ زودرس در دانشآموزان اشاره میکند و میگوید: «بسیاری از خانوادهها که نگران فرزندانشان بودند، خرید تلفن هوشمند را حداقل تا رسیدن به سن نوجوانی به تعویق میانداختند. اما در دوران کرونا ناچار شدند برای فرزند دبستانیشان تلفن هوشمند بخرند. حالا میبینیم دانشآموز کلاس دوم ابتدایی مسائلی مطرح میکند که حاکی از بلوغ جنسی زودرس است.»
آسیبهای فکری و فرهنگی ناشی از ورود کنترلنشده میلیونها کودک و نوجوان به فضای مجازی به قدری زیاد است که برخی مسئولین نیز به آن اعتراف نمودهاند.
به عنوان مثال در سال 99، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش در مصاحبه ای، به آسیبهای اعتقادی و اخلاقی ناشی از فضای مجازی در بین دانشآموزان اشاره کرده بود و گفته بود: «شایعات،تهمتها، افتراها،کلیپهای جعلی و... در ذهن پاک دانشآموزان تاثیرگذار است. زیرا آنها قدرت تشخیص و تمیز ندارند. از این رو تاثیرات مخربی در باورهایشان ایجاد خواهد شد. به ویژه هنگامی که دانشآموز دسترسی به هیچ پرسش و پاسخی ندارد، بیشتر دچار آسیب میشود.»
مسئولین راحتترین کار را انتخاب کردند
این روزها شاید کمتر کسی منکر آسیبها و خلأهای آموزش مجازی باشد. اما مسئولین اینگونه پاسخ میدهند که در شرایط پاندمی کرونا و رشد تصاعدی مبتلایان و فوتیها، چارهای جز توقف حضور دانشآموزان در مدارس نبود. اما سؤالی که وجود دارد این است: آیا نمیشد با تمهیداتی آسیبهای آموزش مجازی را کاهش داد و مدیریت کرد؟
آقای تهماسبی مدیر دبیرستان متوسطه دوم در این باره اینگونه اظهارنظر میکند:«درست است که ما در شرایطی بحرانی بودیم، اما فکر میکنم در آن شرایط، فقط مسئله کرونا برجسته شده بود و به مسائل دیگر توجهی نمیشد.
در واقع کسانی که باید نقش اتاق فکر آموزش و پرورش را ایفا میکردند،کار را رها کرده بودند و این شد که دوسال کاملا آموزش حضوری تعطیل شد. در حالی که شاهد بودیم ادارات،کارخانهها، بازار و... با اجرای برخی پروتکلها باز بودند. در مورد مدارس و دانشگاهها هم میتوانستیم پروتکلهایی را پیشبینی کنیم تا آموزش حضوری کاملا تعطیل نشود. ولی متاسفانه مسئولین راحتترین کار را انتخاب کردند.»
کرونا و آموزش مجازی اغتشاش؟
از اواخر شهریورماه سال جاری، اغتشاشات و ناآرامیهایی در کشور رخ داد که دو جنبه داشت. یکی دخالت آشکار و مستقیم دشمنان خارجی در آموزش تیمهای مزدور عملیاتی و رسانهای برای ایجاد التهاب و ناامنی در کشور و دیگری اقدامات خشونتآمیز برخی جوانان و نوجوانان که همسو با نقشههای دشمنان بود.
به استناد برخی آمارهای منتشر شده، میانگین سنی اغتشاشگران خیابانی، زیر 25سال بوده است. هرچند تعداد این افراد در مقایسه با اکثریت جوانان و نوجوانان مومن و انقلابی کشورمان ناچیز است، اما به راستی چرا عدهای جوان و نوجوان، اینگونه بیپروا به خیابان میآیند و مرتکب اعمال خشونتآمیز و خسارتبار میگردند؟
عیسی مطواعی در پاسخ به این سؤال به نکته جالبی اشاره میکند. او با یادآوری یکی از دیدارهای رهبر معظم انقلاب با معلمان که ایشان در آن دیدار، نفس معلمان را نفس طیبه نامیده بودند، میگوید: «حقیقتا نفس طیبه معلم در روح و باطن دانشآموز تاثیرگذار است. اما در آموزش مجازی، دانشآموزان از این نفس طیبه محروم شدند. در مقابل شاهد بودیم که آنها در فضای مجازی، آماج تیرهای مسموم دشمنان قرار گرفتند و نتیجه نوجوانی است که در خیابان شعارنویسی میکند یا دست به اقدامات خشن و خرابکارانه میزند.»
وی در ادامه میگوید: «نمیتوانیم انکار کنیم که فضای مجازی، انسان را از فضای واقعی جدا میکند. دانشآموزی را در وقایع اخیر دستگیر کرده بودند که چراغ راهنمایی خیابان را شکسته بود. وقتی پرسیده بودند چرا این عمل را مرتکب شدی؟ گفته بود من فکر میکردم مثل بازیهای کامپیوتری است که وقتی کاری انجام میدهی، به مرحله بعد میروی. من بعد از شکستن چراغ،منتظر بودم ببینم چه اتفاقی میافتد و مرحله بعد چیست؟! بنابراین حتما ورود برخی از نوجوانان در اغتشاشات اخیر، با آنچه در فضای مجازی بر سرشان آمده، ارتباط دارد.»
فرصتهای آموزش مجازی
با همه انتقادات وارده بر آموزش غیرحضوری،شاید بیانصافی باشد اگر به برخی جلوههای مثبت این پدیده توجه نکنیم.
حسن کریمیان که مربی پرورشی یک مدرسه در شهرکرد است، پیرامون برخی نقاط مثبت آموزش مجازی میگوید: «در دوسال شیوع کرونا و خانهنشینی دانشآموزان، ارتباط و تعامل آنها با خانواده بیشتر شد و گرچه این امر، چالشهایی نیز داشت. ولی والدین با سختی کار معلمین در بحث تعلیم و تربیت آشنا شدند. یک نقطه برجسته در آن دوران، تلاش بیشتر معلمین و زحمات مضاعف آنها در ارائه طرحهای آموزشی بود. معلمین متحمل فشارهای زیادی شدند. زیرا از طرفی صبح تا ظهر در مدرسه و مشغول تدریس مجازی بودند و از سوی دیگر، مابقی وقت خود را باید در فضای مجازی و شبکه شاد، به پیگیری امور درسی دانشآموزان و ارتباط با آنها میپرداختند. بنابراین تقریبا تمام وقت معلمین درگیر کارشان بود.»
مطواعی، معلم متوسطه اول هم آموزش مجازی را دارای فرصتهایی میداند. او ضمن بیان اینکه کشور ما دارای اقلیم آب و هوایی چهارفصل است، تصریح میکند: «در طول سال، همواره در برخی مناطق کشور این احتمال وجود دارد که به خاطر سرما،گرما،آلودگی و امثالهم، درب مدارس به روی دانشآموزان بسته شود. در این شرایط اگر معلمین ما تکنیکهای آموزش موثر در فضای مجازی را آموخته باشند، میتوانند با بهرهگیری از این ظرفیت، از تعطیلی کامل فرآیند آموزش جلوگیری کنند.»
در نهایت به نظر میرسد تاثیرات آموزش مجازی بر نظام آموزش و پرورش، که میتوان آن را اساسیترین رکن جامعه دانست، بایستی بیشتر و عمیقتر مورد بررسی علمی قرار گیرد تا ضمن شناسایی فرصتهای آن، خسارات به وجود آمده معین گردد و برای جبران آنها با قید فوریت، تدابیری اندیشیده شود. مسئله تعلیم و تربیت نسل آینده انقلاب اسلامی بهاندازهای دارای اهمیت است که اگر خسارات وارده به این فرآیند در دوران کرونا به نحو جامع شناخته شود، چه بسا بتوان آن را از خسارات جانی و مالی ناشی از این ویروس منحوس، مهمتر دانست.