kayhan.ir

کد خبر: ۲۵۲۳۳۰
تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۴۰۱ - ۱۸:۲۹
 
 
يكى از مواهب براى انسان اين است كه شرايط- و امكانات به‏طور متساوى و در حد كمال- برايش فراهم باشد ولى هيچ چيز براى او تحميلى نباشد.
گاهى «فكر» هم براى انسان تحميلى است،«ذوق» هم تحميلى است، «عاطفه» هم تحميلى است و اين مصيبت تمدن جديد است.
شما ببينيد امروز اين وسايل ارتباط جمعى- و به قول اينها رسانه‏هاى عمومى- دارد انسانها را مسخ مى‏كند،يعنى انسانها را آن‏طور مى‏سازند كه دل خودشان بخواهد نه آن‏طور كه مصلحت واقعى آنهاست يا مطابق آنچه كه انسان‌ها خودشان براى خودشان انتخاب كرده‏اند.
وقتى چيزى را بخواهند، دائماً به گوش آدم مى‏خوانند، جلو چشم او مى‏آورند، آن‌قدر مى‏آورند كه اصلًا روح انسان را مسخ مى‏كنند و انسان نمى‏تواند غير از آن فكر كند.
اين مسئله مسخ انسان كه در تمدن امروز وجود دارد هيچ زمانى مشابهش وجود نداشته.الآن به شكلى است كه هيچ كس در انتخاب هيچ چيزى نمى‏تواند آزادى داشته باشد،مثلًا انسان مى‏خواهد يك لباس انتخاب‏ كند، هزار و يك لِم و كلك و فن است كه آن لباسى را كه فلان كارخانه توليد كرده به تن او بپوشانند. آن‌قدر تبليغات مى‏كنند،آن‏قدر تلويزيون نشان مى‏دهد كه وقتى شخص از كنار خيابان رد مى‏شود و يك مانكن با هزاران طنّازى در يك فروشگاه است، اين بدبخت بى‏جهت به آنجا كشيده مى‏شود. نمى‏خواهد آن لباس را بخرد ولى روى اين جهت اغفال مى‏شود.مى‏رود به خيال خودش دو سه كلمه با او حرف بزند، ده دقيقه حرف مى‏زند. يك وقت به خود مى‏آيد مى‏بيند كه چند تكه لباس هم زير بغلش است و دارد خارج مى‏شود.مجبور است آن را بپوشد. اين امر به او تحميل مى‏شود.
تازه اينها تحميل‌هاى خيلى ساده است و الّا همه جور فكر و ذوق و سليقه و عاطفه و همه چيز به مردم به زور تحميل مى‏شود.اين چه كمالى است براى انسان؟! همان چيزى است كه خودشان آن را «از خود بيگانگى» ناميده‏اند.
نهايت از خود بيگانگى در تمدن امروز وجود دارد؛ يعنى در عين اينكه انسان به‏طور كلى از اسارت طبيعت آزاد شده است ولى همين امر سبب اسارت انسان براى انسان شده به شكل ديگرى و به نوعى بردگى منجر شده است به شكل ديگرى.
* مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (فلسفه تاريخ(1- 4))
ج‏15؛ صص222-223- با تلخیص و ویرایش جزئی

 

نام:
ایمیل:
* نظر: