نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
اذعان روزنامه اصلاحطلب به اقدام مهم دولت در تأمین امنیت غذایی
سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد در شماره روز پنجشنبه خود با اشاره به اقدام مهم دولت برای کشت فراسرزمینی در کشور ونزوئلا نوشت: «حدود يك ماه پيش و با سفر نيكلاس مادورو، رييسجمهوري ونزوئلا، به ايران سند همكاري ۲۰ساله بين دو كشور به امضا رسيد كه همكاري در حوزه كشاورزي را ميتوان يكي از مهمترين مفاد اين سند همكاري برشمرد هر چند جزئيات اين سند منتشر نشد، اما اين موضوع ميتواند روزنهاي براي توليدات بخش كشاورزي ايران باشد.ونزوئلا يكي از كشورهاي پرآب در دنيا محسوب ميشود كه كشت فراسرزميني در آن ميتواند ايران را به سمت تامين امنيت غذايي ببرد. ونزوئلا قرار است يك ميليون هكتار زمين در اختيار ايران قرار دهد اين در حالي است كه اين كشور بيش از ۳۳ ميليون هكتار اراضي قابل كشت با آب فراوان دارد. »
گفتنی است دولت سیزدهم از ابتدای فعالیت خود تاکنون برای ارتقای بخش کشاورزی و تامین امنیت غذایی کشور اقدامات موثری از جمله پیگیری کشت فراسرزمینی، کشت قراردادی و الگوی صحیح کشت را به طور جدی دنبال کرده، به طوری که بخشی از این اقدامات با وجود تحریمها محقق شده است.
باید به برجام دولت روحانی برگردیم و قید تضمین را بزنیم
روزنامه آرمان ملی در مطلبی نوشت: «آنچه از رسانهها برميآيد دو مشکل اصلي مسئله سپاه و تضمينهاست که انتفاع کامل اقتصادي ايران را شامل ميشود. شايد تضمين را به اين شکل آوردهاند که ايران بتواند نفع کامل را از توافق برجام و احياي آن ببرد و استفاده کند. در اين دو مورد آنطور که ما اطلاع داريم هيچگونه پيشرفتي حاصل نشده و در مقاله آقاي جوزف بورل هم به اين مسئله اشاره نشده است.»
در ادامه این مطلب آمده است: «بنابراين مسائل برجام با توجه به دو مشکلي که وجود دارد خيلي پيچيدهتر از اينها شده که با خوش خيالي آقاي بورل توافق در دسترس باشد. از اين رو به نظر ميرسد اينها بيشتر حرف درماني است تا اينکه ارائه يک راهحل باشد. ارائه راهحل، بازگشت به برجام 2015 است که براي ما بسيار منفعت دارد اگرچه تامينکننده تمام منافع ما نيست ولي برجام به يک زبان ديگر حلال همه مشکلات ما نيست ولي خيلي از مشکلات ما را چه به لحاظ تحريمها و چه به لحاظ فضاي بينالمللي و چه به لحاظ گشايشهاي اقتصادي باز خواهد کرد.»
آرمان ملی نوشت: « ايران شرط بندي خود را روي اين گذاشته والا آمريکاييها براي آنچه برجام 2015 بوده و الان روي ميز است، آمادگي دارند منتها ظاهرا ايران ديگر آن برجام را قبول ندارد و ميگويد الان شرايط جديدي اتفاق افتاده و ما هم براساس اين شرايط بايد امتيازهاي لازم را در عرصه تحريمها و موضوع سپاه و در رابطه با موضوعاتي که فکر ميکنيم انتفاع اقتصادي کامل را داشته باشيم، امتياز بگيريم.»
مدعیان اصلاحات با اینکه اعتراف کردهاند از برجام دولت روحانی چیزی جز «هیچ»، «نزدیک به صفر» و سندی «توخالی» عایدمان نشد اما بازهم بر گزاره «توافق به هر قیمتی» تاکید میکنند و میگویند قید شرط گذاری و تضمین را بزنیم و به برجام 2015 (سال 94) که در دولت روحانی تصویب شد برگردیم!
این همان چیزی است که از آمریکا درک نکردهاید
روزنامه شرق در سرمقاله خود نوشت: « چرا اسرائیل، نتانیاهو و ترامپ با برجام مخالف بودند و ترامپ یکطرفه از برجام خارج شد و متأسفانه در داخل هم گروهی مترجم نظرات صهیونیستها و ترامپ شدند و با ظاهرسازی فضای فرهنگی و سیاسی، کشور را مطابق نظرات آنها ساماندهی کردند؟»
این سرمقاله افزوده است: «اشکال برجام از دید آنها چه بود؟ هرچند برجام فعالیتهای هستهای ایران را محدود میکرد، اما موجبات مشارکت اقتصادی و فنی کشورهای دیگر را با ایران فراهم میکرد[!!] و با توجه به نیروی انسانی تحصیلکرده ایرانی و منابع شایان توجه طبیعی موجب شکوفایی فناوری در کشور و تولید و خلق ثروت در ایران میشد؛ ویژگیهایی که در هیچیک از کشورهای منطقه وجود ندارد. یعنی ایران میتوانست سیر صعودی توسعه و آبادانی را در ابعاد مختلف تجربه کند و بهطور طبیعی دارای هژمونی در منطقه شده و کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و این، آن چیزی بود که مورد پسند صهیونیستها نبود.»
طیف موسوم به اصلاحطلب (در خوشبینانهترین حالت) چنان در موضوع روابط بین دولتها و دیپلماسی سادهلوحانه برخورد میکند که گاه باعث حیرت است. اینکه برجام موجبات مشارکت اقتصادی و فنی کشورهای دیگر را با ایران فراهم میکرد ادعایی نادرست است. چرا که قراردادهای شرکتهای توتال، ایرباس، پژو و... با کشورمان پس از برجام گویای همه چیز است.
این شرکتها با ایران قراردادهایی را پس از برجام امضا کردند اما ظرف مدت کوتاهی پس از امضای قرارداد از ایران رفتند آن هم با بهانه خروج آمریکا. البته شایان ذکر است که پیش از خروج آمریکا از برجام یعنی در دوره خود اوباما برخی مقامهای دولت قبل نظیر ولی الله سیف، رئیسوقت بانک مرکزی ایران تاکید کرده بود که دستاورد ایران از برجام تقریبا صفر است.
نکته مهم دیگر این است که نکته اساسی در اظهارات منتقدان برجام این بود که آمریکا و اروپا قابل اطمینان نیستند و همین نکته را دلیل اصلی در انتقاد از این توافق میدانستند. دقیقا در مطلب فوق هم به آنچه منتقدان برجام میگفتند صحه گذاشته شده و آن غیرقابل اطمینان بودن غربیهاست.
نکته دیگر این است که طیف موسوم به اصلاحطلب که از سوی مقامهای رژیم جعلی اسرائیل به عنوان بزرگترین سرمایه صهیونیستها در ایران معرفی شده بودند همواره تلاش کردهاند تا بدعهدی آمریکاییها را به پای جریان سیاسی رقیب خود در ایران بگذارند.
تخطئه جبهه خودی با جنگ روانی توسط پادوهای داخلی دشمن
پادوهای داخلی دشمن که اعتماد به آمریکا را ترویج کردند و فاجعه آفریدند، همچنان جبهه خودی را تخطئه میکنند و عصا زیر بغل آمریکا میگذارند.
روزنامه جمهوری اسلامی در شماره روز پنج شنبه نوشت: «رئیسجمهور و اراده غالب در هیئت دولت بر ادامه مذاکرات برجامی و رفع مشکلات کشور تعلق دارد ولی متاسفانه عدهای که در خارج از دولت همواره سایه سنگینی بر تصمیمات داشته و اراده خود را بر دولتیها حاکم کردهاند، تاکنون نگذاشتهاند رفع تحریمها شکل گرفته و مشکلات معیشتی مردم برطرف شود.»
طیفی که نگذاشته رفع تحریمها شکل گیرد و مشکلات معیشتی مردم برطرف شود، تندروها و پادوهای مدعی اصلاحات ـ اعتدال یا همان شبکه تحریف و جنگ روانی دشمن در داخل هستند که به جای اعتراض به کارشکنی و نقض پیمان توسط آمریکا و اروپا در برجام، ایران را تخطئه میکنند.
آنها در دوران مذاکرات برجام و پسابرجام نیز طرف ایرانی را گرفتار و محتاج نشان دادند و ناچار از توافق به هر قیمت. آمریکا و اروپا با خیال راحت، توافق را نقض میکردند اما در داخل مدعیان اصلاحات به جای بازخواست آمریکا، طرف خودی را مقصر وانمود میکردند! به همین دلیل فضای احقاق حق ایران طی مدت مذاکرات و اجرای برجام در دولت روحانی هیچگاه شکل نگرفت بلکه در نقطه مقابل، فضای فشار و کارشکنی علیه کشور روزافزون شد. حریف اطمینان یافت که زیرپا گذاشتن توافق هستهای بدون هزینه است. بدعهدی آمریکا و اروپا در برجام را توجیه و رفو کردند. آنها همچنین با رها کردن بخش مسکن، حذف کارت سوخت، حراج کردن ذخایر طلا و ارز، به تعطیلی کشاندن صدها کارخانه، عدم اصلاح ساختار بودجه و دپوی کالاهای اساسی در گمرکات و بنادر به پای اقتصاد قفل زدند، یعنی هم مشوق و پُل تحریم آمریکا شدند و مسبب تحریم خارجی بیشتر، هم در داخل، خودشان تحریمگر شدند و عامل تحریم داخلی ویرانگر. رفتاری که دشمن را به محفوظ نگهداشتن تحریمها و افزایش آن کشاند تا این طیف در داخل بگوید باید منابع قدرت خود را به دشمن واگذار کنیم تا تحریم نباشد! آنها با همین غرض، چنان فرصتسوزی به کشور تحمیل کردند که رکوردهای تورم و رکود و ضریب جینی شکسته شد. این طیف آلوده، همچنان همین رویه خائنانه را دنبال میکند. پیگرد امنیتی و قضایی پادوهای داخلی دشمن که مانع از دستیابی ایران به حقوق خود شدند، امری بایسته است.