همراهی کُند شبکه بانکی با عزم دولت و مجلس در پرداخت تسهیلات (بخش پایانی)
تحقق شعار سال در گرو حمایت هدفمند بانکها از دانشبنیانها
رضا الماسی
در دولتهای مختلف طرحهایی با نامهای گوناگون داشتیم که تسهیلات بانکی را در اختیار افراد بگذاریم برای اینکه تولید بالا برود؛ تقریباً همه این طرحها ناموفّق بود. پولپاشی کردن و بیملاحظه اقدام کردن به جایی نخواهد رسید؛ باید [این] کار خیلی با دقّت و مطالعه و درست انجام بگیرد و فعّالیّت شرکتهای دانشبنیان به صورت زنجیرهای شکل پیدا بکند. البتّه این را هم من در ذهن داشتهام که بعضی از تصمیمهای اخیری که گرفته شده در مراکز تصمیمگیری ممکن است به برخی از شرکتهای کوچک و متوسّط کشور ضربه بزند؛ نباید دولت اجازه بدهد و بانکها اجازه بدهند که این ضربه وارد بشود؛ البتّه این [نکته] هست که به این بایستی توجّه کنند.
(رهبر انقلاب – 1 فروردین 1401)
یکی دیگر از موضوعاتی که در سالهای اخیر کمتر مورد توجه بانکها برای پرداخت تسهیلات هدفمند قرار گرفته، شرکتهای تولیدی خرد به خصوص دانش بنیانهاست. معدود تسهیلاتی هم که در این راستا پرداخت شده بعضاً با انحراف همراه بود و به اسم تولید به کام دلالهای واردات نشسته است.
هرچند با رویکرد جدید دولت و مجلس نسبت به این بنگاههای کوچک اقتصادی، اوضاع متفاوت شده اما هنوز تا هدایت حداکثری نقدینگی کشور به سمت تولید دانش بنیان فاصله زیادی وجود دارد.
بانک مرکزی به منظور هدایت بهینه منابع مالی موجود و حمایت از واحدهای تولیدی کوچک و متوسط، «دستورالعمل تأمین مالی بنگاههای اقتصادی کوچک و متوسط در سال ۱۴۰۱» را به بانکها ابلاغ کرده است.
در این ابلاغیه از بانکهای عامل خواسته شده است بیشتر از گذشته و با احساس مسئولیت افزونتر، موضوع تأمین مالی بنگاههای اقتصادی کوچک و متوسط را مورد توجه جدی خود قرار دهند و علیرغم محدودیت منابع و مشکلات و تنگناهای اعتباری موجود، نسبت به اولویتبندی تسهیلات به گونهای اقدام کنند که امکان دستیابی به اهداف تعیین شده در سال جاری میسر شود.
البته تجربه نشان داده اگر اجبار قانونی به بانکها نشود، عموماً با بخشنامههای توصیهای بانک مرکزی برخورد سلیقهای صورت خواهد گرفت. بنابراین لازم است با تعیین ضوابط و محدود نمودن شرایط اخذ تسهیلات برای شرکتها، به طور دقیق مشخص گردد که بانکها موظف هستند به کدام شرکتها تسهیلات بدهند.
برخورد نمایشی و تشریفاتی ممنوع
به گفته کارشناسان؛ برای اینکه شعار سال محقق شود باید نخست تعریف و هدف شناسی دقیقی از اقدامی که باید صورت گیرد داشته باشیم و در گام بعدی نسبت به آسیبهای پیش رو آگاهی داشته و برای گذر از آنها برنامه داشته باشیم.
رفتارهای سطحی و صرفا با نگاه ارائه گزارش اما بدون خروجی، خطری برای نهادینه شدن تولید دانش بنیان است. به عبارت دیگر همانقدر که بیعملی و اکتفا به حرکات نمایشی، به ضد هدف خود تبدیل خواهد شد، حمایت های دولتی بدون نگاه کلان و برنامهریزی دقیق و صرف پولپاشی در مواجهه با شعار سال نیز راه به جایی نخواهد برد.
نکته مهم دیگر در تحقق شعار سال این است که ممکن است برخی افراد با عنوانسازی و جعل واژهها، از مفهوم دانش بنیان سوءاستفاده کنند، و با جذب اعتبارات، آنها را در مسیر سوداگری و معاملات کاذب خرج کنند.
«البتّه این [کار] موجب این نشود که ما یک شرکتی درست کنیم و اسمش را بگذاریم دانشبنیان، در حالی که دانشبنیان نباشد؛ نه، حقیقتاً شرکتهای دانشبنیان [درست شود]؛ باید همّت کنند مسئولین ما و این کار را انجام بدهند؛ بخصوص در بخشهایی که عقبترند، مثل همین بخش کشاورزی... »
(رهبر انقلاب – 1 فروردین 1401)
روشهای جایگزین پول پاشی
راههایی که بتوان حمایت واقعی را به بخشهای نیازمند حمایت رساند و آسیبهای دیگری به اقتصاد نزند، موضوع سادهای نیست.
علی صالح آبادی رئیسکل بانک مرکزی در این باره پیشنهادی دارد. او از تخصیص اعتبارات هدفمند برای رونق تولید صحبت میکند و میگوید: «یکی از مهم ترین کارهای بانکها توجه به دو مقوله اعتبار و ضمانت است، یعنی لزومی ندارد حتماً پول به تولید تخصیص دهیم بلکه میتوانیم ضمانت دهیم.»
صالح آبادی برای شفاف شدن موضوع مثالی میزند و اظهار میدارد: «برای مثال یک شرکت خودروساز نیاز به پول دارد و به بانک مراجعه میکند که پولی بابت سرمایه در گردش دریافت کند و آن را به یک شرکت فولادی بدهد تا مواد مورد نیاز تولید خودرو را دریافت کند؛ این شرکت خودروساز می تواند به جای اینکه از بانک پول بگیرد و به شرکت دیگر دهد، نزد بانک تضمین بگذارد و اوراق بگیرد و به شرکت دیگر اوراق دهد؛ این اوراق میتواند جای پول به گردش در بیاید. یعنی میتوان با پول کمتر تولید را به حرکت درآورد.»
فرامرز رستگار، دبیر سندیکای صنعت مخابرات ایران راه بهتر برای تخصیص منابع از سوی دولت با پرهیز از پولپاشی را اختصاص ارقام بزرگ به جای تخصیصهای کوچک میداند.
او به فارس میگوید: «بهتر است دولت مسیر تزریق منابع را تغییر دهد و به جای اینکه پول را مستقیم به شرکتهای دانشبنیان پرداخت کند به بنگاههای متوسط و بزرگ صنعتی بدهد.»
رستگار توضیح میدهد: «باید حمایتها به این بنگاههای اقتصادی داده شود و شرط حمایت، استفاده از توان و نیروی شرکتهای دانشبنیانی با هدف رفع وابستگی علمی به منابع بیرونی باشد.
در این صورت بنگاه برای بهرهمندی از حمایت باید مسئله خود را با دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان داخلی حل کند.
همچنین کار هم تشریفاتی نخواهد بود، زیرا بنگاه اقتصادی باید برای بقای خود و بازپرداخت وامهایی که رفته رفته به نتیجه عملی و واقعی برسد، پس برای به نتیجه رسیدن تولید دانشبنیان تلاش واقعی میکند.
وی معتقد است: با این روش دولت دیگر درگیر کار با حدود ۶ هزار شرکت دانشبنیان نمیشود بلکه با مثلا صد شرکت بزرگ طرف میشود.
نگاه سنتی بانکها، مانع توسعه شرکتهای
دانش بنیان
پارکهای علم و فناوری به عنوان حلقه واسط بین دانشگاه و صنعت، یکی از مجموعههایی هستند که میتوانند در حمایت و تایید شرکتهای دانش بنیانِ موفق و حائز شرایط برای حمایت مالی نقشآفرینی نمایند.
پارکهای علم و فناوری وظیفه شکلدهی و توسعه زیست بوم فناوری و نوآوری هر استان را به عهدهدارند. پارکها به دنبال این هستند که بتوانند تمامی اجزایی که برای تبدیل شدن دانش به ثروت مورد نیاز است را هماهنگ کنند و بخشی از الزاماتی که برای صاحبان ایده و هستهها وجود دارد را برای آنها فراهم کنند.
دکتر سیامک آزادی، رئیسپارک علم و فناوری استان کرمانشاه تداوم نگاه سنتی بانکها در مورد پذیرش وثیقههای ارائه شده را مانعی جدی در مسیر استفاده شرکتهای دانش بنیان از تسهیلات بانکی میداند.
آزادی با اشاره به برخی مشکلات شرکتهای دانش بنیان به خبرگزاری کردپرس میگوید: «یکی از بزرگترین چالشهای شرکتهای دانش بنیان تامین منابع مالی است. این تامین مالی به روشهای معمول اتفاق نمیافتد. در پرداخت تسهیلات بانکی محدودیت نداریم اما خود شرکتها برای تامین وثیقه بزرگترین مسئله و چالش را دارند. متاسفانه هنوز نتوانستهایم به ساز و کاری برسیم که دانش و فناوری که در واقع این شرکتها در حوزه فناوری خودشان دارند مبنایی برای تضمین و ضمانتنامه آنها قرار بگیرد. هنوز هم سبک ضمانتنامههایی که ما میگیریم همان ضمانتنامههای سنتی است که باید سند مستغلاتی و اموال باشد.»
او حضور سرمایهگذاران خطر پذیر را یکی دیگر از ارکان مهم میداند که در این استان باید روی آن کار کرد. آزادی میافزاید: «صندوق پژوهش و فناوری زاگرس اساساٌ برای تامین مالی استارتاپها و دانش بنیان تشکیل شده و خوشبختانه فعالیتهای خوبی را ایجاد کرده است. این صندوق هم به دنبال جذب سرمایهگذار است و هم خودش روی فعالیتها سرمایهگذاری میکند. این اتفاق خوبی است اما به نسبت نیازی که در استان وجود دارد قطعا نیاز به توسعه بیشتری دارد.»
رئیس پارک علم و فناوری استان کرمانشاه اظهار میدارد: «ما دنبال این هستیم که بتوانیم از روشهای متنوع تامین مالی برای شرکتهای دانش بنیان و فناور استان استفاده کنیم و بتوانیم این چالش را کمرنگ کنیم. اما در سطح کلان قطعا نیاز به حمایت ویژهتری از این شرکتها داریم تا بتوانیم در حوزهای که نیاز به حمایت دارد مبتنی بر توانمندی تخصصی و سطح فناوری که دارند از آنها حمایتهای لازم را انجام دهیم.»
او درخصوص تسهیلات تخصیصی شرکتهای دانشبنیان نیز میگوید: «سال گذشته پارک علم و فناوری متولی تسهیلات تبصره ۱۸ بود و توانستیم حدود ۷۰ میلیارد تومان تسهیلات برای شرکتهای دانش بنیان استان در کارگروه استانی تخصیص بگیریم. این طرحها در حال معرفی شدن به بانکها و دریافت تسهیلات توسط شرکتها هستند و امسال هم این اتفاق میافتد البته با ظرفیت بسیار بالا که در گام اول ۲۰۰ میلیارد تومان و در گام بعدی این عدد تا ۲ و نیم برابر هم خواهد رسید.»
گلایههای صنایع کوچک از سیستم بانکی
صنایع کوچک در اقتصاد ایران نقش مهمی را بازی میکنند، به طوری که طبق آمارهای سال گذشته، حدود ۴۵۱ هزار و ۶۰۹ نفر در بخش صنایع کوچک شاغل هستند که تقریباً ۴۵ درصد میزان اشتغال در کل صنایع را شامل میشود. این سهم از اشتغالزایی، توجه به وضعیت تولیدکنندگان کوچک و رفع موانع و مشکلات آنها را با اهمیت بیشتری همراه میکند. یکی از بخشهایی که صنعتگران و به ویژه فعالان صنایع کوچک همواره از آن گلایه داشته و خواستار تغییر رویه این بخش هستند، سیستم بانکی است.
طبق آمارهایی که هر ساله در مورد تخصیص منابع بانکی به بخش تولید منتشر میشود، بانکها چندان در پرداخت سهم صنعت موفق عمل نکرده و معمولاً این سهم به طور کامل عملیاتی نمیشود.
عبدالوهاب سهلآبادی، رئیسخانه صنعت، معدن و تجارت ایران درباره موانع پیش روی توسعه صنایع کوچک، عملکرد سیستم بانکی را در ارتباط با بخش تولید به ویژه واحدهای کوچک و متوسط بسیار خطرناک دانسته و میگوید: «تمام کشورهای دنیا به صنایع کوچک و متوسط بیشترین توجه را میکنند و بیشترین درصد اشتغال هم در بنگاههای کوچک تولیدی اتفاق میافتد اما در ایران حمایتهای لازم از واحدهای صنعتی کوچک صورت نمیگیرد و بیشترین حرف این واحدها هم این است که اگر دولت کمک نمیکند، حداقل اذیت نکند.»
سهلآبادی با انتقاد از عملکرد بانکها نسبت به صنایع کوچک و متوسط، معتقد است: «بانکها در محاسبه سود برای صنایع کوچک به نوعی کلاهبرداری میکنند و تولیدکنندگان برای تسویه حساب هم دچار مشکلاتی میشوند که قابل جبران نیست.»
او با اشاره به سختگیری بانکها در اعطای تسهیلات بانکی و تأمین وثایق مورد نیاز، تصریح میکند: «بسیاری از واحدها برای تأمین وثیقه بانکی دچار مشکل میشوند و نظام بانکی حاضر به اعطای سرمایه ثابت به واحدهای تولیدی و صنعت نیست و فقط سرمایه در گردش کوتاه مدت ارائه میکنند.»