کد خبر: ۲۴۵۶۶۰
تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۱:۵۹

اخلاق فوتبال زیر پای دلالیسم له شده است (نکته ورزشی)

 

سرویس ورزشی-
رئیس‌آینده فدراسیون فوتبال- هرکسی که می‌خواهد باشد- دو راه پیش رو دارد که انتخاب کند. یک راه‌، اتخاذ مشی محافظه‌کارانه و تداوم اوضاع و احوال دلال زده و آشفته فعلی است و راه دوم‌، دست زدن به تحول و اقدامات اصلاحی با اتخاذ روش‌های انقلابی و شجاعانه و البته مدبرانه و کاملا حساب شده.
ناگفته پیداست آنچه که برای نجات فوتبال‌، ضروری و مطالبه و خواست اصلی جمعیت علاقه مند به ورزش است، اقدامات و راهی است که به «تحول» و «اصلاح» منجر شود و آنچه که مطلوب جریانات منفعت‌جو و باندهای مخرب و عناصر آویزان به فوتبال است، ادامه وضع آشفته و بی‌سروسامان فعلی است که الان چند سالی است به شکلی کاملا هدایت شده بر کار و بار مدیریتی فوتبال ما حاکم است.
این‌، حداقل از طرف ما و برای خوانندگان‌مان حرف تازه‌ای نیست که اساسا نفوذ و مداخله و منتفع شدن از منافع نامشروع و پول بی‌حساب و همچنین شلتاق و جولان جریانات مخرب دلالی در گروی بی‌سروسامانی و عدم ثبات لازم برکلیت و مدیریت فوتبال است. وقتی فوتبال‌، صاحب و مدیر نداشته باشد، یا اگر هم داشته باشد‌، نااهل و بی‌انگیزه و یا بزدل و وارفته باشد، معلوم است در چنین شرایطی‌، جریانات منفعت جو و دلالی افسارگسیخته بر ارکان و اجزاء آن نفود و سعی می‌کنند فوتبال را از مسیر خدمت به مردم و جامعه و جوانان و... به راه‌هایی که به تامین و تضمین منافع و اهداف شخصی و باندی آنها منجر می‌شود، منحرف نمایند.
بنابراین نیاز فوتبال و مطالبه اصلی اهالی آن و علاقه مندان ورزش ایران‌، این است که به این وضعیت‌، هرچه زودتر خاتمه داده شود و فضایی محترم و سالم‌، جانشین شرایطی شود که قالتاقیسم و شارلاتانیسم و در یک کلام‌، «دلالیسم» افسارگسیخته و زیاده خواه بر فوتبال ما تحمیل کرده‌اند.
کسانی که خود را در حد مدیریت فوتبال ایران دیده‌اند و به همین دلیل هم پا پیش گذاشته و کاندیداتوری خود را برای ریاست فدراسیون اعلام کرده‌اند، باور کنند امروز آنچه برای فوتبال ما حیاتی و ضروری و مهم‌تر از حتی ده صعود به جام جهانی فوتبال است، همین نکته‌ای است که اشاره شد.
فرهنگ و اخلاق و مرام این فوتبال‌، زیر لگدهای دلالیسم و جریانات اباحه گر و هرهری مسلک‌، « له» شده است. از این فوتبال‌، هیچ‌کسی جز صاحبان منافع نامشروع‌، لذت نمی‌برد. در این فوتبال‌، فضای بدبینی و بی‌اعتمادی حاکم شده است و بی‌احترامی و حرمت شکنی و انگ و تهمت زدن و... بیداد می‌کند. در این فوتبال‌، « رقابت» توام با همدلی و رفاقت و مدارای پهلوانی که در ذات ورزش قهرمانی و باعث هیجان سالم و جذابیت آن است، جای خود را به نفرت و کینه و دشمنی داده است و...
در این باره‌، چه کسی بیشتر از فردی که « مسئولیت» قبول کرده و نام پرمعنای«مسئول» را بر خود گذاشته‌، وظیفه و مسئولیت دارد؟ البته این موضوع که چرا کار فوتبال ما به این‌جا کشیده شده و چه دست‌ها و جریاناتی با اهداف صرفا اقتصادی- که بعید هم نیست با اغراض و اهداف سیاسی‌، ممزوج و آمیخته باشد- کار فوتبال را به این‌جا رسانده‌اند که فضای آشفته و بی‌سروسامانی مدیریتی از یک سو و فرهنگ پلشتی و فریب و سیاهکاری و فرصت‌طلبی و هرهری مسلکی از سوی دیگر‌، برآن حاکم شده، نیاز به بررسی دقیق‌تر و همه‌جانبه‌تر و مجالی جداگانه و مفصل‌تر دارد که حداقل جای آن در این نوشته نیست، اما اگر بخواهیم این سؤالات را بی‌پاسخ نگذاریم و به آن- ولو به طور مختصر- جوابی بدهیم این خواهد بود که: وضعیت ناخوشایندی که از حیث مدیریتی و از نظر اخلاقی و فرهنگی و روابط انسانی بر فوتبال ما حاکم شده‌، از سر اتفاق و به طور طبیعی و بازی روزگار نبوده و کاری دقیق و حساب شده بوده و هست که اگر عمری باشد طی روزهای آینده اشاره دقیق تری به این موارد خواهیم داشت.