بازی خطرناک ناتو این بار در شمال اروپا(نگاه)
سید محمد امینآبادی
شاید هیچ نظریهای در روابط بینالملل نتواند مثل «نئورئالیسم» چرایی بروز جنگ اوکراین و وضعیت امنیتی کنونی شرق اروپا و همچنین تله امنیتی که کشورهایی مثل اوکراین، فنلاند و سوئد در آن گیر افتادهاند را توضیح بدهد. نظریهپردازان «نئورئالیسم» بر این باورند که رابطه مستقیمی بین امنیت، قدرت و ترس در نظام بینالملل وجود دارد. به گفته آنها ساختار آنارشیک نظام بینالملل، همه دولتها را مجبور میکند که در محیط بینالمللی به شکل یکسانی عمل کنند یعنی همه دولتها در نظام بینالملل آنارشیک به دنبال بیشینهسازی قدرت و افزایش ضریب امنیتی خود هستند. از کلیدیترین مفاهیم نئورئالیسم مفهوم معمای امنیت است. این مفهوم به وضعیتی اشاره دارد که در آن دولت الف برای تضمین بقا و افزایش قدرت و ضریب امنیتی خود دست به اقداماتی میزند که همین اقدامات با واکنش دولت ب مواجه شده و و این دولت برای بر هم نخوردن موازنه، اقداماتی را در جهت مقابله با دولت الف انجام میدهد و این اقدامات امنیت دولت الف را بیشتر به خطر میاندازد و این چرخه، ترس و ناامنی دولت الف را بیشتر تشدید میکند.
با این مقدمه میتوان تصویر روشنی از چرایی جنگ اوکراین و آینده وضعیت امنیتی شرق اروپا و همچنین تبعات پیوستن فنلاند و سوئد به ناتو ارائه کرد. «مرشایمر» نظریهپرداز برجسته نئورئالیسم تهاجمی در همان اوایل جنگ در تحلیلی که نشریه انگلیسی «اکونومیست» آن را منتشر کرده بود در بیان چرایی وقوع جنگ اوکراین مینویسد: «دیدگاه غالب در غرب این است که پوتین یک متجاوز غیرمنطقی و نامطلع است که به دنبال ایجاد روسیه بزرگ در قالب اتحاد جماهیر شوروی سابق است؛ بنابراین، به تنهایی مسئولیت کامل بحران اوکراین را برعهده دارد. اما این داستان اشتباه است. غرب و به ویژه آمریکا، مسئول اصلی بحرانی است که در فوریه ۲۰۱۴ آغاز شد و اکنون به جنگی تبدیل شده که نه تنها اوکراین را تهدید به ویرانی میکند، بلکه این پتانسیل را دارد که به یک جنگ اتمی بین روسیه و ناتو تبدیل شود» به باور این دانشمند آمریکایی، «مشکل بر سر اوکراین در واقع در نشست بخارست ناتو در آوریل ۲۰۰۸ آغاز شد، زمانی که دولت جورج دابلیو بوش، ناتو را تحت فشار قرار داد تا اعلام کند که اوکراین و گرجستان عضو آن خواهند شد.» به گفته مرشایمر جنگ 2014 و جنگ کنونی که از 24 فوریه 2022(5 اسفند 1400)
شروع شد دقیقاً به همین دلیل بود که خطوط قرمز یک قدرت بزرگ (روسیه) در خارج نزدیک این کشور جدی گرفته نشد.
براساس مفهوم «معمای امنیت» تحلیل جنگ اوکراین اینگونه خواهد بود که اوکراین برای افزایش ضریب امنیتی خود دست به اقداماتی زد (تلاش برای عضویت در ناتو) که این اقدامات حساسیت قدرت بزرگ همسایه این کشور را تحریک و نتیجه آن از بین رفتن امنیت اوکراین بود. اوکراین قربانی این تحلیل اشتباه شد که در جدال بین آمریکا و روسیه باید وضعیت بیطرفی خود را کنار گذاشته و جانب آمریکا را بگیرد و نتیجه این تحلیل اشتباه نیز جنگ کنونی بود. عدم توجه به آموزههای رئالیسم و تبدیل شدن به زمین بازی قدرتهای بزرگ از سوی اوکراین نتیجه مصیبتبار کنونی را رقم زد. جنگ تاکنون هزاران کشته، میلیونها آواره و کشوری ویران را که به گفته مقامات کیف برای بازسازی آن بیش از 700 میلیارد دلار نیاز هست رقم زده است.
به نظر میرسد بازی خطرناک ناتو در شرق اروپا که به جنگ کنونی دامنزده در شمال اروپا نیز در حال تکرار میباشد. «سوئد» و «فنلاند» پس از سابقه طولانی بیطرفی هفته جاری یک قدم بزرگ برای پیوستن به ناتو برداشتند.۳۰ کشور عضو ناتو روز سهشنبه (۱۴ تیر) با امضای پروتکلهای الحاق، روند تصویب پیوستن این دو کشور به پیمان آتلانتیک شمالی را آغاز کردند. الحاق باید به تصویب پارلمانهای همه کشورهای عضو برسد. تخمین زده میشود که این کار ظرف شش تا هشت ماه تکمیل شود. فنلاند و سوئد ۱۸ می (۲۸ اردیبهشت) تقاضای عضویت در ناتو را رسما به «ینس استولتنبرگ»، دبیرکل ناتو ارائه کرده بودند.«ینس استولتنبرگ»، پس از امضای پروتکلهای الحاق فنلاند و سوئد گفته است: «این واقعا لحظهای تاریخی برای فنلاند و سوئد و روزی خوب برای ناتو است. با ۳۲ کشور دور میز، ما قویتر خواهیم بود و شهروندانمان در فضای امنتری زندگی خواهند کرد».
دبیرکل ناتو اشتباه میکند. پیوستن به ناتو امنیت فنلاند و سوئد را تضمین نخواهد کرد. آنها نیز در تله امنیتی گیر خواهند کرد که پیش از آنها اوکراین در آن فرو رفته است. فنلاند بیش از 1200 کیلومتر با روسیه مرز مشترک دارد و در صورت الحاق این کشور به ناتو، این ائتلاف نظامی در شمال اروپا با روسیه هممرز خواهد شد و این یعنی تسری تنشهای امنیتی از شرق اروپا به شمال اروپا. پوتین قطعاً به این مسئله واکنش نشان خواهد داد. روسیه پیشتر گفته بود در صورتی که فنلاند و سوئد در شمال اروپا به ناتو ملحق شوند؛ مسکو تسلیحات اتمی را در مرزهای اروپایی خود مستقر خواهد کرد. فنلاند و سوئد به لحاظ جبر جغرافیایی در همسایگی روسیه قرار دارند. کشورها نمیتوانند همسایگان خود را تغییر دهند. در جنگل کنونی نظام بینالملل که هیچ قاعده و قانونی جز آنارشی در آن به لحاظ ساختاری حاکم نیست، اهالی ضعیف این جنگل وقتی نمیتوانند خانه خود را در این جنگل تغییر دهند؛ باید به شدت محتاط بوده و از تحریک همسایه قدرتمند خویش خودداری کنند.