لزوم برکناری سرمربی تیم ملی فوتبال و قطع دست جریان دلالی
سرویس ورزشی-
سیاست « باری به هر جهت» و روش « هرچه پیش آید، خوش آید»، رایجترین شیوه و دستور کاری است که بر ورزش مستعد و بالقوه توانمند ما حاکم است.
فوتبال ایران تاکنون در پنج دوره در مرحله نهایی جام جهانی فوتبال حضور پیدا کرده و قرار است در پاییز امسال برای ششمین بار در مهمترین آوردگاه فوتبال جهان- اگر نگوییم معتبرترین، اما بدون شک، یکی از معتبرترین رویدادهای ورزشی جهان- حضور پیدا کند. سؤال این است که ما از این پنج دوره حضور، چه درسهایی گرفتهایم و کدام قدم را در راه اصلاح ساختاری و تقویت داشتههای غنی و نهفته این فوتبال برداشتهایم؟ آیا باید خود را فریب دهیم و به این سؤال، پاسخ مثبت بدهیم و واقعیات را کتمان کنیم؟ کار این فوتبال که تا حالا جواز صعود به شش دوره جام جهانی را در کارنامه خود دارد به جایی رسیده که تیم امید در مرحله اول مقدماتی آسیا از پس تیمهای ترکمنستان و ازبکستان برنمیآید و در همان قدم اول، از دور رقابتها حذف میشود و دو تیم پرطرفدار و با سابقهاش که در مصاف رویاروی، یکصد هزار جمعیت را به ورزشگاه میکشانند و میلیونها ایرانی در سراسر کشور و جهان از طریق رسانههای صوتی و تصویری، بازی آنها را مشتاقانه دنبال میکنند، چون فاقد استانداردهای ابتدایی یک باشگاه هستند، از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا فاقد صلاحیت وغیرحرفهای تشخیص داده میشوند و مجوز حضورشان در رقابتهای باشگاهی آسیا لغو میشود و...!
از اینگونه مثالها و نمونهها درباره فوتبال فراوان است که هر کدام از آنها ثابت میکند که بر کاروبار این فوتبال، « روزمرگی» حاکم است و در آن از فکر و برنامه و آینده نگری اصلا خبری نیست و از این حکایت میکند که مدیران ورزش ما از چند دوره حضور در جام جهانی هیچ درس و پندی نگرفته و در جهت تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف و اصلاح شرایط مدیریتی و فنی و فرهنگی آن هیچ اقدامی نکردهاند و لاجرم فوتبال ایران درجا زده و عقبگرد هم داشته و مصداق عینی « سال به سال، دریغ از پارسال» شده است.
امروز کمتر کسی درباره آنچه آمد، شک دارد و جز کسانی که خود را به خواب زدهاند، همه در این موضوع متفقالقول هستند که فوتبال ایران به بدترین شکل ممکن اداره میشود و روند و روال به گونهای پیش رفته که بزرگان و افراد خوشنام و آدمهای باشخصیت، کنج انزوا گزیده و یا به دست مشتی غریبه فرصتطلب عاشق منفعت و اسم و رسم، به کنج انزوا رانده شدهاند.
نگاه کنید امروز چه کسانی به نام « مدیر» از سرو کول فوتبال بالا میروند، نگاه کنید باندهای دلالی چگونه بر کاروبار آن مسلط شده و حالا با گستاخی، عنان و اختیار تیم ملی را هم به دست گرفتهاند. جا دارد بیش از هر شخص و ارگانی، مسئولان و مدیران ارشد ورزش و در راس همه، وزیر ورزش آستین همت بالا بزنند وغیرت به خرج دهند و برای اصلاح و پاکسازی فوتبال تلاش کنند.
چیزی حدود پنج ماه تا شروع جام جهانی باقی مانده است. وضعیت فوتبال و شرایط حاکم بر تیم ملی به هیچ وجه رضایتبخش نیست و موجب نگرانیهای جدی نزد محافل فوتبالی و کارشناسان و خیل علاقهمندان به تیم ملی- که به وسعت یک ملت هستند- شده است. مداخله و خطدهی جریان مخرب و مفسد دلالی در تیم ملی یک واقعیت تلخ است که جز افراد و رسانهها و برنامههای تلویزیونی که از قبل این وضعیت به صورتهای مختلف منتفع میشوند برهیچ دیارالبشری پوشیده نیست. ماجرای اردوی قطر و شکست تیم ملی برابر تیم دوم الجزایر و«ارنج» و آرایشهای پرعیب و ایراد کادر فنی آن، آخرین دلیل این نگرانیهاست. پنج ماه، فرصت بسیار کافی و مناسبی است تا آنها که در قبال این مردم و این ورزش و این کشور مسئولیت دارند، دستی بجنبانند و بهترین تصمیم را گرفته و قاطعترین و کارسازترین اقدام را انجام دهند.
درست نیست که تکلیف تیم ملی در «اتاق فکرهای دلالی» مشخص شود. باید مسئولان ورزش، وزیر محترم، کمیسیون فرهنگی و کمیته ورزش مجلس، کارشناسان آزاده و باشخصیت، رسانههای حقگو که حاضر نیستند حقیقت و حیثیت ملی را به قیمت مفت (مثلا در حد یک مسافرت!!) لگدمال کنند و سر مردم و مخاطب خود را با وقاحت شیره بمالند و... «اتاق فکر»هایی برای نجات فوتبال ایران از مخمصه ساخته دلالان، تشکیل دهند و « بهترین تصمیم» را بگیرند.
مردم و دوستداران ورزش و عاشقان ایران سرفراز اسلامی از حضور فوتبال ایران در جام جهانی خوشحال هستند، نگذارید منفعتپرستان، این موفقیت را به کام مردم تلخ کنند. برخلاف تبلیغات دلالان و القائات «سیما»یی و قلمهای دروغ نویس و میکروفونهای کرایه ای، که سعی میکنند چهره کریه خود را با نقاب دلسوزی بپوشانند و یکسره مینویسند و میگویند که « پنج ماه، زمان کمی برای تغییر است...»، « در شرایط فعلی، مصلحت نیست که دست به تغییرات اساسی در تیم ملی زد...» و « حداقل تا جام جهانی صبر کنیم و بعد ازآن...»، اتفاقا پنج ماه، فرصت بسیار مناسبی است که بهترین تصمیم درباره تیم ملی گرفته شود و شجاعانهترین اقدام صورت بگیرد، به شکلی که اولا: تیم ملی از چاله به چاه نیفتد، یعنی از دست یک باند دلالی به دست جریان دیگر دلالی دندان تیز کرده نیفتد و... ثانیا: به طور کلی جریانات دلالی مخرب متوجه شوند که نمیتوانند هرکاری که دلشان بخواهد با عزیزترین و محبوبترین تیم مردم یک کشور بکنند و برخلاف تصور آنها اوضاع طوری نیست که مقابل خرابکاریها و اخلالگریها، همه (مسئول و کارشناس و رسانه و...) واداده و منفعل عمل کنند.
حرف آخرهم صریح و بیتعارف اینکه، اصلاحات در تیم ملی را از برکناری کادر دست نشانده دلالی شروع کنید ومربیگری این تیم را به دست افراد باشخصیت و قوی (ترجیحا ایرانی) بسپارید تا لاجرم دست عناصر مخفی و جریانات پشت پرده (البته شناخته شده) دلالی هم از دخالت تخریبگرانه در تیم ملی قطع شود. شک نکنید که در صورت هدایت سالم تیم ملی، بار دیگر «غیرت وهنر» ملیپوشان ایرانی در صحنه
جام جهانی، حماسه ساز و باعث شادی دل مردم عزیز ایران میشود و باز تردید نکنید که کادر فنی فعلی تیم ملی، از شخص به اصطلاح سرمربی! آن گرفته تا...، نماد و نمود حضور دلالی ویرانگر و منفعتپرست در این تیم است...