چه ارگانی مسئول رسیدگی به اتفاقات تلخ فوتبال پایه است؟!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
مسئولان ارشد و دولتمردان دلسوز و متعهد ما بدانند که ورزش ما سالهاست، به ویژه طی هفت هشت سال اخیر،از ناحیه بینظارتی ضربات سخت و سنگینی خورده است، ضرباتی که نه فقط از نظر فنی و برد و باخت و... به ورزش آسیب زده بلکه فرهنگ واخلاق و سلامت مادی و معنوی جامعه ورزش خاصه نسل جوان آن را به شدت تهدید میکند.
شنیدیم که چند روز پیش در برنامه« فوتبال یک» بحثهایی درباره فساد اخلاقی و رخنه و نفوذ عناصر ناباب و اراذل و اوباش مفسد در فوتبال پایه تهران مطرح شده که اگر به فرمایش مولای متقیان(ع) هر انسان شرافتمند و باغیرتی از شنیدن آن بمیرد، حق دارد. سالهای سال است که خیلی از دلسوزان و افراد آشنا با مسائل فوتبال در این باره هشدار میدهند، حالا تلویزیون هم، بعد از ارسال پیامها و فیلمهای مردمی، در برنامهای درشبکه ورزش مجبور! شده در دقایقی از وقت گرانبهای خود که به آفساید بودن یا نبودن فلان توپ و پنالتی نبودن یا بودن فلان حادثه اختصاص پیدا میکند به این موضوع حیاتی اشاره کند- که البته همین هم جای تشکر دارد- و در این باره هشدار بدهد.
این فقط یک نمونه و مثال بود وگرنه از این مثالها و اتفاقات تلخ که از یک سو ناشی از وادادگی و انفعال و یا بیلیاقتی و عدم جربزه مدیران است و از سوی دیگر به رها بودن ورزش و فقدان نظارت دقیق برکار وبار این مقوله مهم- که با نسل فردا و آینده ساز کشور سروکار دارد- برمیگردد، فراوان است.
وادادگی و روزمرگی حاکم بر ورزش ما و عدم رعایت اصل مهم نظارت که هم در کتاب آسمانی ما بر آن تاکید شده و هم در سنت و سیره پیامبر(ص) و روش حکومتی علی(ع) به روشنی قابل ملاحظه است و علاوهبراین، کارآمدی و فایده آن در کوره تجربه بشری و آزمایشهای اجتماعی وتاریخی به ثبت رسیده، در حالی است که بدخواهان و دشمنان این آب و خاک برای جوانان ما برنامهها و نقشهها دارند و در اجرای آن هم اولا لحظهای غفلت نمیکنند و ثانیا از هر ابزار و امکانی استفاده میکنند. آنها حتی با حربه کارساز و بسیار خطرناک « نفوذ»، میخواهند کاری بکنند که ورزش وامکانات ورزش ما، مسئولان و مدیران ورزش ما و رسانه و تلویزیون ما ناخواسته و ناخودآگاه، بر وفق مراد آنها عمل و رفتار کنند و به جای پرداختن به مسائل اصلی به موضوعات فرعی که در هرحال در اولویت نیستند بپردازند و جرات درافتادن با مفاسد و پلشتیها را نداشته باشند.
آنها اینطور به اهالی ورزش القاء میکنند که ورزش هیچ مشکلی ندارد، ورزشهای پایه ما مثل دوومیدانی و ژیمناستیک و... در نهایت صحت و سلامت هستند و همه هنر و انرژی و سرمایه و همه هوش و حواس مسئولان به کشف نیروهای جوان و استعدادهای پنهان در چهار گوشه این کشور پهناور است وهرگز با خاصه خرجی و منت پذیری، دنبال این نیستند که قهرمانی پا به سن گذاشته برایشان مدالی از هرجا که شده بیاورد و مسئولان به بهانه آن سینه سپر کنند و مدعی شوند که «بله، ما هم دوومیدانی داریم» و ورزش را اصولی مدیریت میکنیم!
درشرکتهای مسئول ورزشگاهها و اماکن ورزشی با رعایت اصل شایستهسالاری، همه چیز مثل ساعت پیش میرود و رفیق بازی و باندبازی و سیاهکاری جای اصل مهارت و تخصص ننشسته، در بسکتبال ما هیچ « تغییر اتوبوسی» و تصفیه حساب خطی وباندی صورت نمیگیرد و همه تغییرات و عزل و نصبها خداوکیلی فقط و فقط برای خدمت به ملک وملت و ارتقای سطح کمی و کیفی بسکتبال کشور است و... الخ تنها چالش ومسئلهای که بر سر راه ورزش ما وجود دارد که اگر آن را حل کنیم، دیگر به یک کشور «صاحب ورزش» تبدیل میشویم، این است که«فوتبال ما در جام جهانی از گروه مقدماتی به دور بعدی صعود کند»!
اگر این موفقیت هم حاصل شود، ورزش ما مرحله تازهای را در طول عمر وحیات خود آغاز میکند! این « القای غلط» موضوعی جدی است و ما در این باره قصد مبالغه و گزافهگویی نداریم. برای اثبات این ادعا کافی است که به اظهار نظر مسئولان(؟!) فوتبال ویا محور برنامههای ورزشی تلویزیون ما کمی دقت کنید.