نبرد تمدّنی در فضای «سایبر»
بهاره مناف وند
امام خامنهای «مدظله العالی»: «اگر امروز با مفاسد اخلاقی و با بیبندوباری در جامعه، مقابلۀ صحیح و هوشمندانه شود، آنها جنجال میکنند؛ این بدیهی است. جنجالِ آنها حقیقت را عوض نمیکند؛ وظیفه را هم عوض نمیکند. مسئولان باید بدانند چه میکنند.» (۱۶تیر۱۳۸۳)
در قرن جدید، که «ارتباطات» و انتقالِ «اطلاعات» با شیوههای نوین صورت میپذیرد؛ پرداختن، به موضوعاتی از قبیل «فضا»، «اصول» و «قواعد» حاکم بر این نوع ارتباطات، امری مهم و تعیینکننده و بلکه الزامی است. اهمیّت این موارد، آنجایی به اوج میرسد، که جمهوری اسلامی روز به روز به بالندگی خود نزدیکتر شده و در مسیر «تمدنسازی» قرار گرفته به نحوی که خصم - استکبار، شبکۀ نفوذ صهیونیزم جهانی و ایادی داخلیشان- را با چالش جدّی مواجه نموده و رقیبی قدر میطلبد. در این متن، به بررسی ابعاد مختلف این «نبرد تمدنی» میپردازیم.
1. در «جنگ نرم»، «فضای سایبر»، که به اشتباه از آن، با عنوان «فضایِ مجازی» یاد میشود، - چرا که این فضا واقعی است و اثرات آن، در تمام شئون زندگی، جاری و ساری است- در صورت رعایت برخی ضروریّات و ایجاد ثبات و امنیّت کافی میتواند به ابزار مفید، موثر و پیشران، در جهت نیل به اهداف مقدّس و اسلامی- انقلابی، مبدّل گشته و اگر چنانچه وسیلهای در دست دشمنان باشد، همانند سلاح شیمیایی در جنگ سخت است که نیروی انسانی را از بین میبرد؛ در حالی که تجهیزات، به قوّت خود باقی است... همانطور که آیتالله خامنهای تاکید دارند: «دشمن از لحاظ فضای مجازی، آرایش جنگی گرفته در مقابلِ این دشمنی، ملّت ایران، بایستی آرایش مناسب بگیرد و خودش را آماده کند.» (۲اردیبهشت ۱۳۹۸)
متاسفانه با گذشت مدّت زمان زیادی از تاکیدات ایشان، رعایتهای لازم صورت نگرفته و ابهت این نبرد- که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و گسترۀ مکانی و زمانیاش حیرت را برمیانگیزد- برای بسیاری از مسئولان، عیان نگشته است. در این فضای غبارآلود و فتنهانگیز، که حق و باطل را ماهرانه و با خباثت تمام در هم آمیختهاند، بیعدالتی، دروغ و شایعهپراکنی، اغواگری و ناامیدی موج میزند و سیل تحریف به سیلانانداخته و اراده را غرق میکند. تشعشعات این مصاف نابرابر، روح، ذهن و جسم اکثر انسانها را در اقصی نقاط جهان، تحت تاثیر قرارداده و ارادۀ سلطهگران، سلطهپذیران را کنترل میکند. در چکاک جدال نرم، این جمهوری اسلامی و انقلاب است، که همچون خورشیدی تابان، در ظلمت عالمگیر میدرخشد و چشمان تاریکبین دشمنان را همچون شمشیری برنده میدرد و خصم را به مقابلهای جدّی فرامیخواند؛ - چرا که افق این تابش به وسعت تمام قلمرو مستکبران عالم است و حیات ظلمانی آنان را در صورت ایجاد «تمدّن نوین اسلامی» با تهدید هولناک مواجه میکند- بر این اساس، مستکبران عالم، طرح شومی را درانداختهاند، تا در این فضای «ول» روح هزاران انسان، و به ویژه نوجوانان و جوانان را بربایند و آنان را از اسلام و انقلاب جدا کرده و ایران «اسلامی- انقلابی» را با کمبود و بحران نیروی انسانی فعّال و موثر مواجه ساخته؛ و در میدان رزم یکّهتازی نمایند و فرعونوار، تمدّن شوم و شیطانی خود را بر جهانیان تحمیل کنند. در عصرِ جدال تمدنها، فرهنگ منحط غرب و فرهنگ انقلابی- اسلامی در «فضای سایبر» زور آزمایی میکنند؛ در این میان، هر کدام از طرفین که اراده و پشتکار بیشتری داشته باشد، بر دیگری چیره خواهد شد.
2. جریانهایی که در این رزمگاه تمدّنی در مقابلِ حق صفآرایی کردند، شامل استکبار و صهیونیزمِ جهانی و معارضانِ داخلی هستند، که با افکارِ واداده و غربزده، لیبرال- دموکراسی را به رخ انقلاب و اسلامِ ناب محمّدی(صلیاللهعلیه و آله وسلم) میکشند و در واقع منافع و اهداف مادّی و دنیا طلبانۀ خود را در قالب دوگانهسازیهای مغالطهآمیز، القا و دنبال میکنند. برای شناخت هرچه بیشتر جبهۀ دشمن، به بررسیِ اهداف خباثت آلودشان میپردازیم.
استکبار جهانی و یونسکو
یونسکو، مهمترین نهادِ گفتمانساز سازمان ملل متّحد محسـوب میشـود. هنر یونسکو، ورود خاموش در لایههای فرهنگی کشورها و تصمیمسازی، برای جهتدهی، به کشورها در چهارچوب مدنظر سازمان ملل متّحد میباشد. یکی از مهمترین و شناخته شدهترین برنامههای فرهنگی و تصمیمساز یونسکو، سند ۲۰۳۰ در آموزش و پرورش است که بسیاری از نخبگان گمان میکنند، مربوط به آموزش و پرورش است و ارتباطی با دیگر دستگاهها ندارد. درحالی که ۲۰۳۰، برنامهای است که یونسکو، برای غالب دستگاهها، در نظر گرفته است. یکی از مهمترین دستگاههای مورد توجّـه یونسکو، نهادهای مربوط به حوزۀ ارتباطات و اطلاعات میباشـد. عنوان برنامۀ یونسکو، برای نیل به اهداف سند ۲۰۳۰ «سـواد رسانه» است. در «سواد رسانه»- مورد نظر یونسکو-، کشورها نباید وارد عرصۀ حکمرانی «فضای سایبر» و رسانه شوند، بلکه به بهانۀ ایجاد نگاه انتقادی به رسانه و توانمندسازی مردم، مدّعی است، میتواند کاربران را از حالت انفعالی، به حالت فعّال منتقل کرده و بدین ترتیب از وقوع آسیبها پیشگیری کند. درحالی که در نگاه نخسـت، این هدف بسیار مطلوب و مورد پسند نشان میدهـد، اما واقعیّات پشـت پردۀ سواد رسانه چیز دیگری است. سواد رسانه موجب ادامۀ تسلّط صهیونیسـتها بر افکار عمومی شده و هرگز هیچ کشوری نتوانسته با تمسّک به سواد رسانه، ذرّهای از معضلات رفتاری کاربران را کاهش دهد. البتّه این نقد، به معنای نفی مطلق سواد رسانه نیست؛ بلکه به معنای بومیسازی سواد رسانه متناسب با اهداف، آرمانها و سیاسـتهای کلان جمهوری اسلامی است. هم اینک قریب به اتّفـاق کتب سواد رسانه، به خصوص، کتاب تفکر و سواد رسانه که در مدارس تدریس میشود، مطابق آموزههایِ یونسکو تدوین شده و تدریس میگردد. به همین دلیل است، که آیتالله خامنهای «مدظله العالی»، میفرمایند: «ما برای ساختن این بخش [اصلی و اساسی] از تمدّن نوین اسلامی [كه همان سبك زندگی است]، به شدّت باید از تقلید، پرهیز كنیم؛ تقلید از آن كسانی كه سعی دارند روشهای زندگی و سبك و سلوك زندگی را به ملّتها تحمیل كنند. امروز مظهر كامل و تنها مظهر این زورگویی و تحمیل، تمدّن غربی است. تقلید از غرب برای كشورهایی كه این تقلید را برای خودشان روا دانستند و عمل كردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتّی آن كشورهایی كه به ظاهر به صنعتی و اختراعی و ثروتی هم رسیدند، اما مقلّد بودند. علّت این است كه فرهنگ غرب، یك فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودكننده فرهنگهاست.» (۲۳مهر۱۳۹۱)
جریانهایِ به ظاهر داخلی
جریانِ لیبرال، دگراندیشان، مغالطهگران و منفعتطلبان و...گروهِ دیگری هستند، که مانع احقاق حق میشوند؛ جریان لیبرال، ضمنِ تمرکزِ ویژه بر مسئلۀ فرهنگسازی، تلاش زیادی برای بیاهمیّت جلوهدادن نقش و جایگاهِ مدیریتِ «فضای سایبر» و سـاختارِ نرمافزارها و سـختافزارهایِ گوناگون، در نحوۀ استفادۀ کاربران از این محیط میکند. اینان در اظهار نظرات خود، کاربر را یگانه عنصرِ تعیینکننده در نحـوۀ استفاده از «فضای سایبر» معرفی کرده و جایگاه مدیریت و ساختار فنّاوری را نفی میکنند. تاکید بر این جمله: «استفاده از این ابزارها بستگی به خودمان دارد»، از مهمترین موارد جاری بر ادبیّات گفتاری و نوشتاری اینان است. اینک این تفکّر در جبهۀ انقلابی نیز ریشه دوانده و جمعِ قابل توجّهی از آنان نیز بر همین باورند. مغالطهگران مزدور، برای نیل به منافع دنیوی خویش، «استقلال» در «فضای سایبر» را مقابلِ «آزادی» قرار میدهند، به طوری که مخاطب تصور کند، «استقلال» که موجبِ «عزّت و اقتدار ملّی» و باعث پیشرفت، در عرصههای گوناگون شده و دست مستگبران و چپاولگران را از گنجینههایِ بیبدیل اسلام و انقلاب کوتاه کرده، به عنوان دشمن «آزادی»- که در تعبیرِ لیبرالها ولنگاری معنا میشود- جلوه داده شود. در حالی که آزادی، به معنای ولنگاری، بیبندوباری، تعدّی به حقوق دیگران، بیعدالتی، ظلم و بیقانونی- که در این صورت دنیا به حیاط وحشی تبدیل میشود، که امنیّت را به چالش کشیده و انسانیّت را به محاق میبرد- نیست. «آزادی» در تفکر اسلامی حریّت از هر قیدوبندی است؛ که رابطۀ انسان با خداوند متعال را مخدوش میکند. غربگرایان واداده «استقلال» را قطع ارتباط با دنیا و منزوی شدن، جلوه میدهند، چرا که اینان خود را بردگان و نوکران مخلص تمدّن غرب میپندارند؛ در حالی که «استقلال» در دیدگاه اسلامی- انقلابی، ارتباط با دیگر کشورها و فرهنگها- با حفظ چهارچوب و ارزشها- مفید، بلکه لازم میداند. در این نگرش، تبادل، به صورتِ اختیاری و آگاهانه است؛ نه تحمیلی، تزریقی و جبری، ثمرۀ این دیدگاه، مکمّل بودن «استقلال» و «آزادی» است. (نه معارض بودن آنها)... غربگرایان خودباخته در تلاش هستند، سلاح خطرناک تزویر را با برچسب زدن- ضدعلم، ضدِّآزادی، متحجّر، منزوی- به اصحاب جبهه حق زیبا جلوه داده و مقاصد شیطانی خویش را پنهان کنند و افکار عمومی را از اصل موضوع، منحرف نمایند. این درحالی است، که بسیاری از کشورهای معتقد به لیبرال- دموکراسی در حوزۀ «سایبری» دارای قوانین سختگیرانه هستند؛ برای مثال: در آمریکا- که مرکز لیبرال- دموکراسی است-، اینترنت و «فضای سایبر» زیر نظر (NSA) آژانس امنیّت ملّی آمریکا، فعالیّت میکند؛ که توسط نظامیان، اداره میشود. و همچنین در کشورهای انگلیس، چین، روسیه و بسیاری از کشورهای پیشرفته، اینترنت تحتِ کنترل و نظارت خود کشورها است. نه اینکه مانندِ کشور ما، استفادهکنندگان خارجی و پلتفرمهای مربوطه از حقوق ویژه برخوردار باشند و در صورت بروز هر ظلم و بیعدالتی، هیچ مرجع قانونی قادر به پاسخگویی و دفاع از حق نباشد؛ چرا که کنترل، خارج از مرزها و قوانینِ صورت میپذیرد! تا حدّی که خرید و فروش اسلحه و فعالیّتهای ترورسیتی نیز در «فضای سایبر» ولنگار کشورمان، انجامشدنی است! عجیب نیست، که در این فضای تروریست پرور تصویر و مکتب «حاج قاسم سلیمانی» این سرباز مخلص ولایت و سردارِ دلها حذف شود.
3. «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُم وَما تُنفِقوا مِن شَيءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيكُم وَأَنتُم لا تُظلَمونَ» (آیۀ۶۰ سورۀ انفال)
«هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمیشناسید و خدا آنها را میشناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، به طور کامل به شما بازگردانده میشود، و به شما ستم نخواهد شد!» این آیه، تنها قدرت سخت و جنگ نظامی را شامل نمیشود؛ چرا که قدرت نرم، اهمیّت ویژهای داشته و نه تنها قدرت سخت، بلکه دیگر عرصههای زندگیِ اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. امام خامنهای در توصیف اهمیّت و جایگاه فرهنگ میفرمایند: «هر ملّتی، اجازه داد فرهنگ ملّیاش پایمالِ تهاجمِ فرهنگهای بیگانه شود، آن ملّت از دست رفته است. ملّت غالب، ملّتی است که فرهنگاش غالب است. غلبۀ فرهنگی است که میتواند، غلبۀ اقتصادی و سیاسی و امنیّتی و نظامی و همه چیز را هم با خود به دنبال بیاورد.» (۱۲مردادِ۱۳۷۲)
«فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا» (سورۀ فرقان،آیۀ۵۲) «بنابراين از كافران اطاعت مكن، و بهوسيله قرآن با آنان مبارزه و جهاد بزرگى بنما.» (ای پیامبر! کفّاری که از تو مطالبۀ سازش و یا قصدِ انجامِ کارهایِ خود را دارند، نه تنها از آنان اطاعت نمیکنی، بلکه با قرآن با آنان جهاد کن.) در این راستا با «تبیین» اهمیّت موضوع و همچنین تکیه بر اصل سلب و نفی تسلّط و نفوذ دشمن- که ریشۀ تفکّر اسلامی- انقلابی بوده و از توحید برمیخیزد- بایستی بدون هیچ ملاحظۀ منفعتطلبانه، پا به عرصۀ «جهاد کبیر» گذاشت، تا در جنگ ارادهها و تقابل تمدنی دو قدرت به جا مانده،- لیبرال- دموکراسی
و اسلام- انقلابی، با «شجاعت» و «غیرت دینی»، بدون جناح بازی و با قاطعیّت انقلابی، «فضای سایبر» را- که در فرهنگسازی نقش عمدهای- دارد؛ از یوغ مستکبرین و مغالطهگران داخلی که دچار دنیازدگی شده و آخرت را با دنیا معامله میکنند و روح معصومِ کودکان، نوجوانان و جوانان و.... بااندک سرمایۀ فناپذیر، شهرت و مقام و... معاوضه میکنند- رها کرده و توحید را حاکمیّت بخشید. و سپس از «فضای سایبر» در جهت مثبت، برای ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی و تربیت نیروی تراز انقلابی استفاده کرد؛ که این علاجِ گمراهیهای فکر و دل مردم است و امنیّت و آرامش را به زندگیهای غارتزده باز میگرداند و سعادت ابدی را با منتج شدن به «تمدّن نوین اسلامی» و در نهایت ظهور محقق میسازد. انشاءالله...